|
|
|
|
|
پدر بزرگوار آن حضرت امیرالمومنین علیه السلام و مادر گرامی اش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها است. همسر آن حضرت جناب عبدالله بن جعفر بن ابی طالب علیهم السلام و فرزندان آن حضرت علی, عون, عباس, محمد و ام کلثوم هستندکه عون و محمد در کربلا شهید شدند. کنیه آن حضرت ام کلثوم, ام عبدالله و ام حسن است,و ولی کنیه های خاص حضرت ام المصائب, ام الرزایا و ام النوائب است. القاب آن حضرت بسیار است, و از آن جمله: عقیله بنی هاشم, عقیله الطالبیین, صدیقه صغری _ اشاره به مادرش که صدیقه کبری و پدرش که صدیق اکبر است _, عصمت صغری, ولیه الله, الراضیه بالقدر و القضا, صابره البلوی من غیر جزع و لا شکوی, امینه الله, عالمه غیر معلمه, فهمه غیر مفهمه, محبوبه المصطفی صلی الله علیه و آله , ثانیه الزهراء سلام الله علیها, الشریفه. هنگام ولادت آن حضرت, پیامبر صلی الله علیه و آله در سفر بودند. امیرالمومنین علیه السلام برای نامگذاری این مولود فرمودند:" بر پیامبر صلی الله علیه و آله سبقت نمیگیرم ". تا آن که حضرت آمدندو منتظر وحی شدند. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند سلام میرساند و می فرماید: این دختر را زینب نام بگذار, چه این که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم. پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت زینب سلام الله علیها را طلب کرده بوسیدندو فرمودند: وصیت میکنم به حاضرین و غائبین که این دختر را به خاطر من پاس بدارید که همانا وی به خدیجه کبری سلام الله علیها مانند است. سکینه و وقار آن حضرت را به خدیجه کبری سلام الله علیها و عصمت و حیائش را به فاطمه زهرا سلام الله علیها و فصات و بلاغتش را به علی مرتضی علیه السلام و حلم و بردباریش را به حسن مجتبی علیه السلام و شجاعت و قوت قلبش را به حضرت سیدالشهدا علیه السلام همانند نموده اند. ابن حجر در اصابه و ابن اثیر در اسدالغابه در حالات آن حضرت نوشتهاند: در مجلس یزید لعنت الله علیه حضرت زینب سلام الله علیها کلماتی فرمودند که دلالت بر قوت قلب آن حضرت دارد. آن حضرت در کرم و بصیرت و حلم مشهور خاندان بنی هاشم و عرب بوده, و بین جمال و جلال, سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع کرد. شبها در عبادت بود و روزها روزه و او به اهل تقوی معروف بود. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 14:15 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در زمان هاي دور، مردي در بازارچه شهر حجره اي داشت و پارچه مي فروخت. شاگرد او بسيار خوب و مودب اما كمي خجالتي بود. مرد تاجر همسري داشت كه دستپخت خوبي داشت و آش هاي خوشمزه او دهان هر كسي را آب مي انداخت. روزي مرد بيمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرده بود و جلوي آن را آب و جارو مي كرد ولي هرچه منتظر ماند از تاجر خبري نشد. قبل از ظهر به او خبر رسيد كه حال تاجر خوب نيست و بايد دنبال دكتر برود. پسرك در دكان را بست و دنبال دكتر رفت... پسر بيرون رفت و دارو را خريد. وقتي به خانه تاجر برگشت، ديگر ظهر شده بود. پسرك خواست دارو را بدهد و برود ولي همسر تاجر خيلي اصرار كرد و او را براي ناهار دعوت كرد. همسر تاجر براي ناهار آش پخته بود، سفره را انداختند... تاجر براي شستن دستهايش به حياط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بياورد. پسرك خيلي خجالت مي كشيد و فكر كرد تابهانه اي بياورد و ناهار را آن جا نخورد. فكر كرد بهتر است بگويد دندانش درد مي كند، دستش را روي دهانش گذاشت. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 9:38 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
مولا ظهور کن که زمین، آسمان شود...............پاک از قدوم ظلم، تمام جهان شود مهدی، ظهور کن که دل لاله ها شکست...نای تمام چلچله هایت، به خون نشست خلیل شفیعی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 20:34 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علی علیه السلام می فرمایند: اختیار کردم از کتاب تورات 12 آیه را و نظر می کنم به آنها هر روز سه مرتبه: 1- بترس از حکومت من همیشه. 2- اُنس مگیر با احدی مگر من. 3- به حق خودم، من تو را دوست دارم،تو هم مرا دوست بدار. 4- نترس از فوت رزق، هرگز. 5- ایمن از غضب من مباش. 6- تمام اشیاء را به جهت تو خلق کردم و تو را برای خودم. 7- تو را خلق کردم از نطفه گندیده، عاجز نبودم، پس چگونه از رزق تو عاجزم. 