تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً مذهبی - فرهنگی و اجتماعی
عمومی

الإمام الصادق (عليه السلام) :

إذا أرادَ اللهُ بعَبد خيراً عَجَّلَ عُقوبَتَهُ في الدنيا، وإذا أرادَ بعَبد سوءاً أمسَكَ علَيهِ ذُنوبَهُ حتّى يوافِي بها يومَ القيامةِ .
امام صادق(عليه السلام) :

 هر گاه خداوند خوبى بنده اى را بخواهد در همين دنيا كيفرش دهد و چون براى بنده اى بد بخواهد گناهانش را نگه دارد تا در روز قيامت كيفر بيند.
(البحار : 81 / 177 / 18)

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 7:40  توسط مجید غفوری  | 

امام علي بن محمد(ع)، معروف به هادي و نقي، كه دهمين امام شيعيان است، در سوم رجب، و به قولي در 25 جمادي الآخر، در سامرا به شهادت رسيد.(1)

امام علي النقي(ع)، از ذي قعده سال 220 قمري، كه پدر بزرگوارش حضرت امام محمد تقي(ع)، معروف به جوادالائمه(ع)، به شهادت رسيد، بنا به وصيت آن حضرت، مقام منيع امامت را بر عهده گرفت.

گفتني است، هنگامي كه امام هادي(ع) مقام امامت را بر عهده گرفت، از عمر شريفش بيش از هشت سال و پنج ماه نگذشته بود و وي به مانند پدر ارجمندش در سنين كودكي به اين مقام عظيم نايل آمد.

امام علي النقي(ع) در ايام امامت خويش با خلافت شش تن از خلفاي بني عباس معاصر بود و آنان عبارت بودند از: معتصم، واثق، متوكل، منتصر، مستعين و معتز.

رفتار اين عده از خلفاي عباسي با امام علي النقي(ع) متفاوت بود. برخي رفتار خصمانه و برخي ديگر رفتار متعادل تري اعمال مي نمودند. ولي همه آنان، در غصب خلافت و ناديده گرفتن حقوق امامت، هم رأي و هم نظر بودند.

در ميان آن ها، متوكل عباسي (دهمين خليفه عباسيان) بيش از همه، نسبت به اهل بيت(ع) و خاندان امامت و علويان صاحب نام، دشمني مي ورزيد و از هر راه ممكن در صدد اذيت و آزار آنان بر مي آمد و حتي نسبت به درگذشتگان اهل بيت(ع) نيز عقده گشايي مي كرد و دستور مي داد كه قبور امامان معصوم(ع)، به ويژه قبر مطهر اباعبدالله الحسين(ع) و خانه هاي مجاور آن را خراب كرده و زمين هاي كربلا را شخم زده و زراعت نمايند.(2)

وي، در سال 243 قمري، امام علي النقي(ع) را از مدينه منوره به سامرا فراخواند و آن حضرت را براي هميشه از موطن اصلي وي و اجداد طاهرينش دور نمود.(3)

تنها منتصر عباسي (يازدهمين خليفه عباسيان) پس از ترور و هلاكت پدرش متوكل، در ايام كوتاه مدت خلافت خويش، نيكي هاي در خور توجهي به علويان و وابستگان به خاندان رسالت و امامت نمود، كه در برابر آزار و اذيت هاي بي حد و حساب ساير خلفاي عباسي، قابل جبران نمي باشد.

امام علي النقي(ع) به مدت يازده سال در سامرا (پايتخت عباسيان) و در محله عسكر (منطقه مسكوني نظاميان) به حالت تبعيد، زندگي نمود و در اين مدت، تحت مراقبت و نظارت دستگاه امنيتي خلافت قرار داشت و از تماس با دوستان و ياران خويش محروم بود.

سرانجام در سوم رجب و يا به روايتي در 25 جمادي الآخر سال 254 قمري، در ايام خلافت معتز عباسي، به وسيله معتمد عباسي، برادر خليفه وقت، مسموم و در آن غريبه سرا، به شهادت رسيد.

به هنگام شهادت آن امام همام، جز فرزندش امام حسن عسكري(ع)، كسي در بالينش حاضر نبود.

امام حسن عسكري(ع) در ماتم پدر بزرگوارش، بسيار گريست و گريبان دريد و خود متوجه غسل، كفن و دفن آن حضرت گرديد. برخي از نادانان و يا متعصبان به امام حسن عسكري(ع) خرده گرفته كه چرا وي گريبانش را دريد. آن حضرت به آنان پاسخ داد: شما چه مي دانيد از احكام دين خدا؟ حضرت موسي بن عمران(ع) در ماتم برادرش هارون(ع) گريبان چاك زد.(4)

از امام هادي(ع) تشييع جنازه با شكوهي به عمل آمد. دوستداران اهل بيت(ع)، فقها، قضات، دبيران، اميران و حتي بزرگان دربار خلافت در تشييع جنازه مطهر وي شركت كرده و وي را در يكي از حجره هاي خانه اش دفن نمودند.(5)

هم اكنون قبر شريفش، به همراه قبر مطهر فرزندش امام حسن عسكري(ع) و قبر خواهرش حكيمه خاتون دختر امام جواد(ع) و قبر نرگس خاتون مادر امام زمان(ع) در يك ضريح مقدس قرار دارد و در شهر سامرا، مزار شيعيان و دوستداران اهل بيت(ع) مي باشد.

منابع:

1_ الارشاد (شيخ مفيد)، ص 649؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 384.

2_ منتهي الآمال، ج2، ص 383.

3_ همان، ص 377 و الارشاد، ص 646.

4_ منتهي الآمال، ج2، ص 385.

5_ الارشاد، ص 635؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج3، ص 229؛ منتهي الآمال، ج2، ص 361؛ المستجاد (علامه حلي) ص 216؛ الكافي (شيخ كليني)، ج1، ص 497.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 11:53  توسط مجید غفوری  | 

امام محمدباقر(ع) در نخستين روز ماه رجب سال 57 قمري و يا به روايتي در سوم صفر سال 57 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود. نام پدر بزرگوارش امام زين العابدين(ع) و مادرش ام عبدالله، فاطمه بنت امام حسن مجتبي(ع) است. بدين لحاظ وي هم از جانب پدر و هم از جانب مادر، علوي و فاطمي است و به همين منظور، وي را هاشمي بين هاشميين، علوي بين علويين و فاطمي بين فاطميين مي گويند. امام محمدباقر(ع)پنجمين امام شيعيان است و در محرم سال 95 قمري، پس از شهادت پدر بزرگوارش امام زين العابدين(ع) به مقام منيع امامت نايل آمد. امام محمدباقر(ع) داراي لقب هاي متعددي چون باقرالعلوم، شاكر و هادي است و مشهورترين لقب آن حضرت، "باقر" مي باشد. زيرا وي علم را شكافت و در عصر خويش در گسترش آن، تلاش بديعي به عمل آورد. كنيه مبارك وي، "ابوجعفر" مي باشد. امام علي بن الحسين(ع)، معروف به زين العابدين(ع)، با اين كه داراي فرزنداني متعدد بود، از ميان آنان، فرزند بزرگترش محمدباقر(ع) را به مقام امامت، شايسته دانست و با گفتار و رفتارش وي را پس از خود، به امامت شيعيان منصوب كرد. أبان بن عثمان از امام جعفرصادق(ع) روايت كرد: جابر بن عبدالله انصاري روزي بر امام علي بن الحسين(ع) وارد شد و در نزد وي، فرزند خردسالي را ديد. از آن حضرت پرسيد: اين چه كسي است؟ امام زين العابدين(ع) فرمود: وي فرزندم و صاحب امر (امامت) پس از من، محمدباقر است. امام محمدباقر(ع) هنگامي امر امامت را بر عهده گرفت كه جامعه اسلامي به خاطر بي كفايتي خلفاي بني اميه و رقابت قدرتمندان دستگاه خلافت و وزيران و حاكمان آنان، به انحطاط كشيده و هر روز نسبت به ارزشهاي والاي اسلامي فاصله مي گرفت و تفكرات و شبهات مغرضان و دشمنان اسلام، ايمان و و عقيده مسلمانان را تضعيف و بي بنيه مي نمود. امام باقر(ع) كه مانند پدرش امام زين العابدين(ع)، در مراقبت كامل خلفاي بني اميه و عاملان آنان، به ويژه حاكمان مدينه منوره قرار داشت و زمينه اقدامات سياسي براي وي فراهم نبود، تلاش بليغي در اقدامات فرهنگي و علمي به عمل آورد، تا جامعه اسلامي را از درون باز سازي و آگاهي و ايمان مسلمانان را تقويت نمايد. بدين لحاظ نخستين حوزه هاي علمي اسلامي را پايه گذاري كرد و شاگردان فراواني را با مكتب ناب محمدي(ص) و افكار و عقيده و فقه پوياي مكتب اهل بيت(ع) آشنا كرد. عالمان، فقيهان و مفسران بزرگ در برابر آن حضرت سر تسليم فرود مي آوردند و وي را مدح و ستايش مي كردند. عبدالله بن عطاء مكي روايت كرد: هرگز علما را در نزد كسي كوچكتر و بي بنيه تر نديدم، آن مقداري كه آنان را در نزد ابي جعفر، محمدباقر(ع) مي ديدم. هم چنين وي گفت: حكم بن عتيبه با آن كثرت علم و جلالت شأن كه در نزد مردم داشت، هرگاه در نزد محمدباقر(ع) قرار مي گرفت، چنان مي نمود كه طفل دبستاني است كه در نزد آموزگار خويش نشسته است. جابربن عبدالله انصاري روايت كرد كه پيامبراكرم(ص) به وي فرمود: اي جابر! اميد است در دنيا آن قدر بماني تا فرزندي از فرزندانم را كه از اولاد حسين(ع) است ديدار نمايي. نام وي محمد است "َيَبْقَرُ عِلْمَ الدينَ بَقَراً"؛ معارف ديني را تماما مي شكافد. پس هرگاه وي را ملاقات كردي، سلام مرا به وي برسان. امام محمدباقر(ع) در ايام امامت خويش با اين خلفا معاصر بود: وليد بن عبدالملك، سليمان بن عبدالملك، عمر بن عبدالعزيز، يزيد بن عبدالملك و هشام بن عبدالملك، كه همگي از طايفه ستم كار بني اميه بودند. آن حضرت از همه آنان، غير از عمر بن عبدالعزيز، فشارهاي فراواني متحمل شد و سرانجام در 57 سالگي به وسيله زهري كه ابراهيم بن وليد بن عبدالملك، حاكم مدينه به دستور هشام بن عبدالملك به وي خورانيده شد، در هفتم ذي حجه و به روايتي در ربيع الاول و يا ربيع الاخر سال 114 قمري به شهادت رسيد و در قبرستان بقيع، در جوار قبر شريف پدرش امام زين العابدين(ع) و عمويش امام حسن مجتبي(ع) به خاك سپرده شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 22:37  توسط مجید غفوری  | 

