تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً مذهبی - فرهنگی و اجتماعی
عمومی

12 ربيع الثاني سال اول هجري قمري  به امر پروردگار متعال پيامبر اسلام حضرت «محّمدبن عبدالله (ص)» تعداد ركعات نماز را تغيير دادند. تا آن زمان نمازهاي روزانه در مجموع شامل 10 ركعت بود و نماز سفر و حضر يك سال گذارده مي شد اما از آن پس از نمازهاي پنجگانه روزانه به 17 ركعت افزايش يافت و مقرر گرديد كه هنگام سفر تحت شرايط خاص نمازهاي 4 ركعتي به 2 ركعتي بجاي آورده شود . در بحار الانوار مرحوم مجلسي به نقل از كتاب روضة الكافي علامه كليني آمده است پيامبر اكرم(ص) 7 ركعت به نمازهاي روزانه افزود بدين ترتيب كه دورمعت به نماز ظهر و دو ركعت به عصر و يك ركعت به مغرب و دوركعت به عشاء اما نماز صبح به قرار گذشته همان دو ركعت باقي مي ماند اين امر در مدينه پس از واجب شدن فرضيه جهاد مقرر گرديد.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 8:54  توسط مجید غفوری  | 

حضرت معصومه (س) دخت گرامي امام موسي كاظم(ع) در تاريخ 10 ربيع الثاني سال 201 هجري قمري در شهر مقدس قم ديده از جهان فرو بست . آن بانوي گرامي در ذيقعده سال 173 و به قولي 183 هجري در مدينه منوره چشم به جان گشودند. دوران زندگي حضرت معصومه (س) با مصيبت فراق پدر بزرگوارش امام كاظم (ع) ، جدايي ودوري از برادر والامقامشان امام رضا(ع) در دنيايي از غم و اندوه سپري شد. ايشان بانويي آگاه از حوادث روز ، محدثه اي سخنور و معلّمي توانا بود ، و شاگردان بسياري تحت نظر وي به يادگيري اصول اسلامي مي پرداختند. همچنين كرامات بسياري از ايشان نقل شده است كه بيانگر روح بزرگ و شأن رفيع آن بانوي مؤمن و دريا دل در پيشگاه پروردگار متعال مي باشد. به نقل از علامه مجلسي حضرت معصومه (س) يك سال پس از ورود امام رضا (ع) به خراسان به شور وشوقي تمام به قصد زيارت برادر رنج سفر را بر خود هموار ساخت اما در راه بيمار شد و سرانجام در قم توقف نمود. گفتني است توقف ايشان در قم به مدت 17 روز ادامه يافت و بعد از آن روح آن بانوي معصوم به ملكوت اعلي پيوست و در همان شهر مقدس بخاك سپرده شد و امروز حرم مطهر حضرت معصومه(س) زيارتگاه شيفتگان اهل عصمت و ولايت مي باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 8:49  توسط مجید غفوری  | 

روز 29 فروردين ماه سال 1358ارتش جمهوري اسلامي ايران براي بيعت با حضرت امام خميني(ره) و تأكيد بروفاداري خويش به انقلاب اسلامي رژه كم سابقه و شورانگيزي درسراسركشوربرگزاركرد. مردم از اين رژه پرشور استقبال گسترده اي كردند. درآن روزارتش و مردم يگانگي و همسويي خود را درفداكاري براي اسلام و انقلاب اسلامي به نمايش گذاشتند و ازآن تاريخ به بعد اين روز، روز ارتش جمهوري اسلامي اعلام شد و هرسال به همين مناسبت مراسمي برگزار مي شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 8:44  توسط مجید غفوری  | 

امام حسن بن على(ع)، كه شيعيان وى را "امام حسن عسكرى(ع)" مى‏نامند، در روز جمعه، مصادف با هشتم ربيع الثانى سال 232 قمرى، در مدينه منوّره ديده به جهان گشود. (1)

وى، امام يازدهم شيعيان و پدر ارجمندش امام على النقى (ع) است.

نام مادرش، "حُديث" است و براى اين بانوى پرهيزكار و شايسته، نام‏هاى ديگرى چون "سليل"، "سوسن" و "جدّه" نيز گفته شده است.

با تولد امام حسن عسكرى(ع) ، در مدينه منوّره شور و شعف ويژه اى در خاندان پيامبر (ص) و دوستداران اهل بيت (ع) به وجود آمد و حرم اهل بيت (ع) را غرق در شادى و شادمانى نمود.

درباره تاريخ روز تولدش، روزهاى ديگرى چون چهارم و دهم ربيع‏الثّانى نيز گفته شده است . وليكن قول مشهور علما و مورخان شيعه، همان است كه نقل كرديم.(2)

تولد امام حسن عسكرى(ع) در مدينه منوّره، مقارن بود با خلافت "متوكل عباسى" (دهمين خليفه سلسله عباسيان).

متوكل، كه از خلفا و حاكمان ستمگر تاريخ و از دشمنان سرسخت خاندان پيامبر (ص) بود، نسبت به عموم علويان، به ويژه "امام على النقّى (ع)" و فرزندش "امام حسن عسكرى(ع)" ، تضييقات و فشارهاى زيادى اعمال نمود و در سال 236 قمرى، آنان را از مدينه به سامرا فراخواند و از نزديك آن بزرگواران را، تحت نظر و مراقبت خويش قرار داد. (3)

سرانجام، در سال 260 قمرى، امام حسن عسكرى(ع) از سوى "معتمد عباسى" (پانزدهمين خليفه سلسله عباسيان)، مسموم و پس از چند روز بيمارى ،در هشتم ربيع الاوّل به شهادت رسيد.

