تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً مذهبی - فرهنگی و اجتماعی
عمومی

ماجرای شهادت جان سوز امام رضا (ع)

روايات متعدد و قرائن و شواهد بسيار، نشان مى دهد كه حضرت رضا عليه السلام به دستور مرموز مامون و با حضور او به شهادت رسيده است زيرا مامون براى حفظ حكومت خود، آن حضرت را به خراسان آورده بود، ولى وقتى كه رفتار و قاطعيت آن حضرت را از نظرات گوناگون ديد، و دريافت كه گفتار و رفتار آن حضرت، موجب ضعف و تزلزل حكومت او مى شود، و از سوى ديگر عباسيان و... مكرر در مورد و لايتعهدى حضرت رضا عليه السلام مامون را تهديد مى كنند و هشدار مى دهند، تصميم گرفت آن حضرت را از ميان بردارد، ولى كاملا مراقب بود كه اين عمل به طور كاملا محرمانه و مرموز انجام گيرد تا مساله جديدى براى حكومتش پيش نيايد، غافل از آنكه با اين جنايت، زندگى دنيا و آخرتش را به آتش مى كشاند.

در زيارتنامه جامعه ائمه المومنين، به شهادت آن حضرت با زهرا اشاره شده، آنجا كه مى خوانيم:

«و بعضى از شما با زهر، مسموم شده و بر اثر جرعه هاى زهر اعضاى درونش قطعه قطعه گشته است.

چگونگى شهادت آن حضرت نيز مختلف نقل شده گويى دستهاى مرموزى باشگردهاى گوناگون خواسته اند، حقيقت شهادت آن حضرت كشف نگردد، و يا به هر گونه اى انحرافى نقل گردد، و مقصر اصلى شناخته نشود. عالم بزرگ، شيخ مفيد مى نويسد:

حضرت رضا عليه السلام در مورد انحراف و ناصافى فضل بن سهل و برادرش حسن به سهل (كه نقش و نفوذ بسيار در اركان دولتى داشتند) به مامون گوشزد مى كرد و او را از اينكه چشم و گوش بسته تسليم گفتار آنها شود بر حذر مى داشت آنها كينه امام را بر دل گرفتند، و مامون را بر ضد آن حضرت تحريك نمودند، و راى امامون را در مورد آن حضرت دگرگون ساختند تا اينكه او را به تصميم بر قتل امام رضا عليه السلام وادار كردند به طورى كه روزى حضرت رضا عليه السلام با مامون غذايى خوردند و حضرت بر اثر آن غذا بيمار شد و مامون خود را به بيمارى زد (تا وانمود كند كه دستى در كار نبوده بلكه آن غذا به طور طبيعى نا مناسب بوده و هر دو را بيمار كرده است و همين موجب شهادت حضرت رضا عليه السلام گرديد.)

سپس مى نويسد: محمد بن على به حمزه، از منصوربن بشير، از برادرش «عبدالله بن بشير» روايت كرده كه گفت: مامون به من دستور داد ناخنهاى خود را بلند كنم و اين كار را براى خود عادى نمايم، و براى كسى درازى ناخن خود را آشكارننمايم من نيز چنان كردم سپس مرا خواست و چيزى به من داد كه به تمر هندى شباهت داشت و به من گفت: اين را به همه دو دست خود بمال، من چنان كردم سپس برخاستم و مرا به حال خود گذارد و نزد حضرت رضا عليه السلام رفته، گفت: حال شما چگونه است؟

حضرت فرمود: « اميد بهبودى دارم.»

مامون گفت: من نيز بحمدالله امروز بهترم، آيا هيچ كدام از پرستاران و غلامان امروز نزد شما آمده اند؟

حضرت فرمود: نه.

مامون خشمگين شد، بر سر غلامانش فرياد كشيد (كه چرا به حال آن حضرت رسيدگى نكرده اند؟)

سپس مامون گفت: «هم اكون آب انار بگير و بخور كه براى رفع اين بيمارى چاره اى جز خوردن آن نيست.»

عبدالله بشير مى گويد: مامون به من گفت: براى ما انار بياور، من چند عدد انار حاضر كردم، مامون گفت با دست خود آن را بفشار، من فشردم، و مامون آن آب انار فشرده را با دست خود به حضرت رضا عليه السلام خورانيد، و همان سبب وفات آن حضرت شد، و از اين ماجرا دو روز بيشتر نگذشت که آن حضرت به شهادت رسيد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 19:44  توسط مجید غفوری  | 

رحلت جانسوز پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد(ص) (11ق)

پيامبر عظيم الشان اسلام حضرت محمد(ص) در سن شصت و سه سالگي پس از 23 سال رسالت و نبوت به لقاي معبود شتافت. دين اسلام در مکه به کندي پيش مي رفت و آزار مشرکان مانع از رشد اسلام بود اما در مدينه تحول بزرگي در نشر اسلام حاصل شد و اسلام تمام جزيره العرب را فرا گرفت. هر چند رسول خدا(ص) تلاش فراواني در حفظ نظم و انضباط ديني مردم انجام دادند ولي پس از رحلت آن بزرگوار مردم به بزرگترين وصيت حضرتش که پيروي از اميرالمومنين (ع) بود عمل نکردند.