فضيلت و اعمال ماه مبارك رجب

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روايات بسياری وارد شده است. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضيلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در اين ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه يك روز از ماه رجب را روزه دارد موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

از حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلام روایت است كه: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم يك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه دارد بهشت او را واجب گردد.

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر. هر كس يك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بياشامد.

از حضرت صادق عليه السلام روایت است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گويند زيرا كه رحمت خدا در اين ماه بر امت من بسيار ريخته مى‏شود پس بسيار بگوئيد: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

و ابن بابويه به سند معتبر از سالم روايت كرده است كه گفت: رفتم به خدمت حضرت صادق عليه السلام در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود چون نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آيا در اين ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غير خدا كسى نمى‏داند به درستى كه اين ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى ديگر فضيلت داده و حرمت آن را عظيم نموده و براى روزه داشتن آن گرامى داشتن را بر خود واجب گردانيده است.

پس گفتم يابن رسول الله اگر در باقيمانده اين ماه روزه بدارم آيا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كه يك روز از آخر اين ماه را روزه بدارد خدا او را ايمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كه دو روز از آخر اين ماه روزه دارد بر صراط به آسانى بگذرد و هر كه سه روز از آخر اين ماه را روزه دارد ايمن گردد از ترس بزرگ روز قيامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بيزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه از براى روزه ماه رجب فضيلت بسيار وارد شده است و روايت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه اين تسبيحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دريابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِيلِ سُبْحَانَ مَنْ لا يَنْبَغِى التَّسْبِيحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ

اعمال مشترك ماه مبارک رجب

اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معينی ندارد و آن چند مورد است :

1- در تمام ايام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین علیه السلام در حجر در غره خواندند، خوانده شود:

"يَا مَنْ يَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِينَ وَ يَعْلَمُ ضَمِيرَ الصَّامِتِينَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِيدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِيدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَيَادِيكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ ."

2- دعایی را كه از حضرت صادق عليه السلام روایت شده، خوانده شود:

«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِينَ وَ خَيْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِينَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِينَ وَ نَيْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِينَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِيئِينَ وَ سَبِيلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِينَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِينَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِينَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِينَ الْمُبْعَدِينَ وَ اغْفِرْ لِى يَوْمَ الدِّينِ .»

3- از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:

«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِينَ مِنْكَ وَ يَقِينَ الْعَابِدِينَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِيمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِيرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِيدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِيلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى يَا قَوِىُّ يَا عَزِيزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ

قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که می‌توانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .

4- از حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگويد: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ» و آن را به صدقه ختم فرمايد حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگويد بنويسد براى او اجر صد شهيد عطا فرماید.

5-از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرمايد .

6- روايت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نيز هفتاد مرتبه بگويد "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ" و پس از اتمام ذکر، دست‌ها را بلند كند و بگويد: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بميرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند .

7- در کل اين ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِيعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بيامرزد .

8- سيد بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله فضيلت بسياری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه يا هزار مرتبه يا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نيز روايت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قيامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند .

9- سيد بن طاووس از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابين نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد يك مرتبه و آية الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و  سپس ده مرتبه بگويد: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه اين نماز را گزارده تا روزى كه بميرد هر روزى هزار حسنه به او عطا فرمايد، و او را به هر آيه‌ای كه خوانده شهرى در بهشت از ياقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفيد دهد و تزويج فرمايد او را حورالعين و از او راضى شود .

10- سه روز از اين ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زيرا كه روايت شده هر كس در يكى از ماه‌هاى حرام، اين سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنويسد.

11- از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت است كه: هر كس در يك شب از شب‌هاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل يا ايها الكافرون يك مرتبه و توحيد سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را می‌آمرزد.

 

 

اعمال شب و روز اول ماه رجب

شب اول

این شب، شب شريفى است و در آن چند عمل وارد شده است .

1-وقتی هلال ماه دیده شد فرد بگويد:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ رَبِّى وَ رَبُّكَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

و از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است كه چون هلال رجب را مى‏ديد مى‏گفت: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِى رَجَبٍ وَ شَعْبَانَ وَ بَلِّغْنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى الصِّيَامِ وَ الْقِيَامِ وَ حِفْظِ اللِّسَانِ وَ غَضِّ الْبَصَرِ وَلا تَجْعَلْ حَظَّنَا مِنْهُ الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ.

2- غسل.

حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله فرموده‌اند: هر كس ماه رجب را درك كند و اول و وسط و آخر آن ماه را غسل نماید، از گناهان خود پاک می‌شود مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

3- زيارت امام حسين عليه السلام .

4- بعد از نماز مغرب بيست ركعت، یعنی 10 نماز دو رکعتی نماز گزارده شود. تا خود، اهل، مال و اولادش محفوظ بماند و از عذاب قبر در پناه باشد.

5-بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز گزارده شود بدین نحو:

در ركعت اول حمد و ألم نشرح يك مرتبه و توحيد سه مرتبه و در ركعت دوم حمد و ألم نشرح و توحيد و معوذتين خوانده شود و پس از سلام، سى مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللهُ بگويد و سى مرتبه صلوات بفرستد تا حق تعالى گناهان او را بيامرزد مانند روزى كه از مادر متولد شده است.

 

روز اول رجب

این روز، روز شريفى است و برای آن چند عمل ذکر شده است:

1- روزه .

روايت شده كه حضرت نوح عليه السلام در اين روز به كشتى سوار شد و به كسانى كه همراه او بودند امر فرمود روزه بگیرند که هر كس اين روز را روزه بگیرد، آتش جهنم يك سال از او دور شود .

2- غسل .

3- زيارت امام حسين عليه السلام.

از امام جعفر صادق عليه السلام كه روایت است که: هر كس امام حسين عليه السلام را در روز اول رجب زیارت کند، خداوند او را بيامرزد. البته قابل ذکر است که زیارت از راه دور هم مورد قبول است.

 

منبع:

مفاتیح الجنان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 22:13  توسط مجید غفوری  | 

من از شهيد حيـدرى نـژاد خاطره اى دارم كه هـيـچگاه فـراموش نـمى كنم .در عمليـات آزادسازى خرمشـهـر هنگامـى كه در منطقه كوشك در حال پيش روى بـودنـد، تـعـدادى از هـمـرزمـانـشـان شـهـيـد مى شوند .قاسم وقتى برگشت چنان گريه مى كرد كه چرا شهيد نشده است كه ما تعجب كرديم. مى گفت: چرا من كه روى جاده راه مى رفتم شهيد نشدم؟ چرا به من نخورد اما بچه ها يكى يكى شهيد شدند. پس حـتما من يـك جاى كارم اشـكال دارد .بايد بروم و خودم را اصلاح كنم.

                                                                                                         به نقل از همرزم شهيد قاسم حيدرى نژاد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 7:41  توسط مجید غفوری  | 

ياراني كه همراه با سپاه خود به امام مي پيوندند عبارتند از: هاشمي خراساني، سيد حسني، شعيب بن صالح و... كه ما به معرفي اين سري از ياران حضرت مي پردازيم.

