|
|
|
|
|
حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) پس از دريافت نامه هاي فراوان اهالي كوفه، مبني بر رفتن آن حضرت به كوفه و بر عهده گرفتن قيام مردمي بر ضد بني اميه، در آغاز پسر عمويش مسلم بن عقيل(ع) را به نمايندگي خويش به آن ديار اعزام كرد و اهالي كوفه، به ويژه شيعيان و محبان اهل بيت(ع) از مسلم بن عقيل(ع) استقبال شاياني كرده و بيش از 18000 تن با وي بيعت كردند و مسلم بن عقيل(ع) پس از وصول اطمينان از صداقت كوفيان، نامه اي براي امام حسين(ع) نوشت و آن حضرت را به كوفه دعوت كرد و امام حسين(ع) در روز هشتم ذي حجه سال 60 قمري به همراه خانواده، فاميلان و ياران خود عازم كوفه شد. امّا در بين راه، در توقف گاه زرود، خبر شكست قيام شيعيان كوفه و شهادت مظلومانه مسلم بن عقيل(ع) به دست مزدوران عبيدالله بن زياد را دريافت كرد. با اين حال، به حركت اعتراضي خويش به سوي عراق ادامه داد. ولي پس از گذشتن از توقف گاه شراف، با سپاه يك هزار نفري عبيدالله بن زياد، به فرماندهي حرّ بن يزيد تميمي روبرو گرديد. حرّ بن يزيد از سوي حصين بن نمير مأموريت داشت كه در جاده ميان مكه و كوفه به گشت زني پرداخته و در صورت برخورد با قافله امام حسين(ع)، آن را رديابي كرده و مانع ورودش به كوفه گردد. امام حسين(ع) به محض رويارويي با سپاه خسته و تشنه حرّ بن يزيد، با آنان مهرباني كرد و همه را سيراب و از الطاف خويش برخوردار گردانيد. حرّ بن يزيد كه پيش از اين، از امام حسين(ع) تصور ديگري داشت، در برابر مهرباني هاي آن حضرت، متأثر و منفعل شد و رفتاري غير خصمانه در پيش گرفت. ولي بنا به فرمان عبيدالله بن زياد ناچار بود، آن حضرت را تعقيب كرده و مانع ورودش به كوفه گردد. در توقف گاه عذيب هجانات، نامه اي از عمر بن سعد ( فرمانده نظامي سپاه عبيدالله بن زيا) به دست حرّ بن يزيد رسيد و او را مأمور كرد كه بر امام حسين(ع) سخت گيرد و او را از بياباني خشك و فاقد آب و آباداني گذر دهد. حرّ بن يزيد بر امام حسين(ع) سخت گرفت و او را به سرزميني غيرآباد وارد و مجبور به توقف نمود. امام حسين(ع) ناچار شد در آن جا توقف كرده و آن را خيمه گاه خويش قرار دهد. امام حسين(ع) پس از رسيدن به اين سرزمين، پرسيد نام اين مكان چيست؟ گفتند: كربلا. امام حسين(ع) همين كه نام كربلا را شنيد، گفت: اَللّهُمَّ اِنّي اَعوذُ بكَ مِنَ الكَربِ و البَلاءِ. سپس فرمود: اين جا، مكان كرب و بلا و محلّ محنت و عنا است، پس فرود آييد كه منزل و خيمه گاه ما اين جا است. اين زمين، محلّ ريختن خون ما است و در اين مكان، قبرهاي ما واقع مي گردد. اين ها را جدّم محمد مصطفي(ص) به من خبر داده است. پس قافله حسيني در آن جا فرود آمد و خيمه هاي مظلوميت و شرافت خود را بر افراشت و در طرف ديگر، حرّ بن يزيد با ياران و سپاهيان خويش نازل شد و خيمه هاي دشمني و قتال با آل پيامبر(ص) را بر پا نمود. شايان ذكر است، روز ورود امام حسين(ع) به سرزمين كربلا مصادف بود با روز پنج شنبه، دوّم محرّم سال 61 هجري قمري. (1) بدين گونه، حركت امام حسين(ع) از مكه معظمه تا ورودش به كربلا، مدت بيست و چهار و يا بيست و پنج روز ادامه يافت. منبع : 1- نك: الارشاد (شيخ مفيد)، ص 416؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج1، ص 320؛ الفتوح (ابن اعثم كوفي)، ص 871 |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 14:14 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
1- آغاز سال هجري قمري 2- نزدیک شدن امام حسين(ع) به كربلا - سال 61 هجري قمري 3- محاصره شدن پيامبر(ص) و بني هاشم در شعب ابي طالب - سال هفتم بعثت 4- يورش ابرهه به مكه معظمه براي نابودي كعبه - 53 سال پيش از هجرت 5- سريه ابوسلمه بن عبد الأسد - سال چهارم هجري قمري 6- فرمان پيامبر(ص) براي دريافت زكات - سال نهم هجري قمري 7- آغاز خلافت عثمان بن عفان. - سال 24 هجري قمري 8- وفات محمد حنفيه، فرزند امير مومنان(ع) - سال 81 هجري قمري 9- فتح مصر به دست عمروبن عاص در زمان خليفه دوم(20ق) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 14:1 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اولاد الْحُسَيْنِ و عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ. دل زارم گرفتار حسین است چـه غـم دارم دلـم یار حسـین اسـت دلم را قیمتی بالا و والاسـت که این دل در جهان زار حسین است |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 13:25 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
مشركان مكه، به ويژه قريشيان كه بيشترين نفوذ و موقعيت اجتماعي و اقتصادي اين شهر مهم زيارتي و عبادي را بر عهده داشتند، دشمني هاي فراواني با ظهور اسلام و شخص پيامبر اكرم(ص) نموده و زندگي مسلمانان را بسيار سخت و توان فرسا كردند. بدين جهت، پيامبر خدا(ص) ناچار شد گروهي از مسلمانان را به كشور حبشه، در آن سوي درياي سرخ (بحر احمر) اعزام كند، تا در پناه نجاشي، سلطان بي آزار و رعيت پرور آن قرار گيرند و از آزار و اذيت هاي قريشيان در امان مانند. هر چه بر تعداد مسلمانان افزوده و زمينه هدايت آنان فراهم مي گرديد، بغض و كينه مشركان افزوده مي شد. به خصوص آن گاه كه حضرت حمزة بن عبدالمطلب و حضرت ابوطالب بن عبدالمطلب، دو تن از عموهاي معروف پيامبر(ص) كه داراي شهرت، اعتبار و قدرت بودند، به آن حضرت ايمان آورده و پشتيباني وي را به طور رسمي و علني بر عهده گرفتند، دهشت بزرگي مشركان قريش را فرا گرفت و آنان را براي حفظ قدرت و شوكت شيطاني خويش به عكس العمل هاي ناجوانمردانه واداشت. سران قريش در نشستي، در "دارالندوه" (مجلس أعيان قريش) موقعيت قوم و قبيله خويش و گسترش روز افزون اسلام را مورد بحث و بررسي قرار داده و سرانجام تصميم به محاصره اقتصادي و اجتماعي پيامبر(ص) و پشتيبانان و پيروانش گرفتند. آنان، پيمان نامه اي به خط "منصور بن عكرمه" و امضاي صاحب نفوذان و ريش سفيدان طايفه ها و قبيله هاي مهم مكه نوشتند و آن را در داخل خانه خدا (كعبه معظمه) آويختند و سوگند ياد كردند كه تا از پاي در آوردن پيامبر(ص) و يارانش، به آن پاي بند باشند. مضمون پيمان نامه ظالمانه قريش به شرح ذيل بود: 1- هر گونه معاشرت با مسلمانان و ارتباط با پيامبر(ص) ممنوع است. 2- خريد و فروش كالا و مواد غذايي و هر گونه معاملات اقتصادي با آنان ممنوع است. 3- در تمام رويدادها، بايد از مخالفان اسلام و دشمنان رسول خدا(ص) پشتيباني گردد. قريش متعصب، با انعقاد اين پيمان نامه، مسلمانان و حاميان آنان را كاملا منزوي كرده و آنان را در تحت فشار اقتصادي و اجتماعي قرار دادند و خطري جدّي براي رسول خدا(ص) به وجود آوردند. حضرت ابوطالب(ع)، عموي پيامبر خدا(ص) كه سيادت و بزرگي طايفه بني هاشم و اولاد و احفاد عبدالمطلب(ع) را بر عهده داشت، از پيمان نامه ننگين قريش ناراحت و شگفت زده شد و ماندن در مكه را به مصلحت پيامبر(ص) و مسلمانان و حاميانشان ندانست و به ناچار دستور داد كه تمامي فرزندان عبدالمطلب و نوادگان وي و افراد طايفه بني هاشم براي حفظ جان رسول خدا(ص) و در امان ماندن از كيد و كين قريش، از مكه خارج شده و در شِعبي كه در ميان بلندي هاي اطراف مكه قرار داشت، نقل مكان كنند. تمامي بني هاشم و فرزندان عبدالمطلب، چه آناني كه مسلمان شده و چه آناني كه هنوز توفيق اسلام و ايمان نيافته بودند، فرمان ابوطالب(ع) را گردن نهاده و از مكه به شعب، كه بعدها به شعب ابي طالب(ع) معروف گرديد، نقل مكان كرده و با برپايي چادر و خيمه هاي عربي، زندگي جديدي را آغاز كردند. در ميان آنان، تنها ابولهب (يكي از عموهاي پيامبر(ص) با آنان مخالفت ورزيد و با قريش همراه و هم داستان شد و در مكه باقي ماند و راه خود را از ساير بني هاشم جدا كرد. وي تا آخر عمر، بر كفر و شرك خود باقي ماند و سوره اي از قرآن مجيد در نكوهش او و همسرش نازل گرديد(1) و سرانجام با خواري و پستي تمام در مكه به هلاكت رسيد. بني هاشم، به مدت سه سال در آن درّه خشك، با نهايت عسرت و تنگدستي به سر بردند و جز در ايّام حج و ماه هاي حرام كه