شهادت امام حسن مجتبي(ع)(50ق )

معاويه که وجود امام حسن(ع) را براي بيعت گرفتن يزيد مانع مي ديد به جعده دختر اشعت خوارجي و همسر امام نوشت: اگر شوهرت را مسموم کني تو را به عقد پسرم يزيد در خواهم آورد و صد هزار درهم نيز به همراه نامه براي جعده فرستاد. اين وعده کار خودش را کرد و اين زن به هواي ازدواج با يزيد، پسر رسول خدا(ص) را مسموم نمود. هر چند هيچگاه به آرزوي پليد خود نرسيد. سن شريف امام حسن مجتبي(ع) به هنگام شهادت 47 سال و مدت امامت آن حضرت 10 سال بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 9:28  توسط مجید غفوری  | 

با هر سختي كه بود«حاج محسن وزوايي» با پنج نفر ديگه خودشون رو به بالاي ارتفاع 1050 متري بازي دراز رسوندند، خيلي سخت بود اما بالاخره توانستندبا كمك بقيه بچه ها حدود 350 نفر از كماندوهاي عراقي رو دستگير كنند. همين كه داشتند اسرار رو به عقب منتقل مي كردند، يكي از افسران عراقي اصرار داشت كه فرمانده نيروهاي ايراني رو ببينه.


به خاطر مسائل امنيتي يكي جاي محسن معرفي كردند ولي افسر عراقي قبول نمي كرد.


مي گفت: فرمانده اصلي تون رو مي خوام ببينم. حتي وقتي حاج محسن رو هم ديد، قبول نكرد و گفت: نه! فرمانده شما اين نيست. ازش پرسيدند: پس كي منظورت است؟
گفت: «فرمانده شما، هنگام حمله جلوي همه تون با اسب سفيد مي اومد و هرچه هم بطرفش تيراندازي كرديم اثري نمي كرد. من مي خوام اونو ببينم.»حاج محسن اينارو كه شنيد پاهاش سست شد. رو زمين نشست و...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 16:44  توسط مجید غفوری  | 

در بخش « يامچي » از توابع شهرستان «مرند» مزار پاسدار شهيد «صمد كرداري» از شهداي فتح خرمشهر خارج از گلزار شهدا و در كنار ديوار درمانگاه بخش قرار گرفته بود و به جهت حفظ حرمت شهيد و قرار گرفتن او در كنار شهداي ديگر ، خانواده شهيد تلاش مي كردند تا پيكر مقدس شهيد را به گلزار شهدا منتقل كنند. پس از پيگيريهاي فراوان برادر اين شهيد كه از روحانيون حوزه علميه قم است، آيات عظام فاضل لنكراني و مرحوم ميرزا جواد تبريزي مجوز نبش قبر و انتقال پيكر شهيد به گلزار شهدا را صادر كردند.


روزهاي پاياني ماه شعبان نبش قبر انجام گرديد اما حاضران با حيرت شاهد بدن سالم شهيد پس از 25 سال از دفن او شدند.


حجه الاسلام احمد كرداري برادر شهيد در اين خصوص مي گويد:« درهنگام نبش قبر نگراني ما اين بود كه چگونه استخوانهاي شهيد را جمع و منتقل كنيم و به سمت قبله در قبر جديد قرار دهيم اما پس از برداشتن سنگهاي قبر شاهد پيكر سالم ، موي سر و لباس پلنگي در تن شهيد بوديم كه اين صحنه ما را شديدا تحت تاثير قرار داد.»


وي مي افزايد :« چون فكر اين صحنه را هم نمي كرديم تابوت براي انتقال پيكر شهيد تدارك نديده بوديم و فقط لباس احرام پدرم را براي جمع كردن استخوانهاي شهيد همراه داشتيم ، از اينرو لباس احرام را بر روي پيكر كشيديم و با دو نفري كه همراه ما بودند و با استفاده از يك لنگه درب چوبي پيكر شهيد را به گلزار شهدا منتقل كرديم ».

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 7:32  توسط مجید غفوری  | 

پیامبر اعظم (صلى الله عليه وآله) :

 إنَّ اللهَ يُحِبُّ السائلَ اللَّحُوحَ .
پيامبر بزرگوار(صلى الله عليه وآله) :

 به راستى كه خداوند درخواست كننده مُصرّ را دوست دارد.
(البحار : 93 / 374 / 16)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 15:20  توسط مجید غفوری  | 

اربعین، یادآور چهلمین روز شهادت امام حسین (علیه السلام) و اصحاب گرانقدر اوست، و قلوب  مؤمنین در این روز، به یاد هوای کوی دوست و زیارت قبر شش گوشه او پر می‌کشد، زیارتی که علو مرتبه‌اش تا بدان جا اوج گرفته است که به عنوان یکی از صفات و ویژگیهای مؤمنین، شناخته شده است .

حقا که چه زیبا امام صادق (علیه السلام) فضائل سید الشهدا (علیه السلام) را تبیین می‌نماید و با چه ظرافت و لطافتی انگیزه و ثمره  شهادت امام حسین (علیه السلام) را بر می‌شمرد و دشمنان آن حضرت را توصیف می‌نماید:

"...  خدایا من گواهی می‌دهم که او ولی و ولی‌زاده توست و برگزیده و زاده صفی و برگزیده  توست، که به کرامت تو رستگار است، او را به شهادت گرامی داشتی و سعادتش ارزانی داشتی، و به پاکی نژاد برگزیدی و یکی از آقایان و بزرگانش گرداندی، و رهبری از رهبران و مدافعی از مدافعانش نمودی به او مواریث انبیا را بخشیدی و او را از میان اوصیا، حجت بر خلق خود قرار دادی، او در دعوت خویش عذر را پایان داد (راه هر گونه عذر تراشی را مسدود نمود) و خیر خواهی کرد و در راه تو، جان خویش را بذل نمود تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات دهد و همانا بر علیه او همدست شدند، کسانی که دنیا آنان را فریفت و بهره هستی خویش را به بهای ناچیز و پستی فروختند و آخرت خویش را به بهای اندکی دادند، و گردن فرازی کردند و خود را در پرتگاه هوس انداختند و تو و پیامبرت را به خشم آوردند و از آن دسته از بندگانت که خلاف انگیز و نفاق آمیز بودند، پیروی نمودند ..."