1- هاشمي خراساني
هر چند كه در بعضي روايات، تنها خراساني آمده است نه هاشمي، ولي آنگونه كه از منابع سني و شيعه استفاده مي شود، خراساني از نسل امام مجتبي (ع) يا امام حسين(ع) است، بنابراين هاشمي و خراساني يكي هستند.
هاشمي خراساني، رهبر بزرگ مشرق زمين است كه يا به عنوان ولي فقيه و مرجع تقليد و يا رهبر سياسي دركنار مرجع نقش هدايت جامعه را ايفا مي كند.
سيد خراساني- چنانكه در روايات آمده : داراي صورتي نوراني و خالي برگونه راست است.فرمانده سپاه هاشمي، مردي است از بني تميم به نام شعيب بن صالح، بين سيدهاشمي و سفياني جنگ بزرگي واقع مي شود و سپاه هاشمي پيروز مي گردد و در آن هنگام، تمناي ديدار مهدي را كنند و در طلب او برآيند.
(عقدالدرر، ص127)

2- شعيب بن صالح
شعيب فرمانده سپاه سيد خراساني است، وي و افراد تحت فرمانش، همگي عاشق ديدار و بيعت با مهدي منتظر هستند.
جابر نقل كرده كه امام باقر (ع) فرمود:«پرچم هاي سياهي كه از خراسان هستند، به كوفه وارد مي شوند، هرگاه مهدي (عج)ظاهر شد، با او بيعت مي كنند.»
(بحارالانوار،ج 52، ص217 )
صفات شعيب بن صالح- كه فرمانده نظامي نيروهاي ايراني است- در روايات اين گونه ذكر شده است:« جواني است از شهر ري (تهران)، گندمگون، لاغر، داراي محاسن كم پشت، صاحب بصيرت و يقين و اراده اي خلل ناپذير، از جنگاوران نام آور و ممتاز، مردي شكست ناپذير و استوار كه اگر كوه در مقابلش بايستد، آن را منهدم كرده و عبور مي نمايد.» (معجم الاحاديث الامام المهدي،ج1، ص 398-399)
آيا نام خراساني و شعيب دو نام سمبليك است يا حقيقي؟
روايات، نام واقعي سيد خراساني را ذكر نكرده اند و اما نسبت ايشان به خراسان، به اين دليل نيست كه حتما از استان خراسان باشد، چون در صدر اسلام، به كل منطقه مشرق زمين- كه شامل ايران و افغان و مناطقي از شوروي سابق مي شد و همگي جزء محدوده ايران بود- خراسان اطلاق مي شد، بنابراين شخص خراساني اهل هر منطقه اي از اين محدوده باشد، نسبت او به خراسان صحيح است.
اما شعيب بن صالح، احتمال دارد كه جهت حفظ و ايمني، نام او مستعار باشد. بعضي روايات، او را اهل سمرقند- كه اكنون در اشغال شوروي سابق است- مي داند، البته بيشتر روايات او را اهل ري (تهران) مي شمرد و اين كه با قبيله بني تميم، نسبتي دارد، احتمال دارد كه در اصل، اهل جنوب ايران باشد، زيرا در آن جا هنوز عشايري از قبيله تميم وجود دارد، يا اين كه اجداد او، از آن قبيله باشند و وي نسبا به بني تميم برسد و به همين لحاظ، تميمي محسوب مي شود.
پيامبر (ص) فرمود:«پرچم هاي سياهي به نفع بني العباس- از خراسان- خروج مي كنند و مدتي كه خدا بخواهد بر اريكه قدرت خواهند بود(قيام ابومسلم خراساني) پس پرچم هاي سياه كوچكي خارج مي شوند و با مردي از فرزندان ابوسفيان مي جنگند، آنها كه قيام كرده اند، از مشرق (خراسان) هستند و خود را تسليم حضرت مهدي(عج) مي نمايند.»
(الملاحم والفتن باب 102)

3- يمني
يكي از انقلاب هاي زمينه ساز ظهور حضرت مهدي (عج)، انقلاب يمني است كه در روايت، به حتمي بودن آن تصريح شده است، يمني منسوب به يمن است و از آن سامان قيام مي كند، چنانكه كه امام صادق(ع) فرمود:« قبل از قيام قائم، وقوع پنج علامت، حتمي است، يمني، سفياني، صيحه آسماني كشته شدن نفس زكيه و فرورفتن در بيابان.»
(بحارالانوار، ج 52، ص 204)
در بعضي روايات، قيام يمني و پرچم او را هدايت كننده ترين پرچم ها دانسته و ياري كردن آن را واجب شمرده و نام او را حسن يا حسين از نسل زيد بن علي دانسته است،چنانكه امام صادق (ع) فرمودند:«خروج اين سه تن- خراساني، سفياني و يمني- در يك سال و يك ماه و يك روز اتفاق مي افتد، پرچم يعني از همه هدايت كننده تر است، زيرا او دعوت به حق مي كند.»
(بحارالانوار، ج52، ص 210)
يماني از ياران حضرت مهدي (عج) است و با سفياني مي جنگد.
(معجم الاحاديث الامام المهدي، ج1،ص433)
روايات ديگري در ستايش از اهل يمن وارد شده است.بنابراين حركت يمني ها سمبلي از يك قيام برحق، در مقابل گمراهي است كه از يمن آغاز مي گردد.

                                                                                                                                                  سيدحسين تقوي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 14:4  توسط مجید غفوری  | 

این حدیث را بلال از قول رسول خدا(ص) ذكر می کند.


از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود:«همانا ديوار بهشت خشتي از طلاست وخشتي از نقره و خشتي از ياقوت. ملاط اين خشتها، مشك اذفر است و قرنيزهاي آن ازياقوت سرخ فام وسبزفام و زرد فام است. گفتم: درهاي آن چگونه است؟ فرمود: درها مختلف است: در رحمت كه جنسش از ياقوت سرخ است، گفتم حلقه اش؟ فرمود: مرا به پريشان گوايي وادار مكن، تنها چيزي را به تو مي گويم كه از رسول خدا(ص) شنيده ام... اما باب صبر، در كوچكي است كه تنها يك مصراع دارد و جنس آن از ياقوت سرخ است وحلقه ندارد. باب شكر كه جنسش از ياقوت سفيد است و دو مصراع دارد كه مسير هر دو (بحساب دنيا) پانصد هزارسال راه است در حالي كه فرياد ناله سر مي دهد و چنين مي گويد: خدايا اهل مرا (شاكران را) بسوي من آر. گفتم: آيا در سخن مي گويد؟ فرمود: آري خداي ذي الجلال والاكرام امروز او را به نطق مي آورد. و اما در بلا. گفتم: باب بلا همان صبرنيست؟ فرمود: نه. گفتم: پس مقصود از بلا چيست؟ فرمود: مصائب وبيماريها و امراض و جذام است و آن بابي است از جنس ياقوت زرد كه داراي يك مصراع است و چه كم اند وارد شوندگان از آن... اما باب اعظم كه بندگان صالح از آن داخل مي شوند وآنها همان اصل زهد و ورع و رغبت كنندگان بسوي خداوند هستند آنها كه در دنيا دائماً با خداوند مأنوس بودند...»


(بحارالانوار، ج2، ص 117-116)


علي(ع) فرمود: بهشت داراي هشت در است، دري كه از آن پيامبران و صديقون داخل مي شوند و دري كه از آن شهدا وصالحون داخل مي شوند واز پنج در ديگر شيعيان ودوستان ما وارد مي شوند. من همواره بر روي صراط دعا مي كنم و مي گويم: پروردگارا! شيعه و محب و ياور مرا و هر كس كه مرا در دنيا دوست داشت حفظ كن ...و در ديگر دري است كه از آن ساير مسلمانان و گويندگان لااله الا ا... وارد مي شوند (مشروط بر اينكه) در دل آنها مقدار ذره اي بغض ما اهل بيت وجود نداشته باشد.»

(بحارالانوار، جلد8،ص 122)

جالب است كه بدانيم درهاي بهشت به آيه هاي قرآن و سخنهاي پندآميز زينت يافته و زيباييهاي جسماني را با زيباييهاي معنوي آميخته است. سوالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه: حال كه نشئه قيامت نشئه پاداش و مكافات است در آنجا نصيحت و اندرز چه سود؟ پاسخ اين است كه هر چه كه آنجا مشاهده مي شود باطن و ملكوت اين جهان است. مومن با مشاهده آيات و روايات بر در و ديوار بهشت متوجه مي شود كه اصل اين سخنان در بهشت بوده وچقدر اهميت داشته است و مع الاسف چقدر اين سخنان در دنيا غريب ومهجور بوده است. براي آشنايي به مضامين مكتوبات بهشتي حديثي مطرح مي شود:


رسول اكرم (ص) فرمود: «آن شب كه مرا به آسمان بردند، جبرئيل به من گفت: من مأمورم كه بهشت و جهنم را بر تو عرضه كنم (نشان بدهم). فرمود: بهشت را با نعمتهايش و جهنم را با عذابهايش مشاهده كردم. بهشت داراي هشت در است و برهر دري چهار كلمه (جمله) نوشته است. هر كلمه از همه دنيا و مافيهايش، براي كسي كه بداند عمل كند بهتر است وبراي جهنم هم هفت در است كه بر هر كدام سه كلمه (جمله)نوشته شده است و هر كلمه براي كسي كه بداند و عمل كند از همه دنيا و مافيهايش بهتر است. پس جبرئيل به من گفت: بخوان اي محمد (ص) آنچه را بر درها نوشته شده است. اولين در بهشت، اين عبارات مكتوب است:«لا اله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله» براي هر چيزي چاره اي است، چاره زندگي كردن (در دنيا)داشتن چهار خصلت است: قناعت، بذل حق (از حق خويش گذشتن)، ترك كينه، همنشيني با اهل خير. بر در دوم اين عبارات نوشته شده است: «لااله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله» براي هر چيزي چاره است و چاره كسب سرور و شادي در آخرت، داشتن چهار خصلت است: دست بر سر يتيمان كشيدن، مهرباني به بيوه زنان و بي سرپرستان، كوشش در رفع حوائج مومنين، رسيدگي به فقرا و مساكين و بر روي در سوم اين عبارات نوشته شده است: « لااله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله» براي هر چيزي چاره و راهي است، راه بدست آوردن صحت و سلامت در دنيا داشتن اين چهار خصلت است: كم گويي، كم خوابي، كم دويدن و كم خوردن و بر در چهارم اين عبارات مكتوب است: « لااله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله » كسي كه ايمان به خدا و روز آخرت دارد پس بايد ميهمانش را گرامي بدارد. كسي كه ايمان به خدا و روز آخرت دارد پس بايد كه همسايه اش را گرامي بدارد. كسي كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارد پس بايد به والدينش احترام بگذارد. كسي كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد پس بايد سخن خير بگويد و يا سكوت كند و در پنجم بهشت اين عبارت زينت بخش است:« لااله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله» كسي كه مي خواهد مورد ظلم واقع نشود، پس نبايد ظلم كند و كسي كه مي خواهد مورد شماتت و سرزنش قرار نگيرد، نبايد ديگري را سرزنش نمايد و كسي كه مي خواهد كه خوار نشود، پس نبايد ديگران را خوار سازد و كسي كه مي خواهد به ريسمان محكم الهي چنگ زند پس بايد بگويد:« لااله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله » و بر در ششم بهشت نوشته شده است:« لااله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله » كسي كه مي خواهد قبرش (در عالم برزخ) وسيع باشد، پس بايد مسجد بنا كند(يا در بنايش شركت داشته باشد) و كسي كه مي خواهد حشرات تحت الارض بدنش را نخورند پس مقيم مسجد باشد(نمازهايش را در مسجد بجا آورد.) پس كسي كه مي خواهد موضعش را در بهشت ببيند (چه در عالم رويا و چه درعالم برزخ) مساجد را مفروش نمايد.(فليكس المساج د بالبسط). و بر در هفتم اين عبارات مكتوب است:« لااله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله» سفيدي قلب (روشنايي و شادي دل) در كسب چهار خصلت است: عيادت مريض، تشييع جنازه و پرداخت قرض و دين وبر در هشتم اين عبارات نوشته شده است:« لااله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله»كسي كه مي خواهد از اين درها وارد شود پس بايد به چهار خصلت تمسك جويد: سخاوت، حسن خلق، دادن صدقه، اجتناب از آزار بندگان خدا.


(بحارالانوار، ص145- 144)

                                                                                                                                                    فاطمه عبداللهى

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 8:44  توسط مجید غفوری  | 

پیامبر صلی الله علیه و آله به امیر المؤمنین علیه السلام در وصیتی طولانی فرمودند: ای علی! همانا خدای تعالی به زمین فرمان داد: خدمت کن کسی را که مرا خدمت می کند (در فرمان و نهی الهی فرمانبردار است) و خسته کن کسی را که برای تو (دنیا) کار می کند و هدفش در کارهای خیر دنیائی است. همانا زمانی که بنده با خدای خود در نیمه های شب خلوت کند و با او به مناجات پردازد، خدای تعالی نورش را در قلب او ثابت می نماید (به او معرفت خود را القا می کند). پس اگر بگوید: یا رب! یا رب! خدای بزرگ جل جلاله در جواب او می فرماید: لبیک ای بندۀ من! اگر از من سؤال نمائی به تو عطا می کنم، و اگر سؤال نکنی و تنها بر من توکل کنی تو را کفایت می کنم. 

سپس به ملائکه می فرماید: ای ملائکۀ من! نگاه کنید به بندۀ من، در این نیمه شب تاریک به تنهائی به نزد من آمده اما بیهوده گویان به لهو و لعب مشغولند، و غفلت کنندگان در خواب فرو رفته اند. شاهد باشید به یقین از گناه او در میگذرم...

ای ملائکۀ من! نگاه کنید به این بنده ام که چگونه برای تقرب و نزدیک شدن به من، خود را به زحمت انداخته، زحمتی که او را به آن امر نکردم و بر او واجب نساختم.

در این نیمه شب به امید سه مطلب درب خانۀ مرا می کوبد: گناهی که بیامرزم، یا توبه ای که بپذیرم، و یا رزقی که افزون کنم. ای ملائکه! من شما را شاهد می گیرم تمام سه مطلب را برای او جمع خواهم نمود.....

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: در بهشت برین اسب های تیزروی است که زینت شده به یاقوت و زبرجد و دارای بالهائی هستند.. سوارانی از اولیاء الله دارند که هرجائی از بهشت را ارده کنند آن ها را می برند... بهشتیان گویند: بارالها! چگونه این بندگان به این مقام و اجر رسیدند ولیکن ما از آن محروم هستیم؟! ملکی از جانب حق تعالی از قلب عرش جواب می گوید: اینان کسانی هستند که در نیمه شبها برای عبادت پروردگار بر میخواستند ولی شما به استراحت مشغول بودید.. و اینان روزها را روزه دار بودند و شما روزه (مستحب) نمی گرفتید و به خوردن غذا مشغول بودید.. و اینان مال خود را در راه خدا و برای خوشنودی او در کارهای خیر صرف می کردند (صدقۀ مستحب می دادند) اما شما بخل می ورزیدید.. و اینان پیوسته در حال ذکر و یاد خدا بودند و هرگز خسته نمی شدند .. و از خوف خدا (از عذاب الهی بخاطر کوتاهی ها) پیوسته اشک می ریختند..

دوستان! درست است که بهشت برای انجام مستحبات بر کسی واجب نمی شود، همانطور که کسی با انجام مکروهات وارد جهنم نمی شود. اما همۀ بهشتیان دارای یک مقام نیستند، آنچنانکه جهنمیان دارای یک عذاب نیستند. هرکه قربش به خدا بیشتر باشد جایگاهی بهتر برای او در بهشت خواهد بود. پس بکوشیم برای زندگی راحت ابدی در بهشت برین، بهشتی که پهنۀ آن به وسعت آسمان ها و زمین است «جنة عرضها السماوات و الأرض» و چنین جایگاهی بی عمل و بدون سعی به کسی داده نمی شود. و سعی کنیم مقاماتی بلند را در بهشت برای خود آماده نمائیم. اکنون وقت عمل است و فردا روز پاداش.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 7:56  توسط مجید غفوری  | 

حديث نيايش زهرا (س) در آيينه عبارت نگنجد و زبان ما از بيان عبادت و خضوع بي بي دو عالم قاصر است، پس كلام معصومين (عليهماالسلام) را به مدد مي طلبيم تا جرعه اي از نيايش حضرت را به كام بنشانيم.
- داده حق، حضرت فاطمه (س) به اين جهت «بتول»ناميده شد كه از همه بريده و دل به خدابسته بود.
(مستدرك عوالم، ج 1، صص 81- 80)
- تنديس عبادت، حسن بصري مي گويد: درميان امت اسلام، كسي خدا پرست تر از فاطمه نبود. آنقدر در نماز مي ايستاد كه پاهايش ورم مي كرد.
(مناقب ج3، ص 341)
- نياز نماز، حضرت فاطمه (س) در نمازش از ترس خدا، نفس نفس مي زد و (بغض درگلويش مي شكست).
(ارشادالقلوب، ص105)
- قدرشناس قدر، حضرت علي (ع) فرمود:فاطمه (س) نمي گذاشت كسي از اهل خانه در شب هاي قدر به خواب رود به آنان غذاي كم مي داد و از روز قبل براي احياي شب قدر آماده مي شد و مي فرمود: محروم كسي است كه از بركات اين شب محروم باشد.
(دعائم الاسلام،ج1 ، ص 282)
- نثار و ايثار، حضرت موسي بن جعفر (عليه السلام) از پدرانش نقل مي كند: هرگاه حضرت فاطمه (س) دعا مي كرد، براي زنان و مردان مومن دعا مي كرد و براي خود دعا نمي كرد به او گفته شد: چرا شما براي مردم دعا مي كنيد اما براي خودتان دعا نمي كنيد؟ فرمود: اول همسايه، آنگاه خانه.
(علل الشرايع، ج 16، ص 102)

- وقت دعا: حضرت فاطمه (س) گويد: شنيدم پيامبر (ص) فرمود: غروب روز جمعه ساعتي است كه هركس آن را مراقبت و در آن لحظه دعا كند، دعايش مستجاب شود. حضرت زهرا- براي درك آن ساعت : به خدمتكارش مي گفت: برفراز بلندي برو و هرگاه ديدي نيمه خورشيد غروب نمود مرا خبر كن تا دعا كنم.
(معاني الاخبار، ص 399)
دو ركعت نماز، امام صادق (ع) فرمود: مادرم فاطمه (س) همواره دو ركعت نماز را كه جبرئيل به او آموخته بود مي خواند، در ركعت اول آن، پس از حمد صدبار سوره قدر و در ركعت دوم، پس از حمد صدبار سوره توحيد را مي خواني و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مي گويي.
( جمال الاسبوع، ص 173)
- هديه بي نظير، اميرالمومنين (ع) به حضرت زهراگفت تا از پيامبر خادمي بخواهد، او نزد پيامبر رفت و ضمن نشان دادن پينه هاي دستش گفت: آسياب كردن، مرا به زحمت انداخته است و آنگاه درخواست خادمي كرده پيامبر در پاسخ فرمود: آيا نمي خواهي : به جاي خادم- هديه اي به تو دهم كه از همه دنيا ارزشمندتر باشد؟ هنگامي كه براي خواب آماده شدي، سي وچهار بار «الله اكبر»، سي وسه بار «الحمدلله» و سي سه بار «سبحان الله» بگو.
( كنزالعمال، ج 7، ص 205)
- تسبيح تربت، امام صادق(ع) فرمود: تسبيح حضرت فاطمه (ع) نخي بود كه برآن به تعداد تكبيرات، 34 گره زده بود و آن را در دستش مي چرخانيد و تكبير و تسبيح مي گفت، تا وقتي كه حمزه شهيد شد و تسبيحي از تربت او ساخت و از آن پس ساختن تسبيح در ميان مردم رواج يافت.( وسائل الشيعه، ج 33 ، ص 401)

