|
|
|
|
|
امام محمدباقر(ع) در نخستين روز ماه رجب سال 57 قمري و يا به روايتي در سوم صفر سال 57 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. نام پدر بزرگوارش امام زين العابدين(ع) و مادرش ام عبدالله، فاطمه بنت امام حسن مجتبي(ع) است. بدين لحاظ وي هم از جانب پدر و هم از جانب مادر، علوي و فاطمي است و به همين منظور، وي را هاشمي بين هاشميين، علوي بين علويين و فاطمي بين فاطميين مي گويند. امام محمدباقر(ع)پنجمين امام شيعيان است و در محرم سال 95 قمري، پس از شهادت پدر بزرگوارش امام زين العابدين(ع) به مقام منيع امامت نايل آمد. امام محمدباقر(ع) داراي لقب هاي متعددي چون باقرالعلوم، شاكر و هادي است و مشهورترين لقب آن حضرت، "باقر" مي باشد. زيرا وي علم را شكافت و در عصر خويش در گسترش آن، تلاش بديعي به عمل آورد. كنيه مبارك وي، "ابوجعفر" مي باشد. امام علي بن الحسين(ع)، معروف به زين العابدين(ع)، با اين كه داراي فرزنداني متعدد بود، از ميان آنان، فرزند بزرگترش محمدباقر(ع) را به مقام امامت، شايسته دانست و با گفتار و رفتارش وي را پس از خود، به امامت شيعيان منصوب كرد. أبان بن عثمان از امام جعفرصادق(ع) روايت كرد: جابر بن عبدالله انصاري روزي بر امام علي بن الحسين(ع) وارد شد و در نزد وي، فرزند خردسالي را ديد. از آن حضرت پرسيد: اين چه كسي است؟ امام زين العابدين(ع) فرمود: وي فرزندم و صاحب امر (امامت) پس از من، محمدباقر است. امام محمدباقر(ع) هنگامي امر امامت را بر عهده گرفت كه جامعه اسلامي به خاطر بي كفايتي خلفاي بني اميه و رقابت قدرتمندان دستگاه خلافت و وزيران و حاكمان آنان، به انحطاط كشيده و هر روز نسبت به ارزشهاي والاي اسلامي فاصله مي گرفت و تفكرات و شبهات مغرضان و دشمنان اسلام، ايمان و و عقيده مسلمانان را تضعيف و بي بنيه مي نمود. امام باقر(ع) كه مانند پدرش امام زين العابدين(ع)، در مراقبت كامل خلفاي بني اميه و عاملان آنان، به ويژه حاكمان مدينه منوره قرار داشت و زمينه اقدامات سياسي براي وي فراهم نبود، تلاش بليغي در اقدامات فرهنگي و علمي به عمل آورد، تا جامعه اسلامي را از درون باز سازي و آگاهي و ايمان مسلمانان را تقويت نمايد. بدين لحاظ نخستين حوزه هاي علمي اسلامي را پايه گذاري كرد و شاگردان فراواني را با مكتب ناب محمدي(ص) و افكار و عقيده و فقه پوياي مكتب اهل بيت(ع) آشنا كرد. عالمان، فقيهان و مفسران بزرگ در برابر آن حضرت سر تسليم فرود مي آوردند و وي را مدح و ستايش مي كردند. عبدالله بن عطاء مكي روايت كرد: هرگز علما را در نزد كسي كوچكتر و بي بنيه تر نديدم، آن مقداري كه آنان را در نزد ابي جعفر، محمدباقر(ع) مي ديدم. هم چنين وي گفت: حكم بن عتيبه با آن كثرت علم و جلالت شأن كه در نزد مردم داشت، هرگاه در نزد محمدباقر(ع) قرار مي گرفت، چنان مي نمود كه طفل دبستاني است كه در نزد آموزگار خويش نشسته است. جابربن عبدالله انصاري روايت كرد كه پيامبراكرم(ص) به وي فرمود: اي جابر! اميد است در دنيا آن قدر بماني تا فرزندي از فرزندانم را كه از اولاد حسين(ع) است ديدار نمايي. نام وي محمد است "َيَبْقَرُ عِلْمَ الدينَ بَقَراً"؛ معارف ديني را تماما مي شكافد. پس هرگاه وي را ملاقات كردي، سلام مرا به وي برسان. امام محمدباقر(ع) در ايام امامت خويش با اين خلفا معاصر بود: وليد بن عبدالملك، سليمان بن عبدالملك، عمر بن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك و هشام بن عبدالملك، كه همگي از طايفه ستم كار بني اميه بودند. آن حضرت از همه آنان، غير از عمر بن عبدالعزيز، فشارهاي فراواني متحمل شد و سرانجام در 57 سالگي به وسيله زهري كه ابراهيم بن وليد بن عبدالملك، حاكم مدينه به دستور هشام بن عبدالملك به وي خورانيده شد، در هفتم ذي حجه و به روايتي در ربيع الاول و يا ربيع الاخر سال 114 قمري به شهادت رسيد و در قبرستان بقيع، در جوار قبر شريف پدرش امام زين العابدين(ع) و عمويش امام حسن مجتبي(ع) به خاك سپرده شد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 8:30 توسط مجید غفوری
|
|
||