بحار الانوار، جلد 65، صفحه 130

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 11:27  توسط مجید غفوری  | 

امام مهدى (عليه السلام) می فرمایند:
أَنَا بَقِيَّةُ اللهِ في أَرْضِهِ وَخَلِيفَتُهُ وَحُجَّتُهُ عَلَيكُمْ .
من باقيمانده خدا و جانشين او در زمين و حجت او بر شمايم .
(كمال الدين : 331)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 13:32  توسط مجید غفوری  | 

راهبردهاي اساسي رهبر معظم انقلاب به مديران نظام اسلامي درمراقبت از خود

كمتر خرج كنيم ،كمتر بذل وبخشش بيجا كنيم،كمتر به زندگي شخصي خودمان بپردازيم،اما حالا مثل عروسي اشراف عروسي بگيريم،مثل خانه اشراف خانه درست كنيم،مثل حركت اشراف در خيابانها حركت كنيم! اشراف مگر چه بودند؟ چون آنها فقط ريششان تراشيده بود،ولي ما ريشمان را گذاشته ايم.


حق ندارند زندگيشان را با اعيان و اشراف و متمكنان و يا منحرفان اندازه گيري كنند.
تغيير دكوراسيون اتاق مدير كل و معاون وزير و فلان مسئول قضايي و فلان مسئول در بخشهاي گوناگون ديگر باشد، اين جرم وخطاست.


اگر ما دنبال مسايل خودمان رفتيم، به فكر زندگي شخصي خودمان افتاديم، دنبال تجملات وتشريفاتمان رفتيم، درخرج كردن بيت المال هيچ حدي براي خودمان قايل نشديم مگرحدي كه دردسر قضايي درست بكند! و هرچه توانستيم خرج كرديم، مگر اعتماد مردم باقي مي ماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 7:36  توسط مجید غفوری  | 

درباره مواقف صراط احاديث گوناگوني وارد شده، كه به شرح اين مواقف پرداخته است اما آيه اي كه به صراحت به اين پل اشاره كند بيان نشده است. بلكه مفسرين آياتي را ناظر بر پل صراط مي دانند.
امام باقر (ع) درباره اين پل و مواقفش مي فرمايد: آنگاه بر آتش صراطي (پلي) كه از شمشير تيزتر است و بر آن سه قنطره (ايستگاه) قرار دارد، وضع مي گردد. يكي از اين ايستگاه ها موقف «امانت و رحم (خويشاوندي) » است و دومي موقف نماز و سومي موقف عدل خداي رب العالمين است. (تمام انسانها) مكلفند از اين پل عبور نمايند آن گاه در موقف «رحم و امانت» نگه داشته مي شوند، اگر از آن خلاصي يافت در موقف ديگر (نماز) نگه داشته مي شود و اگر از آن هم رهايي يافت نوبت به موقف ديگر يعني (عدل) الهي مي رسد. اين موقف همان است كه خداوند در قرآن كريم فرمود:«ان ربك لبالمرصاد» و انسانها بر صراط قرار دارند، قدمي مي لغزد (و سرنگون مي شود) وقتي ديگر (به رشته هاي نجات بخش) متمسك مي شوند در حالي كه ملائك در پيرامون آنها ندا مي دهند:«اي خداي حليم بيامرز و از تقصيرات او در گذر و او را به فضل خود از آتش سالم بدار، و انسانها مانند پروانه ها در پيرامون آتش پراكنده اند و اگر از آتش نجات يابند به خاطر رحمت و نظر خداوند است و پس از نجات چنين مي گويند: سپاس خداي را كه مرا بعد از ياس و نااميدي به فضل خودش نجات بخشيد، زيرا پروردگار ما بخشنده و نعمت گذار است.»


نكته مهمي كه در اينجا بايد خاطرنشان شود اين است كه اين پل راهي است كه مومنين را به سوي بهشت هدايت مي كند، لذا كساني كه كافر يا مشرك هستند و كمترين آثاري از نورانيت ايمان به خدا و ولايت اهل بيت در دل آنها باقي نمانده باشد، بي آنكه از روي پل عبور نمايند، بدون حساب به جهنم ملحق مي شوند. بقيه مومنين به تناسب نورانيتشان از روي پل عبور نموده : بعضي ها كند، بعضي ها تند و بعضي ها به سرعت برق به بهشت مي روند. اين تندي و كندي رابطه مستقيمي با اعمال و تكاليفي كه مومن انجام داده است دارد. مثلا كسي بعضي از نمازهاي واجبش را عمدا ترك گفته باشد، به همان اندازه در موقف نماز كه حداكثر هزار سال به طول مي انجامد، بايد توقف كند. يعني به همان اندازه كه اعمالش درست بوده باشد به همان اندازه هم توقفش كمتر خواهد بود.


در حديث ديگري آمده كه مفضل از امام صادق (ع) درباره صراط سوال نمود، حضرت فرمودند:« صراط راهي است به سوي معرفت خداوند عز وجل و دو صراط وجود دارد: صراط در دنيا و صراط در آخرت. اما صراطي كه در دنيا وجود دارد همان امام مفترض الطاعه است كه اگر كسي در دنيا او را شناخت و به هدايت او اقتدا نمود، در آخرت از صراطي كه پلي بر روي دوزخ است عبور مي كند و اگر كسي او (امام) را نشناخت قدمهايش از صراط آخرت مي لغزد و در آتش سقوط مي كند.»


