تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً مذهبی - فرهنگی و اجتماعی
عمومی

 

 محشر يعني بازداشتگاه ها و به تعبير زيباي قرآن كريم«عقبات» (گردنه ها)  صحراي گسترده و بيكراني است كه تمام انسان ها :اولين و آخرين- در آن جمعند و همه به انتظار تعيين سرنوشت خود ايستاده و هر كسي با تمام وجود به فكر خودش مي باشد. گفتيم كه در ميان انبوه خلايق محشر، چهره هاي گوناگوني كه مبين وضع دروني آنها است مشاهده مي كنيم: يكي مانند خوك است، ديگري مانند ميمون وسومي مانند مورچه و... و عده اي هم به عكس اينها، بسيار نوراني و زيبا و خوش يمن هستند.
«و نضع الموازين القسط ليوم القيمه فلا تظلم نفس شيئا» (انبياء / 47)
و ما ترازوي عدالت را در روز قيامت برقرار مي كنيم پس به هيچ كس ستمي روا نمي رود و اگر ظلمي به اندازه سنگيني يك دانه خردل صورت گرفته باشد ما آن را خواهيم آورد و ما خود براي حسابگري كافي هستيم.
ميزان اعمال و سنجيدن آن، يكي از مواقف هول انگيز و ترسناك قيامت است، «مواقف» جمع «موقف» يعني مكان توقف، ايستگاه، بازداشتگاه و غيره است زيرا در چنين موقفي است كه انسان، پي به ارزش اعمال خود مي برد و يا خداي نخواسته مي بيند هيچ كدام از اعمال او مورد قبول درگاه حق واقع نشده و به اصطلاح ميزان اعمالش سبك است.
«فمن ثقلت موازينه فاولئك هم المفلحون و من خفت موازينه فاولئك الذين خسروا انفسهم في جهنم خالدون» (مومنون / 102 و 103)
كساني كه وزنه اعمالشان سنگين است همان رستگارانند و آنان كه وزنه اعمالشان سبك باشد، كساني هستند كه سرمايه وجود خود را از دست داده، در جهنم جاودانه خواهند ماند.
اما منظور از سنگيني و سبكي اعمال چيست؟ آنچه از آيات استفاده مي شود اين است كه در اين سنجش، سنگيني در حق و نيكي هاست و سبكي در باطن و بدي ها است و نيكي ها داراي دوام است و بدي ها باطل و نابود مي شوند.
خداوند در سوره رعد پس از آن كه در مورد آيات و نشانه هاي قدرت و عظمت خود سخن مي گويد، باطل را به كف آبي تشبيه مي كند كه كفار و معاندان مي خواهند خود را از آن سيراب كنند در حالي كه نمي شود و آب در مرتبه زيرين آن است و هم چنين باطل را به كف فلزات مذاب تشبيه مي كند كه مردم آن را به دور مي اندازند و از بخش زيرين آن براي ساختن آلات زينت و وسايل زندگي و ابزار و ادوات استفاده مي كنند و آن همان حق است كه سنگين است و ته نشين مي شود و مي ماند و هرگز به كنار زده نمي شود.
به تعبير ديگر مي توان گفت: خداوند انسان را از خاك و شيطان را از آتش آفريد كه يكي سبك و ديگري سنگين است و هرچه اعمال ما انساني تر باشد به همان اندازه سنگين تر است و هر چه خداي نخواسته شيطاني بينديشيم و شيطاني عمل كنيم، به همان اندازه اعمال ما در روز قيامت سبك نشان داده خواهد شد.
اما سوال ديگري كه مطرح مي شود درباره خود اين ميزان ها مي باشد. واقعا منظور از اين ترازوهاي سنجش اعمال چيست؟
در مورد اين مسئله چند نظريه وجود دارد. بعضي ميزان را به معناي ظاهريش گرفته و آن را ترازوي حقيقي مي داند كه دو كفه دارد كه نامه اعمال در آن سنجيده مي شود.
عده اي مراد از ميزان را عدالت گرفته اند و ميزان را كنايه از عدل مي دانند اما آنچه به نظر مي رسد اين است كه مقصود از ميزان در اين جا، همان وسيله سنجش است لكن برخلاف ترازوهاي مادي كه فقط محسوسات را با آن وزن مي كنند اين ميزان متناسب با سنجش اعمال معنوي است به عبارتي هر چيزي براي خود وسيله سنجش مخصوص به خود دارد نظير سنجش وزن اشيا با ترازو و يا فاصله با متر و گرما با درجه سانتيگراد و... چنانچه علامه طباطبايي در كتاب «الميزان» با اشاره به اين موضوع بيان مي كنند كه: «حتي در ميان اعمال عبادي نيز ترازوها فرق مي كند مثلا نماز را با نماز تامي كه حق نماز است مي سنجند و انفاق را با انفاق كامل كه حق آن ادا شده باشد مورد ارزيابي قرار مي دهند و همين طور ساير اعتقادات و اعمال را»
در برخي از روايات وارد شده است كه: «ميزان هاي سنجش در روز قيامت، پيامبران و امامان هستند»
البته ناگفته نماند كه نصب موازين تنها براي مسلمين و مومنين است وگرنه براي مشركين و كساني كه اعمال نيكشان حبط و باطل شده باشد ميزاني نصب نخواهد شد زيرا وضعشان روشن است. اصولا ايشان عملي ندارند كه وزن شود و عمل غيرصالح اصولا عمل محسوب نمي شود تا قابل ارزشيابي و در نتيجه پاداش باشد.
گروه دومي كه اعمالشان سنجش ندارد ائمه(ع) و پيامبران مي باشند.
كسي نزد اميرالمومنين(ع) آمد و اين دو آيه را كه ظاهرا با هم متناقض هستند مطرح نموده، پاسخ خواست. آن دو آيه اين است:«ونضع الموازين القسط...» (انبياء / 47)
ما در روز قيامت موازين عدل را بر پا مي كنيم و به هيچ كس كوچكترين ظلمي نمي رود.
آيه ديگر اين است: «فلا نقيم لهم يوم القيامه وزنا» (كهف / 105)
در روز قيامت براي آنها وزني برپا نمي كنيم.
حضرت در پاسخ مي فرمايند: موازين روز قيامت خود انبيا و اوصيا هستند و آنها خود از محاسبه و توزين اعمال معاف هستند و آنگاه حضرت به اين آيه استناد مي فرمايند: «فاولئك يدخلون الجنه يرزقون فيها بغير حساب.»