منابع:

1- الارشاد، ص 650؛ منتهى الآمال، ج 2، ص 392

2- منتهى الآمال، ج 2، ص 392؛ مسار الشيعه (از مجموعه نفيسه)، ص 30

3- منتهى‏الآمال، ج2، ص 393

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 14:28  توسط مجید غفوری  | 

                                                                          محل وقوع انفجار

 

۲۴ فروردین انفجاری شديد در يكي از حسينيه‌هاي شهر شيراز بعد از نماز مغرب و عشا به وقوع پيوست كه در اين حادثه  12 کشته و2۰2 زخمی بر جاي گذاشت. اين حادثه در قسمت مردانه حسينيه شهداء شيراز مربوط به هيأت رهپويان وصال و هنگام سخنراني حجت‌الاسلام انجوی نژاد، دبير ستاد نماز جمعه استان فارس رخ داد و صداي انفجار تا شعاع 5/1 كيلومتري اين حسينيه كه در يكي از مناطق مسكوني مركز شيراز واقع است، شنيده شد.

ضمن تسليت به آقا امام زمان (عج)، مقام معظم رهبري، خانواده و بازماندگان آنان، آرزوي سلامتي براي مجروحين را از خداوند متعال خواستاريم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 9:30  توسط مجید غفوری  | 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

به یقین فرشتگان به محبت او (علی علیه السلام ) به خداوند تقرّب می جویند .

 (بحارالأنوار جلد 39 صفحه 93)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 14:12  توسط مجید غفوری  | 

‌حضرت عبدالعظيم(ع) در 4 ربيع الثاني سال 173 هجري قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشودند . «عبدالله بن حسن بن زيدبن الامام حسن » از اصحاب امام جواد(ع) و از نوادگان امام حسن مجتبي(ع) دومين اختر آسمان ولايت و امامت بودند . آن حضرت مردي متقي و پرهيزكار و از راويان و ثقات مورد اعتماد امام هادي(ع) بود و اين نكته قابل توجه است كه اخبار و روايات متعددي درباره اعتماد به ايشان از ائمه(ع) روايت شده است . حضرت عبدالعظيم(ع) 5 تن از امامان معصوم را زيارت كرده اند و از امامان بزرگواري چون حضرت رضا(ع)، حضرت هادي و حضرت جواد(ع) به طور مستقيم نقل حديث نموده اند . آن حضرت در زمان امامت دهمين پيشواي شيعيان جهان ، حضرت علي النقي(ع) به دستور و صوابديد ايشان به سرزمين ايران مهاجرت كردند و عاقبت در ماه شوال سال 250 هجري قمري به درجه رفيع شهادت نائل آمدند . مرقد مطهر حضرت عبدالعظيم(ع) در شهرري واقع است و از زيارتگاههاي مسلمانان به ويژه مردم كشورمان مي باشد .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 8:38  توسط مجید غفوری  | 

سپهبد علي صياد شيرازي در 21 فروردين ماه سال 1378 بدست عوامل منافق به شهادت رسيد.اين اميرسرافراز ارتش اسلام درمقام هاي مختلف به اين مرزو بوم خدمت خالصانه كرده بود. شهيد صياد شيرازي سالها درمقام استاد درمركزآموزش توپخانه اصفهان تدريس مي كرد. درسال 1360 هجري شمسي با حكم حضرت امام خميني(ره) فرماندهي نيروي زميني ارتش را به عهده گرفت و درسال 1365 نماينده حضرت امام (ره) درشوراي عالي دفاع شد. آخرين مسئوليت شهيد صياد شيرازي جانشيني رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح بود و چندي قبل ازشهادت مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي درجه سرلشگري به ايشان اعطا كرده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 14:15  توسط مجید غفوری  | 

پس از شهادت اباعبدالله الحسين (ع) و ياران وفادارش در كربلا به دست سپاهيان يزيد بن معاويه و عدم يارى آن حضرت از سوى مسلمانان و دوستداران اهل بيت (ع) ، يك حالت سرخوردگى و پشيمانى در مسلمانان پديد آمد. در شهر كوفه كه بزرگترين مركز شيعيان عالم اسلام بود، ندامت و پشيمانى شيعيان، به خاطر عدم نصرت امام حسين (ع) و تنها گذاشتن وى در كربلا، شدت بيشترى داشت و از اين بابت، خودشان را سرزنش كرده و خطاكار مى‏دانستند.

آنان، پس از مراسم‏هاى عزادارى امام حسين (ع) و گفت و گوهاى جمعى، به اين نتيجه رسيدند كه اين ننگ و ندامت را نمى‏توانند از خود دور كنند، مگر با كشته شدن در راه اهداف اباعبدالله الحسين(ع)، و گرفتن انتقام از قاتلان وى.(1)

رهبرى اين جنبش را چند تن از سران سالخورده شيعه عراق بر عهده داشتند، كه معروفترين آنان عبارت بودند از: سليمان بن صرد خزاعى ، عبدالله بن وال تميمى، رفاعة بن شداد بجلى، عبدالله بن سعد ازدى و مسيّب بن نجبه فزارى.