اما آنچه از متون اسلامي به دست مي آيد اين است كه خود پل صراط به تعداد واجب و حرامي، قنطره (پل)، عقبات (گردنه ها) و مواقف (محل توقف و ايستگاه) دارد كه از آن واجبات و محرمات، در عقبات خودشان، سوال مي شود كه به بعضي از عقبات در روايات تصريح شده است: مانند عقبه ولايت، عقبه امانت در اموال مردم، عقبه صله رحم، عقبه نماز، عقبه عدالت خدا براي مظالم بندگان، عقبه زكات، عقبه روزه، عقبه حج و عمره و...


دانستن ترتيب اين مواقف چندان مهم نمي باشد، اصل اين است كه بدانيم اين عقبات يا مواقف هر كدام بنام يكي از فرايض و اوامر و نواهي نامگذاري شده، كه براي وصول به بهشت بايد با عبور از اين مواقف به حساب يك يك تكاليف رسيدگي شود. در پايان مناسب است به برخي از عواملي كه گذشتن از پل صراط را آسان مي كند، اشاره اي داشته باشيم.


1) دوستي خاندان وحي و اهل بيت عصمت و طهارت، سكوني از امام صادق (ع) نقل مي كند كه خبر داد كه پيامبر(ص) فرمود:« كسي از شما در گذشتن از پل صراط ثابت قدم است كه محبتش نسبت به اهل بيت بيش تر باشد.»


2) تمام كردن وضو، از پيامبر(ص) نقل است كه فرمود:« كسي كه حق وضو را به جا آورد و وضو را به طور كامل بگيرد، مثل گذشتن ابرها، از پل صراط خواهد گذشت.»


3)روزه گرفتن، كه درحديث است «هركس دو روز از آخر ماه رجب را روزه بگيرد بر صراط به آساني بگذرد و هر كه سه روز آخر رجب را روزه بدارد، ايمن گرداند از ترس بزرگ روز قيامت و از شدتها و هولهاي آن روز و برات بيزاري از آتش جهنم به او عطا كنند.» و هم چنين وارد شده است كه:« هركس 26 روز از ماه شعبان را روزه بگيرد، خداوند جواز عبور از صراط را براي او صادر كند.»


4) حسن خلق، در روايت آمده است كه:« هركس در ماه مبارك رمضان اخلاقش را نيكو گرداند، بر صراط آسان بگذرد روزي كه قدمها بر آن مي لغزد.»


5) ياري به ستمديدگان، در روايات وارد شده است كه:« ياري به ستمديدگان موجب مي شود خداوند او را از پل صراط كه محل لغزش قدمهاست آسان بگذراند.»

                                                                                                                                                فاطمه عبداللهي

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 7:44  توسط مجید غفوری  | 

محمدبن ابي بکر يکي از ياران وفادار امام علي(ع) بود که مادرش اسماء بنت عمیس پس از ابوبکر با امام علي(ع) ازدواج کرد. او از کودکي در دامان علي(ع) تربيت شد و به شايستگي مهر علي در دلش جاي گرفت. از اين رو وي از اصحاب خاص آن حضرت شد و مورد عنايت ويژه امام قرار داشت. محمد در جنگ جمل در رکاب اميرالمومنين(ع) بود که از جانب امام به حکومت مصر انتخاب شد. اما مردم مصر با او از در نيرنگ وارد شده و هنگامی که سپاه معاويه به فرماندهي عمروعاص بر مصر تاخت مردم مصر عليه او شورش کردند. در آن بین جنگ شديدي روي داد که نهایتاً لشکر محمدبن ابي بکر رو به ضعف نهاد. سرانجام محمد دستگير و به فجيع ترين وجهي به شهادت رسيد. او علاوه بر شجاعت و شهامت زايدالوصفي که داشت از علم و درايت و فهم و فراست و زهد و عبادت فوق العاده اي برخوردار بود. اميرالمومنين علي(ع) چون خبر شهادت محمد بن ابي بکر را شنيد بي تابي نمود و چندين بار در خطبه هاي خويش وي را به اين صفات ستود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 7:22  توسط مجید غفوری  | 

دي ماه سال 1345 متولد شد. نزديك كريسمس بود و برف زيادي هم مي باريد.
خيلي دل رحم بود، هميشه از پول تو جيبي اش براي كمك به دوستانش استفاده مي كرد.بچه مذهبي و متعصبي هم بود. وقتي جنگ شروع شد مي گفت من نمي توانم بنشينم و ببينم دشمن بيايد وارد كشورم شود و امنيت راازما بگيرد. به همين دليل دانشگاه را رها كرد و رفت براي خدمت سربازي ثبت نام كرد. ما هم هر چه اصرار كرديم كه نرود و بماند قبول نكرد.
واهيك اول مرداد ماه 65 در كرمانشاه شهيد شده بود ولي خبرش را 15 روز بعد براي ما آوردند. همان شبي كه شهيد شده بود من خواب او را ديدم. مثل دامادها شده بود. گفت هر چند براي من اتفاق افتاده و زخمي شدم ولي من زنده ام و تا آخر هم براي شما زنده خواهم بود.
هميشه مي گفتم اگر يك مو از سر واهيك كم شود من زنده نخواهم ماند بعد از رفتنش خيلي ناراحت شدم ولي از طرفي هم افتخار مي كنم كه چنين فرزندي تربيت كردم كه در چنين راهي شهيد شد.