در سراسر حجاز و جزيرة العرب آتش بس و امنيت نسبي بر قرار بود، نمي توانستند از آن شعب خارج شده و با ديگران ارتباط و رابطه اي داشته باشند. در اين مدت، پيامبر(ص) و همسرش خديجه كبري(س) تمامي دارايي هاي خود را از دست دادند، ولي به راه خويش ادامه داده و در برابر ناجوانمردي هاي قريش، مقاومت نمودند. سرانجام جبرئيل امين به پيامبر(ص) وحي نمود كه موريانه اي، پيمان نامه قريش را جويده و آن را از بين برده است. پيامبر(ص) اين خبر آسماني و مسرت بخش را به اطلاع عمويش ابوطالب(ع) رسانيد و ابوطالب(ع) با خوش حالي از شعب خارج شد و به سوي سران قريش رفت و خبر غيبي برادرزاده اش را به اطلاع آنان رسانيد و آنان را بهت زده كرد. سران قريش گفتند: اگر برادرزاده ات راست گفته باشد، ما از آن عهدنامه چشم پوشي كرده و به دشمني با او پايان مي دهيم. آنان، در كعبه را گشوده و پيمان نامه را باز كردند، ولي همان طوري كه رسول خدا(ص) خبر داده بود، جز كلمه "بسمك اللّهم" چيزي از آن باقي نماند و همه صحيفه را موريانه خورده بود. اين أمر، موجب اختلاف و دو دستگي سران قريش شد. عده اي بر ادامه دشمني اصرار ورزيده و عده اي اظهار پشيماني نمودند، ولي به هر حال، آن پيمان نامه را ملغي كردند و طايفه خوش نام بني هاشم و مسلمانان صبور، پس از سه سال تحمل رنج و سختي، به رهبري پيامبر(ص) از شعب بيرون آمده و راهي خانه و منازل خود شدند. (2) منابع: 1- سوره مَسَد، كه يكصد و يازدهمين سوره قرآن مجيد است. 2- نك: إعلام الوري (علامه طبرسي)، ترجمه عزيز الله عطاردي، ص 71؛ تاريخ ابن خلدون، ج1، ص 397؛ فروغ ابديت (جعفر سبحاني)، ج1، ص 351 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 13:19 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
پس از واقعه کربلا و شهادت امام حسين (ع) و يارانشان و نيز اسارت اهل بيت، عده اي از مردم مدينه جهت آشنايي با رويه و رفتار يزيد بن معاويه راهي شام شدند. آنان زماني که به مدينه بازگشتند براي مردم از فسق و فجور يزيد گفتند. مردم مدينه نيز کارگزار يزيد عثمان بن محمدبن ابي سفيان و مروان بن حکم و ساير امويين را از مدينه بيرون کردند و با عبدالله بن حنظله بيعت نمودند. چون اين خبر به گوش يزيد رسيد مسلم بن عقبه معروف به مجرم و مسرف را با لشکري فراوان به سوي مدينه فرستاد. لشکر شام در سنگستان بيرون مدينه معروف به حره که در يک ميلي مسجدالنبي (ص) قرار دارد با مردم مدينه وارد جنگ شدند. مردم مدينه پس از دادن کشته هاي فراوان به مدينه گريختند. لشگر شام نيز در تعقيب آنها وارد مدينه شدند. مشرف بن عقبه به مدت 3 روز جان و مال و ناموس مردم مدينه را براي لشگر خود حلال نمود و لشکريانش نيز از هيچ جنايتي( حتي هتک نواميس در مسجد النبي ) فروگذار نکردند. مشرف بن عقبه در مدينه کاري را براي يزيد انجام داد که بسر بن ارطاه پيش از او در حجاز و يمن براي معاويه انجام داده بود. چند روز پس از اين واقعه مسرف بن عقبه در راه مکه و در پي جنايتي ديگر به درک اسفل شتافت. حمله سپاهيان يزيد به کشته شدن بيش از ده هزار نفر انجاميد و به واقعه حره معروف گشت. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 20:45 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
شهيدان نواب صفوی و یارانش در دوران رژيم ستمشاهی با دعوت حوزهها به حضور در عرصه سياسی كشور، ايجاد ايده تشيع انقلابی و با هدف تشكيل حكومت اسلامی و تدوين قانون اساسی كشور براساس آموزههای قرآن دست به مبارزه با رژيم شاه زدند. آنها معتقد بودند روحانيون بايد سكوت در مقابل حكومت را كنار بگذارند، حكومت اسلامی جايگزين مشروطه و حكومت غربگراها شود و جنبشهای انقلابی مسلمان در سراسر جهان متحد شوند. تدوين قانون اساسی براساس آموزههای قرآن و دين اسلام از برجستهترين تفكرات اين گروه محسوب میشد. سرانجام آن بزرگوار بعد از سالها تلاش و مبارزه در سن 31 سالگی در تاریخ 27 دی ماه 1334 توسط دژخيمان ستم شاهی به همراه سه يار فدا کارش اعدام مي گردند. آنان در 27 همان ماه مطابق با سالگرد شهادت صديقه طاهره حضرت فاطمه زهرا(س) به خيل شهدا ميپيوندند. وي به هنگام شهادت در لحظه آخر حيات با لحني دلنواز آياتي از قرآن کريم را تلاوت نموده بانگ اذان سر ميدهد و نزديکيهاي طلوع فجر به آسمانيها ميپيوندد. شهدا در مسگر آباد به خاک سپرده ميشوند. وقتي تصميم گرفته ميشود آنجا پارک شهر شود شبانه از تهران به قم انتقال يافته و در «وادي الاسلام» جاي ميگيرند. شهيد نواب صفوي که در دي ماه 1326 با نيره السادات احتسام رضوي ازدواج کرده بود، طي 8 سال زندگي با هم داراي سه فرزند دختر ميشوند، تولد فرزند سوم پس از شهادت اوست. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 20:42 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
صراط در لغت به معناي راه و طريق است و در اصطلاح آن جسري (پلي) است كه بر روي جهنم مي كشند و تا كسي از آن نگذرد داخل بهشت نمي شود و در روايات وارد شده است كه از مو باريك تر و از شمشير برنده تر و از آتش گرمتر است و مومنان خالص در نهايت آساني از آن مي گذرند مانند برق جهنده ، وبعضي به دشواري مي گذرند اما نجات مي يابند و بعضي ، از عقبات آن به جهنم مي افتند . در بيان چيستي اين صراط در روايات اهل بيت(ع) آمده است : صراط ، راه معرفت خداوند است و دو صراط وجود دارد:صراطي در دنيا و صراطي در آخرت . اما صراط دنيا امامي است كه اطاعتش واجب است ، هركس اورا در دنيا بشناسد و از هدايت او پيروي كند، از صراطي كه پل دوزخ است ، در آخرت ، عبور كند و هر كس او را در دنيا نشناسد ، قدم او بر صراط آخرت مي لغزد و در آتش دوزخ مي غلطد.(1)در آيات متعدد خداوند متعال خبر داده است كه جهنم را راهي است كه ظالمين و زوجهايشان كه همان شياطين هستند، بدان هدايت خواهند شد ودر لحظه گذشتن در آن ، به قعر جهنم سقوط خواهند كرد. البته اين راهي است كه بر سرتاسر جهنم كشيده شده است و ممر همه خلايق مي باشد و خداوند تنها كساني را كه پرهيزگار باشند ، نجات خواهد داد ولي ظالمين را درآن رها خواهد ساخت . درحديثي از پيامبر نقل شده است كه فرمود:«مردم همگي وارد آتش مي گردند سپس به نسبت اعمالشان از آن خارج مي گردند ، نخستين آنها همچون درخشيدن برق ، بعدي همچون وزيدن باد و بعدي همچون دويدن اسب و بالاخره آخري همچون راه رفتن پياده.» فاطمه عبداللهي |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 17:14 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
اولين روزهاي مرداد امسال بود. تازه نوه كوچكش متولد شده بود كه يك روز مرخصي گرفت تا ميزبان مهمان هايش باشد كه به ديدن «اميررضا» مي آمدند. آن روز هم مثل هميشه در كار خير پيشقدم شد و در همان مهماني كدورت را از بين دو نفر از بستگان زدود و آشتي را جايگزين آن كرد... على حيدرى |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 14:55 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
الهي، خانه كجا و صاحبخانه كجا؟ طائف آن كجا و عارف اين كجا؟ آن سفر جسماني است و اين روحاني، آن براي دولتمند است و اين براي درويش، آن اهل و عيال را وداع كند و اين ماسوا ر، آن ترك مال كند و اين ترك جان، سفر آن در ماه مخصوص است واين را همه ماه و آن را يك بار است و اين را همه عمر، آن سفر آفاق كند و اين سيرانفس، راه آن را پايان است و اين را نهايت نبود، آن مي رود كه بر گردد و اين مي رود كه از او نام و نشاني نباشد، آن فرش پيمايد و اين عرش، آن محرم مي شود و اين محرم، آن لباس احرام مي پوشد و اين از خود عاري مي شود، آن لبيك مي گويد و اين لبيك مي شنود، آن تا به مسجد الحرام رسد و اين از مسجدالاقصي بگذرد، آن استلام حجر كند و اين انشقاق قمر، آن را كوه صفاست و اين را روح صف، سعي آن چند مره بين صفا و مروه است و سعي اين يك مره در كشور هستي، آن هروله مي كند و اين پرواز، آن مقام ابراهيم طلب كند و اين مقام ابراهيم، آن آب زمزم نوشد و اين آب حيات، آن عرفات بيند و اين عرصات، آن را يك روز وقوف است و اين را همه روز، آن از عرفات به مشعر كوچ كند و اين از دنيا به محشر، آن درك منا آرزو كند و اين ترك تمنا ر، آن بهيمه قرباني كند و اين خويشتن ر، آن رمي جمرات كند و اين رجم همزات، آن حلق رأس كند و اين ترك سر، آن را «لافسوق و لاجدال في الحج» است و اين را« في العمر»، آن بهشت طلبد و اين بهشت آفرين، لاجرم آن حاجي شود و اين ناجي، خنك آن حاجي كه ناجي است! حضرت علامه حسن زاده آملي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 8:17 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