قيام توابين از سال 61 قمرى، پس از شهادت امام حسين(ع)، شكل گرفت و به تدريج فراگير شد و طرفداران بسيارى پيدا كرد و به مدت چهار سال شكل‏گيرى جنبش، نيرو و امكانات قابل توجهى فراهم گرديد. بدين منظور رهبران قيام، نخستين روز ربيع الثانى سال 65 قمرى را آغاز رسمى حركت خود از شهر بزگ كوفه تعيين كردند. در اين زمان، "يزيد بن معاويه" به هلاكت رسيده بود و "مروان بن حكم" در شام و غرب عالم اسلام و "عبدالله بن زبير" در مكه و شرق و جنوب عالم اسلام، حكمرانى مى‏كردند و شهر كوفه درسيطره عبدالله بن زبير و طرفدارانش قرارداشت .

در آغاز، عده‏اى درصدد درگير كردن توابين با عامل عبدالله بن زبير در كوفه را داشتند، ولى با زيركى "عبدالله بن زبير انصارى"، استاندار وقت كوفه و اعلام پشتيبانى وى از توّابين، هيچ گونه جنگى در كوفه به وقوع نپيوست (2) و توّابين كه تعدادشان چهار هزار رزمنده عاشق شهادت بود، از كوفه به "پادگان نخيله" و از نخيله به سوى كربلا حركت كردند و مدتى در آن جا به سوگوارى پرداختند و بسيار گريه و ناله كرده و از خداى سبحان، به خاطر گناه و جرم خويش، طلب غفران نمودند و آن گاه به سوى سرزمين " جزيره (بين النهرين) " رهسپار شدند و در منطقه " عين الوردة " با سپاهيان مروان بن حكم به فرماندهى "عبيدالله بن زياد" مواجه شدند.

در آغاز، گروهى از توّابين به فرماندهى "مسيب بن نجبه فزارى" با گروهى از سپاه عبيدالله بن زياد درگير شدند و با مجاهدت و دلاورى‏هاى توّابين، سپاه عبيدالله متحمل شكست سنگين شد و بسيارى از شاميان كشته و بسيارى زخمى گرديدند و تنها عده‏اى، موفق به فرار از صحنه نبرد شدند.

عبيدالله بن زياد، كه تعداد سى هزار نفر از شاميان را فرماندهى مى‏كرد، براى بار دوم، سپاهى به استعداد دوازده هزار مرد جنگنده به فرماندهى "حصين بن نمير" به نبرد توّابين فرستاد و اين بار نيز پيروزى با خداجويان توّابين بود ولى تاريكى شب، مانع پيروزى نهايى آنان گرديد.(3) امّا بار سوم، عبيدالله بن زياد در همان شامگاه با تمام نيرو و تجهيزات جنگى به نبرد توّابين شتافت و جنگ خونينى ميان طرفين شعله ورگرديد . سليمان بن صرد كه با سپاهى سنگين از دشمن روبرو شده بود، از زين اسب به پايين آمد و شمشيرش را ازغلاف بيرون آورد وغلاف آن را شكست و به ياران خود گفت: عبادالله! من اراد البكور الى ربّه، و التّوبة من ذنبه، و الوفاء بعهده، فاليّ؛ اى بندگان خدا! هر كسى مى‏خواهد كه بامداد فردا در نزد پروردگارش باشد، از گناه و جرمش توبه كند و به پيمان خويش وفا كند، پس با من بيايد.

در اين هنگام، تعداد زيادى از ياران او از اسب پياده شده و بى‏باكانه به صفوف عظيم دشمن زدند.

تعداد اندك شهادت طلبان توّابين، صحنه ميدان را بر انبوه جنايتكاران شام، تيره و تنگ كردند و اگر پيروزى‏هاى آنان به همان صورت ادامه مى‏يافت، پيروزى نهايى نصيب آنان مى‏شد، ولى شاميان، به جاى نبرد تن به تن، توّابين را آماج تيرهاى بى‏امان خويش قرار دادند و در اين ميان فرمانده شجاع توّابين، يعنى "سليمان بن صرد"، مورد اصابت تير "يزيد بن حصين بن نمير"، قرار گرفت و دلاورانه به شهادت رسيد و پس از او، "مسيّب بن نجبه" فرماندهى توّابين را بر عهده گرفت ولى پس از مبارزاتى، او نيز به شهادت رسيد.(4)

از آن پنج فرمانده و امير توّابين، هر كدام پس از ديگرى، فرماندهى را بر عهده گرفته و با سربازان عبيدالله بن زياد به نبرد پرداختند، ولى در ميان ميدان به شهادت رسيدند و تنها "رفاعة بن شداد بجلى"، به همراه عده‏اى اندك از توابين، از تاريكى شب استفاده كرده و خود را از آن واقعه هولناك، نجات داده و به كوفه برگشتند و در قيام مختار بن ابى عبيده ثقفى، كه پس شهادت توابين، به وقوع پيوست، شركت نمودند.(5)

منابع:

1. المنتظم فى تاريخ الامم و الملوك، ج6، ص 28

2. همان

3. همان، ص 36

4. همان

5. مروج الذّهب، ج3، ص 100؛ تاريخ الطبرى، ج5، ص 551؛ البداية و النهاية، ج8، ص 253؛ ماهيت قيام مختار، ص 221

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 10:44  توسط مجید غفوری  | 

سيد مرتضي آويني نويسنده ،محقق ،مترجم و تهيه كننده برنامه هاي تلويزيوني در 20فروردين 1372 هنگام تهيه مجموعه جديد روايت فتح در منطقه فكه به شهادت رسيد.شهيد آويني پس از پيروزي انقلاب اسلامي همزمان در جهاد سازندگي و گروه جهاد صدا و سيما مشغول خدمت شد . در سال 67 در حوزه هنري فعاليتش را آغاز كرد و سپس سر دبيري مجله سوره را بعهده گرفت. ازآثار تأليفي شهيد آويني« آيينه جادو و شرح تعابير حضرت امام (ره)» را مي توان نام برد؛ همچنين «مجموعه هاي تلويزيوني روايت فتح ، حقيقت ، سراب و خال گزيده ها » از يادگارهاي ارزشمند شهيد آويني بشمار مي روند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 10:30  توسط مجید غفوری  | 