آن روز را كه از طرف بنياد شهيد به ما تلفن كردند و گفتند قرار است براي ديدار با ما بيايند فراموش نمي كنم، صبح چند نفري آمدند و قدري ماندند و بعد گفتند مهمان هاي ما چند دقيقه ديگر خواهند آمد. بقيه دوستانشان كه آمدند؛ ديدم يك مرتبه رهبر وارد منزل شدند. خيلي تعجب كردم اصلا انتظار چنين برخوردي را نداشتم. حدود 20 دقيقه مهمان ما بودند و با شوهرم و واروش صحبت مي كردند. اوضاع واحوال خانواده را پرسيدند، قدري هم ميوه و چايي ميل كردند و رفتند. واقعا براي ما باور كردني نبود كه رهبر بيايد منزل ما.

                                                

خانم واسيلوك شاهمراديان مادر شهيد واهيك يسائيان

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 8:30  توسط مجید غفوری  | 

پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) می فرمایند:
طُوبى لِمَن لَقِيَهُ وَطُوبى لِمَنْ أَحَبَّهُ وَطُوبى لِمَن قَال به .
خوشا به حال كسى كه مهدى را ببيند و خوشا به حال كسى كه او را دوست بدارد و خوشا به حال كسى كه قائل به امامت او باشد .
(بحارالانوار : 52 / 309)

 

پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) می فرمایند:
طُوبى لِمَن اَدْرَكَ قائمَ اَهْلِ بَيتي وَهُوَ مُقْتَد بِهِ قَبْلَ قيامِه .
خوشا به حال كسى كه قائم اهل بيت مرا درك كند و پيش از قيام به او اقتدا نمايد .
(بحارالانوار : 52 / 129)

 

پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) می فرمایند:
مِنَّا مَهدِيُّ هذِهِ الاُمَّةِ لَهُ هَيبَةُ مُوسى وبَهاءُ عِيسى وَحُكمُ دَاوُد وَصَبرُ أيّوبِ.
مهدى اين امت، از ماست كه هيبت موسى و شكوه و درخشندگى عيسى و حكم داود و شكيبايى ايوب را دارا مى باشد .
(بحارالانوار : 32 / 303)

 

امام سجاد (عليه السلام) می فرمایند:
مَن ثَبَتَ عَلى وِلايَتِنا فِي غَيبَةِ قائِمِنا أعطاهُ اللهُ أجرَ ألفَ شَهيد مِثلِ شُهداءِ بَدر واُحُد .
كسى كه در دوران غيبت ما بر ولايت ما ثابت بماند ، خداوند پاداش هزار شهيد همچون شهداى بدر و احد به او عطا مى كند .
(بحارالانوار : 52 / 152)

 

امام باقر (عليه السلام) می فرمایند:
كَأنِّي بِأصحَابِ القَائِمِ (عليه السلام) وَقَد أَحَاطُوا بِمَا بَينَ الخافِقَينِ .
گويا ياران قائم را مى بينم كه بر شرق و غرب عالم مسلّط شده اند .
(كمال الدين : 673)

 

امام باقر (عليه السلام) می فرمایند:
إنّما سُمِّيَ المَهْدِيَّ لاَِنَّهُ يَهْدِي لاَِمْر خَفيٍّ .
قائم ما به اين جهت مهدى ناميده شده كه هدايت مى كند به سوى كارى كه پوشيده شده است .
(بحارالانوار : 51 / 30 /6)

 

امام كاظم (عليه السلام) می فرمایند:
طُوبى لِشيعَتِنا المُتَمَسِّكينَ بِحَبلِنا فِي غَيبَةِ قَائِمِنا .
خوشا به حال آن شيعيان ما كه در دوران غيبت قائم ما به ريسمان ما چنگ بزنند .
(كمال الدين : 2 /361)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 10:59  توسط مجید غفوری  | 

10اسفند ماه سال1366حملات موشكي حكومت بعثي عراق به شهرتهران آغازشد. دشمن بعثي با حمايت ابرقدرتها بويژه اِمريكا به اين حملات غيرانساني مبادرت كرد. شايان توجه است كه درمقابل اين حملات حكومت بعثي عراق مجامع بين المللي سكوت اختياركردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 20:32  توسط مجید غفوری  | 

10اسفندماه سال1357حضرت امام خميني(ره) رهبرفقيد انقلاب اسلامي پس از15سال تبعيد و دوري ازوطن به خاك مقدس قم پاي گذاشتند. بدين ترتيب بعد از سالها دوري ازقم دراين شهرمقدّس به هدايت نهضتهاي ديني و سياسي ميهن اسلامي پرداختند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 20:1  توسط مجید غفوری  | 

پس از پايان جنگ صفين ميان امام علي(ع) و معاويه بن ابي سفيان و تحميل حکميت بر امام، کوفيان که خود را بازنده اين ماجرا مي دانستند. امام را براي جنگ دوباره با معاويه تحريک کردند که با مخالفت آن حضرت مواجه گرديدند. از آن پس علم ناسازگاري با امام را برداشته و پس از ماجراهاي فراوان در مقابل آن حضرت صف آرايي کردند. امام با نصيحت و هشدار تعداد زيادي از آنان را از جنگ با خود منصرف ساخته و به بقيه مادامي که دست به سلاح نبرده بودند اجازه حضور در شهر را مي داد. ولي از آن زمان که به جنگ و قتل دست زدند، امام به جنگ آنان شتافت و در جنگ نهروان، جز 9 نفر از سپاه چهار هزار نفري آنان، کسي زنده نماند. به اين افراد که از دين برگشته و دربرابر امام زمان خود صف آرایی کردند، خوارج يا خارجي مي گويند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 8:8  توسط مجید غفوری  | 

                                           آرامگاه عمار یاسر در منطقه صفین

 

رسول خدا(ص) است که فرموده:

 عمار از سر تا پايش آکنده از ايمان است و ايمان با گوشت و خون او عجين گرديده است.