8- دشمنی می کنی با من، به جهت نفس خبیثت، چرا با نفست دشمنی نمی کنی به جهت من. 9- همه کس تو را برای خودش می خواهد ولی من تو را برای خودت می خواهم. 10- تو واجبات مرا بجای آور، من به تو رزق می دهم.ولی اگر تخلف کنی در ادای واجبات، من تخلف نمیکنم در ادای رزق. 11- تو رزق فردا را از من مخواه، چنانچه من عمل فردا را از تو نمی خواهم. 12- اگر راضی شوی به قسمت من، آسوده و راحتی و اگر راضی نشوی متصل در دنیا سرگردانی و به آرزوی خود نمی رسی مگر به آنچه قسمت توست ودر نتیجه مضموم در نزد منی. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:34 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
اسمش «حشمت» بود با يك صورت و لحن جدي و يك قيافه با نمك حزب اللهي. با لباسهاي هميشه خاكي و چفيه سياهش هر كي هر جا اونو مي ديد با خط مقدم جبهه اشتباه مي گرفت چون همون قيافه و همون جديتي كه در عمليات ها داشت پشت جبهه همه اون جديت خط مقدم را به كار مي گرفت. شهيد حشمت الله اميني از اون خالصهاي زمانه خودش بود كه ذوب در ولايت شده بود و درمكتب روحانيت آگاه خيلي خوب درسشو ياد گرفته بود. توشهرشون اسلام آباد غرب همه اونو ياور امام و ولايت فقيه و روحانيت مي دونستند. تو حرفاش يك جديت خاصي بود. خدا نكنه كسي با شوخي ياجدي نزد او حرفي يا حديثي در تضعيف انقلاب و امام مي زد. نماز شبش ترك نمي شد ولي دريغ از اينكه كسي اونو در اين حال ديده باشه. نماز جمعش به موقع، ورزشش بجا، تفريح ومزاحش هم به موقع. گروهان آقا حشمت توتموم تيپ نبي اكرم(ص) زبونزد بود. وقت اعزام كه مي شد خودش ميومد از ميان رزمنده ها افرادي را گلچين مي كرد. گروهانش معروف بود به كشكول آدما. از همه جنس آدم تو گروهانش پيدا مي شد. استاد دانشگاه، استاد حوزه، فرماندار، شهردار، روحاني، دانشجو، كارگر، كشاورز، محصل، ...باور مي كنيد گروهان فتح گردان حمزه سيد الشهدا تيپ نبي اكرم(ص) تو 24 ساعت 4- 5 ساعت بيشتر خواب نداشتند چونكه آقا حشمت فرمانده اون بود خيلي هاهمون اولش مي بريدند ولي اونائي كه مي موندند واقعا مي موندند. جالب اينجا بود بعد از هر عملياتي گروهان فتح نصفه برمي گشت.شهيد اميني به بچه ها گفته بود تنها آرزوم كه خيلي اونو دوست دارم اينكه مفقودالاثر بشم تا حتي بعد از شهادتم كسي ندونه كه من شهيد شدم يا زنده ام كه يك وقت خداي نكرده ازهمين حالا دچار ريا و تزوير نشم چون خيلي از ريا و ريا كاري بدش مي اومد اگر كسي اونو نمي شناخت توهمون برخورد اول گروهانش رو ترك مي كرد ولي بعد از چند روز كه مي موندي مي فهميدي كه اين خداي قادر عجب اعجوبه هائي روخلق كرده كه وقتي روزمين پا مي زارن و راه ميرن همين زمين زبان به تحسين وتبارك الله احسن الخالقينش بلند مي كند و به خودش مي بالد كه چه اولياء الهي دارن روش پا مي زارن. حالا رسيدي به حرفم كه حشمت روي زمين و جبهه ها چه كساني هستند. خاطره اي از روحاني جانباز مصيب بيانوندي |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 12:29 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
پس از دگرگوني در كل نظام آفرينش با دو نفخه صور اسرافيلي و آشكار شدن صحراي محشر و حشر تمام موجودات، جهنم و بهشت نيز از ملكوت و باطن آفرينش پديدار مي شود: «و اذاالجحيم سعرت و اذا الجنه ازلفت»(تكوير/12) آنگاه كه جهنم شعله ور گردد و بهشت نزديك شود. همانطور كه قبلا توضيح داده شد، جهنم تمام اهل محشر را احاطه مي كند و صداي نفير دلخراش آتش، لرزه براندام اهل محشر مي اندازد. و نيز گفته شد كه پلي از مو باريكتر و از شمشير برنده تر برروي جهنم برپا مي گردد كه برروي اين پل پنجاه موقف و گردنه به نام پنجاه وظيفه عبادي(اوامر و نواهي)مستقر مي گردد. يك عده از آدميان و جنيان بدون اينكه حق عبور از صراط و عقباتش را داشته باشند به جرم شرك به خدا و فساد اعتقادي و عملي بدون حساب در شعله هاي جهنم افكنده مي شوند و عده اي ديگر قدم بر روي پل نهاده مواقف را يكي پس از ديگري به تندي و كندي- بستگي به خلوص و كدورت اعمال دارد- پشت سر مي گذارند و با پشت سرنهادن آخرين موقف كه نامش بنابر اكثر روايات «مرصاد»(حق الناس)است، ديواره هاي باشكوه بهشت با درهاي هشتگانه اش آشكار مي گردد. هر طايفه اي به تناسب شأن ايماني خود از يكي از اين درها وارد مي شود و در وضعي قرار مي گيرد كه تا ابد متنعم مي شود. زندگي در اين نشئه به قدري زيبا و لذت بخش است كه انسان هرگز آرزوي تحويل و دگرگوني آن را به مخيله خود راه نمي دهد.