شايد مهمترين‌ دستاورد عمليات‌ بزرگ‌ كربلاي5 انهدام‌ بخش‌ عظيمي‌ از ماشين‌ جنگي‌ عراق‌ بود. علي‌رغم‌ عمليات‌ كربلاي‌4  كه‌ به‌ شكست‌ انجاميد، كربلاي‌5  توانست‌ تا حدودي‌ خواسته‌ فرماندهان‌ جنگ‌ را تأمين‌ كند.  به‌ همين‌ دليل‌ انجام‌ عمليات‌ در شرق‌ بصره‌ بار ديگر در دستور كار قرار گرفت. 

عمليات‌ «كربلاي‌8 » در دو محور با حضور نيروهاي‌ سپاه‌ در همين‌ راستا طراحي‌ شد تا توسط‌ دو قرارگاه‌ اجرا گردد. 


محور اول: آبگرفتگي‌ شمال‌ بوبيان، با فرماندهي‌ و هدايت‌ قرارگاه‌ قدس. 
محوردوم: حد فاصل‌ كانال‌ ماهي‌ تا جاده‌ شلمچه، با فرماندهي‌ و هدايت‌ قرارگاه‌ كربلا.
از آنجا كه‌ موقعيت‌ زمين‌ در محور آبگرفتگي‌ «بوبيان» با منطقه عملياتي‌ قرارگاه‌ كربلا در غرب‌ «كانال‌ ماهي» تفاوت‌ داشت‌ و ميزان‌ فاصله‌ با دشمن‌ نيز متغير بود،
براي‌ تعيين‌ زمان‌ آغاز عمليات‌ و محاسبه‌ مقدار زمان‌ لازم‌ براي‌ رسيدن‌ نيروها به‌ نقطه‌ درگيري‌ با دشمن، مشكلاتي‌ وجود داشت‌ كه‌ نهايتا ساعت‌2  و15  دقيقه‌ بامداد روز 18 فروردين‌1366  به‌ عنوان‌ زمان‌ مشترك‌ حمله‌ در هر دو محور انتخاب‌ شد.
عمليات‌ كربلاي8 با رمز «يا صاحب‌ الزمان»  (عجل‌ الله‌ تعالي‌ فرجه‌ الشريف) آغاز شد و مدت‌ 5 روز ادامه‌ پيداكرد.


در اين‌ عمليات‌60  دستگاه‌ تانك‌ و نفربر و ده‌ها دستگاه‌ خودرو منهدم‌ گرديد و تعداد5200  تن‌ از افراد دشمن‌ كشته‌ و زخمي‌ و اسير شدند. غنايم‌ به‌ دست‌ آمده‌ شامل‌ ده‌ها دستگاه‌ تانك‌ و نفربر و تعدادي‌ خودرو گرديد. اين‌ عمليات‌ كه‌ با هدف‌ تأمين‌ «كانال‌ زوجي» در جنوب‌ شلمچه‌ و توسعه‌ منطقه‌ تصرف‌ و در غرب‌ كانال «پرورش‌ ماهي» انجام‌ شد، نيروي‌ زميني‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را به‌ كسب‌ تجربيات‌ تازه‌اي‌ نايل‌ ساخت.
در اين‌ عمليات‌ محمدحسن‌ قاسمي‌ طوسي‌ مسئول‌ اطلاعات‌ و عمليات‌ لشكر25  كربلا و حبيب‌الله‌ كريمي‌ فرمانده‌ توپخانه‌63  خاتم‌الانبياء، به‌ شهادت‌ رسيدند.    

 
نام‌ عمليات:  كربلاي‌8   -  زمان‌ اجرا1/18 :/1366 - مدت‌ اجرا5 :روز  - تلفات‌ دشمن‌ (كشته، زخمي‌ و اسير5200 :) - رمز عمليات: يا صاحب‌ الزمان‌


مكان‌ اجرا: شرق‌ بصره‌ عراق‌ -   محور جنوبي‌ جنگ‌ در غرب‌ شلمچه‌ ايران‌ 
ارگان‌هاي‌ عمل‌كننده:  سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامي‌ 
اهداف‌ عمليات: پاسخ‌ به‌ شرارت‌هاي‌ دشمن‌ در خليج‌ فارس، تهديد شهر بصره‌ عراق‌ و تأمين‌ كانال‌ زوجي‌ و توسعه‌ منطقه‌  

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 9:18  توسط مجید غفوری  | 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

هرکس علی را دوست بدارد ، مانند برق جهنده و تندگذر از صراط عبور کند . آگاه باشید که هرکس علی را دوست بدارد و ولایتش را بپذیرد ، خداوند دوری از آتش و جواز عبور بر صراط و امان از عذاب برایش صادر کند . آگاه باشید که هرکس علی را دوست بدارد ، بساط حساب رسی برای او باز نمی شود و برای [اعمال] او میزان و ترازویی نصب نمی گردد .