ابو یقظان عمار بن یاسر عنسی از تبار عبار مذحج یمن و حلیف و هم‌پیمان قبیله بنی مخزوم مکه بود و در حدود 57 سال قبل از هجرت پیامبر در قبیله بنی مخزوم به دنیا آمد. پدرش یاسر و مادرش سمیه از مسلمانان پیشگام و اولین شهیدان اسلام بودند.
عمار در حدود 48 سالگی در نخستین سال‌های بعثت و به هنگام اقامت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خانه ارقم اسلام آورد و در این راه تمام آزارها و شکنجه‌ها را به جان خرید.
به علت این که از مهاجران یمنی محسوب می‌شد و در مکه طرفدار و پایگاه اجتماعی نداشت از مستضعفان به شمار می‌آمد.
مشرکان بت‌پرست مکی، مستضعفان ساکن مکه هم‌چون عمار، بلال و صهیب را به دلیل مسلمان‌شدن شکنجه می‌کردند و گاهی آنان را برهنه کرده، در برابر تابش آفتاب سوزان حجاز روی ریگ‌های داغ می‌خواباندند و کتک می‌زدند؛ گاهی زره فولادین بر بدن آنان می‌پوشاندند و آنها را در هنگام ظهر در برابر تابش آفتاب قرار می‌دادند و گاهی نیز تخته سنگی بزرگ روی سینه آنها می‌نهادند تا از این طریق آنان را وادار سازند از آیین محمد صلی الله علیه و آله و سلم دست بکشند.
عمار در اثر این شکنجه‌ها به همراه گروهی از مسلمانان به حبشه هجرت کرد و اندکی بعد، پس از آرامش نسبی مکه، به این شهر برگشت و آنگاه به مدینه هجرت نمود.
رسول خدا بین او و حذیفه بن یمان پیمان برادری استوار ساخت. عمار در ساخت مسجد النبی حضور فعال داشت. وقتی با توهین عثمان مواجه شد، پیامبر خدا در شان او، این خبر غیبی را فرمود:«انک من اهل الجنه، تقتلک الفئة الباغیة.» (تو از اهل بهشت هستی. ستم‌پیشگان تو را خواهند کشت.)
او در نبردهای بدر، احد، و جنگ های دیگر و نیز بیعت رضوان همراه رسول خدا حضور یافت و در همه این نبردها از پیشگامان لشگر اسلام بود.
پس از رحلت پیامبر، عمار در کنار سلمان، ابوذر و مقداد از اعضای اصلی هسته‌ی مرکزی تشیع، حضوری فعال داشت.
وی از مخالفان و معترضان به ماجرای سقیفه بود و در مواقع مختلف از امام علی علیه السلام دفاع کرد. برای دفاع از اسلام در جنگ یمامه در سال 12 قمری شرکت جست و گوش خود را از دست داد. عمار مدتی از سوی عمر والی شهر کوفه بود.
در هنگام خلافت عثمان، عمار از مخالفان مشهور حکومت بود و در این راه برای بار دیگر به مقام جانبازی در راه خدا نایل آمد.
نقل است که وقتی عثمان با سخنان منطقی عمار و انتقاد صریح او از چپاول ثروت مسلمانان از ناحیه حکومت، مواجه شد، وی را به شدت مورد ضرب و جرح قرار داد و لگدهای او بر شکم عمار باعث شد عمار به بیماری فتق مبتلا شود.


پس از قتل عثمان، عمار از دعوت‌کنندگان مردم به بیعت با امام علی علیه السلام و از نخستین بیعت‌کنندگان با آن امام بود. از آن پس در همه صحنه‌ها یار مخلص و مشاور امین امیر مومنان بود و در جنگ‌های جمل و صفین نیز شمشیر زد تا این که در سال 37 هجری در 94 سالگی به ضرب شمشیر سپاه ستمگر معاویه، در جنگ صفین به فیض شهادت نایل آمد و خبر غیبی پیامبر خدا تحقق یافت.
مرگ عمار امیرالمؤمنین را سخت ناراحت کرد و در کنار پیکر بی‌جان او فرمود: رحم الله عماراً یوم ولد. . و یوم قتل. . . یبعث حیاً. آنگاه بر پیکر وی نماز خواند و بدنش را در منطقه صفین به خاک سپرد.

منابع:
الاصابه ج 2، الاستیعاب ج 2، اسدالغابه ج 4، قاموس الرجال ج 8، الطبقات ج 3، اعیان الشیعه

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 7:53  توسط مجید غفوری  | 

روزبه معروف به سلمان فارسي از اهالي منطقه جي در اصفهان بود که در ابتدا آيين زرتشتي و آتش پرستي داشت. وي بر اثر برخورد با دين مسيح به آن گرايش پيدا کرد و در راه عزيمت براي يافتن کيش برتر، راهي شام و سپس حجاز گرديد. او در اين زمان به عنوان برده اي خريد و فروش گرديد و سالها قبل از هجرت پيامبر اکرم(ص) در مدينه به کارگري براي يک يهودي مشغول بود. ساليان اوليه حضور پيامبر در مدينه نيز با اين ايام همراه بود و او توفيق حضور در جنگهاي پيامبر را نيافت. سلمان فارسي سرانجام به دين اسلام مشرف شد و پس از آنکه پيامبر او را سلمان نام نهاد از نزديک ترين ياران رسول خدا گرديد. سلمان فارسي از صحابه بسيار نزديک پيامبر بزرگ اسلام و داراي علم ظاهر و باطن و بسيار فاضل و پرهيزکار بوده است. از کثرت تقربي که نسبت به آن حضرت و خانواده عصمت و طهارت داشته، پيامبر درباره او فرموده است: ( السلمان منا اهل البيت) سلمان از ما اهل بيت است. طرح حفر خندق در جنگ احزاب از جانب اين صحابي بزرگ پيامبراکرم (ص) بود. پس از رحلت پيامبر اکرم(ص) در زمان خليفه دوم به حکومت مداين برگزيده شد و تا پايان عمر به مدت 19 سال در اين منصب بود. مرقد شريف اين صحابي بزرگ پيامبر اسلام در مدائن، در پنج فرسخي بغداد نزديک طاق کسري قرار دارد که اخیرا در اقدامی مذبوحانه مورد تعدی قرار گرفت و تخریب شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 8:18  توسط مجید غفوری  | 