فاطمه عبداللهى |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 11:1 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
اوضاع اجتماعي آخرالزمان از ديدگاه پيامبر گرامي (ص) حجت الاسلام و المسلمين سيدحسين تقوي |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:19 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
نشريه چینی «گلوبال پي پل» وابسته به روزنامه چيني زبان «گلوبال تايمز» با اشاره به محبوبيت رهبر معظم انقلاب در جهان اسلام، از ايشان به عنوان تنها رهبري كه جرأت رويارويي و مبارزه با آمريكا را دارد، نام برده است.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:48 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
17ارديبهشت ماه سال1360هواپيماهاي جنگي رژيم بعثي عراق، زندان دوله تو را درمنطقه سردشت بمباران كرد. دراين بمباران بيش از170تن ازبرادران كرد سپاه و جهاد سازندگي كه دراين زندان دراسارت حزب منحل شده دمكرات بودند، به شهادت رسيدند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:38 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
رُويَ أنَّ اللهَ تَعالى يَقولُ في بَعضِ كُتُبِهِ : يَابنَ آدمَ، أنا حَىٌّ لا أمُوتُ، أطِعني فيما أمَرتُكَ حَتّى أجعَلَكَ حَيّاً لا تَموتُ، يَابنَ آدمَ، أنا أقولُ لِلشَّيءِ : كُنْ فَيَكونُ، أطِعني فيما أمَرتُكَ أجعَلكَ تَقولُ لِلشَّيءِ : كُنْ فَيَكونُ . اى فرزند آدم! من زنده اى هستم كه هرگز نمى ميرم ; از فرمان هاى من اطاعت كن تا تو را زنده اى قرار دهم كه هرگز نميرى. اى فرزند آدم! من به هر چه بگويم : هست شو، هست مى شود. از فرمان هاى من اطاعت كن تا تو را چنان قرار دهم كه به هر چه بگويى : هست شو، هست شود.
يَقولُ رَبُّكُم : يَابنَ آدَمَ، تَفَرَّغْ لِعِبادَتي أملاَْ قَلبَكَ غِنىً وأملاَْ يَدَيكَ رِزقاً. پروردگار مى فرمايد : اى فرزند آدم! خود را براى عبادت من فارغ گردان تا دلت را پر از بى نيازى كنم و دستانت را آكنده از روزى سازم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:23 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
ای غـایب از نظـر به خدا می سپارمت جانم بسوختی و به جان دوستدارمت تا دامــن کفـن نکشــم زیر پای خـــاک بـاور مکــن که دســت زدامـن بدارمت محــراب ابــرویت بنـما تا سحـــرگـهی دســت دعــا بـرآرم و در گـردن آرمـت حافظ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:49 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
12ارديبهشت ماه سال1361مرحله دوم طرح عملياتي بيت المقدس با حضوررزمندگان دليرجمهوري اسلامي ايران برضدّ قواي رژيم بعثي آغازشد. ازاولين ساعات اين حمله تپه استراتژيك 182درحوالي نوارمرزي فكه ازاشغال عراقي ها آزاد شد. همچنين بيش از700تن ازافراد ارتش بعثي عراق به اسارت نيروهاي اسلام درآمدند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:46 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
12ارديبهشت ماه سال1358آيت الله استاد مرتضي مطهري به دست گروه تروريستي فرقان به شهادت رسيد. او كه ازسال1319هجري شمسي به محضردرس حضرت امام خميني(ره) راه يافت مدت12سال نزد ايشان فلسفه و عرفان مي خواند اما ازسال1334همكاري خود را با دانشگاه تهران با سمت مدرس دردانشكده ادبيات و معارف اسلامي آغازكرد. ايشان درپي حوادث 15خرداد سال1342دستگيرو زنداني و ممنوع المنبرشد. پس ازپيروزي انقلاب اسلامي استاد مطهري فعالانه حركتهاي جامعه را رهبري مي كرد. عاقبت اين استاد توانا كه حضرت امام ايشان را ثمره عمرخويش مي خواندند؛ به دست گروه منحرف و تروريستي فرقان به هنگام خروج ازجلسه شوراي انقلاب مورد اصابت گلوله قرارگرفت و به شهادت رسيد. آثاربجاي مانده ازاين عالم گرانقدرهريك بيانگرشاخصها و ويژگيهاي جهان بيني اسلامي و تحليل و ردّ هرگونه تفكرالحادي و ماركسيستي است. بيانات و كتب استاد شهيد مرتضي مطهري دردانشگاه و حوزه هاي درسي روشنگرراه دانشجويان و دانش پژوهان بوده و هست. «عدل الهي، سيري درنهج البلاغه، داستان راستان، عرفان حافظ و مطالعات فلسفي» ازمهمترين آثاراستاد مطهري است. گفتني است كه سالروزشهادت اين معلم توانا و عالقدرروزمعلم نامگذاري شده است و هرسال به همين مناسبت مراسمي درسراسركشوربرگزارمي شود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:33 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
هر يك از نماز هاى مسلمانان پيش از هجرت "رسول خدا (ص)" به مدينه منوّره، تنها دوركعت بود. بنابراين تعداد كل ركعتهاى نماز يوميه آنان به ده ركعت مىرسيد. پس از آن كه پيامبر (ص) به مدينه هجرت كرد، همين رويه به مدت يك ماه ادامه داشت، تا اين كه در روز دوازدهم ربيعالثّانى، آن حضرت با الهام از فرمان الهى، تعداد ركعات چهار نماز از پنج نماز يوميه را افزايش داد. به اين صورت كه دو ركعت بر نماز ظهر، دو ركعت بر نماز عصر، يك ركعت بر نماز مغرب و دو ركعت بر نماز عشا، براى حاضران در وطن، افزوده شد. وليكن براى كسانى كه به مسافرت مى پردازند، غير از نماز مغرب، بقيه نمازهايشان شكسته و دو ركعتى خواهد بود. زيرا نماز مغرب، چه براى حاضران در وطن و چه براى مسافران، حكم واحد دارد و بايد به سه ركعت خوانده شود. منبع: وقايع الأيام، ص 232؛ تاريخ الطبرى، ج 2، ص 119؛ مسار الشيعه (از مجموعه نفيسه)، ص 30 |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 9:45 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
طراحی عبور از کارون
بعد از پایان عملیات فتح المبین، کار آماده سازی نیروها برای عملیاتی دیگر با قدرت و سرعت خارق العادهای انجام گرفت و لشکرهای سپاه و ارتش به مناطق عملیات اعزام شدند. هوانیروز و نیروی هوایی نیز آماده شدند تا عملیات را با تعداد پروازهای بیشتر حمایت کنند.