پس از شورش مردم و قتل عثمان بن عفان خليفه سوم در 18 ذي الحجه سال 35ق مردم از امام علي(ع) خواستند تا خلافت را بپذيرد با وجود امتناع ايشان پافشاري و اصرار مردم باعث شد تا آن حضرت خلافت را قبول کنند. اما تلاش گسترده امام براي اجراي عدالت و حقيقت خواهي ايشان در دوره حکومت، باعث شد که عده اي از صاحبان قدرت و ثروت به مخالفت با آن حضرت بپردازند و سه جنگ جمل، صفين و نهروان را در مدتی کوتاه به امام تحميل نمايند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 8:37 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
«وَ يُطعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مُسکيناً وَ يَتيماً وَ اَسيراً اِنَّما نُطعِمُکُم لِوَجهِ اللهِ لا نُريدُ مِنکُم جَزاءً وَ لا شُکُورًا» و طعام را در حالی که خود دوستش دارند به مسکين، يتيم و اسير می خورانند جز اين نيست که شما را برای خدا اطعام می کنيم و از شما نه پاداشی می خواهيم نه سپاسی.» انفاق، ايثار، سخاوت و جود علی(ع) زبان زد خاص و عام و حتی دشمنان آن حضرت است. آيات قرآن کريم هم چون آية ولايت و نيز سورة مبارکة "هل اتی" گواه انفاق، ايثار، سخاوت و جود علی(ع), و خانواده بزرگوارش است. و گوهر انفاق و ايثار آنان عشق آنان به خدای متعال است . امام حسن و حسین علیهما السلام در کودکی بیمار شدند. رسول خدا صلی الله علیه و آله همراه دو نفر از اصحاب از آنها عیادت کرد. یکی از اصحاب به علی علیه السلام عرض کرد: « چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی.» |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 11:23 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت علی(ع) در وقت نماز حالت رکوع انگشتر خویش را ( وزن حلقه چهار مثقال نقره، و وزن نگینش 5 مثقال یاقوت سرخ بود که قیمتش خراج یکساله کشور شام بود) به سائل عطا فرمودند. (جواهر الولایه، آیت الله بروجردی کاظمینی، ص 137، به روایت امام صادق) در این لحظه جبرئیل(ع) این پیام را آورد: ای محمد(ص)! بخوان: سرپرست شما فقط خدا و رسول اوست و کسانیکه با ایمان به خدا نماز به پا داشته و در حال رکوع صدقه دادند. (مائده: 55 ) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 9:19 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|||
|
به آنها (نصاراي نجران) بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت مي كنيم شما هم فرزندان خود ر، ما زنان خويش را دعوت مي نماييم شما هم زنان خود ر، ما از نفوس خود دعوت مي كنيم شما نيز از نفوس خود، آنگاه مباهله مي كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مي دهيم. |
||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 8:33 توسط مجید غفوری
|
|
||||
|
|
|
|
|
طبق روايات تعداد آنها 313 نفر(زن و مرد) است كه تعداد زيادى از آنها از اهل همان زمان هستند و عدّه اى هم در زمانهاى قبل مى زيسته اند كه از قبر خارج شده و براى يارى و نصرت دين خدا با امام زمان( ارواحنا فداه ) پيمان مى بندند. آنان در شمار، اندك هستند. امّا در كارآيى و ايمان و شكوه معنوى بسيار و بسان ابر پراكنده ى پائيزى (كه بناگاه به هم مى پيوندند و متراكم مى شوند) ظرف لحظه اى در يك ساعت معيّن از سراسر گيتى در مكّه حاضرمى گردند. جوانان و جوانمردان شيعه همانگونه كه بر پشت بام خانه هاى خويش در خواب اند همگى يك شب بدون وعده ى قبلى، بامداد را در مكّه حاضر و به ديدار امام عصر (ارواحنا فداه)مفتخر مى گردند. در شايستگى و امتيازات بر اوج رفيعى هستند نه از نسلهاى گذشته كسى از آنان پيشى گرفته است و نه از آيندگان كسى به مقام والاى آنان مى رسد. از نظر معنويّت و ايمان كامل و استوار و نداشتن ذرّه اى ترديد در دلها بى نظيرند. در اوج يقين و اخلاصند و بخاطر قوّت و استوارى و كمال ايمان به خدا، ذرّه اى ترس و دلهره در كران تا كران وجودشان نيست. به هنگامى كه به ميدان كارزار گام مى نهند كسى توان ايستادن در برابر آنان را ندارد. همچون شيرانى كه از بيشه ى خود خارج شده اند بر گرد آن حضرت حلقه مى زنند. براستى مانند پاره آهنى هستند كه اگر بر متلاشى نمودن كوهها تصميم بگيرند آنها را نابود مى سازند. خداى را آنگونه كه شايسته است به يگانگى مى پرستند. هنگامى كه به حركت در مى آيند امواج رعب و وحشت يك ماه پيشتر از ايشان حركت مى كند. قهرمانانى فروتن، متواضع و برخوردار از ارزش اخلاقى و انسانى اند و هرگز مغرور و مست قدرت نمى شوند. به مقام والاى حضرت مهدى (ارواحنا فداه) آنگونه كه شايسته و بايسته است اعتقاد دارند، تا آنجا كه نه تنها از وجود گرانمايه ى آنحضرت بهره مى برند، بلكه از زين مركب او نيز به افتخار تبرّك مى جويند و آن را مسّ مى كنند. بسان فداكارانى هوشيار، بر گرد آن سرچشمه ى بركات و والاييها و ارزشها حلقه مى زنند و جان خويش را در همه ى فراز و نشيبها و ميدانهاى جهاد و پيكار، سپر بلاى جان گرامى او مى سازند و دستورات و خواسته هايش را لبّيك مى گويند. عبادت كنندگان خاضع و خاشعند. شبانگاهان را با نماز و نيايش و سوز و گداز عاشقانه به بارگاه خدا، به سحر رسانده و در نمازهاى خويش زمزمه اى همچون آواى زنبوران عسل از ايشان شنيده مى شود. در ركوع و سجود و قيام و قعودند و با وجود اين روزها در اوج آمادگى و شهامت بر مركبهاى خويش، براى انجام دستورات حضرت مهدى (ارواحنا فداه) ايستاده اند. اوج آگاهى و عمق دانايى و درايت آنها، دلهاشان به نور معرفت درخشنده و نور باران است. به راهى كه مى روند يقين كامل داشته لذا همچون كنيزى كه از مولاى خود اطاعت مى كند، از امام زمان (ارواحنا فداه) فرمانبردارى مى نمايند. اين است كه انديشه هايشان متحدّ و يگانه، ديدگاهشان همانند، دلهايشان به هم پيوسته و به هم گره خورده است نه اختلافى در رأى و انديشه و گفتار آنان خواهى ديد و نه در رفتارشان و همگى يك دل و يك قطب و يك زبان هستند. گويى يك پدر و مادر آنان را پرورانده است. همگى جوان هستند و سالخورده در ميان ايشان نيست مگر مانند سرمه در چشم يا نمك در توشه و كمتر چيزى كه بعنوان توشه حمل مى شود، نمك است. براى خود و ديگران طلب شهادت مى كنند و آرزو دارند كه در راه خدا كشته شوند و شعار آنان خونخواهى حسين (عليه السلام) است. نه به آفت غرور و مستى گرفتار مى شوند و نه از شمار اندك همراهان و پيشتازان در نخستين مراحل قيام و ظهور آنحضرت احساس وحشت و تنهايى مى كنند. زيرا انسانى كه داراى ارتباط عميق و خالصانه با آفريدگار تواناى هستى است با داشتن آن ارتباط و پيوند احساس وحشت نمى كند و نيز از پيوستن ديگران به راه و رسم نجات بخش و افتخارآفرين خويش و بسيارى همراهان، شادمان و مغرور نمى گردد. منابع: بحار الانوار، غيبت نعمانى، الزام الناصب، مستدرك حاكم، معجم احاديث الامام المهدى |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 19:36 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