 

حضرت امام موسي کاظم(ع) امام هفتم شيعيان در منزل ابوا در بين مکه و مدينه و محل دفن حضرت آمنه(س) از مادري به نام حميده زاده شد. ابوالحسن، ابوابراهيم و ابوعلي، کنيه هاي حضرت و کاظم و عبدصالح از القاب آن امام مي باشند. آن امام در زمان جکومت منصور، مهدي، هادي و هارون عباسي زندگي مي کرده است. شيخ مفيد براي امام موسي(ع) نوزده پسر و هجده دختر ذکر کرده است. در زمان حيات امام کاظم(ع) شرايط مبارزه منفي و قيام علمي و ارشاد مردم آماده بود. به اين جهت، امام، فعاليت خود را در دو جبهه آغاز فرمود: مبارزه منفي و عدم تسليم در برابر طاغوت و ديگري متنفر کردن مردم از دستگاه ظلم و جور عباسي. ايشان دنباله کار پدر بزرگوار خود را گرفت و حوزه علمي تشکيلي داد و به تربیت شاگردان بزرگ و رجال علم و فضيلت پرداخت. آن امام همام نه تنها از نظر علمي تمام دانشمندان و رجال علمي آن روز را تحت الشعاع قرار داده بود بلکه از نظر فضايل اخلاقي و صفات برجسته انساني نيز زبانزد خاص و عام بود به طوري که تمام دانشمنداني که با زندگي پرافتخار آن حضرت آشنايي دارند در برابر عظمت شخصيت اخلاقي وي سر تعظيم فرود آورده اند.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 8:12  توسط مجید غفوری  | 

آيت الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي در سال 1315ق در نجف اشرف به دنيا آمد. پس از طي مراحل مقدماتي و دروس سطح نزد والدشان، در 20 سالگي به اجتهاد نايل شد و در درس خارج فقه و اصول آيات عظام: عراقي، بهبهاني، کاشف الغطاء و ... شرکت کرد. آيت الله مرعشي علاوه بر اين در ساير علوم اسلامي و غير اسلامي از قبيل حديث، رجال، درايه، تراجم، انساب، تفسير، حروف و اوقاف، عقايد و اديان، طب، تجويد و قرائت قرآن، ادبيات و علوم آلي، حساب و هندسه و ساير علوم رياضي و ... نيز تبحر داشت. ايشان در سال 1342 ق از نجف قصد زيارت مرقد امام هشتم (ع) مي کند و از آن پس در ايران ماندگار مي شود. از اين سال به بعد به امر آيت الله شيخ عبدالکريم حائري در قم مقيم مي گردد. در در س خارج آيت الله مرعشي نجفي صدها فقيه و عالم پرورش يافتند و ايشان در اين دوره، ده ها اثر علمي و فقهی نگاشت. ایشان علاقه وافری ب جمع آوری کتب قديمي و نگهداري و حراست از آنها داشت و در اين راه سختي هاي فراوان تحمل کرد. آيت الله مرعشي بيش از دويست اجازه روايي از علماي شيعه و اهل سنت و زيديه دريافت کرده است. اين روحاني مجاهد، همچنين از آغاز نهضت انقلابي مردم ايران همواره حمايت خود را از حضرت امام خميني عنوان داشته و پشتيبان اين حرکت اسلامي بوده است. سرانجام اين عالم رباني در 7 صفر 1411 ق برابر با 7 شهريور 1369 ش در سن 96 سالگي جان به جان آفرين تسليم کرد و پس از تشييعي با شکوه طبق وصيتشان در قسمت ورودي کتابخانه عمومي معظم له و در مسیر رفت و آمد طالبان علم به خاک سپرده شد.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 8:8  توسط مجید غفوری  | 

در روایات آمده است که رقيه خاتون يا فاطمه بنت الحسين(ع) معروف به فاطمه صغيره دختر آخر امام حسين(ع) از مادري به نام ام اسحاق بنت طلحه يا شاه زنان بود. سن مبارک او را ۴،۳، 5 يا 7 سال دانسته اند. امام حسين(ع) بسيار به او مهر مي ورزيد و وي نيز به پدر، علاقه فراواني داشت. رقيه به همراه پدر، برادران، عموها و ديگر خاندان نبوي راهي سرزمين کربلا شد. پس از شهادت امام و يارانش به اسارت کوفيان درآمده و سپس راهي شام شدند. رقيه خاتون در شام شب و روز در فراق پدر مي گريست و پدر را طلب مي کرد. معروف است که در خرابه شام پس از ديدن سر بريده پدر و گفتگوي سوزناک با وي لب بر لب هاي پدر نهاده و آن چنان گريست که بيهوش شد. وقتي که او را حرکت دادند. دريافتند که از دنيا رفته است. آستانه حضرت رقيه(س) يکي از زيارتگاههاي شيعيان در شهر دمشق پايتخت سوريه در 300 متري شمال شرقي مسجد مشهور اموي واقع است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 16:31  توسط مجید غفوری  | 