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 9:0  توسط مجید غفوری  | 


اي زلال چشمه ساران، فاطمه
معنــي سبــز بــهاران، فاطـمه
نام تو گـل را شكوفا مي كند
قطره را مجذوب دريا مي كند
از فـروغت مـاه، حيـران مي شـود
چشم شب، آيينه باران مي شود
تو شروع شعر حقانيتي
آيـت آييـن معصـوميتـي
سـوره نـاب حقيقـت، چشـم تـو
مي گدازد مصطفي را خشم تو
تو فروغ ديده پيغمبري
آبروي لاله هاي پرپري
اي گل زيباي احمد، فاطمه(س)
كـوثر نـاب محـمد، فـاطمه(س)
ناديا حيدري

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 17:57  توسط مجید غفوری  | 

در چنين روزي حضرت حوراء انسيه عذراء بتول ام ابيها حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها در سال پنجم بعثت در مكه مكرمه به دنيا آمد.

انعقاد نطفه فاطمه سلام اللله عليها

1.در شب معراج خداوند سيبي به پيامبر صلي الله عليه و آله هديه داد كه از عظمت خلقت و بوي و رنگ و زيبايي آن ملائكه تعجب كردند. خداوند امر فرمود تا پيامبر صلي الله عليه و آله آن را ميل كند. هنگامي كه آن سيب را شكافت نوري از ان درخشيد. جبرئيل گفت: بخور يا رسول الله , كه اين نور منصوره فاطمه , دختري است كه از صلب تو خارج ميشود. در بعضي روايات است كه از رطب بهشتي هم خاتم الانبياء صلي اله عليه و آله ميل فرمودند.

2. در 10 شعبان سال چهارم جبرئيل عليه السلام بر پيامبر  صلي الله عليه و آله در ابطح نازل شد و فرمان كناره گيري از حضرت خديجه را به مدت 40 روز  به عنوان مقدمه حمل حضرت زهرا سلام الله عليها  ابلاغ فرمود.

با اينكه آن حضرت علاقه وافري به خديجه سلام الله عليها داشت و اين كار براي آن حضرت پر مشقت بود ولي براي خديجه سلام الله عليها پيغام داد كه مدتي به منزل نمي آيم و به منزل فاطمه بنت اسد سلام الله عليها ميروم. شبها در را ببند و در بستر آسايش كن.

پيامبر صلي الله عليه و آله شبها به منزل فاطمه بنت اسد سلام الله عليها ميآمد. هر شب هنگام افطار خرما و انگور و غذاي بهشتي مي آوردند. با آب بهشتي و حوله دست آن حضرت را شسته و تميز ميكردند. اميرالمومنين عليه السلام حسب دستور پيامبر صلي الله عليه و آله جلوي در مي نشست كه كسي نيايد و در آن غذا با پيامبر صلي الله عليه و آله شريك شود. در شب چهلم دستور رسيد كه به خانه خديجه سلام الله عليها برو كه خداوند به خود سوگند خورده كه امشب از صلب تو ذريهُ پاك و طيبه اي بيافريند. حضرت از جا برخاسته و به منزل خديجه سلام الله عليها آمدند.

حضرت خديجه سلام الله عليها ميفرمايد: سوگند به آن كسي كه آسمان را برافراشته و آب را از زمين جوشانده, حضرت از من دور نشده بود كه سنگيني وجود فاطمه  سلام الله عليها را در خود احساس كردم.

دوران بارداري خديجه سلام الله عليها

هنگامي كه حضرت خديجه سلام الله عليها دوران آبستني خود را ميگذراند, حضرت فاطمه سلام الله عليها از داخل شكم با مادر صحبت ميفرمود, و او را دلداري ميداد و به صبر و پايداري دعوت ميفرمود.

پيامبر صلي الله عليه و آله به خديجه سلام الله عليها فرمودند: جبرئيل به من بشارت داد كه اين مولود دختر است و او موجودي پاك و با بركت است. خداوند متعال نسل و ذزيه مرا از او قرار ميدهد و از نسل او اماماني در امت قرار خواهد داد كه بعد از پايان يافتن وحي او جانشينانش بر روي زمين باشند.

هنگام ظاهر شدن آثار وضع حمل سراغ زنان قريش فرستادند ولي كسي براي كمك نيامد چه اين كه آنان راضي به ازدواج حضرت خديجه سلام الله عليها با پيامبر صلي الله عليه و آله نبودند و خديجه سلام الله عليها از اين برخورد آنها غمناك شد.

در همين حال چهار زن بلند بالا كه شبيه زنان بني هاشم بودند بر او وارد شدند. يكي از آنان به او گفت: اي خديجه, غمگين مباش كه ما فرستادگان پروردگار تو هستيم. ما خواهران توايم, من ساره هستم و اين آسيه دختر مزاحم و همنشين تو در بهشت و اين مريم دختر عمران و اين صفورا دختر شعيب است. خداوند ما را نزد تو فرستاده تا در كارهاي مربوط به زنان به تو كمك كنيم. يكي از آنان در سمت راست او و ديگري در سمت چپش و سومي پيش روي ان حضرت و چهارمي پشت سر او نشستند.

فاطمه سلام الله عليها به دنيا آمد

حضرت خديجه كبري سلام الله عليها حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را پاك و پاكيزه بر زمين نهاد. در اين هنگام نوري از وجودش درخشيد كه تمام خانه هاي مكه را روشن كرد و اين نور در شرق و غرب درخشش نمود. بانويي كه پيش روي خديجه سلام الله عليها بود حضرت فاطمه  سلام الله عليها را برداشت و با آب كوثر شست و شو داد و پارچه سفيدي كه از شير سفيدتر و از مشك و عنبر خوشبو تر بود بيرون آورد . يكي را بر بدن او پيچيده و ديگري را بر سرش انداخت و سپس از او خواست كه سخن بگويد.

حضرت فاطمه سلام الله عليها لب به سخن گشود و فرمود: اشهد ان لا اله الا الله, و ان ابي رسول الله سيدالانبياء و ان بعلي سيد الاوصياء و ان ولدي سيد الاُسباط: گواهي ميدهم كه جز الله خدايي نيست و پدرم فرستاده خدا و سرور پيامبران است و شوهرم سرور جانشينان و فرزندانم آقاي نوادگان و اسباط هستند.

بعد بر يكايك آنان سلام كرده و هر يك را به اسم صدا زد. آنان بر چهره او تبسم كردند و حورالعين و بهشتيان يكديگر را به ولادت حضرت فاطمه سلام الله عليها بشارت دادند. در آسمان نوري درخشان پديد آمد كه ملائكه تا آن روز چنين نوري را نديده بودند و لذا نام حضرت را " زهرا " گذاشتند. بانويي كه پيش روي خديجه سلام الله عليها نشسته بود به خديجه گفت: او را پاك و پاكيزه و آراسته و بابركت در بر گير كه در نسل و ذريه اش بركت قرار داده شده است

خديجه حضرت را با شادي و خشنودي از دست او گرفته و سينه در دهانش گارده و دهان او را پر از شير كرد و اين گونه بود كه فاطمه سلام الله عليها رشد جسمي خود را آغاز كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 11:40  توسط مجید غفوری  | 

