تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً مذهبی - فرهنگی و اجتماعی
عمومی

31 خرداد سال 1360 دكتر مصطفي چمران از برجسته ترين چهره هاي پس از انقلاب اسلامي و ازمبارزان مؤمن و متعهد سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي درجريان جنگ تحميلي رژيم بعثي عراق در منطقه دهلاويه خوزستان به درجه رفيع شهادت نائل آمد. او در سال 1311 شمسي در تهران متولد شد و پس از تحصيل در رشته فني در دانشگاه تهران مقارن با كودتاي 28 مرداد 1332 به نهضت مقاومت ملي پيوست. اين مبارز جوان براي ادامه تحصيل به آمريكا رفت و در آن كشور انجمن اسلامي دانشجويان مقيم آمريكا را تأسيس كرد . بعد از واقعه تاريخي 15 خرداد 1342 راهي مصر شد و به مدت 2 سال دورههاي آموزش چريكي را گذراند. دكتر چمران دراين كشور با همكاري امام موسي صدرسازمان امل، بخش نظامي حركتُ المحرومين لبنان را پايه گذاري كرد و بدين ترتيب همچنان به مبارزه عليه ظلم و ستم ظالمان ادامه داد، تا اين كه انقلاب اسلامي درايران به پيروزي رسيد وايشان به وطن بازگشت . شهيد چمران اولين گروههاي مقاومت را تشكيل داد و كوششهاي بسياري جهت مبارزه با مخالفان انقلاب اسلامي در كردستان به عمل آورد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 19:15  توسط مجید غفوری  | 

 

30 خرداد سال 1373 در ساعت 2:30 بعد ازظهر، بمبي به وزن 5 كيلوگرم در محل روضه منوره در حرم حضرت امام رضا(ع) منفجر شد . براثر انفجار اين بمب كه توسط عوامل وابسته به استكبار جهاني منافقين كوردل در حرم مطهر كارگذاشته شده بود، ضريح حضرت ثامن الحج(ع) به لرزه درآمد و حدود 300 تن از زائران و مجاورين عزادار اما حسين(ع) به شهادت رسيدند و عده زيادي مجروح شدند . با اين انفجار قسمتي از حرم مطهرآسيب ديد و قرآنها وادعيه موجود در محوطه حادثه با خون مردم بي دفاع و بي گناه گلگون گشت و ننگ و نفرت ابدي خدا و ملت مسلمان را نصيب منافقان كوردل نمود .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 15:48  توسط مجید غفوری  | 

دکتر علی شریعتی در دوم آذرماه سال ۱۳۱۲ در مزینان متولد شد. وی در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل در رشته دکترای جامعه شناسی به ‌فرانسه رفت. شریعتی در سال ۱۳۴۳ به‌ایران بازگشت و ابتدا به‌عنوان دبیر دبیرستان و سپس به‌عنوان استادیار دانشگاه مشهد شروع به فعالیت کرد. در سال ۱۳۴۸ به‌ حسینیه ارشاد در تهران دعوت شد و از آن زمان با سلسله سخنرانیهای معروف خود به مبارزه ضد حکومت شاه پرداخت. از دکتر شریعتی دهها جلد کتاب و مقاله تحقیقی و متون سخنرانی برجای مانده‌ است. دکتر شریعتی روز ۲۹ خرداد سال ۱۳۵۶ درگذشت. آرامگاه وی در سوریه است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 11:31  توسط مجید غفوری  | 

امام رضا عليه السلام ميفرمايند:" ان فاطمه صديقه الشهيده ": همانا فاطمه راستگو و شهيده است.

در اين روز در سال 11 هجري بنا بر قول 95 روز, در روز سه شنبه شهادت حضرت بتول عذراء مظلومه مضروبه حضرت سيده النساء فاطمه زهرا سلام الله عليها به وقوع پيوسته است.

بعد از شهادت و دفن پيامبر صلي الله عليه و آله سه بار به منزل اميرالمومنين(ع) و فاطمه زهرا عليهما السلام هجوم آورده, و در هر بار به طريقي جسارت به اهل بيت عليهم السلام كردند. در يكي از اين دفعات, كه در منزل آن حضرت را آتش زدند و به زور وارد منزل شدند, حضرت صديقه سلام الله عليها پشت در بودند.

با اين كه ميدانستند آن حضرت پشت در است, با لگد و فشار در را باز كردند, و ميخ در سينه آن حضرت را آزرد و محسن عليه السلام سقط شد و پهلوي آن حضرت شكست. ان حضرت بيهوش روي زمين قرار گرفت, و حضرت مولي الموحدين عليه السلام را با با پاي برهنه و دست بسته به طرف مسجد بردند.

وقتي حضرت زهرا سلام الله عليها به هوش آمدند به دنبال اميرالمومنين عليه السلام رفتند و از بردن آن حضرت به مسجد مانع شدند. داخل كوچه جلوي چشم همسرش اسد الله الغالب اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليهما السلام با تازيانه و غلاف شمشير بر بدن حضرت صديقه شهيده سلام الله عليها زدند كه طبق بعضي روايات از بازوي آن حضرت خون جاري شدو باز بيهوش روي زمين قرار گرفتند.

روزهاي حزن فاطمه سلام الله عليها

بعد از وقايع و فجايع آن حضرت بعضي روزها با دلي شكسته و محزون كنار قبور شهداي احد مي رفت و ميگريست, و مرگ خود را از خداوند طلب ميكرد, تا اين كه آهسته آهسته درد و جراحتهاي بدن بيشتر شد, و از آن به بعد نزديك مدينه زير درختي مينشست و ناله و گريه ميكرد. منافقين ان درخت را هم بريدند. بعد از آن اميرالمومنين عليه السلام در آنجا سايباني ساختند كه مشهور به " بيت الاحزان " شد.

روز به روز بر شدت بيماري بي بي افزوده ميشد. سينه شكسته و مجروح, بازوي ورم كرده, صورت نيلي, محسن سقط شده, غم پيامبر صلي الله عليه و آله, مظلوميت اميرالمومنين عليه السلام, كار را به جايي رساند كه ان حضرت در بستر بيماري افتاد, و وصيت هاي خويش را به اميرالمومنين عليه السلام فرمود: شبانه مرا زير پيراهن غسل بده و كفن كن و دفن نما. قبرم مخفي باشد و ابوبكر و عمر در تشييع و نماز من حاضر نشوند. عايشه و غير عايشه نيز بر جنازه من حاضر نشوند.

مدينه در شهادت فاطمه سلام الله عليها

روز شهادت ان حضرت, مدينه مثل روز شهادت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله شده بود. كوچك و بزرگ از زن و مرد, نالان و گريان بودند. بدن مطهر آن حضرت شبانه غسل داده شد و هنگام غسل, اميرالمومنين عليه السلام و حسنين و زينبين عليهم السلام و فضه خادمه و اسماء بنت عميس حاضر بودند. سپس عده اي از گلهاي سر سبد اصحاب اميرالمومنين عليه السلام: سلمان, ابوذر, مقداد, عمار و ... حاضر شدند و بدن را دفن كردند.

در بقيع چهل صورت قبر ترتيب دادند و بر آنها مقداري آب ريختند. فرداي آن روز منافقين قصد نبش قبر را نمودند ولي اميرالمومنين عليه السلام اجازه نفرمودند.

احتمالات در محل دفن آن حضرت متعدد است ولي زيارت آن حضرت در مسجدالنبي صلي الله عليه و آله, حجره خود آن حضرت كه در زمان ما جزء صحن مسجد است و بين محراب و منبر و در بقيع وارد شده است.

مدت عمر آن شهیده مظلومه 18 سال و 60 روز يا 90 روز است. سال شهادت يازدهم هجري است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 13:37  توسط مجید غفوری  | 

برگی از زندگی و حیات طیبه

مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ محمد فاضل لنکرانى که از نام آورترین مردان علم و ایمان و عمل و از مراجع تقلید جهان تشیع محسوب میشد، در سال 1310 دیده به جهان گشود.

پدر بزرگوارش حضرت آیت الله فاضل لنکرانى نه تنها یک روحانى جلیل القدر، که اساساً از محترم ترین بزرگان و اساتید حوزه علمیه قم به شمار مى رفت. آن بزرگ مرد که از مهاجران قفقاز بود و سال ها در مشهد مقدس و حوزه علمیه زنجان به تحصیل و تدریس اشتغال داشت، یک سال بعد از آن که حوزه علمیه قم به دست تواناى حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى رحمة الله علیه تأسیس شد وارد قم و حوزه علمیه مقدسه آن گردید. در همان اوان با یکى از خاندان هاى اصیل وصلت کرد و از این وصلت، فرزندانى نیکوتبار به وجود آمدند و بدینسان، حضرت آیت الله حاج شیخ محمد فاضل لنکرانى که چهارمین فرزند آن خاندان و تنها فرزند روحانى پدر به شمار مى رود در خانواده علم و تقوى و روحانیت تولد یافت.

استاد از همان سال هاى کودکى، سخت تحت تأثیر جاذبه معنویت پدر قرار گرفته و دلباخته راه او شد و در آن عوالم پاک و بى آلایش کودکى تصمیم گرفت راه و روش زندگى پدر را سرمشق خود قرار دهد و به عالم روحانیت بپیوندد.

پس به محض آنکه دوره شش ساله تحصیل ابتدایى را به پایان برد، با آنکه در رشته تحصیلات جدید رشد و توفیق بسیار به دست آورده و هوش و استعداد فراوان بروز داده بود، یکباره از ادامه تحصیل در مدارس جدید چشم پوشیده به جامعه طلاب علوم دینى پیوست.

در آن زمان درست 13 سال از عمرش مى گذشت، اما یک دنیا شور و علاقه به راهى که در پیش گرفته بود، در دلش شعله مى کشید. علاوه بر تمام جاذبه هایى که دنیاى ساده و بى آلایش و در عین حال سرشار از عمق و معنویت طلبگى برایش به همراه داشت، عامل دیگرى نیز که دست سرنوشت در کنارش قرار داد و باعث شد تا نوجوان پرشور، راه خود را با عشق و علاقه بیشترى ادامه دهد، آن بود که یکى از دوستان بسیار عزیز دوران تحصیلات ابتدایى که با او سابقه دوستى و ارتباط معنوى و عاطفى داشت ـ مرحوم آیت الله حاج سیّد مصطفى خمینى فرزند ارشد امام راحل(قدس سره) بود. . به قول خود استاد: «وجود این دوست عزیز در شدت علاقه ما به راهى که در پیش گرفته بودیم، نقش مهمى داشت و از همان اوان به کمک یکدیگر و به عنوان دو هم مباحثه مشغول تحصیل شدیم.»

