خداوند متعال، به وجود مبارك پيامبر صلي الله عليه و آله بر ما منت نهاده است. چنان كه در قرآن مي فرمايد: «يضع عنهم اصرهم و الاغلال، پيامبر صلي الله عليه و آله غل هاي جاهليت را كه به دست و پا و گردن آنها بود، شكست و باز كرد.» يعني آنان را آسوده خاطر و آزاد كرد و ديني بي هيچ پيرايه و انحراف و كاملا سازگار با فطرت انساني به ارمغان آورد.
برخي سجاياي اخلاقي پيامبر اكرم «صلي الله عليه و آله و سلم:
مهرباني وخوشرويي پيامبر (ص) بسيار مهربان و خوش رو بود. حضرت را «بسام» وصف مي كنند، يعني بسيار اهل تبسم بود. وقتي در جلسات عمومي حضور مي يافت، آن قدر متواضع بود كه نمي شد او را در ميان جمع تشخيص داد. اشخاص تازه وارد، گاهي فرياد مي زدند: «كدام يك از شما خاتم الانبياء هستيد؟ آن حضرت در برخورد با افراد، چنان صميمي رفتار مي نمود كه هر كس گمان مي كرد محبوب ترين افراد نزد ايشان است. قرآن مي فرمايد: «به لطف و رحمت خداست كه تو با آنها نرم خو هستي، اگر تندخو بودي، مردم از گرد تو پراكنده مي شدند.» پيامبر با مسلمانان مهربان بود، ولي در عين حال «اشداء علي الكفار» بود، يعني با كافران به تندي برخورد مي كرد. اگر ما با كفار به تندي رفتار نكنيم، آنها با ما چنين خواهند بود. چندي پيش رهبر مسلمانان فلسطين «شيخ احمد ياسين» را شهيد كردند، اما رنتيسي جانشين او گفت: «تا آخر ايستاده ايم». او را به قتل تهديد كردند. پس از بيست روز او را هم شهيد كردند. شارون نخست وزير سابق رژيم غاصب صهيونيستي هم تبريك گفت. از اين قضايا مي توان نتيجه گرفت كه بايد در مقابل سخت گير بود. پيامبر ما هميشه پيش سلام بود. در روايت آمده است كه آن حضرت فرمود: «اگر شما يك صلوات بر من بفرستيد، من ده صلوات بر شما خواهم فرستاد» خداي تعالي به ايشان فرمود: «بر آنان درود فرست. اين درودها، باعث آرامش آنهاست.» انس مي گويد: «در خدمت رسول خدا(ص) بودم، كه عرب جاهلي وارد شد. جنس عباي مبارك رسول خدا(ص) برد يماني و حاشيه اش بسيار خشن و سخت بود، عرب جاهل، چنان عباي آن حضرت را كشيد كه آثار حاشيه لباس بر گردن پيامبر(ص) ماند اما آن حضرت خنديد. فرمود: «چه مي خواهي؟» گفت: «از آن درهم و دينارهاي زيادي كه داري، مقداري به من بده» پيامبر(ص) فرمودند: «به او عطا كنيد». با اين همه، پيامبر(ص) درباره اجراي احكام خدا، هيچ گذشت نداشت. چون خداوند مماشات در اين امور را نمي پسندد. در قرآن مجيد آمده است:«زاني و زانيه را صد ضربه شلاق بزنيد و درباره آنها در دين خدا رأفت به خرج ندهيد.» حكم خدا هرچه هست بايد عمل كرد. و نيز آمده است: «به ظالمان اعتماد نكنيد كه آتش را لمس خواهيد كرد.» برخي با هر بي ديني كه قصد نابودي دينمان را دارد و تمام افكار، عقايد و احكام اسلامي را زيرپا مي گذارد، دست دوستي مي دهند؛ اما نمي توانند نيروهاي خود را تحمل كنند و به اندك اختلاف سليقه اي، همديگر را طرد مي كنند.