حضرت امام خمینی ره امام خمینی ره در بیستم جمادی الثانی سال 1320 (ه ق) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی در خانواده ای اهل علم و دین دیده به جهان گشودند . پدر بزرگوار ایشان مرحوم آیت الله سید مصطفی موسوی خمینی ره از معاصرین مرحوم آیت الله العظمی میرزای شیرازی ره ، پس از آنکه سالیانی چند در نجف اشرف علوم ومعارف اسلام را فراگرفت ،  به در جه اجتهاد نایل آمد به ایران بازگشت . حضرت امام خمینی ره نیز از سنین کودکی و نوجوانی با بهره گیری از هوشی سرشار ، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح  حوزه های علمیه از جمله ادبیات عرب ، منطق ، فلسفه  را نزد معلمینی چون میرزا محمود افتخار العلما، مرحوم میرزا رضا نجفی خمینی ، مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراکی و بیش از همه نزد برادر بزرگترش آیت الله پسندیده فرا گرفت و در سال 1298 (ه ش) عازم حوزه علمیه اراک شد . اندکی پس از هجرت آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری  یزدی ، امام خمینی ره  نیز رهسپار قم شد و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلی حوزوی را نزد اساتید قم طی کرد . آن حضرت همزمان با فراگیری فقه و اصول نزد فقها و مجتهدین وقت به فراگیری ریاضیات ، هیات و فلسفه پرداخت . استادان آن حضرت در این دوره عبارت بودند از : آقا میرزا ادیب تهرانی ، آیت الله سید محمد تقی خوانساری ، سید علی یثربی ، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی و سید ابوالحسن رفیعی قزوینی . ایشان در این دوره تالیفات گرانبهایی از خود به یادگار نهادند که از میان آنها می توان به شرح دعای سحر ، شرح حدیث راس الجالوت ، سر الصلوه ، تحریر الوسیله ، کتاب الطهاره ، مکاسب محرمه ، کشف الاسرار ، رساله الاستصحاب ، رساله الاجتهاد و التقلید ، آداب نماز ، حاشیه بر اسفار کتاب البیع ، تفسیر سوره حمد و..اشاره کرد  . زندگی سیاسی امام خمینی نیز بر هیچ کس پوشیده نیست و فعالیت های ایشان در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی بر همگان واضح و مبرهن است . فعالیت جدی امام خمینی در اعتراض به رژیم و ماهیت شاهنشاهی پهلوی از زمان ارایه لایحه انجمن هایی ولایتی و ایالتی  که شرط مسلمان  بودن و سوگند به قرآن کریم  انتخاب شوندگان مجلس شورای ملی  را حذف می کرد ، آغاز شد . ایشان در نشست های بعدی رژیم شاه را آغازگر اصلاحات  دروغینی چون رفراندوم و انقلاب سفید دانستند  و مراجع عظام قم را برای چاره جویی و قیامی جدی در این باره فراخواندند  . پس از قیام پانزدهم خرداد  1342  ماموران رژیم شاه ،  امام خمینی ره را تحت الحفظ به منزلی در قیطریه منتقل کردند. امام خمینی ره از آن زمان ساکت ننشستند و به اعتراض  علیه اعمال رژیم شاه ادامه دادند که از آن جمله می توان به مساله کاپیتولاسیون اشاره کرد . رژیم شاه سیزدهم آبان سال 1343 امام خمینی ره را بازداشت کرد و در سیزدهم دی ماه همان سال ایشان را به ترکیه تبعید کرد . رژیم چندی بعد امام ره  را در تاریخ 13 مهر ماه 1344 از ترکیه به عراق تبعید کرد . امام ره در همان دوران مراحل انقلاب اسلامی را رهبری  می کردند . امام خمینی ره در روز دوازدهم مهرماه سال1357  نجف را به سمت کویت ترک گفتند ، اما کویت به دلیل زد و بند با رژیم پهلوی ، حضور ایشان را در این کشور نپذیرفت و ایشان  در چهاردهم مهر همان سال به نوفل لو شاتو پاریس هجرت کردندامام خمینی ره ،  در دوازدهم بهمن سال 1357 به وطن بازگشتند و تا پایان عمر پربر کتشان رهبری انقلاب اسلامی را در سالهای مختلف به عهده داشتند . ایشان در ساعت بیست و دو سی دقیقه روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال     1368(ه ش) دعوت حق را لبیک گفتند و به دیار ابدی شتافتند . مردم ایران در یک همایش باشکوه و به پاس قدردانی از زحمات ایشان،  در بزرگترین تشییع جنازه تاریخ ، پیکر مطهر ایشان را در جوار شهدای بهشت زهرا س دفن کردند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 11:35  توسط مجید غفوری  | 

نوزدهم جمادي الثاني روز ازدواج حضرت عبدالله و آمنه عليهما السلام و باردار شدن آن حضرت به رسول اكرم صلي الله عليه و آله است1. سزاوار است مومنين آن شب را تعظيم و احترام نمايند و به عبادت احياء كنند2

منابع:

1- تحفه الزائر: ص56_57. فيض العلام: ص272

2- فيض العلام: ص272

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 11:24  توسط مجید غفوری  | 

يك فروند هواپيماي مسافربري ايران بر فراز آبهاي خليج فارس در 12 تير ماه سال 1367 مورد هجوم ناوگان متجاوز آمريكا قرار گرفت و سقوط كرد. هواپيما حامل 298 مسافر و خدمه بود كه با اصابت موشكهاي آمريكايي همه آنها به شهادت رسيدند. استكبار جهاني بويژه آمريكا بارها اقدام به عمليات تجاوز كارانه عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كرده بود اما اين جنايت از غير انساني ترين برخوردها و مقابله ها با ايران اسلامي به شمار مي رفت . طوري كه امام خميني (ره) در اين باره فرمودند : جنگ ما جنگ مكتب ما است عليه تمامي ظلم وجور ، جنگ ما جنگ اسلام است عليه تمام نا برابري هاي دنياي سرمايه داري و كمونيزم ، جنگ ما جنگ پابرهنگي عليه خوشگذرانيها مرفهين و حاكمان بي دين وبي درد كشورهاي اسلامي است . اين جنگ سلاح نمي شناسد اين جنگ محصور در مرز و بوم نيست اين جنگ خانه و كاشانه . شكست و تلخي ، كمبود وفقر و گرسنگي نمي داند. اين جنگ جنگ ارزشهاي اقتصادي انقلاب عليه دنياي كشف زر و پول وخوشگذراني است. 

سـرا پا اگـر زرد و پژمـرده ایم..................... ولـی دل به پاییـز نسپـرده ایم

چــو گلـدان خالـی لـب پنجـره................... پر از خاطـرات تـرک خـورده ایم

اگـر داغ دل بــود مــا دیـده ایـم................. اگـر خون دل بود مـا خورده ایـم

اگـر دل دلیــل اســت آورده ایـم............... اگـر داغ شـرط است ما برده ایم

اگــر دشنــه دشـمنـان گــردنیـم............ اگــر خنجــر دوستــان گــرده ایـم

گواهــی بخــواهید اینـــک گــواه........... همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلـی سـربلند و ســری سر به زیر....... از این دست عمری به سر برده ایم

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 14:29  توسط مجید غفوری  | 

آيت الله محمد صدوقي ، روحاني مبارز و امام جمعه يزد در 11 تير ماه سال 1361 بدست عوامل منافق به درجه رفيع شهادت نائل آمد و به عنوان سومين شهيد محراب در تاريخ انقلاب اسلامي ايران جاودانه شد. ايشان تحصيلات علوم ديني را در قم به پايان رساند و از محضر علمايي چون آيات عظام بروجردي و خوانساري بهره برد. آيت الله صدوقي مديريت امور مربوط به انجمنهاي ايالتي و ولايتي را به عهده داشت و براي به ثمر رساندن اين امور در ارتباط مشهور است واز ديگر كتب منشهور ايشان مي توان به شرحي بر مفاتيح فيض كاشاني؛ شرحي بر مختصر النافع محقق اول ، و حاشيه بر مدارك اشاره كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 13:58  توسط مجید غفوری  | 

10تير ماه سال 1365در دومين مرحله از عمليات كربلاي يك شهر مهم و استراتژيك مهران كه به مدت شش هفته در اشغال نيروهاي بعثي عراق بود آزاد گرديد . اين عمليات با رمز يا ابوالفضل العباس ادركني در منطقه عملياتي مهران توسط نيروهاي زميني سپاه پاسداران طي چهار مرحله انجام شد . ابتدا كليه استحكامات رژيم بعثي عراق كه طي يك ماه ونيم در اين جبهه مستقر شده بود در هم شكست . در مرحله دوم شهر مهران از اشغال نيروهاي عراقي آزاد شد . سپس نيروهاي ظفر مند ايران به داخل خاك عراق نفوذ كردند و بر ارتفاعات مهم و استراتژيك قلاويزان بر شهر بدره عراق اشراف يافتند . در مجموع عمليات كربلاي 1بيش از دويست و پنجاه كيلومتر مربع از اراضي منطقه مهران آزاد گرديد .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 11:51  توسط مجید غفوری  | 

در سال 64 هجري حضرت ام البنين سلام الله عليها همسر اميرالمومنين عليه السلام و مادر قمر بني هاشم عليه السلام از دنيا رحلت فرمودند.

نام مبارك آن حضرت فاطمه و كنيه شريفش ام البني است, و آن حضرت به همين كنيه معروفند. پدر آن حضرت حزام بن خالد و مادرشان ليلي دختر شهيد بن ابي عامر است

اميرالمومنين عليه السلام آن حضرت را به همسري برگزيد و خداوند چهار پسر به آن حضرت عنايت فرمود: حضرت قمر بني هاشم عباس عليه السلام, عبدالله, جعفر و عثمان عليهم السلام, كه هر چهار پسر در كربلا شهيد شدند

بانواني كه از كربلا به مدينه مراجعت كردنددر خانه ام البنين سلام الله عليها عزاداري ميكردند. آن حضرت اگر چه در كربلا نبود ولي از ناله و گريه قرار نداشت و همه روزه به بقيع ميرفت و آنقدر جانسوز مرثيه ميخواند كه مروان با آن قساوت قلب گريه ميكرد. هنگامي كه مردم او را ام البنين خطاب ميكردند و تسليت ميدادند, ميفرمود: ديگر مرا ام البنين نخوانيد.

اين گريه و زاري حضرت ادامه داشت تا بدرود حيات گفت.

منابع:

ام البنين سلام الله عليها سيده نساء العرب: ص84

رياحين الشريعه: ج3 ص294

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 11:17  توسط مجید غفوری  | 

هفتاد و دو پيمانه
در محفــل عاشقــان فــرزانه و مـــست
مي گشت سبوي كربلا دست به دست
ناگـاه زخيــل ناكســان دســتي پســـت
هفتاد و دو پيمانه به يك سنگ شكست
محمد خليل جمالي

7 تيرماه سال سال 1360 يكي از دردناكترين حوادث دوران انقلاب اسلامي روي داد . در اين روز دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي كه محل گردهمايي بسياري از شخصيت هاي سرشناس كشوري بود به وسيله بمب منفجر گرديد؛ و بيش از 72 تن از چهره هاي انقلابي نمايندگان مجلس، اعضاي هيئت دولت و اعضاي حزب جمهوري اسلامي بدست منافقان اين عوامل سرسپرده آمريكا به طرزي فجيع به شهادت رسيدند . در اين حادثه دردناك و غيرانساني شخصيتهاي مؤثر انقلاب اسلامي كه در رأس آنان شهيد دكترسيد محمد حسيني بهشتي قرارداشت، به درجه رفيع شهادت نائل آمدند .