از آنجا که عشق، راهنماى استاد، و شور و علاقه، چراغ راهش بود، تحصیلات دینى او با سرعتى بسیار پیش مى رفت، به طورى که دوره هاى ادبیات و سطوح را که معمولا طلّاب دیگر در مدت 8 یا 9 سال به پایان مى بردند، وى تنها در مدت 6 سال سپرى کرد; از این رو هنگامى که درست 19 سال از سنین عمر را پشت سر نهاده بود، وارد آخرین مرحله تحصیلات حوزه اى یعنى درس خارج گردید.

وقتى این جوان 19 ساله در درس خارج، آن هم درس خارج مرحوم آیت الله العظمى بروجردى که بسیار سنگین و در سطح بالایى بود، شرکت مى کرد، مى توان گفت که جوان ترین شاگرد آن جلسات بود.

آیت الله فاضل لنکرانی هر درسى را که در محضر آیت الله بروجردى مطرح مى شد، همان روز به زبان عربى مى نوشت و این نشان مى داد که نه تنها درس را درک کرده است بلکه به مفاهیم آن تسلط و احاطه هم پیدا نموده است، به طورى که چندى بعد، روزى که مرحوم آیت الله بروجردى در منزل پدرى استاد، همان نوشته ها را ملاحظه کرده بودند، خطاب به پدر بزرگوار آیت الله فاضل فرموده بودند: «هیچ فکر نمى کردم که وى این سن و سال اندک بتواند به این خوبى به تمام رموز و خصوصیات درس ها آشنا بشود و خصوصاً آنها را در قالب عباراتى جالب توجه از نظر تفهیم و تفهّم و آن هم به زبان عربى به رشته تحریر در آورد.»

در همان سال ها بود که امام راحل و رهبر کبیر انقلاب اسلامى، تدریس یک دوره علم اصول را آغاز کردند و شیفتگان فراوانى گرد شمع وجود ایشان جمع شدند تا از محضر فیض ایشان توشه برگیرند. یکى از  پرشورترین آن افراد حضرت آیت الله  حاج شیخ محمد فاضل لنکرانى بود. استاد، آن روزها ضمن شرکت در درس مرحوم آیت الله بروجردى، در جلسات فیض بخش درس امام راحل نیز شرکت مى کرد، و بدین سان یک دوره اصول کامل از مباحث الفاظ و مباحث عقلیه را در محضر امام راحل فرا گرفت که حدود هفت سال به طول انجامید.

همچنین امام راحل، در کنار درس اصول، یک دوره درس فقه هم از کتاب طهارت آغاز کرده بودند که از همان نخستین روز، استاد در آن جلسات نیز شرکت مى جست و درس فقه امام راحل را نیز با دقت و هوشیارى و تیزبینى خاص خود ضبط و ثبت مى کرد، به طورى که حاصل این نوشته ها به چند جلد کتاب بالغ مى شد.

بدین گونه استاد که عمر پرثمرش را در راه تحصیل علم و تدریس آموخته و اندوخته هاى خود گذرانیده بود، در سال هاى جوانى حدود 11 سال در درس مرحوم آیت الله بروجردى و حدود 9 سال نیز مجموعاً در درس هاى فقه و اصول امام خمینى(قدس سره)شرکت داشت و از آن خرمن هاى پرفیض، دامن دامن توشه بر مى چید...

از اینها گذشته، استاد که عشق آموزش علم تمام زندگى اش را سرشار کرده بود، در کنار درس هاى فقه و اصول، چند سال از عمر پرثمرش را نیز در درس هاى فلسفه و حکمت گذرانید. در این رشته استاد او، بزرگ مرد تفسیر، استاد کم نظیر، مرحوم علاّمه طباطبایى بود که وى در محضر پربارش طىّ سال ها، قسمتى از مباحث منظومه سبزوارى و سپس کتاب اسفار ملاّ صدراى شیرازى را تعلیم گرفت. البته در کنار همه اینها در مباحث دیگرى چون بحث هاى مسائل عقیدتى و نیز مباحثى در درس اخلاق شرکت مى کرد و از استادان دیگرى هم به طور پراکنده بهره گیرى و کسب فیض مى نمود.

استاد بر اساس هوش سرشار و کم نظیرى که داشت بسیار زود و به سرعت به درجه اجتهاد رسید. پس از آن همه تحصیل علوم معارف اسلامى، بویژه پس از 11 سال تعلّم مداوم در محضر درس آیت الله بروجردى و 9 سال شرکت عاشقانه در محضر دانشمند پرور و مکتب انسان ساز درس هاى امام خمینى(رحمه الله) وقتى هنوز جوانى 30 ساله بود دیگر به تقلید نیاز نداشت; از این رو اگر در زمان حیات آیت الله بروجردى و سال هاى مرجعیت آن بزرگوار به تقلید از ایشان مى پرداخت، پس از وفات آن پیشواى جهان تشیّع، دیگر به استنباط خود متّکى شد و غوامض امور و رموز مسائل دینى و مذهبى را به اجتهاد خویش از پیش پاى برداشت.

نکته اى دیگر که در زندگى استاد جلب توجه مى کند، این است که از نخستین سال هاى جوانى، همواره تحصیل و تدریس به موازات یکدیگر در زندگى اش جریان داشته است: وى در سال هاى دوم یا سوم تحصیل یعنى در حدود 15 - 16 سالگى، ضمن آن که خود به عنوان شاگردى مشتاق و جوینده در محضر درس بزرگان حاضر مى شد، در عین حال به موازات آن به عنوان مدرّسى پرشور و پوینده، جلسات درس تشکیل مى داد و به تعلیم گروه هایى از طالبان علم مى پرداخت.

جلسات درس استاد، از همان آغاز، جلساتى گرم و شوق انگیز بود و عده بسیارى از رهروان طریق علم و ایمان، در آن جلسات شرکت مى کردند، و جالب آنکه غالباً در این جلسات، کسانى سراپاگوش به درس هایش دل مى سپردند که همگى از لحاظ سن و سال بزرگتر از استاد خود بودند; استادى بسیار جوان که وقتى در برابر شاگردانش ظاهر مى شد، براى تماشاگرى که از دور شاهد صحنه بود، باور کردنى به نظر نمى رسید که این دانشمند جوان، آن همه افراد سالمندتر از خود را تعلیم مى دهد و از گوهرهاى نهفته در سینه شعله ور و سوزان خویش به آنان بهره مى رساند.

در آن سال هاى 15 - 16 سالگى عدّه شاگردانش غالباً به 70 - 80 نفر مى رسید و هنگامى که به 19 سالگى رسید، دیگر جلسات درسش آن قدر گسترش یافته بود که بیشتر اوقات صدها نفر در محضر درس وى حاضر مى شدند، تا جایى که وقتى به تدریس کفایة الاصول (آخرین کتاب سطح عالى و دشوارترین کتاب آن دوره) مى پرداخت) قریب 600 - 700 نفر پاى درسش مى نشستند و چون مطالب آن جلسات بر روى نوار ضبط مى شد، هنوز هم آن نوارها مورد مراجعه طلّاب جوان و کفایه خوان است و بالاخره هم اکنون قریب 25 سال است که استاد به تدریس خارج اشتغال دارد و گروه کثیرى از فضلا که غالباً مردانى عالم و آگاه و داراى تحقیقات و تألیفاتى هستند و به نوبه خود به تدریس عدّه زیادى اشتغال دارند، در جلسات درس خارج استاد شرکت مى کنند و از چشمه جوشان علوم و فضایل وى سیراب مى گردند.

مبارزات سیاسى مرحوم فاضل لنکرانی

یکى از مهمترین فرازهاى زندگى مرحوم فاضل لنکرانی ، زندگى سیاسى و مبارزاتى ایشان است. از همان زمانى که امام خمینى(رحمه الله) مبارزه وسیع و عمیق مذهبى سیاسى خود را آغاز کردند و علیه ظلم و فساد و کفر و استکبار قیام نمودند، استاد نیز به پیروى از معلم کبیر خویش قدم در این راه نهاد و مبارزات سیاسى خود را شروع کرد. استاد که از شاگردان پرشور امام و از معتقدان بى تزلزل و سرسخت ایشان بود، از همان ابتدا قدم به قدم به دنبال امام، راه مى سپرد. این مبارزات، هم به صورت فردى و هم به عنوان عضوى از اعضاى جامعه مدرسین حوزه علمیه که در آن زمان فعالیت چشمگیر و پرثمرى داشت

در ارتباط با همین فعّالیّت ها و مبارزات بود که بارها از طرف رژیم سفّاک حاکم دستگیر شد; بارها به بازجویى هاى بیدادگرانه فراخوانده شد; بارها طعم زندان و شکنجه دژخیمان ساواک را چشید و سرانجام نیز به بد آب و هواترین نقاط کشور تبعید شد. نخستین تبعیدگاه وى بندر لنگه بود که اوج گرماى تابستان به آنجا فرستاده شد. استاد حدود چهار ماه را در آن منطقه نفس بُر، در گرماى سوزان و شرجى خفقان آور آن سپرى کرد; چهار ماهى که به قول خود استاد، مى توان گفت به اندازه تحمل 40 سال رنج و ناراحتى و مرارت بود. سپس استاد را به منطقه کویرى یزد تبعید کردند و دو سال و نیم نیز از عمر شریف وى در اقامت اجبارى آنجا سپرى شد. در این دو سال و نیم، چنان سختى ها و مصایبى را از سرگذراند که عبارت «غیر قابل توصیف» نیز براى آن کم است.

امّا استاد از این دوره تبعید نیز به نیکوترین وجه استفاده کرد; یعنى علاوه بر تحقیقات علمى و تألیفات و نگارش هاى با ارزشى که در آن خلوت رنج آلود داشت، کار برخوردهاى پرثمرى ترتیب داده و با روشنگرى و بیدار سازى مردم، آنان را در مسیر مبارزات امام راحل قرار مى دادند، به طورى که در روزهاى اوج انقلاب، مردم یزد از جمله پیشتازترین مبارزات شهید پرورى بودند که با مشت خالى به جنگ توپ و تانک و گلوله رفتند و با نثار صدها شهید، دلاورانه در این راه ایستادگى کردند و گام هاى بلند و مؤثّرى در راه پیروزى انقلاب برداشتند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 8:15  توسط مجید غفوری  | 

براي پاسخ صحيح به سوال ياران حضرت را از حيث تعداد، كشور، شهر ، صفات، شعار و شخصيت هاي مشهوري كه ايشان را ياري مي كنند بررسي كنيم.