با اعزام های گسترده، مناطق عملیاتی مملو از نیرو شد و دست فرماندهان اسلام برای انجام بزرگترین عملیات درون مرزی باز گردید. قرارگاههای قدس، فتح و نصر تحت رهبری قرارگاه عملیاتی مشترک سپاه و ارتش ( قرارگاه کربلا ) در مکانهای موردنظر متمرکز شدند و آخرین راهها و چگونگی تهاجم مورد بررسی قرار گرفت. چند نقطه از رود کارون برای نصب پل در نظر گرفته شد و پس از مشورتهای فراوان، سرانجام عملیات به صورت گسترده غیر کلاسیک پیش بینی شده و ابتکارات و تجارب و خلاقیتهای رزمندگان اسلام نقش واقعی خود را در این عملیات باز یافت. خطوط جنگی ایران زیباترین اوقات خود را میگذراند. در شبهای فراموش نشدنی منطقه، آوای مناجات و دعاهای توسل و کمیل زاهدان شب از هر طرف به گوش میرسید و رزمندگان اسلام بیصبرانه منتظر شنیدن رمز عملیات بودند.که عملیات بیت المقدس در ساعت 30 دقیقه بامداد دهم اردیبهشت سال 1361 با رمز مبارک "یا علی بن ابیطالب (ع)" در منطقه عملیاتی جنوب و غرب کارون، جنوب غربی اهواز و شمال خرمشهر ازقرارگاه مركزي كربلا آغازشد.
هدف ازاجراي اين عمليات، آزادسازي خرمشهر، پادگان حميد، هُويزه، جُفَيرو حسينيّه بود و آزادمردان قواي اسلام با دلاوريهاي بي دريغ خويش اين مهم را با طراحی عبور از کارون با پيروزي به انجام رساندند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 9:28 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در روز رستاخیز ابلیس به افساری آتشین مهار شده باشد. زُفَر با دو افسار آتشین مهار شده آورده شود. ابلیس به سویش شتابد و فریاد کشد و بگوید: مادرت به عزایت بنشیند، من که خلق اول و آخر را به فتنه انداختم یک افسار آتشین دارم، تو کی هستی که با دو افسار آتشین مهار شده ای. زُفَر گوید: من کسی هستم که فرمان دادم و اطاعت شدم و خداوند فرمان داد و مخالفت شد. (زُفَر همان عُمَر خلیفه دوم میباشد) منبع: اسرار آل محمد(ص) /232 |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 10:37 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
دهم ربیع الثانی سال 201 هجری بنا بر مشهور سالروز رحلت شهادت گونه حضرت ولیه الله خلق جهان, عابده زاهده کامله مستوره حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دختر امام موسی کاظم علیه السلام است.(1) آن حضرت 17 روز پس از ورود به شهر قم, با دلی شکسته و غصه دار از داغ پدر و فراق برادر, رحلت فرمودند. در عزای آن حضرت شهر قم را یکپارچه غم و ماتم فرا گرفت. بدن مطهر آن حضرت را غسل داده کفن کردند, و به طرف باغ موسی بن خزرج , مکان فعلی حرم مطهر, آوردند. دو سوار نقابدار از بیرون شهر آمدند و بر بدن آن حضرت نماز خواندند. آنگاه داخل سرداب شده بدن مطهر را دفن کردند و رفتند, و کسی آنان را نشناخت. موسی بن خزرج آن باغ را وقف حضرت معصومه سلام الله علیها نمود, و از بوریا و حصیر سقفی بر روی قبر آن حضرت قرار داد. این بنا بود تا آنکه زینب دختر امام جواد علیه السلام بروی قبر شریف قبه ای بنا نهاد. سپس جماعتی از دختران ائمه علیهم السلام در آن مکان دفن شدند. هنگامی که ام محمد دختر موسی بن محمد بن علی الرضاعلیه السلام فوت کرد, در کنار آن حضرت دفن شد. بعد از آن میمونه خواهر ام محمد از دنیا رفت, و آن بزرگوار هم در جنب ام محمد دفن شد. روی این دو قبر یک گنبد دیگر بنا کردند, به گونه ای که دو گنبد چسبیده به هم به روی قبر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و ام محمد و میمونه بوده است. به جز دختران حضرات معصومین علیهم السلام , دو کنیز هم دفن شده اند که در هنگام مرمت حرم مطهر در زمان ناصرالدین شاه, روزنه ای به سردابی پیدا میشود و چند زن صالحه, وارد سرداب میشوند. پیکر پاک میمونه و دو تن از کنیزان را پس از هزار سال تر و تازه مشاهده میکنند. این سرداب جنب سرداب حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها قرار دارد.