(بحارالأنوار جلد 65 صفحه 124)

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 8:54  توسط مجید غفوری  | 

12فروردين ماه سال 1358  جمهوري اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) و باحضور ملت قهرمان ايران دركشورمان موجوديت يافت. ملت انقلابي ايران درمدت دو روز آراء خود را به صندوقهاي رأي ريختند و با شركت دريك همه پرسي كم نظيربه نظام جمهوري اسلامي ايران رأي مثبت دادند و نظام جمهوري اسلامي با 2/98درصد كل آراء موجوديت يافت. حضرت امام خميني(ره) دربخشي ازپيامشان به مناسبت برقراري نظام جمهوري اسلامي فرمودند:" مبارك باد برشما روزي كه پس ازشهادت جوانان برومند و داغ دل مادران و پدران و رنجهاي طاقت فرسا دشمن غول صفت و فرعون زمان را ازپاي درآورديد و با رأي قاطع به جمهوري اسلامي حكومت عدل الهي را اعلام نموديد…".

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 14:48  توسط مجید غفوری  | 

53 سال پيش از هجرت نخستين سال عام الفيل حضرت محمد(ص)، آخرين پيامبر الهى در 17 ربيع الاول از پدرى به نام عبدالله بن عبدالمطلب و مادرى به نام آمنه بنت وهب ديده به جهان گشود و با انوار رخسار و جمال منوّرش، جهان تيره و تاريك؛ به ويژه عربستان را روشن گردانيد.

پدرش عبدالله پيش از تولدش به همراه ساير بازرگانان قريش، جهت سفرى تجارى عازم شام گرديد و در بازگشت از شام، در يثرب (مدينه منوّره) بيمار شد و در همان جا درگذشت و به ديدار نوزاد خويش توفيقى نيافت.

وفات عبدالله، دو ماه و به روايتى هفت ماه پيش از تولد فرزندش حضرت محمد(ص) بود.

آمنه كه به تقوا، عفت و پاكيزگى در ميان بانوان قريش معروف بود، پس از تولد نور ديده‏اش چندان در اين دنياى فانى زندگى نكرد. وى دو سال و چهار ماه و به روايتى شش سال پس از ميلاد رسول خدا(ص)، در بازگشت از يثرب، در مكانى به نام «ابوا» بدرود حيات گفت و در همان مكان مدفون شد.

رسول خدا(ص) پس از تولد، در كفالت جدش عبدالمطلب - بزرگ و سيد قريش مكه - قرار گرفت. عبدالمطلب ابتدا جهت شير دادن آن حضرت را به «ثويبه» (آزاد شده ابولهب) سپرد، ولى پس از مدتى وى را به «حليمه دختر عبدالله بن حارث سعديه» واگذار كرد.

حليمه، در ظاهر اگرچه دايه وى بود، ولى در حقيقت به مدت پنج سال از او مراقبت و در حقّش مادرى كرد.

پيامبر اسلام(ص) از دوران كودكى داراى دو نام بود: يكى «محمد» (كه جد بزرگوارش براى وى برگزيد) و ديگرى «احمد» (كه مادر ارجمندش آن را انتخاب كرده بود).

از امام صادق(ع) روايت شد كه ابليس، پس از رانده شدن از رحمت الهى، مى‏توانست به هفت آسمان رفت و آمد كند و خبرهاى آسمانى را گوش دهد، تا اين كه حضرت عيسى(ع) ديده به جهان گشود، از آن پس، ابليس از سه آسمان فوقانى ممنوع شد و تنها در چهار آسمان پايين‏تر، رفت و آمد مى‏كرد. ولى چون حضرت محمد(ص) به دنيا آمد، ابليس از تمام آسمان‏ها رانده شد و رفت و آمدش ممنوع گرديد و غير از او، تمامى شياطين نيز با تيرهاى شهاب از آسمان رانده شدند.

هم چنين روايت شده است كه هنگام ولادت فرخنده حضرت محمد(ص) چند مسئله اتفاق افتاد: ايوان كسرا شكاف برداشت و چند كنگره آن فرو ريخت، آتش آتشكده بزرگ فارس خاموش شد، درياچه ساوه خشك گرديد، بت‏هاى مكه سرنگون شدند، نورى از وجود آن حضرت به سوى آسمان بلند شد كه شعاع آن فرسنگ‏ها را روشن كرد، انوشيروان (پادشاه ساسانى ايران) و مؤبدان بزرگ دربار وى، خواب‏هاى وحشتناكى ديدند آن حضرت ختنه شده و ناف بريده به دنيا آمد و پس از استقرار در زمين گفت: «الله اكبر و الحمد لله كثيراً، سبحان الله بكرةً و اصيلاً»

گفتنى است كه تاريخ نگاران و سيره‏نويسان شيعه و اهل سنت، با اين كه در سال و ماه تولد آن حضرت، اتفاق نظر داشته و مى‏گويند كه آن حضرت در اول عام‏الفيل، برابر با سال 570 ميلادى و در ماه ربيع الاول ديده به جهان گشود، ولى درباره روز تولد اختلاف نظر دارند. شيعيان، معتقدند كه رسول خدا(ص) در روز جمعه، مصادف با 17 ربيع الاول به دنيا آمد و اهل سنت مى‏گويند كه تولد وى روز دوشنبه دوازدهم ربيع الاول بوده است.

در نظام جمهورى اسلامى ايران، به خاطر احترام به ديدگاه علماى شيعه و اهل سنت و جهت ايجاد وحدت و هم دلى ميان تمام مسلمانان جهان، از 12 تا 17 ربيع الاول، هفته وحدت اعلام گرديده و مسلمانان عالم اين هفته را گرامى مى‏دارند.