الف- اصحاب و ياران حضرت چند نفرند؟
شمار و تعداد اوليه ياران حضرت كه در منابع شيعه و سني آمده است، عدد ياران پيامبر، در جنگ بدر يعني 313 نفر ذكر شده است.
امام زين العابدين (ع) فرمود:« مهدي از گردنه كوه طوي با 313 تن : به عدد رزمندگان جنگ بدر- فرود مي آيد تا آن كه وارد مسجدالحرام مي شود.»
(بحارالانوار،ج 25، ص703)

عدد 313 كه بيانگر تعداد ياران واصحاب خاص آن حضرت مي باشد، متواتر است. در بعضي روايات، تعداد 50 نفر از 313 تن را، از زنان دانسته اند كه چنان كه امام باقر(ع) فرمودند:« در ميان ياران حضرت مهدي، پنجاه زن وجود دارد.»
(بحارالانوار، ج 52، ص223 )

مي توان گفت: چون ياران اوليه حضرت سيصد و سيزده نفرند، بعدا شكل حكومت حضرت هم به صورت سيصدوسيزده ولايت مي باشد و اين افراد حاكمان زمين هستند، وقتي حضرت يكي از آنها را براي حكومت به جايي مي فرستد هرگاه يكي از آنها بخواهد، امام را مي بيند و با او حرف مي زند،«حكام الارض لمايرسل احدهم يقول له مهمااشكل عليك حكم فانظر في كفك »امام مي فرمايد: «اگر امري را نفهميدي و نتوانستي قضاوت كني به كف دستت نگاه كن حكمش را مي بيني.»

فرق اصحاب و انصار
البته ميان اصحاب وانصار آن حضرت، فرق است، اصحاب مديران و پرچم داران نهضت هستند كه داراي آگاهي و لياقت و صلاحيت لازم، براي فرماندهي نيروهاي طرفدار حق مي باشند، ولي انصار، همه مردم پاكباخته و شايسته اي هستند كه به لشكر حضرت مي پيوندند و روز به روز برتعدادشان افزوده مي گردد.

ب- ياران، از چه كشورهايي هستند؟
ياران خاص حضرت از كشورهاي مختلف، نظير ايران، عراق، سوريه، فلسطين، افغانستان، حجاز، يمن، فرانسه، پاكستان، ارمنستان، ازبكستان، تاجيكستان، لبنان، هندوستان، بحرين، اتيوپي و ... مي باشند، چون انقلاب حضرت مهدي، جهاني است، ياران وي نيز، از همه جهان هستند.

ج- ياران حضرت، از چه شهرهايي هستند؟
اصبغ بن بناته- از ياران صديق حضرت امير (ع) : مي گويد:«اميرالمومنين (ع) ضمن ايراد خطبه اي، به ذكر مهدي و ياران او پرداخت، ابوخالد حلبي عرض كرد: يااميرالمومنين! مهدي را براي ما توصيف كن! حضرت علي (ع) فرمود: آگاه باشيد! او شبيه ترين مردم- از نظر صورت و سيرت- به رسول خدا است.
آيا مي خواهيد شما را بر آنها و تعدادشان آگاه كنم؟ عرض كردم: بله يااميرالمومنين حضرت فرمود: از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود:اولين آنها از بصره و آخرين آنها از يمامه است.
و علي) ع) شروع كرد به شمردن ياران مهدي و فرمود: از بصره دو نفر، از اصفهان چهار نفر، از قم ده نفر، از زوراء ( تهران) ده نفر، از اهواز، آمل، دامغان، ساوه ، بروجرد، مراغه، خوي، كازرون، اردبيل و ابهر، هركدام يك نفر، از سلماس و همدان و شيراز و واسط وآبادان و حلب، هركدام سه نفر و...»
(الملاحم و الفتن،ص 150-145)

تعداد انصار حضرت، دوازده هزار تن مي باشد
پس از چند روز توقف در مكه، عده ياران حضرت از مرز دوازده هزار تن تجاوز مي كند و پس از وقوع معجزه فرو رفتن دشمنان در زمين، حضرت همراه با سپاه خود، به سوي مدينه حركت كند. اميرالمومنين (ع) فرمود:« مهدي با لشكري دوازده هزار نفري يا پانزده هزار نفري، از مكه حركت مي كند و در دل دشمنان، ترس و وحشت مي اندازد وهيچ دشمني با آنها روبه رو نمي شود، مگر اين كه به ياري خدا نابود مي شود، شعار آنها، بميران بميران است، در راه خدا، از هيچ ملامتي هراس ندارد.»

(معجم الاحاديث الامام المهدي، ج 1، ص 408)

                                                                                                                                                 سيدحسين تقوي

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 19:57  توسط مجید غفوری  | 

باز هم شرارت جهانی و استکبار خون آشام ددمنش به سرکردگی ام الفساد هزاره، قلوب میلیون ها انسان آزاده و مسلمان جهان از اقدام شرارت آمیز خود محزون و ناراحت کرد و دل های عاشق را در ایام عزاداری یگانه دخت نبی مکرم اسلام پیامبر(ص) صلح و رحمت و دوستی داغدار غمی دیگر و هتک حرمتی مضاعف تر کرد.

آیات عظام مراجع تقلید ، روسای سه قوه ، وزرا ، نمایندگان مجلس ، سازمانها ، نهادها و گروههای مختلف مردم ایران با انتشار اطلاعیه و پیام های جداگانه ،جنایت اخیر در سامرا و هتک حرمت به حرم امامین عسکریین علیهما السلام  را محکوم کردند و آن را به عموم مسلمانان جهان تسلیت گفتند.

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در بیانیه ای با محکوم کردن انفجار تروریستی حرمین شریفین عسکریین (ع) از ملت مسلمان ایران خواست پس از اقامه نماز دشمن شکن جمعه این هفته در اعتراض به این اقدام تروریستی تظاهرات اعتراض آمیز برگزار کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 9:17  توسط مجید غفوری  | 

مناره های حرم امامین عسکرین در سامرا  امروز " چهارشنبه "‌پس از وقوع چند انفجار فرو ریخت.

منابع خبری اعلام کردند دو مناره حرم امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) جهارشنبه 23/3/86 حدود ساعت 9صبح به وقت محلی پس از وقوع چندین انفجار تخریب شد در این انفجار همچنین سقف سرداب غیبت امام زمان (عج) یکجا و به طور همزمان فرو ریخت .

گنبد این حرم مقدس در انفجاری در اسفند سال 84 نیز تخریب شده بود.

- رئیس چمهور جنایت حرمین شریفین عسگریین را محکوم کرد.

- آیت الله سیستانی ضمن محکوم کردن انفجار حرم امامین عسکریین بدست مهاجمان ناشناس در سامرا خواستار خویشتنداری و حفظ آرامش و خودداری از عملیات انتقامجویانه بر ضد اهل سنت این کشور شد.

 - مولوی اسحاق مدنی گفت: اهل سنت نیز همچون شیعیان از تکرار جنایت انفجار حرمین دو امام معصوم در سامرا به خشم آمده اند و خواستار برخورد با گروههای تروریستی هستند که با هدف ایجاد درگیریهای طایفه ای این گونه اقدامات را انجام می دهند.

- مقتدی صدر  نیز در پی تخریب مناره های حرم امامین عسکریین در سامرا براثر انفجارهای امروز ، سه روز عزای عمومی اعلام کرد.

وی در بیانیه ای خواستار برپایی تظاهراتی آرام در اعتراض به این حمله شد.

گروه مقتدی صدر همچنین خویشتنداری هوادارانش را در قبال انفجار در حرم مطهر امامین عسکریین خواستار شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 14:4  توسط مجید غفوری  | 

الإمام الصادق (عليه السلام) :

 مَن يَموتُ بالذُّنوبِ أكثَرُ مِمَّن يَموتُ بِالآجالِ .
امام صادق(عليه السلام) :

كسانى كه بر اثر گناهان مى ميرند بيشترند از كسانى كه بر اثر رسيدن اجل مى ميرند.
(أمالي الطوسي : 701 / 1498)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:41  توسط مجید غفوری  | 

بعد از آزادي خرمشهر، صحنه اي را ديدم كه هيچگاه فراموش نمي كنم.
شهيد آهني بالاي خاكريز رفته بود. بين ما و دشمن فقط رودخانه(اروندرود) بود. فاصله ما با عراقي ها آن قدر كم بود كه با چشم غير مسلح رفت و آمد عراقيها را مي ديديم. حتي مشخص بود چه نوع سلاحي در دست دارند.
آهسته سرم را از خاكريز بالا بردم وگفتم: «بيا پايين، رجب بيا پايين!»
او خيلي آرام و با خنده گفت:« قرار نيست كه من اينجا كشته شوم.»
در حالي كه تا چند لحظه قبل، منطقه ساكت و آرام بود و فقط گاهگاهي تيراندازي مي شد، اما همينكه رجب بالا رفت همه تيربارهايي كه در آن خط بودند شروع به رگبار به طرف او كردند. اما هيچ صدمه اي به او وارد نشد.
و من بعد از شهادت ايشان متوجه شدم كه مفهوم آن كلامش چه بود و چقدر نسبت به زمان شهادت خود معرفت داشت.