شكر پيامبر صلي الله عليه و آله نسبت به نعمت هاي الهي، بسيار شكرگزار بود. عايشه مي گويد: «ديدم سحرگاه پيامبر(ص) برخاسته، به نماز مشغول است و با چه حالي استغفار و توبه مي كند و اشك مي ريزد.» گفتم اي رسول خدا، مگر قرآن نفرمود: «ما تقدم من ذنبك و ماتأخر، براي تو هيچ گناهي نيست؟» پيامبر(ص) فرمودند: «افلا اكون عبدا شكورا، آيا بنده شاكري نباشم؟» آن حضرت آنقدر به عبادت مي ايستاد كه گاه مجبور مي شد روي پنجه پا بايستد شايد به اين علت بود كه پاهاي مباركش، تاول زده بود.
عطوفت و گذشت پيامبر(ص) با مردم به راحتي سخن مي گفت و آنان در كنار او احساس آسودگي مي كردند. بچه اي را مادر يا پدر او در دامن پيامبر(ص) گذاشتند. شايد مي خواستند كه پيامبر(ص) نوازشش كند. آن بچه ادرار كرد. صاحب فرزند احساس خفت كرد به كودك پرخاش كرد. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «به كودك پرخاش مكنيد تا از ادرارش جلوگيري نشود» طفل را راحت مي گذاشت تا ادرار نمايد. وقتي پدر و مادر مي رفتند، پيامبر(ص) لباس خود را پاك مي نمود. انس بن مالك مي گويد: «نه سال خدمتگزار و خادم رسول خدا(ص) بودم، هرگز به خاطر ندارم در اين مدت به من فرموده باشد چرا اين كار را انجام دادي؟ و هرگز در كارها به من عيب و ايرادي نمي گرفت.» آن حضرت ديرتر از همه از مردم غضبناك مي شد و از همه زودتر راضي مي گرديد.
حيا شخصي با فرزندش نزد رسول خدا آمد و گفت: «اي رسول خدا، فرزند من بسيار خرما مي خورد، بگوييد نخورد.» آن حضرت فرمودند: «برو فردا بيا.» آن شخص رفت و فرداي آن روز آمد. پيامبر(ص) رو به فرزند كردند و فرمودند: «خرما كم بخور.» آن فرد گفت: «چرا ديروز نفرموديد؟» فرمود: «ديروز خودم خرما خورده بودم؛ نخواستم وقتي خودم خرما خورده ام به كسي بگويم نخور» او از خودش حيا مي كرد. آن زن نمي دانست كه پيامبر خرما خورده است. اگر پيامبر(ص) همان روز مي فرمود: خرما نخور. كسي متوجه نمي شد، اما خداوند مي فرمايد: «لم تقولون ما لا تفعلون، چرا چيزي مي گوييد كه به آن عمل نمي كنيد؟» بزرگان اخلاق ما هم اين گونه بودند. از آيت الله مصباح شنيدم كه مرحوم احمدي ميانجي فرموده بود: «من چيزي را كه مي گويم، پيش تر خودم به آن عمل كرده ام. محال است خودم عمل نكنم، ولي بگويم عمل كنيد.» برخي از ما به فرزندان مي گوييم دروغ نگو، اما وقتي تلفن زنگ مي زند، مي گوييم: بگو پدر نيست يا گاه به فرزند خود وعده مي دهيم كه فلان چيز را برايت مي خرم. اما نمي خريم. يا اينكه به كاري كه هرگز آن را انجام نمي دهيم، تهديد مي كنيم. مثلا مي گوييم: مي كشمت يا اينكه خود مي دانيم هرگز او را نخواهيم كشت.