امیر در زبان عربی به معنی فرمانده، سلطان و رهبر است. بعد از اسلام، کسانی را که از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خلفا به فرماندهی مأموریتهای جنگی منصوب میشدند امیر مینامیدند. اما عنوان «امیرالمؤمنین» به معنی خلیفه و فرمانده کل قوای اسلام و پیشوای مؤمنان است. به اعتقاد علمای شیعه، «امیرالمؤمنین» عنوانی است که خدای تعالی به علی بن ابی طالب داده و هیچ کس دیگر، چه قبل و چه بعد از او، برازنده این لقب نیست. در حدیثی آمده است که پیامبر(ص) به اصحاب خود فرمود:«هنگام سلام به علی، او را امیرالمومنین خطاب کنید.» و در حدیث دیگری آمده است که:« خدا علی علیه السلام را امیرالمؤمنین نامیده است». از حضرت صادق علیه السلام سئوال شد:«آیا به حضرت قائم ، لقب « امیرالمؤمنین » خطاب میشود؟» فرمود:«نه، این عنوان مخصوص علی علیه السلام است؛ هیچکس، نه قبل از او و نه پس از او، سزاوار نیست به این نام نامیده شود، و هر کس چنین ادعایی کند کافر است». از اهل سنت نیز درباره اعطای لقب امیرالمؤمنین به امام علی روایات بسیاری در دست است؛ از جمله: ابونعیم اصفهانی در حیلة الاولیاء از انس بن مالک روایت کرده است که رسول خدا درباره علی علیه السلام فرمود:«او امیرالمؤمنین و پیشوای نیکوکاران و فرمانده سواران مجاهد و خاتم اوصیاء است». نیز از ابن مردویه اصفهانی، از دانشمندان اهل سنت، نقل شده است که: جبرئیل در محضر رسول خدا علی علیه السلام را امیرالمؤمنین خواند. از ام سلمه روایتی نیز در این باره رسیده است. ولی در ظاهر، بنا بر عقیده اهل سنت، هر مسلمانی که به اجماع یا وصایت یا شوری برای امامت و فرماندهی کل قوای اسلام انتخاب شود، امیرالمؤمنین است. آنان می گویند این عنوان اولین بار بر خلیفه دوم عمر بن خطاب اطلاق شد و آنگاه در عهد خلفای راشدین دیگر و خلفای بنی امیه و بنی عباس نیز هر یک از خلفا «امیرالمؤمنین» خوانده میشدند. فقهای زیدی مذهب نیز این عنوان را حق شرعی هر امیر علوی میدانند که برای احقاق حق، قیام کند. امیرالمؤمنین، لقب اختصاصی امام علی علیه السلام روایات شیعه دلالت دارد بر اینکه لقب «امیرالمؤمنین» مخصوص علی بن ابیطالب علیه السلام است و بر هیچ کس جز او اطلاق نمیشود. (مگر در حال ضرورت و تقیّه.) این لقب حتی بر سایر ائمه و امام زمان علیه السلام نیز نباید اطلاق شود. خود رسول خدا صلّی الله و علیه و آله و سلّم این لقب را به امام علی داد و اولین کسانی که موظف شدند علی علیه السلام را با این لقب خطاب کنند، ابوبکر و عمر بودند. عبدالله بن عباس می گوید:« روزی با رسول خدا در یکی از کوچه های مدینه می رفتیم که علی ابن ابی طالب از راه رسید و به رسول خدا این گونه سلام کرد:« السلام علیک یا رسول الله و رحمه الله و برکاته (سلام بر تو ای رسول خدا، و رحمت و برکات خدا بر تو باد.) پیامبر نیز در پاسخ فرمود:«و علیک السلام یا امیرالمومنین (و بر تو سلام باد ای امیرالمؤمنین.) از لقبی که رسول خدا به علی بن ابی طالب داد، تعجب کردم و به پیامبر گفتم:« ای رسول خدا، آنچه درباره پسرعمویم، علی، گفتی، از روی محبت و دوستی شخصی با او بود یا لقبی از ناحیه خداوند؟» رسول خدا فرمود:« نه، به خدا سوگند، آنچه درباره علی گفتم، با چشم خودم دیده ام.» پرسیدم:« ای رسول خدا چه دیدید؟» پیامبر فرمود:« در شب معراج به هر دری از درهای بهشت نظر میکردم، روی آن نوشته شده بود: علی بن ابیطالب از هفتاد هزار سال پیش از خلقت آدم امیرالمؤمنین بوده است.» ابوذر علی علیه السلام را امیرالمؤمنین حقیقی می داند ابوذر غفاری به شدت بیمار شد تا آنجا که نزدیک بود از دنیا برود. در این شرایط علی بن ابیطالب علیه السلام را به عنوان وصی برگزید و وصیتهای خود را به آن حضرت کرد. به او گفتند: اگر به امیرالمؤمنین عمر بن خطاب وصیت میکردی نیکوتر و بهتر بود. ابوذر گفت: به خدا سوگند، که به امیرالمؤمنین حقیقی و حق وصیت کردم. علی همان مربی و صاحب زمین است که آرامش زمین به وجود اوست و اگر از او جدا شوید، از زمین بیگانه و زمین نیز با شما بیگانه میشود. جبرئیل علی علیه السلام را امیرالمؤمنین می داند عبدالله بن عباس میگوید: نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودیم که علی بن ابیطالب وارد شد و به رسول خدا سلام کرد. رسول خدا در پاسخ سلام او فرمود: و علیک السلام یا امیرالمؤمنین و رحمة الله و برکاته (و بر تو سلام و رحمت و برکات الهی باد، ای امیرالمؤمنین)؛ حضرت علی علیه السلام گفت: در حالیکه تو زنده هستی به من امیرالمؤمنین میگویید؟ پیامبر فرمود: آری،در حال حیات من نیز ای علی تو امیرالمؤمنین هستی. دیروز در حالیکه من و جبرئیل با هم سخن می گفتیم تو بر ما گذشتی و سلام نکردی . جبرئیل گفت: چرا امیرالمؤمنین بر ما گذشت و سلام نکرد؟ به خدا سوگند اگر سلام کرده بود، ما خوشحال می شدیم و پاسخش را می دادیم. علی علیه السلام گفت: ای رسول خدا دیروز تو را با دحیة کلبی دیدم خلوت کرده ای و سخن میگوئید، نخواستم سخن شما را قطع کنم. پیامبرفرمود: او دحیه نبود او جبرئیل بود و من به جبرئیل گفتم: چگونه علی را امیرالمؤمنین نامیدی؟ جبرئیل گفت: خداوند در جنگ بدر به من وحی فرستاد که بر محمّد فرود بیایم و به او فرمان دهم که به علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین فرمان دهد میان دو صف لشگر حاضر شود و قدرت نمایی کند که خداوند او را در آسمان امیرالمؤمنین نهاده است. آنگاه رسول خدا ادامه داد: تو ای علی، امیرالمؤمنین در آسمان و زمین هستی جز کافر بعد از من کسی بر تو پیشی می گیرد و جز کافر پس ازمن از تو جدا نمی شود و آسمانیان تو را امیرالمؤمنین می نامند. خداوند علی را امیرالمؤمنین نامیده است حضرت علی علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در شب معراج که مرا به آسمان بردند در مقام قاب قوسین (به قدر دو کمان یا نزدیکتر) که قرار گرفتم، خداوند به من وحی فرستاد و آنگاه فرمود: ای محمّد، علی بن ابی طالب را با عنوان امیرالمؤمنین بخوان، من هیچکس را قبل از او به این نام ننامیدم و هیچکس را نیز بعد از او به آن نام نخواهم نامید. رسول خدا صلی الله علیه و آله بر فراز منبر در ضمن گفتاری به مردم فرمود: ای مردم، خداوند مرا به عنوان رسول و فرستاده اش به سوی شما برانگیخت و به من فرمان داده که علی را به عنوان امیر بر شما بگمارم، پس هر کس که من پیامبر اویم علی امیر اوست. امیر بودن علی از ناحیه خداوند است. خداوند به من فرمان داده که این خبر را به شما اعلام کنم تا او را اطاعت و هر گاه شما را فرمان داد، گوش دهید. آگاه باشید هیچکدام از شما بر علی، امیر نیست نه در زمان حیات من و نه پس از مرگ من. خداوند علی را امیر شما قرار داد و او را امیرالمؤمنین نامیده است و پیش از او و پس از او هیچکس را امیرالمؤمنین ننامیده و نخواهد نامید. منابع: دایره المعارف تشیع، ج 2؛ المعارف و المعاریف ج 1 بحارالانوار، ج 37، ص 339، حدیث 81 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 21:5 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در کتاب رکودهای گینس آمده نام "محمد" بالاترین میانگین نامی را دارد، به طوری که در حال حاضر 70 میلیون نفر در جهان این اسم را دارند. برخی افراد به علت تعلق خاطر نسبت به پیامبر اکرم (ص) نامها و یا صفاتی را که آن حضرت دارد انتخاب می کنند مانند احمد، طه، یاسین، بشیر، نذیر، خاتم و فاتح که البته نامهای حضرت محمد (ص) بیش از 200 نام است که مشهورترین آن محمد مشتق از حمد است، از این رو مسلمانان برای فرزندان خود نام محمد را بیش از هر نام دیگری انتخاب می کنند. برخی از مسلمانان به منظور حفظ هویت اسلامی و آشنایی با سیره نبوی نامهای حضرت محمد (ص) را بر فرزندان تازه متولد شده خود می نهند تا نسل جدید از آموزه های اسلامی و با شخصیت پیامبر (ص) آگاه شوند. این امر منجر به مسئولیت پذیری آنها نسبت به نامهای خود در آینده می شود. گاهی اوقات انتخاب این اسامی احساس وفاداری و تعلق خاطر را تعمیق و توسعه می دهد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 10:53 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
پيش دستي بروجردي
استفاده رسمي انگليس از عنوان جعلي خليج عربي
يك كويتي خواهان خريد طناب دار صدام شد
خدا به من گفت 2007 يك كشتار بزرگ داريم! پت رابرتسون، مشهور ترين ايوا نجليست آمريكايي و از افراد متنفذ بر تصميمات بوش، در برنامه اي گفت: «خدا به من گفت در 2007 يك كشتار بزرگ اتفاق خواهد افتاد».