                                                                                                                                                 محدثه كاظمي

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 7:32  توسط مجید غفوری  | 

آیت الله حسن زاده آملي به نقل از علامه طباطبایی مي فرمایند:
خداوند درجات ايشان را متعالي بفرمايد كه لفظ «ابد» را بسيار بر زبان مي آورد و در مجالس خويش چه بسا اين جمله كوتاه و سنگين و وزين را به ما القا مي فرمود كه:
«ما ابد در پيش داريم. هستيم كه هستيم
«انما تنتقلون من دار الي دار» انسان از بين رفتني نيست، باقي و برقرار است، منتها به يك معني لباس عوض مي كند و به يك معني، جا عوض مي كند.

استاد امجد از قول علامه طباطبایی مي گويد:
«اگر يك كاه برداري، در همه عالم(هستي) اثر ميگذارد»
پس گناه كردن چه اثري بر هستي مي گذارد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 7:0  توسط مجید غفوری  | 

بيست و نهم آبان ماه سال يكهزار و سيصد و پنجاه و هفت هجري شمسي مأموران رژيم پهلوي به حرم مطهر حضرت امام رضا – عليه‌السلام – حمله كردند. به دنبال تظاهرات مردم مشهد بر عليه رژيم پهلوي مأموران اين رژيم به زد و خورد با مردم پرداختند. مزدوران رژيم براي نخستين بار با چكمه و تفنگ وارد صحن حرم مطهر امام رضا – عليه‌السلام – شدند و مبادرت به تيراندازي و پرتاب گاز اشك ‌آور كردند. در بيرون حرم مطهر نيز عده‌اي چماق به دست به جان مردم بي ‌دفاع افتادند.
اين حركت مأموران رژيم و هتك حرمت حرم مطهر امام رضا عليه‌السلام از سوي مردم انقلابي و علما به شدت محكوم شد. اعمالي اين چنين نه تنها باعث فرو نشاندن قيام مردم نشد، بلكه نفرت و انزجار آنان از رژيم را بيشتر كرد و عزم آنان را نسبت به ادامه قيام بيش از پيش راسخ‌تر نمود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 7:31  توسط مجید غفوری  | 