                                                                                                                  به نقل از همرزم شهيد رجبعلي آهني

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 11:44  توسط مجید غفوری  | 

پيامبر اكرم (صل الله عليه وآله) فرمود: خداوند نور حضرت فاطمه(سلام الله عليها) را پيش از آفرينش زمين و آسمانها آفريد. عرض شد: يا رسول ا...! مگر حضرت فاطمه (عليها السلام) از جنس آدميان نيست؟
فرمود: او حوراست در قالب آدميان. خداوند نور وي را در صلب آدم به وديعه گذاشت و از صلب من بيرون آورد، هرگاه شوق بهشت مي كنم، فاطمه را مي بوسم.
(تفسير الفرات، ص 10)
ابن عباس در خبر مفصلي از پيغمبر (صل الله عليه و آله) نقل كرده كه درساق عرش نوري ديدم كه فروزنده بود مانند حوريان بهشتي. پرسيدم كيست؟ گفتند: اين دختر، «انسيه حوراء» است و او از ميوه هاي بهشتي تكون يافته است.حوريه اي است به صورت انسيه و انسيه اي است به معني حوريه وچون در بهشت راگشودند، بوي حضرت فاطمه (عليهاالسلام)را استشمام كردم.
مراد از حوريه اين است كه مانند انسان و انسيه، به كدورات عالم طبع، آلوده نشده و چون ملكه نوري است كه به همه صور مي توان متشكل گردد.
اصل حورالعين، از طبيعت ملك و نورانيت است و حضرت فاطمه، انسيه اي است كه به نورانيت و روحانيت فرشتگان است. چون بشريت، مستلزم كثرت كثافات عنصري مادي است، حضرت فاطمه انسيه حوراء از كدورت طبيعت بشري دور و منزه است و او موجوديت بين فرشتگان و بشر است.
بدين جهت حضرت زهر(اسلام الله عليها) را «انسيه حوراء» گفتند كه روح افزا و روح بخش و روح انگيز بود و در طينت سنخيتي او، كدورات و پليدي وجود نداشته است.
«انسيه حوراء» يك فرشته اي به صورت تركيب عنصري بشري است كه در لطافت و ملاحت، حوراء و در صورت، بشري بود كه آلوده به پليدي هاي مادي نشده است.


«فاطمه الزهرا (س) صاحب ولايت كبري، ص 75»

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 9:45  توسط مجید غفوری  | 

«ظرفهاي غذا و جامهاي طلايي (شراب طهور) را دور آنها مي گردانند و در بهشت آنچه دلها مي خواهد و چشمها از آن لذت مي برد موجود است و هميشه در آن خواهيد ماند. اين بهشت است كه شما وارث آن مي شويد بخاطر اعمالي كه انجام مي داديد و در آن براي شما ميوه هاي فراوان است كه از آن مي خوريد.»
(زخرف/ 70-73)
خوردن و آشاميدن، دو ركن مهم زندگي موجود زنده را تشكيل مي دهد. درست است كه غذا و شراب (آشاميدني) تامين كننده جسم انسان يا حيوان است اما اين قدر كه موجود زنده به لذت خوردن و آشاميدن مي پردازد اين قدر به ياد آثار حياتي اين دو نعمت نيست. در بهشت هم، البته خوردن و آشاميدن تامين كننده جسم مومن است و بازمانده هاي غذا برخلاف دنيا، بدبو و نفرت آور نيست بلكه بالعكس، طبق روايات،غذاي مومن به صورت عرق بدن كه از مشك و عبيرخوشبو تر است، از بدن خارج مي شود. آنچه كه در زندگي بهشتي مهم است، درك كامل لذات روحي و جسماني است. آشاميدن شرابهاي بهشتي كه طعام هاي گوناگوني دارد، ضمن ايجاد لذت در مومن، روح او را براي دريافت حقائق و درك اسماء الهي آماده مي سازد. شرب اين مايعات به هيچ وجه آثار سوء دنيوي را نظير نفخ شكم، سردرد، مستي، تهوع و... در پي ندارد.
در ذيل تفسير آيه مباركه «باكواب و اباريق و كاس من معين» آمده كه: نوجوانان زيباي بهشتي با قدحها و كوزه ها و جامهاي پر از شراب طهور كه از نهرهاي جاري بهشتي برداشته شده در اطراف بهشتيان مي گردند و آنان را سيراب مي كنند اما نه شرابي كه عقل و هوش را ببرد و مستي آورد بلكه هنگامي كه بهشتيان آن را مي نوشند نه سردرد مي گيرند و نه مست مي شوند «لايصدعون عنها و لاينزفون» و تنها يك حالت نشئه روحاني توصيف ناپذير به آنها دست مي دهد كه تمام وجودشان را در لذتي بي نظير فرو مي برد. ويژگي ديگري كه آيات به آن اشاره دارد معطر بودن آن است چنانكه مي فرمايد:«ان الابرار يشربون كان مزاجها كافورا» نيكان از جامي مي نوشند كه با عطر خوشي آميخته است و يا درجاي ديگر اشاره به طعم خوش آن دارد و مي فرمايد:« و يسقون فيها كاسا مزاجها زنجبيلا» بهشتيان از جامهايي سيراب مي شوند كه لبريز از شراب طهوري است كه با زنجبيل آميخته است و اين شراب تندي خاصي دارد. (بسياري از مفسران بيان كرده اند كه اعراب از خوردن شرابهايي كه با طعم تندي زنجبيل بوده است بسيار لذت مي بردند).
از همه مهمتر اين است كه ساقي اين بزم روحاني خداست و بهشتيان از دست قدرت او و از بساط لطف و مرحمتش برمي گيرند و مي نوشند و مست عشق و معرفت او مي شوند و «سقاهم ربهم شرابا طهورا».
همانطور كه از تفسير آيات برمي آيد شرابهاي بهشتي انواعي دارد بعضي در نهرها جاري است و بعضي در ظرف هاي سربسته ومهر شده است چنانچه در آيه شريفه مي فرمايد:« يسقون من رحيق مختوم ختامه مسك و في ذلك فليتنافس المتنافسون» ابرار از شراب زلال دست نخورده سربسته اي سيراب مي شوند و مهري برآن نهاده شده كه از مشك است و در اين نعمتها بايد راغبان پيشي گيرند.
اما چه كساني از اين رحيق مختوم مي نوشند؟ در ذيل تفسير آيه مبارك «يسقون من رحيق مختوم.» آنها از شراب زلال دست نخورده سربسته اي سيراب مي شوند، آمده است: پيامبر اكرم (ص) به حضرت علي (ع(فرمودند:«يا علي من ترك الخمر لله سقاه الله من الرحيق المختوم.» اي علي كسي كه خمر و شراب را به خاطر خدا ترك گويد خداوند او را از شراب زلال در بسته مهر شده با مشك بهشتي سيراب مي كند و نيز در روايتي از امام علي بن الحسين (ع) آمده است:«من سقي مومنا من ظماء سقاه الله من الرحيق المختوم» كسي كه شخص مومن تشنه اي را سيراب كند خداوند او را از رحيق مختوم سيراب خواهد كرد.
و در حديث ديگري آمده است«من صام لله في يوم صائف سقاه الله من الظماء من الرحيق المختوم» كسي كه در روز گرم تابستان روزه بدارد خداوند او را از تشنگي قيامت با رحيق مختوم سيراب مي كند.

                                                                                                                                               فاطمه عبداللهي

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 11:13  توسط مجید غفوری  | 

بيـا تا عاشقـي را پـاس داريـم
سـرقـبر شـهيدان گـل بكـاريـم
تمام دشت يكسرلاله زار است
گل نرگس، تورا چشم انتظاريم
عليرضاقزوه

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 19:57  توسط مجید غفوری  | 

آيت ا... توسلي، مسئول دفترامام خميني (ره) خاطره مهم و ناشنيد ه اي را از امام خميني (ره) نقل كرده است. اين خاطره به رغم كوتاه بودن، بسيار درس آموز و سرنوشت ساز است. وي در پاسخ به يكي از سوالات مي گويد:«امام هيچ گاه حركتي غير از حركت در راه خدا نداشت. آقاي صانعي (آيت ا... حاج شيخ حسن صانعي) نقل مي كند كه امام وقتي بعد از 41سال از تبعيد به ايران بازگشت، در يك جلسه خصوصي رو كرد به آقاي صانعي گفت: يادت هست فلان روز( در بحبوحه قيام پانزده خرداد 1342) به من گفتيد:» قدري آهسته تر حركت كنيد، كمي سكوت كنيد، ممكن است شما را دستگير كنند.» من به شما گفتم:« نه خير، مردم با ما هستند. دولت نمي تواند ما را دستگير كند.»
يادت هست اين جمله را گفتي و من هم آن جواب را دادم. اين 14سال تبعيد، كفاره گناه آن حرفي بود كه من زدم
. من بايد مي گفتم:«ماخدا را داريم» اما من گفتم:«ما مردم را داريم.»
نتيجه اين حرف من بايد اين 14سال تبعيد باشد. 14سال تبعيد، نتيجه آن تخلفي بود كه من در غفلت از خدا كردم.

روزي شهيد صدوقي درجلسه درس اخلاق، خاطره اي از پاريس نقل كردند كه خدمت امام نشسته ومشغول صحبت بوديم، فردي كه او را قبلاً نديده بودم از وراء ديوار، امرانه امام (ره) را به اسم كوچك صدا زد امام (ره) با عجله بلند شد و به طرف ايشان رفت. شهيد صدوقي به اينجاي سخن كه رسيد مكثي كرد وديگر چيزي نگفت ومطلب اصلي را پي گرفت. يكي از برادران سپاه پرسيد: حاج آقا نفرموديد آن شخص چه كسي بود؟ ايشان فرمود من يقين دارم چه كسي بود ولي جانم به فدايش اي كاش مرا صدا مي زد. شهيد صدوقي بارها فرمود من يقين دارم كه امام خميني (ره) با امام زمان ارتباط دارند؛ شهادت يقيني يك مجتهدنيرومند و عاقل ادعاي گزاف نيست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 19:40  توسط مجید غفوری  | 

۱۵ خرداد، نقطه عطفی است در تاريخ معاصر؛ يادگاری است از پيوند معنوی توده های عظيم مردم کشور ما؛ واکنشی است از احساس عميق مذهبی ملت ايران؛ نمايشی است ازبه پاخاستن مردمی که می خواستند ظلم و ستم را از بن بر کنند؛ تجسمی است از تاريخ اسلام و درجه ای است برای سنجش فداکاری و از خود گذشتگی انسان هايي که به دنبال آرمان الهی حرکت می کنند. پانزدهم خرداد، روز قيام خونين مردم جان برکفی است که به نام اسلام و برای اسلام به ميدان آمدند تا سلطه طاغوتيان را از کشورشان برچينند.

۱۵ خرداد ماه، سال 1342 قيام تاريخي خونين مردم مسلمان ايران عليه مظاهر سلطه در جهت دستيابي به نظام عدل اسلامي آغاز گرديد. زمينه هاي اساسي اين قيام پر شكوه با فرارسيدن ايام سوگواري سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و پيام امام خميني (ره) خطاب به واعظ و گويندگان ديني مبني بر افشاي ماهيت رژيم حاكم فراهم شد. در نتيجه مردم مبارز به حمايت از امام خميني (ره) و ضديت با شاه ستمگر برخواستند و مراسم مذهبي و عزاداري ماه محرم مبدل به تظاهرات بزرگ و دامنه دار عليه رژيم شاه وامپرياليسم گرديد. در پي اين حوادث رژيم تصميم به دستگيري امام خميني (ره) و بسياري از مبارزان مسلمان گرفت. به دنبال دستگيري امام و انتقال ايشان به تهران در قم و برخي از شهرهاي ديگر تظاهرات عظيمي بر پاشد كه منجربه شهادت هزاران تن از فرزندان دلير اين آب و خاك گرديد .