به جايي كه خسارت مي بيند، ضربه بزنيد استنلي كراسيك، موسس و رئيس مركز سياست اروپايي در مقاله اي در فايننشان تايمز، صدرو قطعنامه 1737 عليه فعاليت هاي هسته اي را بي تاثير دانست. وي با اشاره به اينكه، تحريم ديپلماتيك ايران توانايي متوقف كردن فعاليتهاي هسته اي ايران را ندارد، خواستار (عدم خريد نفت و فروش بنزين) به تهران شده، زيرا وي بر اين باور است كه بايد به جايي ضربه زد كه آسيب وارد مي كند. كراسيك در ادامه مي آورد (ايران با توليد 7/2 ميليون بشكه نفت 90 درصد درآمدش را از اين منبع تامين مي كند و يك سوم بنزين را از خارج وارد مي كند.) حال و هواي عجيب و مخوف مراسم دفن جسد صدام صدام در كنار پسرانش عدي و قصي در روستاي العوجه در تكريت در شمال بغداد به خاك سپرده شد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 10:35 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
روایتی از کتاب العیون روزی شخصی بر سید کائنات (صلی الله علیه و آله) وارد شد و دید که آنجناب در صدر مجلس نشسته اند و جناب سید اوصیا در آخر مجلس تشریف دارند . آن شخص عرض کرد که یا رسول الله چگونه است که می فرمایید علی جان من است در حالی که شما در صدر مجلش تشریف دارید و علی در آخر مجلس نشسته است ؟ آن حضرت فرمودند : به حکم خداوند و آیه مباهله (أنفسنا و أنفسکم) را تلاوت فرمودند . آن مرد ساکت شد ولی مطلب برایش حل نگشت ، هنگامی که رسول اکرم سکوت و تحیر او را دید به او فرمودند ای مرد می خواهی مشاهده کنی تا تو را مقام عین الیقین حاصل گردد ؟ عرض کرد بله یا رسول الله! پس ایشان علی (علیه السلام) را نزد خود فراخواندند و ایشان را به دامان خود نشانیدند پس او را به آغوش کشیدند و به جانب خود ایشان را فشار دادند آن مرد می گوید آنچنان جسم آن حضرت در جان رسول خدا مندرج شد که دیگر اثری از علی نماند در این هنگام به او فرمودند ای مرد پس چه شد علی؟ آن مرد می گوید هر چه نظر کردم جناب علی را ندیدم . تعجب من بیشتر شد . ناگاه دیدم که رسول خدا به دست خود اشاره کردند و فرمودند أخرج یا علی (یعنی ای علی خارج شو) پس دیدم یک مرتبه مولا امیرالمومنین (علیه السلام) ظاهر شدند و به عقب برگشتند و در آخر مجلس دوباره نشستند . مرحوم طبرسی در کتاب مجمع البیان در ذیل آیه 137 سوره اعراف (که خداوند امر کرد که ای مردم پیروی کنید از آن کسی که با رسول الله نازل شده است ) روایتی بدین مضمون نقل می کند : رسول اکرم فرمودند : من و علی یک نور بودیم در عرش خداوند سپس خداوند ما را در صلب آدم ابوالبشر قرار داد ، سپس صلب نوح، ابراهیم ، اسماعیل و از صلب پاکی به رحم پاک دیگر منتقل می شدیم تا رسیدیم به عبدالمطلب در اینجا خداوند متعال نور ما را به دو نیم کرد من به صلب عبدالله آمدم و علی به صلب ابوطالب . این است معنای تبعیت از کسی که با رسول خدا نازل شده است این نور قرآن نیست چون خود خداوند در قرآن فرمود که قرآن را بر قلب رسول اکرم نازل کردیم اما اینجا می فرماید پیروی از کسی کنید که با رسول الله نازل شده. سلام بر مولایمان علی (ع) که سلام خدا بر او باد . در شب مبعث رسول اکرم زیارت مولا امیرالمومنین (علیه السلام) وارد شده و این جای تأمل دارد که چرا در شب و روزی که متعلق به پیامبر اعظم است زیارت علی (علیه السلام) وارد شده است . ابن بطوطه که از علمای بزرگ اهل تسنن است می گوید در شب مبعث در نجف اشرف تمام بیماران از کشور های روم و عراق و ایران و ... می آیند و کنار ضریح مقدس امیرالمومنین می نشینند و منتظر شفا یافتن می شوند تا اینکه نصف شب مولا همه آنها را بدون استثنا شفا می دهند و همه آن نابینایان و ناشنوایان و فلج ها و ... صحیح و سالم می شوند و با تندرستی به وطن های خود بر می گردند و می گویند : أشهد أن لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله. معنا و تجلی اعظم آیه مباهله ، همانطور که خداوند در آیه مباهله از مولا امیرالمومنین تعبیر به جان رسول اکرم می کند آنجا که می فرماید : وأنفسنا و أنفسکم این علی است که با رسول اکرم متحد است ، این علی است که پیامبر در روایتی فرمودند علی از من است و من از علی ، این علی است که پیامبر به خاطر ولایت او سه روز مردم را در بیابان بی آب و علف و سوزان غدیر نگاه داشت و در روز سوم فرمودند : من کنت مولاه فعلی مولاه این علی است که پیامبر مکرر فرمودند علی برادر و جانشین من است اطاعت از او اطاعت از من است . هنگامی که رسول اکرم به پیامبری مبعوث شدند مولای ما امیرالمومنین (علیه السلام) نیز با ایشان در غار حرا بودند و خود ایشان در نهج البلاغه تصریح دارند به اینکه من می شنیدم آنچه را ایشان می شنیدند و می دیدم آنچه را ایشان می دیدند . پس یعنی حضرت علی (ع) هم نزول فرشتگان را مشاهده فرموده اند . وقتی از غار حرا با رسول گرامی اسلام برگشتند پیامبر مأمور شدند که خویشان و نزدیکا ن خود را جمع کرده و آنها إنذار دهند (ویا به تعبیری آنها را از این مسأله آگاه کنند ) . حضرت طبق روایات 40 نفر از خویشان خود را دعوت کردند و غذایی نیز آماده فرمودند . پس از صرف غذا رسول اکرم اعلام کردند که خداوند متعال مرا به پیامبری برگزیده است . هر کس اول به من ایمان آورد او وصی و جانشین من خواهد بود . با این اعلان هر مرتبه علی (علیه السلام) دعوت ایشان را لبیک گفتند تا سه مرتبه و هر مرتبه فرمودند یا رسول الله من به شما ایمان آوردم تا بعد از سه مرتبه رسول اکرم فرمودند آگاه باشید که علی وصی و وزیر من است و اطاعت او اطاعت از من است اما اقوام ایشان از جمله عموی ایشان ابولهب شروع به مسخره کردند و به ابوطالب با حالت تمسخر می گفتند که از این پس باید از فرزند خود اطاعت کنی . بعد از این قضیه تا مدت 23 سالی که رسول اکرم در قید حیات بودند و دین اسلام را تبلیغ می کردند بارها و بارها علی (علیه السلام) را به عنوان برادر و جانشین خود معرفی کردند . تاریخ و روایات مملو است از تعابیر بی نظیری که رسول اکرم در مورد علی (علیه السلام) داشته اند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 8:52 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد(ص) هنگام بازگشت از آخرين سفر حج خود، به امر خداوند حضرت علي (ع) را به عنوان جانشين و وصي خود به مسلمانان معرفي نمود. اهميت انتخاب امام علي(ع) به جانشيني پيامبر اسلام به حدي است که خداوند، انجام اين کار عظيم را، اکمال دین و اتمام نعمت خود، و در جهت تبلیغ رسالت پيامبر (ص) عنوان نموده است. اين مراسم در مکاني به نام غدير خم واقع در مسير مکه به مدينه برگزار شد. مسلمانان حاضر در غدير خم که شمار آنان به ده ها هزار نفر مي رسيد، پس از این انتخاب که باشور و اشتياق بسيار برگزار شد با امام علي(ع) بيعت کردند. خداوند، انتخاب امام علي(ع) را کمال دين و اتمام نعمت ها عنوان کرده و دين اسلام را براي امت برگزيد. با تمام سفارشي که پيامبر اسلام به جانشيني امام علي(ع) نمود، ولي پس از رحلت ايشان برخي از مهاجرين و انصار ولايت ايشان را نپذيرفته و ابوبکر بن ابي قحافه را به خلافت برگزيدند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:30 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
معاشرالناس انا الصراط المسقیم الذی امرکم باتباعه ثم علی من بعدی ثم ولدی من صلبه ائمة یهدون الی الحق و به یعدلون" ای مردم من صراط مستقیم الهی در میان خلایق هستم،من شما را به پیروی از فرمان خدا امر می کنم و بعد از من علی صراط مستقیم و راه راست خداوند می باشد و بعداز علی فرزندان من ازصلب او پیشوایان امت هستند و مردم را به پیروی از فرمان خدا دعوت نموده،در طریق حق راهنمایی می نمایند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:29 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