السلام عليک يا جعفر بن محمد الصادق، يابن رسول الله

نام: جعفر (به معنى نهر جارى پرفايده)
كنيه: ابو عبداللّه  لقب: صادق
 پدر: حضرت محمد بن على (ع)
مادر: معروف به ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر

تاريخ ولادت: يكشنبه 17 ربيع الاول ، سال 83 هجرى

مكان ولادت: مدينه     مدت عمر مبارک : 65سال
علت شهادت: مسموميت   قاتل ملعون: منصور دوانيقى (خليفه عباسى)

زمان شهادت: يكشنبه 25 شوال ، سال 148 هجرى

مدفن مطهر:  قـبـر شريفش در قبرستان بقيع (واقع در مدينه منوره) در كنار قبر پدر و جدّ و عمويش امام حسن مجتبى (عليه السلام) مى باشد.
 

زندگينامه امام جعفر صادق(ع)

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه يا دوشنبه هفدهم ربيع الأول سال 80 هجرى، معروف به سال قحطى، در مدينه ديده به جهان گشود. اما بنا به گفته شيخ مفيد و كلينى، ولادت آن حضرت در سال 83 هجرى اتفاق افتاده است. ليكن ابن طلحه روايت نخست را صحيح ‏تر ميداند و ابن خشاب نيز در اين باره گويد: چنان كه ذراع براى ما نقل كرده، روايت نخست، سال 80 هجرى، صحيح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزى از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روايتى نيمه ماه رجب سال 148 هجرى روى داده است. با اين حساب مى‏توان عمر آن حضرت را 68 يا 65 سال گفت كه از اين مقدار 12 سال و چند روزى و يا 15 سال با جدش امام زين العابدين (ع) معاصر بوده و 19سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زيسته است كه همين مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار ميآيد و نيز بقيه مدتى است كه سلطنت هشام بن عبد الملك، و خلافت وليد بن يزيد بن عبد الملك و يزيد بن وليد عبد الملك، ملقب به ناقص، ابراهيم بن وليد و مروان بن محمد ادامه داشته است.

كنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته ‏اند. برخى نيز كنيه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قريبه يا فاطمه ذكر كرده ‏اند. كنيه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و اين كنيه از ديگر كنيه ‏هاى وى معروف‏تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گويد: برخى كنيه آن حضرت را ابو اسماعيل دانسته ‏اند. ابن شهر آشوب نيز در كتاب مناقب مي ‏گويد: آن حضرت مكنى به ابو عبد الله و ابو اسماعيل و كنيه خاص وى ابو موسى بوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 12:43  توسط مجید غفوری  | 