(2) مرحوم نمازی وفات حضرت معصومه سلام الله علیها را در 12 ربیع الثانی سال 201 هجری نقل کرده (3) و قول منسوب به شیخ حر عاملی رحمه الله هشتم شعبان سال201 هجری است.(4) امام صادق علیه السلام میفرماید: قم کوفه صغیر است, و بهشت دارای هشت در است که سه در آن از قم است. در آن شهر زنی از اولاد من رحلت میکند که اسمش فاطمه است, و او دختر موسی بن جعفر علیه السلام است که به شفاعت او تمام شیعیانم وارد بهشت میشوند. (5) منابع: 1.مراقدالمعارف: ج 2 ص 163. منتخب دریای سخن: ص 34. زندگانی کریمه اهل بیت سلام الله علیها: ص 83 2.بحارالانوار: ج 60 ص 219(220. اجساد جاویدان: ص 105 3.مستدرک سفینه البحار: ج 8 ص 257 4.حیاه الست: ص 11 5.بحارالانوار: ج 57 ص 228 |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 8:58 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است كه خداوند بلا را از خاندان و شيعيانم دور مي سازد . (بحارالأنوار ج 52 ص30) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 21:32 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
حوالي ظهر روز چهارشنبه، نخستين روز سال 1375 جوان رعنا وخوش سيمايي كه بيش از 20 بهار از عمر پر بركتش رابه چشم نديده بود، دركنار جاده اي در روستاي اشغالي «العديسه» واقع در منطقه اشغالي جنوب لبنان، فارغ از همه تعلقات به نماز ايستاده بود. هر چند كه به ضرورت، لباس فرم صهيونيست ها را به تن داشت. جوان براي آخرين بار تجهيزاتش را كنترل مي كند، محكم بسته شدن بيش از 30 كيلوگرم مواد منفجره وچاشني آماده انفجار در زير لباس، اتصال رابط چاشني با كليد انفجار ونهايتا كليد انفجار... درحالي كه طلايه ستون نظامي ارتش اسراييل هويدا مي گردد، جوان نزديك جاده مي آيد. خودروهاي نظامي ارتش اشغالگر، يك به يك از مقابلش رژه مي روند. جيپي استتار شده كه يكي از عالي رتبه ترين فرماندهان صهيونيست در آن نشسته است، درچند قدمي جوان ظاهر مي شود. راننده جيپ با دست تكان دادن هاي جوان از سرعت خودرو مي كاهد. جوان براي جلوگيري از هرگونه شك وترديد صهيونيست ها، ابتدا سلامي نظامي مي دهد و سپس با فرياد «الله اكبر» خود را درون خودرو پرتاپ كرده و با فشار كليد انفجاري تمام سرنشينان دژخيم را به جهنم مي فرستد و خود به عالم ملكوت پرواز مي كند. انفجار، چنان هيبتي داشت كه ستون، متوقف شد و بسياري از درجه داران وسربازان صهيونيست كه اجزاي تكه تكه شده فرمانده خود را مي ديدند، ديوانه وار و بي هدف شروع به تير اندازي كردند و سپس پا به فرار گذاشتند. صهيونيستها پس از دقايقي به خيال جستجوي عاملين حمله، به سمت روستا مي روند كه انفجار بمب ديگري كه جوان قبل از شهادت خود درمسير كار گذاشته بود، عده ديگري را نيز به هلاكت رساند. بله این جوان قمر الاستشهاديون«علي منیف اشمر» بود که در سال 1354 ه.ش يعني سه سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران درخانواده اي مومن و شيعه در منطقه اشغالي «العديسه» ديده به جهان گشود و ازهمان خرد سالي با قرآن و مجالس بزرگداشت مقام خاندان عصمت و طهارت (عليه السلام) آشنا شد و تحت تاثير تربيت و ارشاد اوليايش، از قرآن و مجالس فوق بهره گرفت. مسجد انيس او بود و در حد توان نمازهايش را در مسجد به جا مي آورد. علي از همان كودكي تعليمات ديني و مبارزه را توامان فرا گرفت، چرا كه خود مي ديد كه چگونه شيعيان جنوب لبنان ومردم محروم فلسطين به جرم پيروي از قرآن وعترت از سوي دشمنان داخلي و خارجي به ويژه رژيم دژخيم صهيونيستي زيرباراني از گلوله هاي