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 10:38  توسط مجید غفوری  | 

14خرداد سال 1368 امام خميني(ره) رهبر كبير انقلاب اسلامي و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي ايران با ارتحال جانگداز خويش جهان اسلام را در ماتم و عزا فرونشاند . ميزان تأثيرات و تألمات مسلمانان ايران و جهان به جدي بود كه رسانه ها و مطبوعات سراسر دنيا رحلت حضرت امام خميني(ره) را بزرگترين فاجعه و رويداد تاريخ معاصر جهان ذكر كردند . امام خميني(ره) آخرين تاريخ ساز قرن حاضر بود كه قدرت غرب را درهم شكست. ميليونها انسان در سوگ پرافتخارترين و مردمي ترين رهبر جهان به ماتم نشستند.  در پی رحلت امام خميني(ره)  اين بزرگ مرد تاريخ ايران، آيت الله خامنه اي مجاهدعظيم الشأن به مقام رهبري و هدايت امت اسلام برگزيده شدند .

وصيت نامه عبادي ـ سياسي حضرت امام خميني(ره) در مجلس خبرگان قرائت شد. مجلس خبرگان به رياست آيت الله مشكيني و باحضور رئيس جمهور و مقامات كشوري و لشكري تشكيل جلسه داد و وصيت نامه امام توسط رئيس مجلس از مهر و موم باز و آن گاه متن آن توسط حضرت آيت الله خامنه اي قرائت گرديد . اين وصيت نامه شامل يك مقدمه شش صفحه اي ، بيست و نه صفحه متن اصلي و يك برگ ضميمه مي باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 10:25  توسط مجید غفوری  | 

امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند:

به راستى كه دل در درون سينه بى قرار است و به دنبال حق مى ‏گردد و چون به آن رسيد ، آرام و قرار مى ‏گيرد .

( اصول كافى جلد 2 صفحه 421 )

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 10:3  توسط مجید غفوری  | 

برخي از اذكار به شكل عمومي است، يعني اهل بيت(عليهم السلام) آن را براي همه جايز دانسته اند و ديگر دستور و استاد و اجازه نمي خواهد. در مفاتيح الجنان هم هست. زيارت عاشورا از اين گونه اذكار است، تعقيبات نماز صبح نيز همين گونه است. بويژه بعضي از تعقيبات كه عبارات آن كوتاه و پربهاست، مثل اينكه اول صبح، بعد از نماز صبح بگوئيم:« اللهم احيني كما احييت عليه علي بن ابيطالب (ع) و امتني علي مامات عليه علي بن ابيطالب (ع)» خدايا، زندگي ام را مثل زندگي امام علي(ع)قرار بده، مرگم را هم مثل مرگ امام علي(ع) قرار بده. مرحوم ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي (ره) مي فرمودند:«گاهي ما بخيليم. بعضي چيزها هزينه اي ندارد. مثلاً انگشتر عقيق به دست كردن بسيار ثواب دارد و لازم هم نيست كه كار خاصي انجام دهيم
در كانادا، استادي داشتم كه مرا خيلي دوست مي داشت. علت آن را نمي دانستم. يك بار به من فلاپي عكسهاي مستجهن داد و گفت:«شما اين را نگاه كنگفتم:«چيست؟» گفت:براي رفع خستگي خوب است! عكسهايي است! گفتم :«من از اين چيزها بي نيازم» او هفتاد ساله بود ولي به اين چيزها معتاد بود.
آري، راه خدايي و راه بي خدايي با هم جمع نمي شود. ممكن است انسان روز اول ودوم گمان كند خدا و خرما - هر دو- را دارد، ولي سرانجام درخواهد يافت كه مسيرها جداست، هنگامي كه آدمي غير خدا را به كارهاي خود راه داد، به طور تدريجي از مسير قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) جدا خواهد شد. برخي از افرادي كه شعار غربزدگي دادند و به امام حسين (ع) و برنامه هايش توهين كردند، از اول انسانهاي نانجيبي نبودند، بسياري سابقه انقلابي و فعاليت در مسجد و حسينيه داشتند، ولي سرانجام كاري كردند كه رئيس جمهور آمريكا از آنها خوشحال شد، ما اكنون از نام اباعبدالله (ع) لذت مي بريم، اما وقتي گناه كرديم، آهسته آهسته از راه او جدا مي شويم، اين به اختيار خودماست. از آغاز اگر «نه» بگوييم، كار آسان مي شود. ما كه مسلمانيم، چيزهايي داريم كه برخي، از آن بي بهره اند و مي خواهند ما هم آنها را از دست بدهيم. از اين رو بايد براي چيزهايي كه به ما عطا كرده اند، ارزش قائل باشيم، مثلاً بايد همين كه در جلسه روضه امام حسين(ع) مي نشينيم و گريه مي كنيم، قدر بدانيم، اگر اين طور شد، ممكن است روزي حضور امام عصر(عج) را در كنار خود حس كنيم. فردي مي گويد از امام (ع) پرسيدم:«منظور از اين آيه الامن أتي الله بقلب سليم» مگر كسي كه با قلب سليم به سوي خدا بيايد، چيست؟ فرمود:«القلب السليم الذي يلقي ربه و ليس فيه احد سواه» دل سالم، آن دلي است كه نزد خدا آيد و جز او در آن نباشد. اگر به گناه آلوده شديم، اثر آن ناگهاني از دلمان بيرون نمي رود، مرحوم شيخ عباس قمي(ره)در كتاب «منازل الاخره» داستان زيبايي را نقل مي كند. مي فرمايند: شخصي جلوي خانه اش نشسته بود، زني آمد و پرسيد:«حمام منجاب كجاست؟» اين مرد، آلوده به گناه بود. خانه خودش را نشان داد. آن زن به خيال اينكه، آنجا حمام است، وارد خانه شد. آن مرد دويد و در را بست. گفت: «مگر اينجا حمام نيست؟» گفت:«نه! خانه ماست، حالا بيا با هم باشيم!» آن زن ديد كه مرد او را به گناهش مي اندازد. گفت:«ببين! اين طوري كه نمي شود اگر بخواهي من با تو باشم، حرفي ندارم، ولي اين طور نمي شود»، پرسيد:«چه طوري مي شود؟» گفت:«اولا من كثيف هستم، بگذار حمام بروم، شما هم يك مقدار عطر و ... بخر كه تر و تميز باشي. من خودم هم اين كاره هستم!» مرد در خانه را باز كرد و گفت:«حمام آخر اين كوچه است، زود بيايي!» زن گفت:«خواهم آمد!» آن مرد رفت كه عطر و ... بخرد و آن زن هم فرار كرد و رفت. نيامدن آن زن براي مرد خيلي گران تمام شد. مرحوم شيخ عباس (ره) مي نويسد: بعد از مدتي مرگ اين مرد فرا رسيد و در بستر مرگ افتاده بود، مدام مي گفت: «كجاست آن زني كه سراغ حمام منجاب را مي گرفت؟!» آري، آن فرد گناه نكرد، اما هنوز هوس گناه در دلش بود. به نظر شما اگر انسان به اين حال بميرد، كجا مي رود؟
شايسته است كه هر وقت از گناه فرار كرديم، سجده شكر كنيم و از او بخواهيم زمينه گناه را براي ما فراهم نكند و اگر كسي زمينه اش را فراهم كرد، خود او دستمان را بگيرد تا آلوده به معصيت نشويم و از روي امام زمان (عج) شرمنده نباشيم.
به ياد دارم كه در دوره تحصيل، عده اي از دوستان، به جمكران رفته بودند. فردي بهايي هم كه تازه مسلمان شده بود، گفته بود:«من مي خواهم آقا را ببينم!» به او گفتند:«شبهاي چهارشنبه به جمكران مي رويم؛ تو هم مي تواني با ما بيايي». يكي از جاهايي كه حضرت ولي عصر(عج) به آنجا رفت و آمد مي كنند، مسجد جمكران است. دوستان مي گفتند: «سحرگاهي به مسجد جمكران رسيديم». يكي از دوستان مي گفت:«من دلم براي اين جوان خيلي سوخت او كنار يك ستون نشست و همان جا خوابش برد.» در هر حال، شخص تازه وارد است وبي بهره نخواهد بود، ليكن كسي كه تلاش داشته، حتماً به اجر عمل خويش مي رسد.
ما نيز اگر در اخلاص ثابت قدم باشيم، وظيفه خود را انجام خواهيم داد. اگر هم آن حضرت نخواستند كنار ما بيايند، ما وظيفه خود را انجام داده ايم.
آنان كه به نجف اشرف مشرف شده اند، مقام هود و صالح را زيارت كرده اند، در نزديك آنجا، قبر مرحوم آقاي قاضي (ره) است. مناسب است اگر نجف رفتيم، به آنجا هم برويم. حضرت آيت ا ... ناصري دولت آبادي مي فرمودند: ذكري را از استادم مرحوم آيت ا... شيخ عباس هاتف قوچاني (ره) ياد گرفته بودم، در كنار قبر مرحوم آقاي قاضي (ره) مشغول عبادت شدم، ناگاه شنيدم«عاش سعيداً و مات سعيداً» سعادتمند زيست، سعادتمند هم از دنيا رفت.
بندگان خالص خدا در عصر و زمانه ما نيز بوده اند. علامه طباطبائي (ره)، امام خميني، آيه الله العظمي مرعشي نجفي (ره) از اين قبيل اند. آيه ا... العظمي مرعشي نجفي (ره)، در سرداب حضرت ومسجد سهله، خدمت آن حضرت رسيدند. در دوران حيات خود، مجلس روضه خواني داشتند و گريه مي كردند، بعد هم وصيت كردند تابوتشان را به منبر ببندند. خدا به موسي (عليه السلام) فرمود: «اقم الصلوه لذكري» اگر مي خواهي يادم كني، نماز بخوان.
در روايت آمده است:«كل قلب فيه شرك أوشك فهو ساقط» هر دلي كه در آن شك يا شرك باشد، ساقط است. پس از آن آمده است:«انما ارادوا بالزهد في الدنيا لتفرغ قلوبهم للاخره» زهد در دنيا، دل را فارغ كردن و فقط براي آخرت آماده شدن است.