- عيد سعيد غديرخم و انتخاب اميرالمومنين امام علي(ع) به جانشيني پيامبر اسلام(10ق) 2- بيعت مسلمانان با امام علي(ع) در مدينه پس از قتل عثمان بن غفان خليفه سوم(35ق) 3- گلستان شدن آتش نمرود بر حضرت ابراهيم خليل(ع) 4- انتخاب يوشع بن نون، شمعون الصفا و آصف بن برخيا به جانشيني حضرت موسي(ع)، عيسي(ع) و سليمان (ع) 5- پايان طوفان نوح و قرار گرفتن کشتي حضرت نوح(ع) بر کوه جودي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:14 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
سيره عملي علما و بزرگان با همسرانشان الگويي براي همه مي باشد و بدين وسيله ارج نهادن اسلام به زنان واضح و مبرهن مي شود. در ادامه به برخي از منش علامه طباطبايي(ره) مي پردازيم؛ باشد كه الگويي براي همه حق طلبان باشد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 10:47 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت امام هادي(ع) دهمين چراغ فروزان هدايت، در نيمه ذي الحجه سال 212 ق در قريه اي در نزديکي مدينه به دنيا آمد. مادرش سمانه معروف به سيده و مکني به ام الفضل مي باشد. ابوالحسن ثالث کنيه حضرت و هادي، نقي، مرتضي، فقيه، امين و متوکل، از القاب آن امام هستند. معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعين و معتز از خلفاي دوران حيات امام هادي(ع) بوده اند. پنج فرزند براي آن حضرت ذکر شده است. امام هادي(ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود، در سن هشت سالگي به امامت رسيده و عهده دار ولايت مسلمانان گرديد. آن حضرت در همان دوران خردسالي آنچنان از علم و هوشياري و کمالات فوق العاده اي برخوردار بود که اطرافيان را حيران مي نمود. امام دهم همچنين در راستاي انتشار مکتب تشيع به تربيت شاگردان متعددي پرداخت که حضرت عبدالعظيم حسني، ابن سکيت اهوازي، ابوهاشم جعفري، جعفر بن سهيل و اسماعيل بن مهران از آن جمله اند. آن حضرت در تحکيم و استواري فقه و عقايد و فرهنگ تشيع، همت جدي و وسيع نمود و در اين راستا كتاب هايي نوشت که رساله هايي در رد جبر و تفويض، اثبات عدل، احکام دين، و نيز تفسير صحه الخلقه و ... از آن جمله اند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 15:10 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
1- اَلنّاسُ فِى الدُّنيا بِالاَْموالِ وَ فِى الآخِرَةِ بِالاَْعمالِ اعتبار مردم در دنيا به مال است و در آخرت به عمل. (بحارالأنوار، ج 78، ص 368، ح3) 2- التواضع أن تعطی الناس ما تحب أن تعطاه (المحجة البیضاء ، ج 5 ، ص 225 ) 3- العقوق یعقب القلة و یؤدی الی الذلة (مسند الامام الهادی ، ص 303 ) 4- من كان علی بینة من ربه هانت علیه مصائب الدنیا و لو قرض و نشر (تحف العقول ، ص 511) 5- لو سلك الناس وادیا شعبا لسلكت وادی رجل عبد الله وحده خالصا اگر همه مردم مسیری را انتخاب كنند و در آن گام نهند ، من به راه كسی كه تنها خدا را خالصانه می پرستد خواهم رفت . (بحار الانوار ، ج 78 ، ص 245) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 15:2 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
تقوا يعني مراقبت از خود |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 14:33 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
پيمان عقبه دوم ميان پيامبر و عده اي از اهل يثرب که به حج آمده بودند منعقد شد و يثربيان از پيامبر اسلام (ص) درخواست کردند که آن حضرت به مدينه مهاجرت کند. در اين پيمان آنها مسئووليت دفاع از پيامبر را بر عهده گرفتند. اين پيمان مهم و سرنوشت ساز چندي پس از پيمان عقبه اول منعقد شد. مسلمان شدن شماري از مردم يثرب موجب شد تا آيين حيات بخش اسلام در بين بسياري از اهالي اين شهر رواج يابد. در اين حال مردم يثرب پس از ديدار با پيامبر(ص) از او خواستند تا به شهر آنها برود و اين مقدمه هجرت بزرگ پيامبر(ص) به مدينه بود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 11:32 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
وجود مبارك حضرت بقيه الله، حجه بن الحسن ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) هر سال در مراسم حج حضور دارد. در عرفات و منا حاضر است. ممكن است كسي در سرزمين عرفات و منا به وجود مبارك بقيه الله الاعظم دعا هم بكند و دعاي فرج را هم بخواند اما قلب او، قلب انسان نباشد. ممكن است كسي مشكلي داشته باشد و مشكلش ناخودآگاه به بركت حضرت حجت (سلام الله عليه)حل شود اما چنين نيست كه اگر عملي خارق عادت در حج يا در منا و عرفات پيدا شد، مستقيماً توسط وجود مبارك حضرت حجت باشد. احتمال دارد خود حضرت باشند و احتمال دارد اوليايي كه دست پرورده آن حضرت هستند باشند. ممكن است سالمندي، زن يا مرد، و يا ناواردي راه خيمه و چادر را گم كند يا در بين راه بدون زاد و راحله بماند و ولي از اولياي الهي كه تربيت شده مكتب ولايت امام عصر (ارواحنا فداه ) است او را راهنمايي كند. گرچه اين شخص مع الواسطه خدمت حضرت حجت رسيده است اما بلاواسطه نبوده است. چنين نيست كه هر اثر غيبي در مراسم حج مستقيماً مربوط به وجود مقدس حضرت ولي عصر ـ ارواحنا فداه ـ باشد. خيلي توفيق مي خواهد و چنين تشرفي براي اوحدي از موحدان پيش مي آيد كه وجود مبارك حضرت ـ سلام الله عليه ـ شخصاً به بالين او بيايد. البته عنايت ايشان شامل اوليا و شاگردان و صالحين و صديقين و شهدايي را كه تربيت كرده است، مي شود. آنها مأموران ايشان هستند و به دستور ايشان مشكلات ديگران را حل مي كنند و خلاصه اين كه وجود مقدس حضرت باطن ما را مي بينند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 9:1 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
رسول الله (صلى الله عليه وآله) : مَن رَزقَهُ اللهُ حُبَّ الائمّةِ مِن أهلِ بَيتي فَقَد أصابَ خَيرَ الدُّنيا والآخِرَةِ، فلا يَشُكَّنَّ أنّهُ في الجَنّةِ، وإنَّ في حُبِّ أهلِ بَيْتي عِشرينَ خَصْلَةً، عَشرٌ في الدُّنيا، وعَشرٌ في الآخِرَةِ . هر كس كه خداوند محبت امامانِ از خاندان مرا روزيش فرمايد، به خير دنيا و آخرت دست يافته باشد و شك نداشته باشد كه بهشتى است. دوست داشتن خاندان من بيست فايده دارد، ده فايده در دنيا و ده در آخرت. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 8:47 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش آسوشيتدپرس، «برزان ابراهيم تكريتي»، برادر نانتي صدام و «عواد حامد البندر»، قاضي دادگاه انقلاب رژيم بعث هم با صدام اعدام شدند. به گزارش تلويزيون عراق، ابتدا صدام، بعد برزان و بعد بندر اعدام شدند. اعدام صدام، 56 روز پس از صدور حكم مرگ وي به خاطر كشتار 148 شيعه يك شهر به خاطر اقدام به ترور صدام انجام شد. او در حال محاكمه به خاطر نسلكشي حدود 180 هزار كرد در شمال عراق بود. صدام علاوه بر اين صدها هزار شيعه را در جريان انتفاضه سال 1990 عراق و نيز صدها هزار نفر از جوانان ايران را به شهادت رساند و هنوز صدهاهزار تن از مردم ايران از لطمات ناشي از جنايات او در زمان جنگ تحميلي، رنج ميبرند. صدام يكي از رو سيا ه ترين و جاني ترين افراد در تاريخ بشر بود. بيشتر واكنشها در ارتباط با اعدام صدام حاكي از رضايت مقامات رسمي كشورها و رسانه هاست ومردم عراق و ايران نيز كه هر يك به شكلي هدف جنايات صدام بودند از خبر اعدام صدام بسيار خوشحال وخشنود شدند. شايد در اين ميان خوشحال ترينها آمريكايي ها و اروپايي هايي باشند كه زنده بودن صدام را تهديد وخطري براي اعتبار و آبروي دروغين خود مي دانستند. شايد آنها راحت ترين نفس را پس از دستگيري صدام، به دنبال اعدام وي كشيدند، زيرا حالا يقين كردند كه ديگر صدامي وجود ندارد تا اربابان نزديكترين شريكانش را درقتل عام مردم عراق واقدامات ددمنشانه و خارج از هرگونه شئونات انساني كه در جنگ عليه ايران انجام داد به جهانيان معرفي كند وآنها را رسوا نمايد. ملت ايران به خوبي متوجه شد كه غرب به سركردگي آمريكا براي حفظ منافعش و براي انتقام گرفتن از انقلاب اسلامي ايران صدام را عليه ايران تحريك و مجهز كرد تا وحشيانه ترين جنگ را عليه ايران به راه بيندازد و در اقدامي ديگر بازهم براي حفظ منافعش به عراق حمله كرد و صدام را به بند كشيد و هيچگاه وي را در اختيار نيروهاي دولت عراق قرار نداد و بار ديگر براي حفظ منافعش راه را براي اعدام صدام بازگذاشت، اما اين خوشحالي هيچگاه موجب آن نخواهد شد كه ملت ايران نقش آمريكا را درجنايتهايي كه صدام آفريد فراموش كند. در دادگاه ملت ايران جرم غرب وآمريكا دراقدامات جنايتكارانه اگر از صدام بيشتر نباشد كمتر نيست و مردم ايران مرگ ودفن صدام را به معناي پاياني برجنايت مشترك صدام، آمريكا و غرب تلقي نمي كنند وكينه مردم ايران نسبت به آمريكا به عنوان يكي از عوامل اصلي جنايت وخباثت همچنان شعله ور است. مي توان گفت در واقع با اعدام صدام در اين موضوع تغييري ايجاد نشده است و تصور اينكه با حذف صدام اسرار جنايات مشترك آمريكا و صدام عليه دو ملت ايران و عراق براي هميشه پنهان خواهد ماند اشتباه محض است و دير يا زود تاريخ پرده اين همكاري شوم را كنار خواهد زد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 8:49 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