توپ، خمپاره، مسلسل و موشكهاي هوايي و دريايي قرار مي گيرند وبه خاك و خون كشيده مي شوند. او لمس مي كرد كه دشمن خونريز وكينه توز غاصب به چه شكلي بي رحمانه «تل زعتر» ها و «صبرا و شتيلا» ها مي آفريند و برگهاي بيشتري به اوراق سياه و ننگين تاريخي جنايت خود در «كفر قاسم»ها و «دير ياسين»ها اضافه مي كنند. او درس حقيقي و كمال مطلوب خود را در صفوف بسيجيان لبنان نشانه كرده بود. استعداد فوق العاده اش در يادگيري فنون مختلف نظامي از يك سو و درجات عالي معنويش ازسوي ديگر، موجب ارتقا بسيار سريع وي درحزب ا... گشت. پس از ورود به جرگه نظامي در جواب خواهرش كه به او گفته بود:«ممكن است دراين راه شهيد شوي» مي گويد:«مگر اين مسايل به ما بستگي دارد كه شهيد بشويم يا نشويم؟»در 19 سالگي به عنوان نيروي رسمي حزب ا... گزينش شد وبه صف منتظران عمليات استشهادي پيوست و مهياي شهادت در راه خداوند گرديد. شهادت در راه انتقام از كساني كه هر روز دستشان آلوده به خون مظلوم مي گردد، كساني كه با خرد كردن استخوانهاي كودكان و نوجوانان و دريدن شكمهاي مادران، روي بسياري از شقي ترين اشقياي عالم را سفيد كردند.پدر و مادر فداكار علي نقل مي كنند كه هرگاه علي خبرشهادت دوستان حزب ا... را مي شنيد به قدري متاثر و غرق در اندوه جاماندن از قافله شهدا مي شد كه مكرر ازخداوند طلب شهادت مي كرد. پس از نفوذ و شناسايي چند ماهه رزمندگان حزب ا... كه منجر به كشف مسير آمد و شد يكي از شاخص ترين و جنايتكارترين فرمانده هان رژيم صهيونيستي شد، به آرزوي ديرينه خود نزديك شد و تقدير خداوند چنان حكم كرد كه پس از چند روز راهپيمايي وعبور از موانع و استحكامات رژيم صهيونيستي، در همان راستاي زادگاهش ضمن به هلاكت رساندن فرمانده فوق و معاونانش، خود به ديدار محبوب بشتابد. ژنرال «لوين» فرمانده سابق ارتش اسرائيل را نقل مي كنيم: «براي هر دردي مي توان دوايي يافت. تفنگ وتوپ و تانك وهواپيماي ارتش را مي توان چاره كرد ولي در مقابل جواني كه بي محابا و با يقين و آرامش قلبي، خود را در راه هدف منفجر مي سازد، چه تدبيري مي توان داشت!» روحش شاد ويادش گرامي باد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 15:5 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
امام حسن بن على (ع) كه شيعيان وى را "امام حسن عسكرى(ع)" مىنامند، در روز جمعه، مصادف با هشتم ربيع الثانى سال 232 قمرى، در مدينه منوّره ديده به جهان گشود. (1) وى، امام يازدهم شيعيان و پدر ارجمندش امام على النقى (ع) است. نام مادرش، "حُديث" است و براى اين بانوى پرهيزكار و شايسته، نامهاى ديگرى چون "سليل"، "سوسن" و "جدّه" نيز گفته شده است. با تولد امام حسن عسكرى(ع)، در مدينه منوّره شور و شعف ويژه اى در خاندان پيامبر (ص) و دوستداران اهل بيت (ع) به وجود آمد و حرم اهل بيت (ع) را غرق در شادى و شادمانى نمود. درباره تاريخ روز تولدش، روزهاى ديگرى چون چهارم و دهم ربيعالثّانى نيز گفته شده است . وليكن قول مشهور علما و مورخان شيعه، همان است كه نقل كرديم.(2) تولد امام حسن عسكرى(ع) در مدينه منوّره، مقارن بود با خلافت "متوكل عباسى" (دهمين خليفه سلسله عباسيان). متوكل، كه از خلفا و حاكمان ستمگر تاريخ و از دشمنان سرسخت خاندان پيامبر (ص) بود، نسبت به عموم علويان، به ويژه "امام على النقّى (ع)" و فرزندش "امام حسن عسكرى(ع)" ، تضييقات و فشارهاى زيادى اعمال نمود و در سال 236 قمرى، آنان را از مدينه به سامرا فراخواند و از نزديك آن بزرگواران را، تحت نظر و مراقبت خويش قرار داد. (3) سرانجام، در سال 260 قمرى، امام حسن عسكرى(ع) از سوى "معتمد عباسى" (پانزدهمين خليفه سلسله عباسيان)، مسموم و پس از چند روز بيمارى ،در هشتم ربيع الاوّل به شهادت رسيد.