اما اين كه سال تولد پيامبر(ص) را عام‏الفيل مى‏نامند، بدين جهت است كه دو ماه و هفده روز پيش از تولد پيامبر(ص)، يعنى در نخستين روز محرم سال 570 ميلادى، فيل سواران «ابرهه» به مكه هجوم آورده و قصد نابودى كعبه و مسجدالحرام را نمودند، ولى با معجزه شگفت الهى سركوب شدند.

ماجراى اين واقعه عظيم از اين قرار بود كه ابرهة بن صباح يكى از جنگ جويان حبشى كه با پشتيبانى‏هاى بى‏دريغ نجاشى حبشه و قيصر روم بر يمن استيلا يافته و درصدد ترويج و تبليغ مسيحيت در يمن و تمامى شبه جزيره عربستان برآمده بود، كعبه را مانع هدف‏هاى خويش مى‏ديد. بدين جهت، براى تخريب آن و وادار كردن عرب‏هاى حجاز به مسيحيت، به مكه هجوم آورد و سپاهيان بى‏نزاكت وى در حالى كه سوار بر فيل بودند، به سوى خانه خدا كعبه يورش بردند، ولى هنوز پاى آنان به مسجدالحرام نرسيده بود كه فوجى از پرندگان، از سمت دريا پديدار شده و آنان را از آسمان سنگ باران كردند. در اندك مدتى تمامى سپاهيان وى به وضع فجيعى كشته شدند و تنها تعداد اندكى از آنان با زخم‏هاى جانكاه، عقب نشينى كرده و به سوى يمن فرار نمودند.

قرآن كريم به داستان ابرهه و فيل سواران حبشى اشاره كرد و سوره ويژه‏اى را به نام الفيل نازل فرمود.

ماجراى اصحاب فيل، يكى از بزرگ‏ترين رويدادهاى عصر جاهليت در عربستان بود، بدين لحاظ مبدأ تاريخ عرب‏ها قرار گرفت و تا پيش از تعيين تاريخ هجرى قمرى، از اين تاريخ استفاده مى‏نمودند.

ازدواج حضرت محمد(ص) با حضرت خديجه(س) (10 ربيع الاول سال 25 عام الفيل - 28 سال پيش از هجرت)

حضرت خديجه، دختر خويلد بن اسد، پيش از ازدواج با رسول خدا(ص) در آغاز با عتيق بن عائذ ازدواج كرد و از او داراى فرزندى به نام جاريه شد. پس از مرگ عتيق، با ابوهالة بن منذر اسدى ازدواج نمود و از او نيز داراى فرزندى به نام هند بن ابى هاله شد. پس از مرگ ابوهاله، خديجه بنت خويلد از دارايى‏هاى خويش و دارايى‏هاى شوهران گذشته‏اش، اقدام به سرمايه گذارى تجارى و اقتصادى كرد. لذا دارايى‏هاى خود را به مضاربه داد و ثروت زيادى به دست آورد و از توانگران و ثروتمندان معروف عرب شد. آن چنان كه نقل شد، تعداد هشتاد هزار شتر، كالاهاى بازرگانى كاروان‏هاى او را جا به جا مى‏كردند.

بزرگان قريش و ثروتمندان عرب، تمايل زيادى به ازدواج با وى نمودند. از جمله عقبة بن ابى معيط، ابوجهل، و ابوسفيان از وى خواستگارى نمودند، ولى همه آنان را رد كرد و دست رد به سينه شان زد و هيچ تمايلى به ازدواج ديگر از خود نشان نداد. اما از روزى كه حضرت محمد(ص) با پيشنهاد عمويش حضرت ابوطالب (ع) حاضر شد كه با خديجه بنت خويلد پيمانى بسته و از مقدارى از دارايى‏هاى وى به شرط مضاربه تجارت كند، قضايا دگرگون شد و خديجه براى ادامه زندگى خويش، راه ديگرى برگزيد. حضرت محمد(ص) با دارايى خديجه و به همراه دو تن از غلامان وى، اقدام به سفر بازرگانى به سرزمين شام نمود و در اين سفر، خريدو فروش خوبى به عمل آورد و سود فراوانى به دست آورد و همه آن‏ها را پس از بازگشت به مكه، تحويل خديجه نمود و تنها به سهم خويش قناعت كرد.

خديجه، كه از امانت دارى امين قريش و صفا و صميميت وى به وجد آمده و خوش‏رفتارى و خوش اخلاقى وى را از دو غلام خويش شنيده بود، مبهوت رفتار و كردار حضرت محمد(ص) گرديد و عشق وى را در قلب خويش زنده كرد. از آن سو، حضرت محمد(ص) به سنينى رسيده بود كه مى‏بايست ازدواج مى‏كرد. عمويش «حضرت ابوطالب(ع)» و همسر عمويش حضرت فاطمه بنت اسد(س) در پى يافتن همسرى شايسته براى او بودند.

خديجه (س) كه از تصميم آنها باخبر شده بود نفيسه دختر عليه را به نزد پيامبر(ص) فرستاد و عشق و علاقه خويش نسبت به آن حضرت و آمادگى ازدواج با وى را ابراز نمود. پيامبر اكرم(ص) با عمويش ابوطالب(ع) در اين باره مشورت كرد و همگى از آن استقبال كردند.

بدين منظور، ابوطالب(ع) به همراه تعدادى از بزرگان بنى‏هاشم به نزد خويلد بن اسد و به روايتى نزد ورقة بن نوفل عموى خديجه رفت و خديجه را براى حضرت محمد(ص) خواستگارى كردند.