                                                                                                   حجت الاسلام و المسلمين دكتر مرتضي آقا تهراني

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 10:27  توسط مجید غفوری  | 

شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت ام الائمه النجباء صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها در مدینه 75 روز پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله واقع شده است(1). اقوال دیگر درباره شهادت حضرت در سوم جمادی الثانیه خواهد آمد.

در شب چهاردهم امیرالمومنین علیه السلام به همراه جمعی قلیل از گلهای سرسبد اصحاب بدن مطهر صدیقه کبری سلام الله علیها  را به خاک سپردند.

به سند صحیح از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که حضرت  فاطمه سلام الله علیها 75 روز بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله زنده بودند. بنا بر مشهور که وفات آن حضرت در 28 صفر باشد, شهادت حضرت صدیقه سلام الله علیها در 13 یا 14 یا 15 جمادی الاولی میشود در این سه روز زیارت ان حضرت مناسب است.(2)

منابع:

1.وقایع الشهور: ص 95

2.فیض العلام: ص 248

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 10:6  توسط مجید غفوری  | 

يكي از برادران به «حسن رفسنجاني» معروف بود. ايشان فردي بي باك و نترس و با صفا بود.
عراقي ها از او مي خواستند شعار بدهد و به مقدسات خود توهين كند. حوضي در وسط محوطه اردوگاه قرار داشت. عده اي از بچه ها كه براي عراقي ها جاسوسي مي كردند اطراف حوض ايستاده بودند و او را مسخره مي كردند و به او مي گفتند:« شعار بده وگرنه تو را داخل آب مي اندازيم.» حسن بالاي حوض رفت وگفت:«صدام رهبر شماست، مگر شما به رهبر خود توهين مي كنيد؟ اگر شما به رهبر خود توهين كنيد؛ من نيز به رهبر خود توهين مي كنم. همان طور كه رهبر شما برايتان محبوب است رهبر من نيز براي من محبوب است.» همين طور كه صحبت مي كرد مي خواست مطلبي را از گاليله بگويد يكي از عراقي ها او را داخل آب هل داد و داخل آب او را كتك زدند و بعد از بيرون آوردن از آب او را به قسمت ديگري بردند. عراقي ها به شدت او را كتك زده و لباس هاي او را پاره كردند.هر چه به او مي گفتند:«شعار بده.»شعار نمي داد. حتي يك روز هنگام غروب افسر كل اردوگاه او را به شدت كتك زد و به صورت جفت پا بر روي كمر او پريد ولي او تنها ذكر گفت؛ حتي آخ هم نگفت هر چه او را زدند چيزي نگفت طوري كه افسر عراقي عصباني شد و به او گفت:« تو يك آخ بگو، ناله كن من آزادت مي كنم، هيچي ديگر از تو نمي خواهم.» ولي هرچه او را كتك زدند حسرت يك آخ گفتن را بر دل آنها گذاشت. سرانجام بعد از شكنجه هاي زياد، او را آزاد كردند. او شجاعانه در محوطه راه مي رفت و باعث روحيه بچه هاي ديگر بود.

                                                                                                                          خاطراتي از محمود هاشمزادگان
                                                                                                                                  از اردوگاه بعقوبه عراق

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 14:45  توسط مجید غفوری  | 

در سال 36 هجری در چنین روزی جنگ جمل اتفاق افتاد(1) و بصره فتح شد و نزول نصر از خداوند کریم بر امیرالمومنین علیه السلام واقع شد(2). کفعمی رحمه الله 15 این ماه را روز جنگ جمل میداند.(3)

ابتدای این وافعه از آنجا شروع شد که بعد از بیعت مردم با امیرالمومنین علیه السلام طلحه و زبیر به بهانه عمره از مدینه خارج شدند و به عایشه پیوستند. عبدالله بن عامر که قبلا عامل عثمان در بصره بود و از طرف امیرالمومنین علیه السلام عزل شده بود, به مکه آمد و شتری که دویست دینار خریده بود برای عایشه آورد و به طرف بصره حرکت کردند تا به این شهر رسیدند. پس از ورود به خانه عثمان بن حنیف عامل امیرالمومنین علیه السلام ریختند و او را اسیر کردند و بسیار کتک زدند.

امیرالمومنین علیه السلام برای مقابله با آنان به طرف بصره حرکت فرمودند. در این جنگ همراه امیرالمومنین علیه السلام امام حسن و امام حسین علیهما السلام و همچنین محمد بن حنیفه و عبدالله بن جعفر و اولاد عقیل و عده ای از جوانان بنی هاشم همراه با عمار و ابوایوب انصاری و عده ای از مهاجر و انصار بودند. 80 نفر از اصحاب بدر, 250 نفر از کسانی که با پیامبر صلی الله علیه و آله در بیعت شجره شرکت کرده بودند و 1500 نفر از سایر اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت کردند.(4)

مسلم مشاجعی را همراه با قرآنی فرستادند که بصریان را به حکم قرآن بخواند ولی آنان مسلم را هدف تیر ساختند و شهید کردند. بعد از موعظه های عمار و فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام در دهم جمادی الاولی جنگی را که عایشه شروع کرده بود ادامه دادند و امیرالمومنین علیه السلام در مقام مقابله با آنان برآمدند. در این جنگ از لشگر امیرالمومنین علیه السلام که بیست هزار مرد جنگی بودند پنج هزار نفر شهید شدند.(5)

آخرالامر که پیروزی نصیب لشگر امیرالمومنین علیه السلام شد حضرت کنار هودج عایشه آمدند و فرمودند: ای حمیرا! پیامبر تو را امر کرده بود که به جنگ من بیرون آیی؟ آیا تو را امر نفرمود که در خانه خود بنشینی و بیرون نیایی؟ بخدا سوگند, انصاف ندادند آنانکه زنهای خود را پشت پرده پنهان داشتند و تو را بیرون آوردند. محمد بن ابی بکر خواهرش را از هودج بیرون کشید. امیرالمومنین علیه السلام دستور داد او را به خانه صفیه دختر حارث بن ابی طلحه ببرندو بعد او را به مکه و از مکه به مدینه فرستاد. در این جنگ زید بن صوحان که از بزرگان لشگر و شیعیان امیرالمومنین علیه السلام شهید شد و آن حضرت بالای سرش آمده فرمودند: ای زید, خدا رحمتت کند که تعلقات دنیوی تو اندک بود, و امداد تو در دین بسیار بود.

تحویل پیراهن امام حسین علیه السلام به حضرت زینب سلام الله علیها

در این روز حضرت زهرا سلام الله علیها پیراهن ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام را به زینب کبری سلام الله علیها دادند و فرمودند: هنگامی که برادرت حسین علیه السلام این پیراهن را از تو خواست بدان که ساعتی بیش مهمان تو نیست, و سپس به بدترین حالات به دست اولاد زنا کشته میشود. این واقعه سه روز قبل از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها بود.(6)

منابع:

1.تتمة المنتهی ص 17-22. فیض العلام: ص 239   

2.مسارالشیعه: ص 31. بحارالانوار: ج 97 ص 384. مصباح کفعمی: ج 2 ص 597. العددالقویه: ص 53. مصباح المهتجد: ص 733

3.مصباح کفعمی: ج 2 ص 597

4.بحارالانوار: ج 32 ص 183

5.بحارالانوار: ج 32 ص 174, 196, 211. منتخب التواریخ: ص 159_161. تعداد شهدای لشگر امیرالمومنین علیه السلام را هزار و هفتاد نفر و نیز هزار و هفتصد نفر و به قولی چهار هزار نفر هم گفته اند

6.وقایع الشهور: ص 95

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 10:20  توسط مجید غفوری  | 

وقايع خصوصي
مراد، حوادثي است كه از آنها پيش گويي شده و مانند وقايع عمومي است. از اين جهت كه نه جنبه علامتي دارد و نه تصريح به وقت آن شده، منتها با اين فرق كه آنها جنبه عمومي داشته و اينها جنبه خصوصي دارد و در رابطه با منطقه و شهر و كشور خاصي است.
اينگونه وقايع، از پيامبر(ص) وائمه (ع) زياد نقل شده و در شرح معجزات ائمه آمده است كه مواردي از آنها تاكنون واقع شده و قسمتي از آنها مبهم و بعضي داراي احتمالات زياد است. ما براي رعايت اختصار، بعضي از آنها را نقل مي كنيم.
 
قطع حج و خرابي مسجد براثا
سيدابن طاووس، از سليلي، از ابن عمرنقل كرده كه گفت:«منافقين، مسجدي را در مدينه : شبانه : خراب كردند. اصحاب پيامبر(ص) اين حادثه را بزرگ شمردند،پيامبر (ص) فرمود: شما خرابي اين مسجد را بزرگ شمرديد با اينكه آن تعمير شد، ولي هرگاه مسجد براثاخراب شد، حج تعطيل مي شود. گفته شد:«يارسول ا...! مسجد براثا كجا است؟» فرمود:«در طرف غربي بغداد، در عراق است و ...»
سپس سليلي- مولف كتاب الملاحم والفتن- گفته است:« من خودم مسجد براثا را ديدم كه حنبلي ها خراب كردند، تيرهاي سقف مسجد را سوزاندند و... سپس گفته:اين حادثه، در سال 312 ق اتفاق افتاد و در همان سال سليمان بن حسن قرمطي خروج كرد و راه را برحاجيان بست و حج را تعطيل كرد.»
 