منابع: ۱- الارشاد، ص 650؛ منتهى الآمال، ج 2، ص 392 2- منتهى الآمال، ج 2، ص 392؛ مسار الشيعه (از مجموعه نفيسه)، ص 30 3- منتهىالآمال، ج2، ص 393 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 19:2 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
يك ماه پس از فتح لانه جاسوسي 90 نفر از كماندوهاي آمريكايي به ايالت آريزوناي آمريكا اعزام شدند تا آخرين مرحله تمرين و آموزش خود را تحت شرايط موقعيت مشابه ايران بگذرانند. رئيس ستاد مشترك ارتش «ژنرال جونز» تاريخ پنجم ارديبهشت را مناسبترين زمان شروع عمليات اعلام كرد.در سحرگاه پنجم ارديبهشت 1359 نيروهاي آمريكايي در عملياتي موسوم به «دلتا» و با هدف آزاد كردن گروگانهاي اين كشور كه در لانه جاسوسي آمريكادر تهران تحت مراقبت بودند، در صحراي طبس پياده شدند.قرار بود اين نيروها كه در ميان آنان افسران حكومت پهلوي و افراد وابسته به ساواك نيز حضور داشتند، از طبس با چرخبال به سوي تهران حركت كرده و در ورزشگاه امجديه (شهيد شيرودي ) فرود آيند وسپس با لباس مبدل، به سفارت آمريكادر تهران حمله كرده و جاسوسان خود را آزاد كنند. طبق اين نقشه، آنان پس از پايان فعاليتشان، از همين راه به طبس رفته و از آنجا با هواپيما از ايران خارج مي شدند.فرودگاه هاي نظامي مصر، عمان و عرشه ناو هواپيمابر آمريكادر درياي عمان از مراكز عمده برخاستن هواپيماها و چرخبال هاي مهاجم آمريكابراي فرود در منطقه طبس بود. ناو هواپيمابر نيميتس نيز 4 ماه پيش از اين حمله ـ دي 1358 ـ در چهارچوب نيروهاي موسوم به «واكنش سريع » وارد خليج فارس شده بودند. حمله نظامي آمريكابه طبس ، دوهفته پس از آن صورت گرفت كه دولت اين كشور در اقدامي يكجانبه، روابط كشورش را با جمهوري اسلامي ايران قطع كرد.نيروهاي امريكايي شامل 132 نظامي ، 8 چرخبال و سه هواپيماي باربري هركولسC-130 پس از استقرار در طبس و قبل از حركت به تهران دچار حوادث مختلفي شدند و از ادامه مأموريت بازماندند. دستگاه هيدروليك يكي از چرخبال ها از كار افتاد، چرخبال ديگر بر اثر طوفان شن و عدم ديد كافي به هنگام جابجايي، با يكي از هواپيماهاي هركولس برخورد كرده و هر دو وسيله نقليه آتش گرفت و در نتيجه آن 8 تن از نظاميان در شعله هاي آتش سوختند.منابع سياسي آمريكامدعي اند كه كاخ سفيد براي توقف عمليات ، از سوي كرملين نيز تحت فشار بوده اند . ادعايي كه به نظر مي رسد با هدف كتمان شكست عمليات مطرح شده است. در تمام مراحل عمليات دلتا تنها 4 نفر در آمريكااز انجام آن باخبر بودند: كارتر رئيس جمهور، هارولد براون وزير دفاع، هاميلتون جوردن مشاوركاخ سفيد و برژينسكي مشاور امنيت ملي. در ايران نيز عوامل ناشناخته اي در جريان اين عمليات بوده و با آن همكاري داشته اند.به هرحال، درپي حادثه صحراي طبس و فرار باقي مانده هواپيماها و چرخبال هاي امريكايي به سوي ناو »نيميتس» جيمي كارتر رئيس جمهور آمريكاشكست اين عمليات مداخله جويانه را اعلام كرد. پس از اين مداخله، كتابهاي بسياري در خارج از كشور انتشار يافت و اهداف پشت پرده آمريكادر اين حمله ماجراجويانه و ناموفق وهمچنين ابعاد رسوايي كاخ سفيد را بر ملا ساخت.علاوه بر اين، گزارشهاي مستند و مصور منابع خبري آمريكابه ويژه روزنامه نيويورك تايمز و مجلات تايم و نيوزويك، همچنين مصاحبه هايي كه از قول فرماندهان نظامي آمريكادرباره عمليات طبس در اين منابع منعكس شد، ابعاد مداخله جويانه تروريسم دولتي و نگاه متعرضانه كاخ سفيد عليه جمهوري اسلامي ايران را نشان مي داد. اين حادثه يكي از بزرگترين رسوايي هاي نظامي وسياسي كاخ سفيد در برابرانقلاب اسلامي ايران محسوب مي شود.به هرحال اين اقدام كاخ سفيد كه پس از بلوكه كردن دارائي هاي ايران در بانك هاي امريكا، تحريم اقتصادي ايران و اعلام قطع رابطه سياسي واشنگتن باجمهوري اسلامي ايران صورت گرفت ، حلقه ديگري از اقدامات كاخ سفيد عليه جمهوري اسلامي ايران در سالهاي پس از پيروزي انقلاب بود كه به شكست انجاميد.پس از اين حادثه، جاسوسان آمريكايي در چند دسته به نقاط مختلف كشور برده شدند تا دسترسي به آنان ميسر نباشد. جاسوسان آمريكايي بيش از 6 ماه پس از عمليات آمريكادر طبس در اختيار دانشجويان پيرو خط امام بودند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 16:1 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
دعا در لغت به معناي خواستن و صدا كردن است. راغب اصفهاني دعا را«ندا كردن» معني مي كند با اين فرق كه ندا صدا كردني است كه در آن نام مشخصي برده نمي شود مانند يا و ايا برخلاف دعا كه خواندني است و نام شخص خاصي برده مي شود. آيت الله مجتبي تهراني |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 10:46 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