عيد قربان جلوه گاه تعبد هرگاه انسان بر سر دو راهي غريزه و وظيفه قرار گرفت و غريزه را انتخاب كرد، به سوي حيوانات گرويده بلكه از حيوانات هم پست تر شده است، چون از عقل و فكر و رهنمودهاي انبيا استفاده نكرده است . اما همين كه انسان در اين دو راهي خطرناك وظيفه را انتخاب كرد و در خط ملائكه و پاكان قرار گرفت آنرا عيد مي گيرد، به عنوان غريزه گرسنگي و تشنگي انسان را به استفاده از آب و نان مي كشاند، ولي وظيفه دستور مي دهد كه در ماه رمضان خودداري كن، كساني كه سي روز وظيفه را انتخاب كرده اند، روز عيد فطر را بايد عيد بگيرند، زيرا وظيفه را بر غريزه ترجيح داده اند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 9:1 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
نيايش عميق و جانبخش «عرفه»، از جمله غني ترين، زيباترين و در عين حال صميمانه ترين نيايش ها از جانب گفتار و بيان با خداست. محمد رضا تقى دخت |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 8:47 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
« یوم الترويه » روز هشتم ذي الحجه روز ترويه است.از امام صادق عليه السّلام پيرامون علّت نامگذارى اين روز به «يوم الترويه» پرسيدند، آن حضرت فرمود: در آن زمان ، آب در صحراى عرفات نبود، مردم در روز هشتم براى آب دادن به حجاج از مكه آب مى بردند و لذا بعضى از آنان به بعضى ديگر مى گفتند: «تَرَوَّيْتَمْ مِنَ المَاءِ»؛ يعنى : آیا سيراب شديد؟ و لذا نام آن روز را «يوم الترويه» يا «روز آبرسانی» ناميدند. در سال 60 هجری در همين روز «مسلم بن عقيل»در كوفه مردم را تشويق به قيام كرد. و نیز «عمرو بن سعد بن العاص» كه با جماعت بسيارى به بهانه حج از طرف يزيد ماموريت يافته بود امام را در مكه دستگير كند، وارد مكه شد و امام به ناچار از احرام حج به عمره عدول كرد و طواف خانه و سعى ما بين صفا و مروه بجاى آورد و آنگاه به سوى عراق راهى شد. « حرکت امام حسين (ع) از مکه به سوي عراق(60ق) » امام حسين(ع) در پي خودداري از بيعت با يزيدبن معاويه، مکه را به قصد کوفه در عراق ترک کرد. آن حضرت، چهار ماه قبل از آن ، از مدينه زادگاه و محل زندگي خود همراه جمعي از خاندانش به مکه آمده بود. در مدتي که امام حسين(ع) در مکه بود، با استفاده از حضور تعداد زيادي از زائران خانه خدا در اين شهر توانست عده زيادي از مسلمانان را از ظلم و فساد حکومت يزيد بن معاويه آگاه کند. در عين حال به دليل دعوت هاي مکرر مردم کوفه از امام و همچنين توطئه ي ترور ايشان در مکه توسط عاملان حکومت يزيد آن حضرت رهسپار کوفه شد. ضمن آنکه ترک مکه در هشتم ذي الحجه که از ايام حج است باعث جلب توجه بيشتر همگان به مخالفت امام با حکومت جابرانه يزيد گرديد. « یورش به مکه و قتل عام حجاج خانه خدا توسط حکومت قرمطي بحرين(317ق) » ابوطاهر، رييس حکومت قرمطي بحرين در حمله اي بيرحمانه به شهر مکه پس از اشغال اين شهر مقدس حجاج را قتل عام کرد و اموال آنها را به غارت برد. وي همچنين حجرالاسود، سنگ مقدسي را که بر کعبه نصب شده بود به همراه اموال و اسيران فراوان به بحرين انتقال داد. سرقت حجرالاسود دنياي اسلام را در آن روزگار به شدت تکان داد و مسلمانان را خشمگين کرد. حجرالاسود 22 سال در دست قرمطيان بحرين بود تا آنکه در سال 339 ق با وساطت خليفه فاطمي به مکه باز گردانده شد. فرقه قرمطيان عقايدي انحراني و سخت¬گيرانه داشتند به طوري که قتل مسلمانان مخالف خود را جايز مي دانستند |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم دی 1385ساعت 9:8 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
خاندان پيامبر(صلي الله عليه وآله) رادر روزسقيفه كشتند وقتل ومسموميت آنها را در طول تاريخ ازآن زمان رقم زدند واين مسأله اي است كه حضرات معصومين (عليهم السلام) درگفته ها واظهار نظرهاي خود بارها ازآن سخن گفته اند. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 14:15 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علي (ع) امام پنجم از ائمه اثني عشر (ع) و هفتمين معصوم از چهارده معصوم (ع)، که در سال 114 ق. در مدينه رخ داد ... مادر او حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبي (ع) است كه مكني به ام عبد الله يا ام الحسن بود و با اين ترتيب آن حضرت هم از جانب مادر و هم از جانب پدر فاطمي و علوي بوده است، لقب ايشان به دليل دانش بيكران باقر يا باقر العلوم بوده است … صدوق و طوسي در امالي خود روايت كرده اند كه رسول الله (ص) آن حضرت را باقر ناميد و به جابر بن عبد الله انصاري فرمود: « اي جابر زمان يكي از اولاد مرا كه از فرزندان حسين است درك خواهي كرد، او هم نام من است و علم را با مهارت بسط ميدهد و ميشكافد، وقتي او را ديدي سلام مرا به او برسان». شخصيت اخلاقي: در گفتار راستگو ترين و در ديدار گشاده رو ترين و در بذل جان در راه خدا بخشنده ترين و در اخلاق متواضع ترين مردمان بود. از خوف خدا بسيار ميگريست و هنگام مشكلات اهل بيت را جمع ميكرد و با هم به ذكر و استغفار ميپرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق مي فرمود و خود مانند غلامانش در مزرعه كار ميكرد. در زهد و فضل و تقوي و آشنايي با رموز قرآن و سنت و تفسير و احكام شرع سرآمد همگان بود … علي بن عيسي اربلي در كتاب كشف الغمه و انب طلحه در مطالب السوول و سبط ابن جوزي در تذكره الائمه و ساير محدثين اهل سنت از عبد الله بن عطاء مكي روايت كرده اند كه گفته است: علماء را نزد هيچكس حقير تر از آن نديدم كه در محضر ابو جعفر محمد بن علي ديدم … امام محمد باقر (ع) در مورد نمونه اي از اخلاق امام باقر روايت است که مردى از اهل شام در مدينه ساكن بود و به خانه امام بسيار مىآمد و به آن گرامى مى گفت: «...در روى زمين بغض و كينه اى كسى را بيش از تو در دل ندارم و با هيچكس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم! و عقيده ام آنست كه اطاعت خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى بينى به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است كه تو مردى سخنور و اديب و خوش بيان هستى!» در عين حال امام عليه السلام با او مدارا مى فرمود و به نرمى سخن مى گفت. چندى بر نيامد كه شامى بيمار شد و مرگ را رويا روى خويش ديد و از زندگى نوميد شد، پس وصيت كرد كه چون در گذرد ابو جعفر «امام باقر» بر او نماز گزارد. شب به نيمه رسيد و بستگانش او را تمام شده يافتند، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر عليه السلام را ديد كه نماز صبح به پايان برده و به تعقيب نشسته است، و آن گرامى همواره چنين بود كه پس از نماز به ذكر و تعقيب مى پرداخت. عرض كرد: آن مرد شامى به ديگر سراى شتافته و خود چنين خواسته كه شما بر او نماز گزاريد. فرمود: او نمرده است... شتاب مكنيد تا من بيايم. پس برخاست و وضو و طهارت را تجديد فرمود و دو ركعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آنگاه به