بيدار دلان
بيـداردلاني كه به خـون در خفتند
خواب همه سفلگان شب آشفتند
بردار بلـند عاشقي با لـب عشـق
هفتاد و دو منصور اناالحق گفتند
حسين اسرافيلي

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 11:8  توسط مجید غفوری  | 

همزمان با بيست و ششمين سالگرد سوء قصد به حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر فرزانه انقلاب، بعد از 25 سال، براي نخستين بار جمعي از محافظان و اعضاي تيم پزشكي ايشان در سال 1360 با حضور در بيت معظم له، به بيان خاطرات و ناگفته هايي از حادثه تلخ ششم تير 1360 پرداختند. در اين مراسم كه نزديك به 4 ساعت به طول انجاميد، آقايان خسروي وفا، حاجي باشي، جباري، پناهي و حياتي از محافظان قديمي رهبر انقلاب، به همراه 3 نفر از تيم پزشكي ايشان- دكتر ميلاني، دكتر زرگر و دكتر منافي- به مرور خاطرات خود از ششم تير 1360 پرداختند. آنچه مي خوانيد روايتي است كوتاه از اين نشست:
- اصلاً اون روز مسجد يه جور ديگه بود...
- راست مي گه! مثل هميشه نبود، هفته قبل هم كه برنامه لغو شد، اومده بوديم اما اينطوري نبود!
- توي حياط يه جايي واسه ضبط صوت ها درست كرده بوديم.
- نماز ظهر كه تموم شد، آقا رفتن پشت تريبون.
- سؤال ها هم خيلي تند و بعضاً بي ربط بود...
- پرسيده بودن شما داماد وزير گرفتي و فلان قدر مهر دخترت كردي.
- آقا اول كمي درباره شايعات عليه شهيد مظلوم بهشتي صحبت كرد و بعد هم اشاره كرد كه من اصلاً دختر ندارم!
- من ديدم يه نفر با موهاي وزوزي داره با يه ضبط صوت به سمت تريبون مياد.
- نه يه نفر نبود! ضبط رو دست به دست دادن تا كسي شك نكنه!
- منم فكر كردم ضبط بچه هاي خود مسجده؛ ديگه شك نكردم چرا اين ضبط مثل بقيه توي حياط نيست!
- ولي نفر آخر، از خودشون بود!
- آره- آره! چون دقيقاً ضبط رو گذاشت رو به آقا و سمت چپ؛ درست مقابل قلب ايشون!
- من همينطوري رفتم به ضبط يه سري بزنم! كمي زير و بمش را نگاه كردم و بعد ناخودآگاه جاشو عوض كردم، گذاشتم سمت راست، كنار ميكروفن، كمي با فاصله تر از آقا!
- يك دفعه ميكروفن شروع كرد به سوت كشيدن...
- آقا برگشتن گفتن: اين صدا را درست كنيد يا اصلاً خاموش كنيد.
- منبري ها اين جور مواقع كمي عقب و جلو مي شن تا بلكه صدا درست بشه!
- من روبروي آقا، كنار در شبستان وايساده بودم، آقا كمي به عقب و سمت چپ رفتند كه يكدفعه...
- يه صداي عجيبي توي شبستان پيچيد...
- اول فكر كردم تيراندازي شده...
- سريع اسلحه ام رو درآوردم... تا برگشتم ديدم...
و اشك، چنان سر مي خورد توي صورتش كه هر چه قدر هم لبش را بگزد؛ نمي تواند كنترلش كند... سرش را تكان مي دهد و به «حاجي باشي» نگاه مي كند، او هم سرش را انداخته پائين و با دست اشك هايش را مي چيند. «پناهي» به دادش مي رسد و ادامه مي دهد:
- مردم اول روي زمين دراز كشيدند و بعد هم به سمت در هجوم بردند، من اسلحه ام را از ضامن خارج كرده بودم، تا برگشتم سمت جايگاه ديدم- بغضش را فرو مي خورد- «آقا» از سمت چپ به پهلو افتاده اند روي زمين! داد زدم: حسين! «آقا»... تا برسم بالاي سر «آقا»، «حسين جباري» تنهايي «آقا» را بلند كرده بود و به سمت در مي رفت...
اما دكتر مرندي كه آن روز اتفاقي و براي مشاوره يكي از بيماران در بيمارستان بهارلو حضور داشته، خودش را به اتاق عمل مي رساند و دستور آماده سازي اتاق عمل را مي دهد.
- شهيد بهشتي به من خبر داد. تازه رسيده بودم منزل. پيكانم را سوار شدم و راه افتادم. به محض رسيدن، دكتر محجوبي گفت نگران نباش، خون را بند آوردم. و من آماده شدم براي جراحي.
دكتر زرگر ادامه مي دهد: «رگ پيوندي مي خواستيم، پاي راست را شكافتيم. رگ دست راست و شبكه عصبي اش كاملاً متلاشي شده بود. فقط توانستيم كمي جلوي خونريزي را بگيريم و كمي هم پانسمان كنيم. تصميم بر اين شد كه آقا را ببريم بيمارستان قلب.»
دكتر ميلاني هم كه مثل دكتر زرگر تمام موهاي سرش سفيد شده، غرق روزهاي تلخ دهه 60 شده است، آرام و با تأمل تعريف مي كند:
- جراحت خيلي سنگين بود، سمت راست بدن پر از تركش و قطعات ضبط صوت بود، حتي يكي از تركش ها زير گلوي آقا جا خوش كرده بود. قسمتي از سينه ايشان كاملاً سوخته بود! يكي دو تا از دنده ها هم شكسته بود. دست راست هم كاملاً از كار افتاده بود و از شدت ضربه ورم كرده بود. استخوانهاي كتف و سينه كاملاً ديده مي شد. 37 واحد خوني و فرآورده هاي خوني به آقا زده بودند كه خود اين تعداد، واكنش هاي انعقادي را مختل مي كرد... دو سه بار نبض آقا افتاد و چند بار مجبور شديم پانسمان را باز كنيم و دوباره رگ ها را مسدود كنيم... خيلي عجيب بود، انگار هيچ چيز به اراده ما نبود...
و دكتر منافي چشم هايش را روي هم مي گذارد و آن روزها را اينگونه از پشت پرچين خاطرات ماندگارش بيرون مي ريزد: «مردم بيرون بيمارستان صف كشيده بودند براي اهداي خون. راديو هم اعلام كرده بود جراحت به قلب آقا رسيده، عده اي توي محوطه جلوي اورژانس ايستاده بودند و مي گفتند مي خواهيم «قلبمان» را بدهيم... با هلي كوپتر، آقا را رسانديم بيمارستان قلب. لوله تنفس داشتند و تا بيمارستان دوبار مونيتور وضعيت نبض، خط ممتد نشان داد... عمل جراحي 3 ساعت طول كشيد و آقا به بخش «آي سي يو» منتقل شدند. شب براي چند لحظه به هوش آمدند... كاغذ خواستند تا چيزي بنويسند... كاغذ كه داديم با دست چپ و خيلي آرام و با دقت چند كلمه را به زحمت كنار هم چيدند:
- همراهان من چطورند؟
و حالا كه 25 سال از آن روز تلخ گذشته، شايد شيريني عيدي گروهك فرقان بيشتر خودش را نشان مي دهد كه به قول «خسروي وفا» هر وقت در حزب جلسه بود، آقا آخرين نفري بود كه از حزب خارج مي شد و فرداي آن روز هفتم تير بود...
حالا شايد بهتر بشود فهميد چرا سال هاست ضربان قلب اين مردم مي گويد: «دست» خدا بر سرماست... اين دست، رنگ خدا را ديده و طعم بهشت را چشيده، سوغات يك سفر غيبي به آن سوي ابرهاست كه پيش رهبر مانده تا به قول دكتر ميلاني: «با دست موعود بيعت كند»...
صداي اذان يعني شوق پرواز در آسمان آبي نماز. خودمان را به نمازخانه مي رسانيم، اين گروه آشناي قديمي، صف اول و دوم نماز مي ايستند... رهبر كه مي آيد مثل پروانه هاي حرم رضوي كه در بهار گرد زائر حضرتش بيقراري مي كنند، دور آقا حلقه مي زنند. دكتر ميلاني زودتر از باقي خودش را به آقا مي رساند و همينطور كه با چشم خيس به دست آقا خيره شده، دست رهبر را مي بوسد و غرق آن نگاه پدرانه مي شود... و چه خنده شيريني بر لب هاي رهبر نقش بسته، خيلي وقت بود اين جمع سال هاي جواني را يكجا نديده بود... چه غافلگيري لذت بخشي.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 9:39  توسط مجید غفوری  | 