منع طعام و درهم از عراق
از جابربن عبدا... نقل شده كه گفت:« نزديك است اهل عراق از طعام و درهم منع شوند، گفتند: از چه ناحيه اي؟ گفت: از ناحيه عجم»
كه ممكن است اين حديث اشاره به ضعف خلفاي عباسي و پيروزي سلاطين فارسي باشد كه ديگر به آنها باج ندادند و زكات و خراج كه متعارف بود و به محل خلافت مي بردند، قطع شد و احتمال دارد اشاره به جنگ خليج فارس ومحاصره اقتصادي عراق باشد.
 زنديق قزوين
از محمدبن حنفيه پرسيدند:«اين امر(ظهور) طولاني شد، پس چه وقتي خواهد بود؟ سرش را تكان داد و فرمود: چگونه ممكن است اين امر؟ در صورتيكه هنوز زمان فشار نداده و برادران به يكديگر جفا نكرده اند، سلطان، ظلم نكرده، هنوز زنديق از قزوين حركت نكرده كه پرده هاي اهل آن را بدرد و سينه هايشان را تنگ كند و عقايد قلبي ايشان را عوض كند و الگوي ارزشي جامعه را تغيير دهد. هركس كه از او فرار كند، او را دريابد و هركس كه از او اطاعت كند، كافرشود، تااينكه مردم، دو دسته شوند:يكي بردين خود گريه كند و ديگري بردنياي خود.»
از پيامبر اكرم(ص) نيز نقل شده كه مردي از قزوين خارج مي شود، اسم او، اسم پيامبري است، مردم مومن ومشرك، سرعت مي گيرند در اطاعت از او، كوهها را پر از خوف مي كند.
اين حديث، قابل انطباق برگذشته نيز هست، به هرحال مجمل است.
 ظهور آتشي در حجاز و آب در نجف
اميرالمومنين علي (ع) فرمود:«هرگاه آتشي در حجاز ظاهر شود و نجف را آب فرا گيرد، پس منتظر قائم باشيد.»
ابن كثير در ذكر وقايع456 ق ظهور آتش عظيمي را در اطراف مدينه- باشرح مبسوطي- نوشته است.
خراب شدن بصره
از اميرالمومنين (ع) نقل شده كه فرمود:« رغبتي به سكونت در مسجد نداشته باشيد، چون در آنجا چشمه اي ظاهر خواهد شد كه بصره و اطرافش را غرق مي كند، به گونه اي كه جز مسجدش كه مانند سينه كشتي ظاهر مي شود، چيزي باقي نمي ماند و همه خراب مي شود.»
البته به خرابي بصره، در روايات : مكررا- اشاره شده كه بصورتهاي مختلف انجام مي پذيرد: غرق شدن،فرو رفتن، جنگ و تهاجم سلاحها.
شيخ عباس قمي، از علي بن ميثم- شارح نهج البلاغه- نقل كرده كه فرموده: برحسب نقلي كه براي ما شده، در زمان قادر بالله، همه شهر بصره چنان غرق شد كه جز مسجد جامع، چيزي باقي نماند و مصداق فرموده علي (ع) گرديد.
انقراض حكومت بني عباس
در حديث ديگري، امام صادق(ع) مي فرمايد:«فرج كلي، در هلاكت فردي از بني العباس است.»
جابربن عبدالله، از امام(ع)نقل كرده كه فرمود :«منتظر آخرين دولت بني العباس باشيد! در پايان حكومت آنها، علامتهايي است كه از شعله آتش، گدازنده تر است.»
اميرالمومنين (ع) در ضمن حديثي طولاني- كه پيش گويي از بناي بغداد و روي كارآمدن 24 خليفه از بني عباس مي كند و مشخصات خلفاء را بطور معجزه آسا بيان مي نمايد- مي فرمايد:«بدنبال اينها، قائم حق، پرده از روي خود برمي دارد و چون ماه تابان، ظاهر مي شود.»
لازم به يادآوري است كه دولت عباسيان، با روي كارآمدن اولين خليفه عباسي در سال 132 ق تاسيس شد و درعصر سلجوقيان : پس از برخوردهاي داخلي- روبه ضعف نهاد و با حمله هلاكوخان مغول، آخرين خليفه عباسي (عبدالله المعتصم) در سال 656 در بغداد كشته شد و حكومت بني العباس منقرض گرديد.
ناگفته نماند كه دهها روايت، در مورد اختلاف بين بني العباس و زوال حكومت آنها و ظلم وستمگري و فساد آنها، در كتب گوناگون، از جمله: بحار الانوار و غيبت نعماني، موجود است.
قبه غبراء
اميرالمومنين علي (ع) فرمود:«قبه اي خاكي رنگ، در بياباني ريگ سرخ بنا مي شود و بدنبال آن، قائم حق، پرده از روي خود برمي دارد.»
اين حادثه نيز، در بغداد واقع شد و مقبره فيصل اول را در زمين سرخ رنگي ساختند و رنگ مقبره، خاكي و خاكستري است.
 فروآمدن تركان در جزيره
مراد از جزيره در روايات، عراق است و اين اصطلاح قديمي و معروف است و اگر مراد ازترك، مردم كافر شرق اروپا و آسيا باشد- كه بنابر قول صحيح، مراد از ترك در روايات، همين معني است، چون تركهاي كافر، جلوي حركت حضرت مهدي (عج) مي ايستند و روسها هم داخل در اين عنوان هستند- اين امر در قرن هفتم ق با حمله مغول محقق شدو اگر مراد، تركهاي مسلمان باشند، مثل تركهاي تركيه، اين هم با حكومت عثماني از سال 941 شروع و تا 1355 ق ادامه يافت و با جنگ جهاني و اشغال عراق، بوسيله انگليسيها حكومت عثماني منقرض شد.
آزاد شدن عرب از حكمراني عجم
اين مسئله، در عصرما با انقلابهايي كه در كشورهاي عربي، عليه استعمار خارجي پيش آمد و اعراب سرنوشت خود را بدست گرفتند، قابل تطبيق است. مراد از عجم تنها فارس نيست بلكه غير عرب را عجم گويند، بنابراين شامل همه زبانها و ملتهاي ديگر مي شود.
از وقايع خصوصي موارد ديگر نيز هست كه براي رعايت اختصار تنها به ذكر اجمالي آنها اشاره مي شود:اختلاف دو صنف از عجم، برپايي پلي مقابل كرخ در بغداد، فرود آمدن روم در رمله، ظهور مغربي در مصر و تصاحب شام، فتح قسطنطنيه، جنگهاي صليبي، قيام صاحب زنج، ادعاي نبوت و امامت، خرابي ديوار مسجد كوفه.همانطور كه قبلا ذكر شد، موارد فوق، اموري است كه تاكنون واقع شده و مصاديقي براي آنها در خارج وجود دارد، هر چند كه ممكن است مواردي نيز بعدا واقع شوند.

حجت الاسلام و المسلمين سيدحسين تقوي

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 16:18  توسط مجید غفوری  | 

عوامل رژيم بعثي، شهر خرمشهر را به مدت يك سال و نيم در اشغال داشتند و اين شهر را باايجاد خاكريز، ميادين مين، سيم‌هاي خاردار و ديگراستحكامات نظامي به صورت يك دژ تسخير ناپذير درآورده بودند.

پس از"عمليات طريق‌القدس"، نيروهاي عراقي، كرانه كرخه نور در شمال منطقه را باايجاد ميادين مين و كشيدن سيم خاردار وايجاد خاكريز به صورت خط پدافندي مستحكمي درآوردند و به عنوان يك موضع حساس و بااهميت در دفاع از جبهه شمالي خرمشهر به آن توجه داشتند. جاده اهواز خرمشهر كه در يك مسير شمالي - جنوبي ارتباط اين دو شهر را برقرارمي‌كرد به‌علت ارتفاع ازسطح زمين به‌عنوان يك خط پدافندي مورد استفاده نيروهاي متجاوز عراقي قرار گرفت.

اين نيروها در پشت جاده، سنگرهاي مستحكمي را كه با تانك و تيربار تقويت مي‌شد، تهيه كرده بودند. اقدامات دشمن در ايجاد استحكامات دراين منطقه حاكي ازاهميت آن بود، زيرا با ازدست دادن اين منطقه، "بصره" به شدت تهديد مي‌شد و ازنظر سياسي - نظامي نيز از دست دادن خرمشهر به معني خارج شدن مهم‌ترين برگ برنده از دست عراق در كشاندن ايران به پاي ميز مذاكره بود.

با انجام عمليات "ثامن‌الائمه"، "طريق القدس" و "فتح‌المبين" توسط نيروهاي ايران، عراقي‌ها خود را براي دفاع از منطقه حساس خرمشهر آماده كردند و با اتكا به موانع طبيعي موجود مانند رودخانه كارون، كرخه نور، جاده اهواز - خرمشهر و استحكامات و موانع ايجاد شده در شهر خرمشهر، انتظار داشتند كه بتوانند در اين منطقه، تك نيروهاي ايراني را دفع كنند. در منطقه عملياتي بيت‌المقدس، نيروهاي عراقي در كنترل سه سپاه عراق قرار داشتند كه شامل چندين لشگر و تيپ مي‌شدند.

دشمن درطول مدتي كه اين منطقه را اشغال كرده بود، بيشترين توجه و نيروي خود را روي پدافند از منطقه عمومي "جفير" و منطقه خرمشهر متمركز كرد. ارتش متجاوز عراق به‌اين علت كه امكانات عبور از رودخانه يگان‌هاي ايراني را بسيار ضعيف برآورد كرده بود و از سويي نيروي كافي براي استقرار در فاصله تقريبا ۱۰۰كيلومتري بين منطقه نداشت، نيروي سبكي را به‌صورت تامين در ساحل غربي كارون مستقر كرد.

به استناد مدارك به دست آمده از نيروهاي دشمن، ارتش عراق محور عمليات نيروهاي ايراني را براي آزادسازي خرمشهر از شمال به جنوب و از جبهه كرخه نور و نيسان برآورد كرد. درنتيجه، تلاش اصلي پدافندي خود را دراين منطقه متمركز كرد و اين درحالي بود كه نيروهاي ايراني باعبور از كارون تلاش اصلي خود را درجبهه شرقي قرار داد.

به منظور اجراي عمليات "بيت‌المقدس" و آزادسازي خرمشهر، چندين لشگر وتيپ از ارتش جمهوري اسلامي ايران همراه با چندين لشگر و تيپ از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي همراه با نيروهاي مردمي و جهادگران جهادسازندگي بسيج شدند. طرح ريزي عمليات آزادسازي خرمشهر از دهه دوم فروردين سال ۱۳۶۱آغاز و تا اواخر همين ماه تهيه و تكميل و به يگان‌هاي شركت‌كننده ابلاغ شد.

پيش از شروع عمليات نهايي براي آزادسازي خرمشهر، چندين عمليات در منطقه صورت گرفت كه طي آن نيروهاي اسلام توانستند ضربات سنگيني را بر پيكر قواي متجاوز وارد كنند و با آزادسازي بخشهاي وسيعي از ميهن اسلامي، زمينه براي "فتح نهايي" آماده شد. پيش از شروع عمليات فتح نهايي، رزمندگان اسلام سه مرحله از عمليات طراحي شده را با موفقيت انجام دادند كه حاصل هر يك از آنها هزاران كشته، زخمي و اسير ازنيروهاي متجاوز و وارد آوردن خسارات فراوان به‌آن و به غنيمت گرفتن ابزار و تجهيزات بسيار نظامي بود.