درخواست آنان از سوى خديجه و عمويش پذيرفته شد وعقد نكاح آن دو جارى شد و مهريه خديجه، چهارصد دينار تعيين گرديد كه خود وى، آن را ضامن شد. بدين ترتيب در دهم ربيع الاول سال 25 عام الفيل (28 سال پيش از هجرت) ازدواج آن دو بزرگوار برگزار شد.

خديجه به هنگام ازدواج با رسول خدا(ص)، چهل ساله بود و پيامبر(ص)، بيست وپنج ساله.

خديجه كبرا در خانه پيامبر(ص) داراى شش فرزند شد كه عبارتند از: قاسم، عبدالله، رقيه، زينب، ام كلثوم و فاطمه زهرا (سلام الله عليهم اجمعين) كه تمام آنها، جز فاطمه زهرا (س) پيش ازبعثت پيامبر(ص) به دنيا آمده بودند و تنها فاطمه(س) پس از بعثت به دنيا آمد و خير كثيرى براى عالميان شد.

امام جعفر صادق(ع) در روز جمعه، به هنگام طلوع فجر و به روايتى در روز دوشنبه، هفدهم ربيع‏الاوّل سال 83 قمرى ديده به جهان گشود و عالم انسانى را با انوار طيّبه خويش تابناك نمود. پدرش امام محمد باقر(ع) وى را به نام عموى نياكانش جعفر طيّار(ع)، "جعفر" نام نهاد. حضرت جعفر بن محمد(ع) داراى يك كنيه معروف به نام "ابوعبدالله" و دو كنيه غير معروف به نام‏هاى " ابواسماعيل" و " ابوموسى" بود. هم چنين، داراى القابى چند بود كه معروف‏ترين آن‏ها عبارت است از: صادق، صابر، طاهر و فاضل. (1)

شيعيان و محبّان اهل بيت(ع) وى را به " صادق آل محمد(ص) " مى‏شناسند. زيرا آن حضرت، هرگز سخنى جز راست و درست، چيزى نفرمود.

پدر ارجمندش ،امام محمد باقر (ع)است كه نَسَب وى با دو واسطه به امير مؤمنان حضرت علي (ع) و با سه واسطه به پيامبر اكرم (ص) منتهى مى‏گردد.

مادر گرامى امام جعفر صادق (ع)، فاطمه، معروف به " اُمّ فروه" از زنان نيكو سرشت، نيكوكار و نيكورفتار عصر خويش بود. اين بانوى باتقوا و متدّين، از جهت فضيلت و منقبت، سرآمد زنان روزگار خود به شمار مى‏آمد و امام صادق(ع) در شأن و مقام وى فرمود: مادرم از زنانى بود كه ايمان داشت، تقوا پيشه كرده و نيكوكارى مى‏نمود و خدا، نيكوكاران را دوست دارد.(2)

امام جعفر صادق (ع) به مدت دوازده سال، حيات با بركت جدّ گرامى‏اش امام زين العابدين(ع) را درك كرد و از مكتب تربيتى و علمى وى بهره وافر يافت.

هم چنين، آن حضرت به مدت 32 سال از وجود شريف پدرش امام محمد باقر (ع) برخوردار بود و در تمام رويدادهاى مهم در كنار پدر ارجمندش قرار داشت. مدت امامت امام جعفر صادق (ع)، 33 سال و ده ماه (از ذى حجه سال 114 تا 25 شوال سال 148 قمرى ) بود و در ايّام زندگى با بركت خويش با خلافت غاصبانه چند تن از خلفاى اموى و دو تن از خلفاى عباسى به شرح ذيل معاصر بود:

1- عبدالملك بن مروان (65 – 86 ق)

2- وليد بن عبدالملك (86 - 96 ق )

3- سليمان بن عبدالملك (96 – 99)

4- عمر بن عبدالعزيز (99 - 101 ق)

5- يزيد بن عبدالملك (101 - 105 ق)

6- هشام بن عبدالملك (105 - 125 ق)

7- وليد بن يزيد (125 - 126 ق )

8- يزيد بن وليد (126 - 126 ق)

9- مروان بن محمد (126 - 132 ق)

10- ابوالعباس سفاح (132 - 136 ق)

11- منصور دوانقى (136 - 158 ق)

گفتنى است كه نُه نفر اوّل از طايفه بنى اميه و دو نفر آخر از خاندان بنى عباس بودند و آن حضرت از هر دو طايفه، سختى‏ها و بى‏مهرى‏هاى فراوانى ديد؛ اما چون آن امام بزرگوار در انتهاى دوران خلافت ستم كارانه امويان و در آغاز خلافت فريب‏كارانه عباسيان مى‏زيست، فرصت مناسبى به دست آورد تا در زمان انتقال خلافت از يك طايفه غاصب، به طايفه غاصب ديگر و سرگرم شدن آنان به يكديگر، مكتب اهل بيت (ع)را به مسلمانان بشناساند و زمينه ترويج و تبليغ اين مكتب را مهيّا سازد و از اين راه، بيشترين بهره را نصيب اسلام و مسلمانان نمايد.