اسدالله و اسدالرسول

شكارچي بسيار ماهري بود. عادت ديرينه او اين بود كه هرگاه از شكار بازمي گشت پس از ورود به مكه ابتدا به زيارت و طواف كعبه مي رفت. روزي در حالي كه كمان خود را حمايل كرده بود از شكار بازگشت. شنيد كه «ابوجهل» به برادرزاده اش ناسزا گفته و او را سخت آزرده است. غيرتمندانه تصميم گرفت با اهانت كننده به «محمد» پيامبر خدا برخورد كند. از همان راهي كه آمد، بازگشت. ابوجهل را ميان اجتماع قريش مشاهده كرد و كمان شكاري را بلند كرد و سخت بر سر او كوفت چنان كه شكافي در سرش پديدار شد. آن گاه با فرياد به ابوجهل گفت: «محمد را ناسزا مي گويي، من به او ايمان آورده ام و راهي كه او رفته است من نيز مي روم، اگر قدرت داري با من ستيزه كن».
حمزه هم عموي پيامبر اعظم بود و هم برادر رضاعي ايشان. اسلام او حتي به اعتراف دشمنان اسلام از بزرگترين عوامل ترقي و تقويت مسلمانان بود.
سردار رشيد سپاه اسلام بارها سپر حفاظت از پيامبر(ص) مي شد و نمي گذاشت سنگ هاي معاندين به بدن مبارك محمد(ص) اصابت كند.
رو در رو نمي شد با حمزه جنگيد، از اين رو هند كه كينه عميقي از اسلام داشت با تطميع «وحشي» غلام حبشي قصد قتل حمزه را نمود. وحشي مي گويد: در جنگ احد حمزه بسان شير غران به قلب سپاه زد و بسياري را به درك فرستاد، من در پشت درخت ها كمين كرده بودم و در فرصتي مناسب نيزه ام را به سمت او پرتاب كردم، نيزه از پشت به او اصابت كرد و از آن سوي بدنش بيرون آمد و»...
پيامبر اعظم(ص) پيكر بي جان و مثله شده سيدالشهدا حمزه را ديد و فرمود: «او بهترين عموهاي من است» و بر جنازه او 70 تكبير گفت. بعد از غزوه احد پيامبر دستور داد براي حمزه گريه كنند و از آن پس در هر مجلسي كه براي شهدا مي گرفتند ابتدا براي حمزه مرثيه مي خواندند و مي گريستند.
حمزه بن عبدالمطلب را اسدالله و اسدالرسول لقب دادند و با وجود شجاعت و سن بالايي كه داشت هميشه گوش به فرمان رسول خدا بود و تحت امر مولاي خويش همين ولايت پذيري حمزه مايه سعادت او شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 12:25  توسط مجید غفوری  | 

يك دانشمند مشهور اهل سنت سوداني، وصيت كرد پس از مرگش، وي را در كفني كربلايي بپيچند و در قبرش، تربت حضرت سيد الشهدا (ع) قرار دهند.
وصيت هايي كه «شريف زين العابدين الهندي»، دانشمند اهل سنت سودان، درباره نحوه كفن و دفن خود نموده است، بهت و اعجاب بستگان، نزديكان و حتي خبرنگاران رسانه ها و ناظران سياسي را برانگيخته است.
«شريف زين العابدين» كه رهبر طريقه ختميت سودان بود، وصيت كرد كه وي را در كفني كه شخصا از كربلا خريداري كرده است، كفن كنند و زير سرش نيز مقداري از تربت حضرت سيدالشهدا(ع) قرار دهند.
به نوشته روزنامه سوداني «الوان»، مراحل تغسيل و تكفين، دقيقا همانگونه انجام شد كه وصيت كرده بود.
از ديگر نكات جالب توجه اين وصيتنامه اين است كه «شريف زين العابدين» توصيه اكيد كرده است كه در روند تقسيم ارثش، نبايد هيچ ضرري به كارگران مزرعه اش برسد و حتي زندگي روزمره آنان نبايد تحت تأثير واقع گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 8:51  توسط مجید غفوری  | 

در پي گرايش شديد مسلمانان ايالات متحده به مذهب اهل بيت(ع) ، افرادي كه شيعه شده اند، در تمسك به احكام اسلامي شيعي دچار مشكل هستنند.
در گفتگوي زنده اينترنتي دبير كل مجمع جهاني اهل بيت(ع) با جمعي از مسلمانان آمريكا و اروپا، آنان با اشاره به مشكلاتي كه در زمينه هاي فرهنگي و تبليغي دارند، درخواست نمودند كه در كنار كتاب و محصولات فرهنگي مهر تربت حضرت امام حسين (ع) نيز در اختيار آنان قرار بگيرد.
دبير كل مجمع ضمن اعلام آمادگي استمرار حمايتهاي فرهنگي آنان را متوجه اين مساله شرعي ساخت كه تا زمان در اختيار قرار گرفتن مهر مي توانند از سنگ يا موارد ديگر بشرط پاك بودن استفاده كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 6:33  توسط مجید غفوری  | 

فرمايش حضرت صادق(عليه السلام) به صفوان است كه مى فرمايد :

هر كسيكه زيارت نمايد و بخواند اين دعا را از نزديك يا از دور; بر خداى تعالى ضامنم كه زيارت او قبول شود و سعى او مزد داده شود ، و سلام او به آنحضرت (عليه السلام) برسد ، و چيزى مانع آن نشود ، و حاجت او از جانب خداوند بر آورده شود ، هر قدر و هر اندازه كه باشد ، و محروم نفرمايد خداوند او را.