مرحله پاياني عمليات بزرگ "بيت‌المقدس" ساعت ۲۱و ۳۰دقيقه يكم خرداد سال ۱۳۶۱و با رمز "يامحمدبن عبدالله(ص)" آغاز شد. نيروهاي متجاوز عراقي در مقابل تك غافلگيركننده رزمندگان اسلام در منطقه غرب خرمشهر و پل نو، تاب مقاومت نياوردند و خاكريزهاي خود را يكي پس از ديگري ترك كردند. نيروهاي ايراني درساعت ۳و ۴۵دقيقه بامداد روزدوم خرداد به جاده آسفالت خرمشهر - شلمچه رسيدند و به سوي پل نو شروع به پيشروي كردند.

نيروهاي متجاوز عراقي تحت فشار خردكننده رزمندگان ايراني به حوالي "نهرخين" عقب رانده و ارتباط زميني نيروهاي متجاوز مستقر در خرمشهر و منطقه شلمچه قطع شد. ساعت ۶و ۳۰دقيقه روز دوم‌خرداد نيروهاي ايراني خرمشهر را محاصره كردند و باادامه پيشروي به سواحل اروندرود رسيدند، در اين روز هزاران تن از افراد متجاوز كشته، زخمي و يا به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند و دشمن سنگين‌ترين خسارت را از زمان تجاوز به ايران اسلامي متحمل شد.

ساعت ۳بامداد روز سوم خرداد نيروهاي اسلام از همه سو به دشمن متجاوز هجوم بردند و دشمن زبون را كه به سختي مقاومت مي‌كرد درهم كوبيدند. دست آوردهاي عمليات غرورآفرين و شگفت انگيز"بيت‌المقدس" نيزبسيار چشمگير و از نشانه‌هاي رحمت و لطف خداوند بزرگ بر امت شهيد پرور بود، به طوري كه ضايعات و تلفات واردشده برنيروهاي عراقي طي اين عمليات و تعداد بالاي اسراي دشمن، شگفتي جهانيان را برانگيخت.

آزادسازي پنج هزار و ۳۸۰كيلومترمربع از خاك ميهن اسلامي، انهدام يا آسيب جدي بر چندين لشكر متجاوز، كشته و زخمي شدن حدود ۱۶هزار نفر از نيروهاي دشمن و اسارت بيش از ۱۹هزارنفر ازنيروهاي دشمن گوشه‌اي از دستاوردهاي اين عمليات بزرگ است. همچنين انهدام ۶۰فروند هواپيما و سه فروند هلي‌كوپتر، ۴۱۸فروند تانك و نفربر و ۴۹دستگاه خودروي ارتش عراق و به غنيمت گرفتن يك فروند هلي‌كوپتر، ۱۰دستگاه تانك و نفر بر و ۵۶دستگاه خودرو و مقدار زيادي جنگ افزارهاي سبك و نيمه‌سنگين و تجهيزات و مهمات از ديگر دستاوردهاي اين عمليات بود.

و به اين ترتيب منطقه استراتژي و بسيار مهمي از خاك ميهن عزيزمان در روز سوم خرداد ۶۱با الطاف الهي و رشادتهاي شيرمردان دفاع مقدس از چنگ دشمن دون آزاد شد.

"ياد رزمندگان و  دلاورمردان شهيد به‌خصوص خرمشهر گرامي‌باد"

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 19:23  توسط مجید غفوری  | 

نمونه اول
هروي، يكي از اصحاب امام رضا (ع) به امام عرض كرد: يابن رسول الله درباره بهشت و جهنم به من خبر بدهيد آيا آن دو هم اكنون خلق شده اند؟ امام (ع) فرمود:«آري ، رسول خدا زماني كه به معراج رفتند ، داخل بهشت شدند و جهنم را هم ديدند.عرض كردم: عده اي مي گويند: بهشت و جهنم مقدر هستند كه روزي آفريده شوند واكنون خلق نشده اند. امام فرمود: آنها از ما نيستند و ما هم از آنها نيستيم. كسي كه آفرينش (فعلي) بهشت و جهنم را انكار مي نمايد، همانا پيامبر خدا (ص) را انكار نموده و ما را تكذيب كرده و بر ولايت ما نيست و در آتش جهنم مخلد خواهد بود. امام به آيه اي از آيات قرآن استناد مي فرمايد:«هذه جهنم التي يكذب بهاالمجرمون يطوفون بينها و بين حميم آن»
(الرحمن/ 44)
«اين است آن جهنمي كه مجرمون تكذيبش مي كردند در حاليكه آنها بين آتش و آب جوشان دوزخ دور مي زنند.»
امام سپس به يكي از احاديث معراجيه اشاره كرده و از قول رسول خدا (ص) چنين مي فرمايد:« آنگاه كه مرا به آسمان بردند، جبرئيل دست مرا گرفت و مرا داخل بهشت نمود و رطب بهشتي به من داد و من هم آن را تناول نمودم ونطفه فاطمه (س) از آن ميوه بهشتي بسته شد. از اين جهت فاطمه حوراء انسيه (حوري باهويت انساني) است. هروقت كه مشتاق بوي بهشت مي شوم دخترم فاطمه را مي بويم.»
(بحار الانوار، ج 8 ، ص 119)

نمونه دوم
امام صادق (ع) فرمود:«خداوند كسي را نيافريد مگر اينكه در بهشت منزلي و در جهنم هم منزلي برايش خلق فرمود: پس هنگامي كه اهل بهشت را در بهشت واهل آتش را در آتش قرار داد منادي نداي مي دهد كه اي اهل بهشت! بياييد و آنها را بركنارآتش مي آورد و از منازل آنها در آتش پرده برمي دارد سپس به آنها گفته مي شود ، اين است آن منزلي كه در صورت عصيان پروردگارتان وارد آن مي شويد. سپس ندا مي دهند: اي اهل جهنم ، سرهايتان را بالاكنيد و منازلتان را در بهشت بنگريد. آنها سرهايشان را بالا مي كنند و منازلشان را در بهشت مي نگرند. پس به آنها گفته مي شود: اين است آن منازلي كه در صورت اطاعت پروردگارتان، داخل آن مي شديد... پس آنها (بهشتيان فعلي) ميراث شان (جهنم) را به جهنميان فعلي مي سپارند و جهنميان هم ميراث شان (بهشت) را به بهشتيان فعلي مي سپارند و اين است قول خداي عزوجل:«اولئك هم الوارثون الذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون»
(بحار الانوار، ص 125-126)

نمونه سوم
رسول خدا(ص) فرمود:«آنگاه كه مرا به آسمان بردند، داخل بهشت شدم پس در آنجا ملائكي ديدم كه مشغول بنا هستند: خشتي از طلا وخشتي از نقره مي گذارند و گاهي هم از كار بازمي ايستند. به آنها گفتم:چرا گاهي مي گذاريد و گاهي از كار باز مي ايستيد؟ عرض كردند: منتظر مي مانيم تا مصالح برسد. گفتم: مصالح شما چيست؟ عرض كردند: قول مومن در دنيا (يعني) :«سبحان الله والحمدلله و لااله الا الله و الله اكبر» آنگاه كه مي گويد ما هم مشغول ساختن مي شويم و هنگامي كه نمي گويد ما هم كاري انجام نمي دهيم»
)بحار الانوار/ ص 124)

نمونه چهارم
رسول خدا(ص) فرمود:« در ليله الاسراء با ابراهيم (ع) برخورد نمودم و او به من گفت: به امتت امر كن كه تا مي توانند در بهشت درخت بكارند، زير زمين بهشت بسيار وسيع و خاكش بسيار پاكيزه است. گفتم: مقصود از نهادن درخت در بهشت چيست؟ گفت:«لاحو ل و لا قوه الا بالله

» ( بحارالانوار/ ص 149) 

                                    
همانطور كه ملاحظه مي شود بهشت و جهنم تجسم خود اعمال است كه لحظه به لحظه در حاق وجود آدمي كه متصل به ملكوت آفرينش است، ساخته و پرداخته مي شود و هر آن كه انسان بميرد از اين ساخته ها وتصاوير پرده برداري مي گردد:«يوم تبلي السرائر»
در ذيل نمونه اي از احاديثي كه زمين و آسمان را،مكان جهنم و بهشت معرفي مي كند، آورده مي شود:
ابن عباس مي گويد: دو تن از يهوديان برامير المومنين (ع) وارد شدند و سوالاتي مطرح ساختند من جمله: بهشت كجاست؟ جهنم كجاست؟ حضرت فرمود: بهشت در آسمان است و جهنم در زمين.
عرض كردند: مقصود از هفت (جهنم) چيست؟ فرمود: مقصود هفت باب جهنم است كه طبقه طبقه روي هم است. عرض كردند: مقصود از هشت (بهشت) چيست؟ فرمودند: هشت در بهشت. (بحار الانوار/ ص 128)
«لاتفتح لهم ابواب السماء و لايد خلون الجنه»(اعراف/ 40) و در مورد زميني بودن جهنم نيز به اين آيه استناد مي كند:«واذا البحار سجرت»
آنگاه كه درياها شعله ور مي شوند.
در آيات سوره تكوير مقدمه پيدايش جهنم و بهشت را تغييرات عمده در آسمانها و زمين معرفي مي كنند:« اذالشمس كورت و اذا النجوم انكدرت و اذالجبال سيرت...»
(تكوير/13)
اي رسول ما يادآور هنگامي كه آفتاب تابان تاريك شود و ستارگان آسمان تيره شوند و كوهها به حركت در آيند و شتران عشار (دو ماهه آبستن) را رها كنند و بدور افكنند و هنگامي كه وحوش به عرصه قيامت محشور شوند و هنگامي كه درياها (چون آتش) شعله ور گردند و هنگامي كه نفوس خلق همه باهم جنس خود در پيوندند و هنگامي كه دختران زنده بگور شده را باز پرسند كه آن بي گناهان را شما به چه جرم كشتيد؟ و هنگامي كه نامه اعمال خلق گشوده شود و هنگامي كه آسمان رااز جاي بركنند و هنگامي كه آتش دوزخ را سخت بيفروزند. و هنگامي كه بهشت را به اهلش نزديك سازند.

                                                                                                                                                   فاطمه عبداللهى

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 19:8  توسط مجید غفوری  |