چند روزي مي شد كه در اطراف كاني مانگا درغرب كشور كار مي كرديم. شهداي عمليات والفجر چهار را پيدا مي كرديم. اواسط سال 71 بود. از دور متوجه پيكر شهيدي داخل يكي از سنگرها شديم، سريع رفتيم جلو، همانطور كه داخل سنگر نشسته بود، ظاهراً تير يا تركش به او اصابت كرده و شهيد شده بود. خواستيم كه بدنش را جمع كنيم و داخل كيسه بگذاريم، در كمال حيرت ديديم در انگشت وسط دست راست او انگشتري است؛ از آن جالبتر اينكه تمام بدن كاملاً اسكلت شده بود ولي انگشتي كه انگشتر در آن بود كاملاً سالم و گوشتي مانده بود. همه بچه ها به دورش جمع شدند. خاك هاي روي عقيق انگشتر راكه پاك كرديم، اشك همه مان درآمد. روي آن نوشته بود:«حسين جانم» از اعضاء گروه تفحص |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:47 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
امام باقر(عليه السلام) : خداوند دوست دارد كسى را كه با مردم مزاح و شوخى كند اما سخن زشت به زبان نياورد و نيز كسى را كه انديشه اى يكتاپرست داشته باشد و كسى را كه آراسته به صبر و شكيبايى باشد و كسى را كه به نماز خواندن افتخار كند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:36 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در این روز امام حسن عسگری علیه السلام برای وفا به وعده ای که فروده بودند و آشکار شدن معجزاتی از آن بزرگوار به طی الارض از سامرا به جرجان تشریف فرما شدند.(1) جعفر بن شریف نیگوید: سالی قصد حج کردم و قبل از حج به زیارت امام حسن عسگری علیه السلام در سامرا رفتم. اموالی از شیعیان همراهم بود که باید به آن حضرت میرساندم. خواستم از آن حضرت بپرسم اموال را به چه کسی بدهم ولی پیش از آنکه من صحبت کنم حضرت فرمودند :"به مبارک خادم بده". عرض کردم:"همین کار را کرده ام" و سپس بیرون آمدم و گفتم:"شیعیان شما در جرجان به شما سلام میرسانند". امام علیه السلام فرمود:مگر بعد از مراسم حج به جرجان برنمیگردی؟ عرض کردم: برمیگردم فرمودند: 170روز دیگر اول روز جمعه سوم ربیع الثانی به جرجان وارد میشوی. آم وقت به مردم اعلام کن که من در آخر همان روز به جرجان می آیم. برو به سلامت. خداوند متعال تو را و آنچه با توست به سلامت به عهد و اولادت خواهد رسانید. پسری برای پسرت متولد شده است. نام او را "صلت" بگذار که خداوند به زودی او را به حد کمال میرساند و از اولیاء ما خواهد بود من گفتم: یابن رسول الله , ابراهیم بن اسماعیل جرجانی از شیعیان شماست و به دوستان شما هر سال بیش از صد هزار درهم احسان میکند, و در جرجان از اشخاصی است که متنعم به نعمتهای الهی است. امام علیه السلام فرمودند:خداوند به ابواسحاق ابراهیم بن اسماعیل در مقابل احسانی که به شیعیان ما میکند جزای خیر بدهد و گناهان او را بیامرزد و او را پسری صحیح الاعضا روزی فرماید که قائل به حق باشد. به ابراهیم بگو:حسن بن علی میگوید: نام پسر خود را احمد بگذار راوی میگوید: از خدمت حضرت مرخص شدم و حج رفتم و بازگشتم, و در روزی که حضرت معین فرموده بودند به سلامت وارد جرجان شدم. هنگامیکه اصحاب ما برای تهنیت آمدند, به ایشان گفتم:امام علیه السلام مرا وعده داده که در آخر این روز به اینجا تشریف می آورند. پس مهیا شوید و مسائل و حوایج خود را آماده کنید شیعیان چون نماز ظهر و عصر را به جا آوردند, در خانه من جمع شدند. ناگاه امام عسگری علیه السلام در همان ساعتی که فرموده بودند وارد شدند. هنگام ورود بر ما سلام کردند و ما به استقبال شتافتیم و دست آن حضرت را بوسیدیم. آنگاه حضرت فرمودند: من به جعفر بن شریف وعده کرده بودم که در آخر این روز نزد شما بیایم. من نماز ظهر و عصر را در سامرا به جا آوردم و نزد شما آمدم تا با شما تجدید عهد نمایم. اکنون شما حوایج و مسایل خود را بیاورید اول کسی که ابتدا به سوُال کرد نضر بن جابر بود. او گفت: یابن رسول الله, پسر من از هر دو چشم نابیناست, دعا فرمایید تا خداوند دیده هایش را به او برگرداند. حضرت فرمودند: او را حاضر کن. او را حاضر کرد و حضرت دست مبارک بر چشمان او کشید و چشمانش روشن شد پس از او یک یک آمدند و حاجت خود را بیان کردند و حضرت حاجتهای آنان را برآورده مینمودند, تا اینکه حوایج همه را بر آوردند و مسایل آنها را جواب فرمودند و همان روز به سامراء مراجعت نمودند منبع: 1-.بحارالانوار: ج 50 ص 263 |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 9:24 توسط مجید غفوری
|
|
||