و به تحقيق خداوند عزّوجلّ قسم ياد فرموده است كه: هر كس زيارت كند امام حسين (عليه السلام)را به اين زيارت از نزديك يا دور و اين دعا را بخواند ; قبول نمايم زيارت او را و بر آورم خواهش او را ــ هر چند بسيار و بزرگ باشد ــ و حاجت او را عطا كنم ، و او را در حالى كه خوشحال است برگردانم ، و به سبب بر آورده شدن حاجتش و فائز گرديدنش به بهشت و آزاد شدنش از آتش چشمش روشن باشد ، و شفاعتش را درباره هركس به غيراز دشمن ما اهلبيت قبول كنم .

اى صفوان! هرگاه براى تو حاجتى به سوى خداوند روى داد ، پس با اين زيارت در هر كجا كه باشى زيارت كن ، و اين دعا را بخوان و حاجت خود را از پروردگار خودت بخواه; كه از جانب خداوند خواهد آمد .

بر حسب آنچه در فرمايش حضرت امام محمّد باقر (عليه السلام)و حضرت صادق (عليه السلام)در روايت علقمه و صفوان است ، بيست و دو امر است:

اوّل: ثواب دوازده هزار حج.

دوم : ثواب هزار هزار جهاد .

سوّم: ثواب دو هزار هزار عمره ; كه همه آنها را با حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)و ائمّه اطهار (عليهم السلام)بجا آورده باشد .

چهارم: ثواب مصيبت هر پيامبرى از اوّلين تا آخرين .

پنجم :ثواب مصيبت هر رسولى  .

ششم: ثواب مصيبت هر وصيّى تا روز قيامت  .

هقتم:ثواب مصيبت هر صدّيقى تا روز قيامت  .

هشتم: ثواب هر شهيدى تا روز قيامت  .

نهم: بلندى مقام او صد هزار هزار درجه .

دهم: نوشته شدن هزار هزار حسنه .

يازدهم: محو شدن هزار هزار گناه .

دوازدهم: رسيدن به درجه شهداى با آنحضرت تا حدّى كه به هيئت آنها محشور شود  ، و در مقامات آنها داخل شود .

سيزدهم: ثواب زيارت هر پيامبرى.

چهاردهم: ثواب زيارت هر رسولى .

پانزدهم: ثواب زيارت هر كسيكه زيارت نموده است آنحضرت را از آن روزى كه شهيد شده اند .

شانزدهم: جواب سلام از آنحضرت (عليه السلام) بجهت قبولى زيارت او .

هفدهم: قضاء و بر آورده شدن حوائج هرقدر و هرچند بزرگ باشد .

هجدهم: سرور قلب بر وجه دوام و هميشگى و روشنى چشم بواسطه رسيدن به آنچه طالب باشد .

نوزدهم: فوز به بهشت  .

بيستم: سلامتى از آتش .

بيست و يكم: قبول شدن شفاعت او براى هر كس كه از خويش و بيگانه ، گرچه مستحق آتش جهنّم باشند ، جز دشمنان اهلبيت (عليهم السلام) .

بيست و دوّم: ضمانت مؤكّده از حضرت صادق (عليه السلام) و از حضرت امام محمّد باقر (عليه السلام) و از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) و از حضرت ابى عبدالله (عليه السلام)و از حضرت مجتبى (عليه السلام)و از حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)و از جبرئيل (عليه السلام) و از حضرت احديّت جلّ شأنه در حقّ زائر به اين زيارت آنكه زيارت او مقبول و سعى او مشكور ، يعنى كه هيچ مانعى سبب ردّ آن نشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 12:21  توسط مجید غفوری  | 

زندگی نامه

بهاء الدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثي همداني عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد  شد. او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" مي زيسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" متوفي به سال 65 هجري از معاريف اسلام بوده است.