يكي ديگر از لحظات حساس قيامت كه وضعيت انسان ها براي همه روشن مي شود و عده اي احساس پيروزي و سربلندي مي كنند و عده اي ديگر دچار شكست و سرافكندگي مي شوند زمان دريافت نامه اعمال است.
«و اذاالصحف نشرت»
(تكوير / 10)
«وقتي كه صحيفه ها منتشر و پهن شود.»
علي بن ابراهيم در تفسير قمي بيان كرده است كه مراد صحيفه هاي اعمال مردم است. اصل وجود نامه اعمال به عنوان چيزي كه فرشتگان آن را نوشته اند، جزو مسلمات است و قرآن نيز آن را بيان كرده است:
«ام يحسبون انا لانسمع سرهم و نجواهم بلي و رسلنا لديهم يكتبون»
(زخرف / 80)
«آيا آنان مي پندارند كه ما اسرار نهاني و سخنان درگوشي آنان را نمي شنويم؟ آري رسولان ما نزد آنها هستند و مي نويسند.»
«و هر انساني اعمالش را بر گردنش آويخته ايم و روز قيامت، كتابي براي او بيرون مي آوريم كه آن را در برابر خود گشوده مي بيند (به او مي گوييم) كتابت را بخوان، كافي است كه امروز خود حسابگر خويش باشي.»
(اسراء / 13 و 14)
امام صادق(ع) در باره حقيقت اين نامه مي فرمايند:
«هنگامي كه روز قيامت مي شود. نامه (اعمال) انسان به او داده مي شود، سپس به او گفته مي شود كه بخوان (كتابت را)، (راوي مي گويد) گفتم: (آي) مي شناسد آنچه كه در آن صحيفه هست؟ (امام صادق(ع) در پاسخ) فرمود: حقيقت آن است كه خداوند آن را به ياد او مي اندازد. پس هيچ لحظه اي، هيچ كلمه اي، هيچ حركت و قدمي و هيچ چيزي نيست كه او انجام داده باشد، مگر آن كه متذكر آن شود (و به يادش افتد به صورتي كه) گويا همان ساعت آن عمل را انجام داده است و به همين جهت است كه مي گويند: اي واي برما! اين چه نامه اي است كه هيچ كار كوچك و بزرگي را فرونگذاشته، جز اين كه همه را به حساب آورده است.»
از ظاهر آيات اين نكته نيز برمي آيد كه دو پرونده در آنجا مي باشد: در يكي اعمال فردي هر كس با قطع نظر از اجتماع و جامعه، به ثبت رسيده اند و در ديگري اعمال جمعي كه براي هر امتي، جداگانه به ثبت رسيده است. در اين زمينه قرآن مي فرمايد: «در آن روز هر امتي را مي بيني (كه از شدت ترس و وحشت) به زانو نشسته، هر امتي به سوي كتابش خوانده مي شود، (و به آنها مي گويند) امروز جزاي آن چه را انجام مي داديد به شما مي دهند. اين كتاب ماست كه به حق با شما سخن مي گويد ما آنچه را انجام مي داديد، مي نوشتيم»
(واقعه / 7 و 12)
اما در مورد نحوه دادن اين نامه، قرآن بيان شيوايي دارد كه عكس العمل انسان ها را هنگام دريافت نامه به تصوير مي كشد. (آيات 7 الي 12 سوره انشقاق و 19 الي 27 سوره حاقه) علامه مجلسي در حق اليقين از حضرت صادق(ع) در اين باره روايت كرده است كه چون حق تعالي خواهد مومن را حساب كند، نامه او را به دست راست او دهد و ميان خود و ميان او، او را حساب كند كه ديگري مطلع نشود و گويد: اي بنده من فلان كار و فلان كار كردي، گويد: (بلي) اي پروردگار من! كرده ام پس خداوند كريم فرمايد گويند: سبحان الله! اين بنده يك گناه نداشته است؟! و اين است معني قول حق تعالي كه: «پس هر كه نامه او به دست راست او داده شود پس بعد از آن حساب خواهند كرد او را حساب آساني و برمي گردد به سوي اهل خود مسرور و خوشحال.»
راوي مي پرسيد: كدام اهل؟ فرمود: اهلي كه در دنيا داشته اهل اويند در بهشت اگر مومن باشد.
پس فرمود: اگر نسبت به بنده اراده بدي داشته باشد حساب مي كند او را علانيه در حضور خلايق و حجت را بر او تمام مي كند و نامه اش را به دست چپ او مي دهند، چنانچه حق تعالي فرموده است: «و اما آن كه نامه او را از پشت سر او مي دهند پس واثبورا خواهد گفت و آتش افروز جهنم خواهد گرديد. به درستي كه در اهل خودشاد بود. يعني در دنيا و گمان مي كرد كه به آخرت برنخواهد گشت.»
اما حكايت ظريفي از امام زين العابدين(ع) نقل شده كه ذكر آن در اين مقال خالي از فايده نيست.
سيد طاووس(ره) خبري نقل كرده كه حاصل آن اين چنين است: چون ماه مبارك رمضان داخل مي شد حضرت امام سجاد(ع) غلام و كنيز خود را تنبيه نمي كرد و هر كدام كه تقصيري در خدمت مي كردند مي نوشت در كتابي اسم آن غلام يا كنيز را و تقصير او را در آن روز معين و اين تقصيرات جمع مي شد تا شب آخر ماه رمضان، آنها را مي طلبيد و جمع مي نمود آنگاه بيرون مي آورد آن كتابي را كه تقصيرات ايشان در آن بود، پس مي فرمود: اي فلاني! آيا ياد مي آوري در فلان روز فلان تقصير را به جا آوردي و من تاديب نكردم تو را؟ عرض مي كرد: بلي يا بن رسول الله. پس به ديگري اين را مي فرمود و همچنين هر يك را يادشان مي آورد تقصيراتشان را و اقرار از آنها مي گرفت تا به آخر.
آنگاه مي ايستاد در وسط ايشان و مي فرمود به آنها كه صداها را بلند كنيد و بگوييد كه: اي علي بن الحسين(ع)! پروردگار تو هم هر چه كرده اي عمل تو را شمرده و ضبط كرده همچنان كه تو ضبط كردي و شمردي بر ما اعمال ما را و نزد خدا كتابي است كه نطق مي كند به حق، و فرونمي گذارد كوچك و بزرگ عمل تو را مگر آن كه ضبط كرده و نگاه داشته، و مي يابي هر چه كرده اي حاضر نزد آن و نوشته شده در آن همچنان كه ما يافتيم اعمال خود را حاضر نزد تو، پس عفو و اغماض كن از ما همچنان كه اميدواري از خداوند عفو كه تو را عفو كند.
ياد كن اي علي بن الحسين(ع)! ذلت مقام خود را در مقام پروردگار حاكم عادلي كه ظلم نمي كند هم وزن دانه خردلي، پس عفو كن از ما تا خداوند از تو عفو كند و از تو بگذرد، زيرا كه خودش فرموده: «وليعفوا و ليصفحوا الا تحبون ان يعفوالله لكم»
«بايد عفو كنند جريمه را كه از گناهكاران صادر شده و روي بگردانند از انتقام، و اغماض نمايند، آيا دوست نمي داريد كه بيامرزد خداوند شما را.»

                                                                                                                                                         محدثه كاظمي

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 8:54  توسط مجید غفوری  | 

به دستور محمد عليشاه قاجار مجلس شوراي ملي ايران روز 2 تيرماه سال 1287 به توپ بسته شد. به دنبال اعلام مخالفت محمد عليشاه با مجلس شوراي ملي، دسته هاي قزاق، سواره نظام و پياده نظام به فرماندهي صاحب منصبان روسي اطراف مدرسه سپهسالار سابق و مجلس را محاصره كردند. در نتيجه بين قواي قزاق و مشروطه خواهان جنگ درگرفت. ابتدا مشروطه خواهان به پيروزي رسيدند. اما به دستور كنكل ليا خوف روسي فرمانده بريگاد مركزي، قواي قزاق، مجلس را به توپ بستند و سپس آنجا را تخريب و غارت كردند. دراثر اين حادثه تعداد زيادي از مجاهدان به شهادت رسيدند. در پی این حادثه « ميرزاجهانگيرخان شيرازي »از مبارزين سرسخت مشروطيت به قتل رسيد. وي كه بواسطه مديريت روزنامه صوراسرافيل به همين نام مشهور شده بود پس از اشغال مجلس توسط قزاقان با جمعي از يارانش به دستور محمد عليشاه دستگير شد. حاج ميرزانصرالله ملك المتكلمين از وعاظ و خطباي مشهور اين دوره نيز در ميان دستگير شدگان بود. اين دو تن را به همراه سلطان العلماي خراساني مدير روزنامه روح القدس درباغشاه به طرز فجيعي اعدام كردند و اجسادشان را در خندقي پشت باغشاه پنهان نمودند اما چند روز بعد به همت يكي از آزاديخواهان پيكر آنها به خاك سپرده شد. محمد عليشاه طي دستخطي به مشيرالدوله دستور داد تا مجلس را تعطيل كند. قابل توجه است كه در همين زمان سيد عبدالله بهبهاني به كلهُر تبعيد شد و علماي آزاديخواه و مبارز ديگر نيز هريك طي حكمي به نقاط ديگر ايران و اروپا تبعيد گرديدند .

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 22:40  توسط مجید غفوری  | 

امام سجاد علیه السلام می فرمایند:

مردم زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که به امامت او ایمان داشته باشند و ظهورش را انتظار کشند ، بر مردم همه زمان ها برتری دارند .

( منتخب الاثر 244 )

+ نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 8:39  توسط مجید غفوری  |