سوم اسفند سال 1362 عمليات ظفرمندانه خيبر با رمز يا رسول الله در منطقه طلايه و جزاير مجنون آغاز شد. در اين عمليات مركز تجمع نيروهاي عراقي در دارالعماره، دو گردان مكانيزه و دو گردان پياده و تيپ بيست و هفت مكانيزه و پنجاه و شش زرهي منهدم شدند و هزاران تن اسير و كشته بر جاي گذاشتند. عمليات خيبر در منطقه هور در جزاير مجنون انجام گردید. اين عمليات،اولين عمليات آبي‌خاکي رزمندگان اسلام در طول دوران دفاع مقدس بود .در اين عمليات 1180 کيلومتر از زمين‌هاي منطقه آزاد شد. اما حاج محمد ابراهيم همت ، اکبر زجاجي، حميد باکري و ياغچيان در اين عمليات به شهادت رسيدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 11:29  توسط مجید غفوری  | 

دوم اسفند سال 1362 هجري شمسي: عمليات والفجر 6 با رمز يا زهرا (س) در منطقه چزّابه و چيلات در جنوب دهلران آغاز شد. در اين عمليات جاده مرزي تداركاتي در منطقه چيلات و دو ارتفاع مشرف به شهر علي غربي از لوثِ نيروهاي بعثي پاك شد و شمار زيادي از نيروهاي دشمن كشته و زخمي شدند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 11:9  توسط مجید غفوری  | 

فيلسوف و پزشک نابغه مسلمان ايراني ابوعلي سينا ملقب به شيخ الرئيس، حجه الحق و استاد استادان در بلخ به دنيا آمد. وي با کمک هوش سرشار خود به سرعت تعليمات مقدماتي را آموخت و در ده سالگي کل قرآن را حفظ نمود. ابن سينا پس از فراگيري منطق، هندسه و نجوم، به فلسفه روي آورد و در علوم زمان خود سرآمد عصر خود گرديد. ابوعلي سينا به خاطر درمان نوح بن منصور پاشاه سلسله ساماني توانست به کتابخانه دربار او راه يابد و از آن بهره ببرد. ابن سينا مدتي را نيز به مشاغل ديواني از جمله وزارت گذراند. با اين حال مطالعه و تاليف کتاب از هر کاري براي ابن سينا مطلوبتر بود. او نگارش کتاب را از 21 سالگي شروع کرد و در مدت 58 سال زندگي خود آثار پر ارزشي برجاي گذارد که هنوز مورد استفاده مجامع علمي واقع مي شود. از جمله کتب وی قانون و شفا و اشارات است. اين دانشمند در سال 428ق وفات يافت و در همدان مدفون گشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 10:55  توسط مجید غفوری  | 

سوم ماه صفرسال57 هجري قمري حضرت امام محمد باقر(ع) پنجمين ستاره آسمان امامت درمدينه منوره قدم به عرصه حيات نهادند. مادرامام محمد باقر(ع) فاطمه دخت گرامي امام حسن مجتبي (ع) بود، ازاين رو آن حضرت هاشمي و علوي محسوب مي شوند. دوران زندگي امام محمد باقر(ع) بسيارپرآشوب و نابسامان بود. زيرا ازيك طرف شهادت امام حسين (ع) تأثيربسيارعميقي درمحيط جامعه اسلامي گذاشته بود و ازطرف ديگرجنايتهاي اجتماعي و مفاسد اخلاقي خلفاي آل مروان و آل زياد مردم را به تنگ آورده بود. امام محمد باقر(ع) درچنين محيط نابساماني با درايت خاص خويش اصول فقه را بنيان گذاشتند و مكاني علمي- مذهبي بنا كردند كه دانشمندان بسياري دراين مركزپرورش يافتند. عمق دانش و اِشراف امام محمد باقر(ع) برعلوم مختلف موجب شد كه ايشان را«باقِرُ العلوم» يعني شكافنده دانشها بخوانند. امام پنجم دردوران امامتشان با مخالفتهاي امويان مواجه بودند اما با وجود فشارها و تنگناهاي بسيار، امام باقر(ع) ازطريق تعليم و تربيت طالبان علم، جنبش علمي دامنه داري را آغازكردند كه مقدمات تأسيس دانشگاه اسلامي را دردوران خفقان اموي پي ريزي كرد. اين امربا پرورش دانشمندان علوم اسلامي درزمان فرزند بزرگوارامام محمد باقر(ع) يعني امام جعفرصادق (ع) شكل گرفت و به ثمررسيد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 10:54  توسط مجید غفوری  | 

دوم صفرسال121هجري قمري:« زيد بن علي ابن الحسين(ع)» به شهادت رسيد. وي فرزند امام زين العابدين (ع) نخستين نهضت اصيل شيعي را برپاكرد كه درپي اين دو نهضت امام حسين (ع) نخستين نهضت اصيل شيعي را برپاكرد كه درپي اين دو نهضت ديگرجنبشها و نهضتهاي اسلامي نيزشكل گرفتند. زيد بن علي درسال120هجري قمري بر«هُشام بن عَبدُ المَلِك» خروج كرد و هُشام نيز«يوسُفِ بن عُمَر ثَقَفي» را به جنگ زيد فرستاد. زيد پس ازنبردي دليرانه سرانجام درشهركوفه به شهادت رسيد. او هنگام شهادت 42ساله بود و برخي ازمورخان شهادت وي را روزاول ماه صفرسال122هجري قمري نيزذكركرده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 15:51  توسط مجید غفوری  |