ناحيه "جبل عامل" همواره يكي از مراكز شيعه در مغرب آسيا بوده است و پيشوايان و دانشمندان شيعه كه از اين ناحيه برخاسته اند، بسيارند. در هر زمان، حتي امروزه فرق شيعه در جبل عامل به وفور مي زيسته اند و در بنياد نهادن مذهب شيعه در ايران و استوار كردن بنيان آن مخصوصاً از قرن هفتم هجري به بعد ياري بسيار كرده و در اين مدت پيشوايان بزرگ از ميان ايشان برخاسته اند و خاندان بهائي نيز از همان خانواده هاي معروف شيعه در جبل عامل بوده است.

بهاءالدين در كودكي به همراه پدرش به ايران آمد و پس از اتمام تحصيلات، شيخ الاسلام اصفهان شد. چون در سال 991 هجري قمري به قصد حج راه افتاد، به بسياري از سرزمينهاي اسلامي از جمله  عراق، شام و مصر رفت و پس از 4 سال در حالي كه حالت درويشي يافته بود، به ايران بازگشت.

وي در علوم فلسفه، منطق، هيئت و رياضيات تبحر داشت، مجموعه تأليفاتي كه از او بر جاي مانده در حدود 88 كتاب و رساله است. وي در سال 1031 ه.ق در اصفهان درگذشت و بنا بر وصيت خودش  جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام جنب موزه  آستان قدس دفن كردند.

 

شخصيت ادبي

 ـ بهائي آثار برجسته اي به نثر و نظم پديد آورده است. وي با زبان ترکي نيز آشنايي داشته است. عرفات العاشقين (تأليف 1022ـ 1024)، اولين تذکره اي است که در زمان حيات بهائي از او نام برده است.

 بهترين منبع براي گردآوري اشعار بهائي، کشکول است تا جائي که به عقيده برخي محققان، انتساب اشعاري که در کشکول نيامده است به بهائي ثابت نيست. از اشعار و آثار فارسي بهائي دو تأليف معروف تدوين شده است؛ يکي به کوشش سعيد نفيسي با مقدّمه اي ممتّع در شرح احوال بهائي، ديگري  توسط غلامحسين جواهري وجدي که مثنوي منحول « رموز اسم اعظم » (ص 94 ـ 99) را هم نقل کرده است. با اين همه هر دو تأليف حاوي تمام اشعار و آثار فارسي شيخ نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 7:32  توسط مجید غفوری  | 

کارشناسان اسرائیلی : موشكهاي شهاب-3 با كلاهك خوشه اي ، تهديدي مرگبار براي اسرائيل و نيروهاي آمريكا در خاورميانه است .

                                       

به گزارش خبرگزاري "ريا نوواستي" روسيه، كارشناسان اسرائيلي اذعان كرده اند، مانوري كه در ايران جريان دارد، براي اولين بار در اين وسعت توان موشكي ايران را به نمايش گذاشته است.
توجه خاص اين كارشناسان اسرائيل به آزمايش موشك "شهاب-3" با كلاهك خوشه اي آن جلب شده است كه در آينده مي توانند به منظور پرتاب موشكهايي به مسافت بيش از 2 هزار كيلومتر مورد استفاده قرار گيرند.
پايگاه اينترنتي «دبكا» كه به ارتباط با سرويسهاي جاسوسي اسرائيلي مشهور ميباشد، نیز نوشت : )لازمه اين مانورها آنست كه اظهارات مقامات ايراني در مورد اينكه توان استقرار چنين سيستم هاي به صورت انبوه را دارند، بطور دقيق مورد بررسي قرار گيرد. اگر واقعا اينطور باشد اين تهديد استراتژيكي مرگباري براي اسرائيل و نيروهاي آمريكا در خاور ميانه خواهد بود.(
در اين گزارش همچنين آمده است: سيستم دفاع ضد موشكي دولت اسرائيل كه براي دفاع در برابر موشك هاي «شهاب» ايران ايجاد شده است، توان مقابله همزمان با تعداد زيادي از اين نوع موشك ها با كلاهك هاي خوشه اي را ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 6:58  توسط مجید غفوری  | 