خانه شامى آمد و بر بالين او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را برنشانيد و پشتش را به ديوار تكيه داد و شربتى طلبيد و به كام او ريخت و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت. ديرى بر نيامد كه شامى شفا يافت و به نزد امام آمد و عرض كرد: «گواهى مى دهم كه تو حجت خدا بر مردمانى.» اصحاب امام باقر (ع) آوازه علوم و دانش امام باقر (ع) چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعنى شكافنده دانش ها گرديد. در مكتب امام ابوجعفر باقر العلوم -كه درود فرشتگان بر او- شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش يافتند كه اينك به نام برخى از آنان اشاره مى شود: 1- ابان بن تغلب: او محضر سه امام - امام زين العابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام - را درک نمود . ابان از شخصيتهاي علمي عصر خود بود و در تفسير، حديث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسياري داشت. والايي دانش ابان چنان بود که امام باقر عليه السلام به او فرمود: در مسجد مدينه بنشين و به راي مردم فتوا بده، زيرا دوست دارم، مردم فردي چون تو را در ميان شيعيان ما ببينند. 2- زراره: دانشمندان شيعه از ميان شاگردان امام باقر و امام صادق عليهما السلام، شش تن را فقيه تر مي شمرند که زراره يکي از آنها است. از امام صادق نقل است که فرمود: اگر "بريد بن معويه"، "ابوبصير"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پيامبر (معارف شيعه) از ميان مي رفت، آنان بر حلال و حرام خدا امين هستند. باز فرمود: بريد، زراره، محمد بن مسلم و احول در زندگي و مرگ نزد من محبوبترين مردمان هستند. 3- کميت اسدي: شاعري سر آمد بود و زبان گويايش در دفاع از اهل بيت، اشعاري پر مغز مي سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسواگر بود که پيوسته از طرف خلفاي اموي تهديد به مرگ مي شد. 4- محمد بن مسلم: فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر و امام صادق عليه السلام بود. چنان که گفته شد، امام صادق او را يکي از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پيامبر به وجودشان پا برجا و باقي است. شخصيت علمي: مراجعه کنندگان، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد: علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر عليه السلام نديدم. حکم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد. شهرت علمي امام، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسي بخواهد آن را بيان کند. اين شهرت در زمان خود ايشان، نه تنها در حجاز که «کان سيد فقهاء الحجاز» بلکه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگير شده بود. چنانکه راوي مي گويد: ديدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند. ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد: ايشان از کساني است که بين علم و عمل، سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و براي خلافت اهليت داشت. ابرش کلبي از هشام بن عبدالملک پرسيد: اين کيست که مردم عراق او را در ميان گرفته و مشکلات علمي خود را از وي مي پرسيدند؟ هشام گفت: اين پيامبر کوفه است، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن مي داند. دوران زندگي و شهادت ايشان: امام باقر (عليه السلام) با پنج خليفه از خلفاى بنى اميّه معاصر بود كه عبارتند از: وليد بن عبد الملك (96 ق) و سليمان بن عبد الملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزيز (101 ق) و يزيد بن عبد الملك (107ق) و هشام بن عبد الملك ( 125 ق) معاصر بوده است. و همه آنان جز عمر بن عبدالعزيز در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نياكان خود نداشتند و پيوسته براى امام باقر (عليه السلام) مشكلاتى فراهم مى نمودند. كلماتي از آن بزرگوار: 1 - همانا خداوند عز و جل نگاه دارد بوسيله تقوي بنده را از آنچه عقلش بدان دسترسي ندارد. 4 - هر ملتي كه كتاب خدا را به پشت سر انداخته خدا نيز علم كتاب را از آنها بگيرد … 5- حريص بر دنيا، همچون کرم ابريشم است که هر چه پيله را بر خود بيشتر بپيچد، بيرون آمدنش مشکل تر مي شود. از رساله امام محمد باقر عليه السلام، سعد الخير / روضه كافي ج اول (ص 79 – 75 ) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 15:35 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در ششم ذيحجه ي سال 1407 ق برابر با يازدهم مرداد ماه سال 1366 ش، صدها زائر ايراني و تعدادي از زائران ديگر کشورها در شهر مکه منوره در حال انجام فريضه الهي برائت از مشرکين به دست ماموران دولت عربستان به شهادت رسيدند. زائران خانه خدا اين مراسم را همه ساله با الهام از تعاليم اسلام و قرآن برگزار مي کنند و در آن ضمن دعوت مسلمانان به اتحاد، بي زاري خودرا از دشمنان اسلام به ويژه آمريکا و رژيم صهيونيستي اعلام مي کنند. برگزاري مراسم برائت از مشرکين در جريان اجتماع بزرگ و پرشکوه حج، تاثير آن را دو چندان مي کند، با توجه به اين موضوع رهبر کبير انقلاب اسلامي و حضرت آيت الله خامنه اي بر انجام هر چه باشکوهتر مراسم برائت تاکيد داشته و دارند. بر اثر اين یورش بيرحمانه چهارصد زائر به شهادت رسيده و بيش از هزار نفر زخمي شدند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 15:21 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
بر اساس نظر سنجی دفتر آمار ملی بریتانیا نام محمد با هجیهای مختلف در صدر فهرست نامهای منتخب والدین در انگلستان و ولز قرار دارد و این امر نشانه تعمیق حس وفاداری مسلمانان بریتانیا به دین اسلام است. هجیهای مختلف نام محمد در سال 2006 به 4255 نام می رسد و این تعداد از اسامی جورج و جوزف پیشی گرفته است، درحالی که در سال 2000 نام محمد برای 3732 کودک پسر انتخاب شد. افزایش انتخاب نام محمد برای کودکان به افزایش مهاجرت پاکستانیها و بنگلادشیها ارتباط دارد. بریتانیا همچنین با افزایش مهاجرت مسلمانان از کشورهای اسلامی یا کشورهایی که دارای جمعیت قابل توجهی مسلمان بوده رو به رو شده است. افزایش محبوبیت نام محمد همچنین نشان دهنده تعمیق حس وفاداری مسلمانان بریتانیا به دین خود است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 7:40 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
همه روز ، روزه بودن، همه شب نماز کردن همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن ز مــدینه تا به کــعبه، سـر پا بـرهنه رفتــن دو لب از برای لبیـک، به وظیفه باز کردن شـب جمعه ها نخفتن ، به خدای راز گفتن ز وجــود بی نیـازش، طلـب نیــاز کـردن به خـدا که هیچکـس را، ثـمر آنقـدر نبـاشـد که به روی نا اُمیدی، در بسته باز کردن |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 7:23 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
ياد خدا توصيه ها و دستور العمل هاي اخلاقي مرحوم علامه محمد حسين طباطبايي(ره) |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 7:46 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
زمانی که پیامبر اعظم(ص) حکومت تشکیل داد، مردم او به عشق ورزیدند، زمانی که ابوسفیان در شب قبل از فتح مکه، به وسیله عباس،عموی پیامبر(ص)، آهسته و مخفیانه در اردوگاه مسلمین گردش کرد،هنگام صبح دید که مردم آب وضوی پیامبر(ص) را از یکدیگر می ربایند و به سر و صورتشان می ریزند. به عباس: گفت عجبا، من کسری و قیصر، پادشاه ایران و امپراطور روم را دیدم، اما شوکتی را که برادر زاده شما دارد، درهیچ کدام از آنها ندیدم. آنها به زور و با سر نیزه بر مردم حکومت می کردند،اما محمد(ص) بر دل های مردم حکومت می کند،عواطف مردم را دارد، ایمان مردم را دارد و عشق مردم متوجه اوست. چنین حکومتی با چنان پایه و قاعده مردمی است که می تواند اصلاحات کند، پیامبر اعظم(ص) همین بود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385ساعت 7:22 توسط مجید غفوری
|
|
||