آن حضرت با تشكيل حوزه علميه و تعليم شاگردانى مبرز، چون هشام، زراره و محمد بن مسلم، تحول شگرفى در جهان اسلام و مذهب شيعه پديد آورد و جهانيان را با اسلام ناب محمدى(ص) و مكتب حيات بخش اهل بيت (ع) آشنا ساخت. به همين جهت، وى را پايه گذار مذهب "اماميه" دانسته و شعيان امامى اثناعشرى را " شيعه جعفرى" مى‏گويند. سرانجام اين امام همام، در 65 سالگى به وسيله زهرى كه منصور دوانقى، به واسطه عوامل و مزدوران خود در مدينه، به آن حضرت خورانيد، مسموم شد و به خاطر شدت زهر، به شهادت رسيد. تاريخ شهادت وى، 25 شوال سال 148 قمرى مى‏باشد. امام موسى كاظم (ع) به همراه ساير فرزندان امام جعفر صادق (ع)، بدن مطهر پدر را پس از غسل، كفن و نماز، در جوار قبر پدر و جدش و عموى پدرش در قبرستان بقيع به خاك سپردند.(3)

منابع:

1- تاج‏المواليد (از مجموعه نفيس)، ص 43؛ الارشاد، ص 525 وكشف الغمّة، ج 2، ص 369

2- همان

3- الارشاد، ص 525؛ كشف الغمّة، ج 2، ص 369؛ زندگانى چهارده معصوم (ع) (ترجمه اعلام الورى)، ص 376؛ منتهى الآمال، ج 2، ص 121 و موسوعة الامام الصادق (ع)، ج 1-2

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 9:2  توسط مجید غفوری  | 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال

    

 بـرآمــد بــاد صبــح و بـوی نـوروز        به  کام دوستـان و بخت پیـروز

مبارک بادت این سال وهمه سال       مبارک بادت این روز وهمه روز

امام صادق (ع) : هرگاه نوروز فرا رسید ، غسل کن وپاکیزه ترین لباسهایت را بپوش .  

در دوره اسلامی نوروز را به سلیمان پیامبر نسبت  داده اند وگفته اند که چون وی انگشتری خود را گم کرد ، پادشاهی از دستش بیرون رفت وپس از چهل روز آن را باز یافت و شکوه پیش به او بازگشت وپادشان نزد او رفتند ومرغان بازگشتند وایرانیان گفتند (  نوروز آمد ) .

مرحوم علامه مجلسی در کتاب ( سماء والعالم ) از قول امام جعفر صادق (ع) روایت  کرده است که روز اول فروردین حضرت آدم آفریده شده وآن روز ، روز فرخنده ای برای طلب حاجت وبرآورده شدن آرزوهاست ... کسب دانش ، مسافرت وخرید وفروش در آن روز  خجسته وبیماران رو به بهبودی می گذارند .

علامه مجلسی در کتاب (زادالمعاد ) پس از ذکر فضایل نوروز واین که نوروز روز موافق با روز مبعث و27 ماه رجب بود ودر همان روز پیامبر به پیامبری مبعوث گردید، چنین آورده است ؛ پس حضرت صادق به معلی فرمود : ( چون نوروز شود غسل بکن وپاکیزه ترین لباسهایت را بپوش و به بهترین بویها خود را خوشبو کن ودر آن روز ، روزه بدار ، پس چون از نماز پیشین وپسین ونافله های آن فارغ  شوی چهار رکعت نماز بگزار ، هر دو رکعت یک سلام ، در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه  سوره مبارکه قدر ودر رکعت دوم بعد از حمد ده بار سوره مبارکه کافرون ودر رکعت سوم بعد از  حمد ده بار سوره مبارکه توحید ودر رکعت چهارم بعد از نماز ، سجده شکر بجای آور وبگو ... ( دعایی که حدود 8 سطر) چون چنین کنی ،گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود .

در حدیث معلی بن خنیس یا حدیث نوروز  می خوانیم که حضرت جعفر بن صادق (ع) می فرمایند: ( ای معلی ، روز نوروز همان روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند واو را انبازی نگیرند. وبه پیامبران وحجج وامامان ایمان بیاورند ، همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد وبادها وزیدن گرفت وزمین در آن شکوفا و درخشان شد . همان روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت . همان روزی است که خداوند زندگی بخشید به آنان که از ترس مرگ از خانه وکاشانه خود بیرون شدند وهزاران تن بودند ، پس خداوند به آنان فرمان داد که بمیرند ، سپس ایشان را در این روز ( دوباره ) زنده کرد . همان روزی است که جبرئیل بر پیامبر فرود آمد وهمان روزی است که پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود برداشت تا بتهای بیت الله الحرام (کعبه ) به زیر افکند وبتان را خرد کند . چنانچه ابراهیم نیز چنین کاری را کرد . همان روزی که پیامبر به یاران خود دستور داد تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند . همان روزی است که پیامبر (ص) ،علی (ع) را به وادی الجن (دره جنیان ) فرستاد تا ازآنان برای خود بیعت بگیرد . همان روزی که علی (ع) بر مردم نهروان (خوارج ) پیروز شد . وهمان روزی که قائم ما ( قائم آل محمد )واولیای امر در آن ظهور کنند .

امام صادق می فرمایند : هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج ( ظهور قائم آل محمد عج ) هستیم ؛ چرا که نوروز از روزهای ما وشیعیان ما است .

آری نوروز ، روزی که خلقت آغاز شد ، روزی که امام عصر (عج) در آن ظهور می کند ، روزی که خلافت علی (ع) شروع شد .

روزی که مبارک وخجسته خوانده شده وروزی که عید است ، بازگشت است ، آغاز تجلی آیات ونعمات الهی است . شروع رحمت است وروزی است که انسانها را در ( یا محول الحول والاحوال ) به نیاز به معبودی برای تحول  خویشتن دعوت می کند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 9:18  توسط مجید غفوری  |