رعايت حال كودكان در نماز، اگر اطفال از دوش پيامبر(ص) بالا و پايين مي رفتند، حضرت به آرامي با آنها برخورد مي كرد. اين باعث مي شد آنها به نماز خوش بين شوند. نقل است كه رسول گرامي(ص) امام حسن(ع) را در كنار خود قرار داد و به نماز ايستاد. اما سجده نماز را طولاني به جاي آورد. بعد از پايان نماز، مردم از علت طولاني شدن سجده سوال كردند، ايشان فرمود: «فرزندم حسن، بر شانه ام سوار شده بود و دوست نداشتم در پايين آوردنش عجله كنم.» هنگامي كه صداي گريه طفلي را مي شنيد، نماز جماعتش را كوتاه مي كرد تا مادرش به او رسيدگي كند. خوب است پدر و مادر و ديگر اعضاي خانواده با هم نماز صبح بخوانند. اما اگر هنگام نماز، پدر خانواده به نماز بايستد و مادر به كار ديگر رو كند، فرزند خانواده گمان مي كند كه نماز، چندان ضرورتي ندارد. اما وقتي همه با هم به نماز بايستند، كودك آنها نيز مي بيند و در همان سال ها نمازخوان مي شود. افراد در دوران كودكي گمان مي كنند كه قوانين اخلاقي كه پدر و مادر آنها را بيان مي كنند، همگي حقيقت دارد، تحقيقات روانشناسي هم ثابت كرده كه كودك، رفتار اطرافيان را قانون مي كند. از اين رو اگر ببيند پدر به گونه اي رفتار مي كند و مادر به گونه ديگر، در تعارض مي ماند. اسفبار تر اينكه برخي دعواهاي خانوادگي را در مقابل كودكان انجام مي دهند. اما آيا اين تربيت اسلامي است؟ آيا اين تربيت، موثر است؟ آيا با اين روش مي توانيم در خانه كسي را تربيت كنيم كه فردا به او افتخار كنيم؟
اهميت دادن به نماز هنگام نماز پيامبر (ص) هيچ كس جز خدا را نمي شناخت. انگار كسي با او آشنا نبود، چرا كه محبوب واقعي اش او را دعوت كرده بود. براي همين سراسيمه به سمت نماز مي رفت. گاه مي فرمود: «ارحنا يا بلال، (با اذان) روحم را طراوت بده.» برخي اين جمله را اين طور معنا كرده اند. بلند شو اي بلال، راحتم كن اما بايد توجه داشت، كه اين، حال ماست، زيرا دلمان مي خواهد زود اذان بگويند و دو ركعت نماز بخوانيم و راحت شويم. تازه اين حال كساني است كه نماز اول وقت مي خوانند گويي نماز مثل غل و زنجير به گردنمان آويزان است و مي خواهيم از آن خلاص شويم
آراستگي و زيبايي ظاهر رسول اكرم(ص) ظاهري آراسته و ساده داشتند و نسبت به لباس بي تكلف بودند. وقتي اصحاب خدمت رسول اكرم(ص) مي رسيدند و آراستگي ظاهري را رعايت نكرده بودند، آن حضرت ايراد مي گرفتند و به آنها امر مي كردند كه اين گونه نباشيد. در روايت آمده است كه اگر شخصي دندانهايش را مسواك نمي كرد و دهانش آلوده و كثيف بود، حضرت مي فرمود: «چرا مسواك نمي كني؟» آن حضرت به ظاهر خودشان مي رسيدند. موها را شانه مي زدند و عطرهاي خوش بو استعمال مي كردند؛ به گونه اي كه راوي مي گويد: پيامبر(ص) از راهي عبور نمي كرد مگر اينكه هر كس بعد از او از آن راه مي گذشت، از عطر خوش عرق پيامبر(ص) متوجه مي گشت كه رسول خدا از آنجا عبور كرده است.
بت شكن بودن رسول خدا(ص) بت شكن بود. در روز فتح مكه، وقتي وارد شهر شدند، چوبي به دست ايشان بود. ديدند حدود سيصد و شصت بت در كعبه آويزان است. از روي بي اعتنايي با چوبدستي برآنها نواختند. سپس اميرالمومنين(ع) را صدا زدند. امروز هم ما بايد بت شكن باشيم و نخست بت نفسمان را بشكنيم، چنان كه بزرگان گفته اند: «كل ما شغلك عن ذكرالله فهو صنمك، هر آنچه تو را از ياد خدا بازدارد، بت توست.»
حجت الاسلام والمسلمين دكتر مرتضي آقا تهراني
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 20:31 توسط مجید غفوری
|