در 13 مهر 1342 به دستور شاه ، پيشنهاد آمريکا مبني بر اعطاي مصونيت قضايي به اتباع آمريکايي ، به صورت يک لايحه قانوني در هيات دولت تصويب گرديد . پس از تصويب اين لايحه ، وزارت خارجه مراتب رضايت رژيم را از اين تصويب به اطلاع سفارت آمريکا رساند و لايحه در سال 1343 ، به تصويب مجلسين شوراي ملي و سنا رسانده شد . چندي بعد ، نشريه داخلي مجلس حاوي متن کامل سخنرانيها و گفتگوهاي نمايندگان و رئيس دولت در زمينه اين لايحه به دست امام خميني رسيد و ايشان را به اعتراض وا داشت . پس امام به افشاگري اين مصوب دولت پرداخت .

رژيم ، همه شيوه ها را براي آرام کردن ايشان به کار برد ، اما هيچ کدام کارساز نبود . فريبکاري و وارونه جلوه دادن حقايق ، بازداشت و زندان ، تهمت ، دروغ پردازي ، جو سازيهاي کاذب ، تهديد و تطميع ، وحشيگري و کشتار ، اختلاف افکني و ... ، در برابر روح بزرگ امام (ره) بي اثر شده بود . تنها يک راه باقي مانده بود و آن تبعيد امام بود . در شب 13 آبان 1343 ، صدها کماندو و چترباز مسلح به همراه مزدوران ساواک به سرپرستي سرهنگ مولوي ( رئيس ساواک تهران ) بيت امام را در قم محاصره کرده ، از بام و ديوار وارد منزل شده و پس از ضرب و شتم خادمين منزل ، امام را دستگير و به تهران انتقال دادند و صبح همان شب رهبر بزرگ نهضت را با يک هواپيماي نظامي از فرودگاه مهرآباد تهران به ترکيه تبعيد نمودند و ساواک اطلاعيه اي را از صدا و سيما و مطبوعات به شرح زير منتشر کرد :

" طبق اطلاع موثق و شواهد و دلايل کافي چون آقاي خميني و تحريکات مشار اليه ، عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي کشور تشخيص داده شد ، لذا در تاريخ 13 آبان ماه 1343 ، از ايران تبعيد گرديد . "

دستگيري و تبعيد امام با واکنش شديد اقشار مردم مواجه شد . شهرهاي قم ، مشهد و تهران به حالت تعطيل درآمدند .

در بسياري از شهرها تظاهرات به راه افتاد . حسنعلي منصور ، نخست وزيري که لايحه را به مجلس برده و از تصويب گذرانده بود ، ترور گشت و نهضت وارد دوران جديد مبازره علني با رژيم گرديد .

و دقيقا 15 سال بعد در چنين روزي يعني 13 آبان 1358 کمتر از يکسال پس از پيروزي انقلاب ، دانشجويان پيرو خط امام سفارت آمريکا را تصرف کرده و حماسه عظيمي آفريدند که امام خميني آنرا به حق ، انقلاب دوم و انقلابي بزرگتر از انقلاب اول ناميد.

اوايل پيروزي انقلاب ، حرکتهايي صورت مي گرفت تا جو سياسي جامعه را پيچيده کرده و به نفع آمريکا پيش برد ؛ در چنين شرايطي امام خميني بيانات قاطعي عليه ابرقدرتها به ويژه آمريکا ايراد فرمودند و فرمان مقابله را به تمامي دانش آموزان ، دانشگاهيان و طلاب علوم ديني صادر کردند .

دانشجويان مسلمان با درک فرمان امام ، در لبيک به فرمايش ايشان و وادار کردن آمريکا به استرداد شاه و اموال ملت ، تصميم به اشغال سفارت آمريکا گرفتند و اسناد قابل توجهي را به دست آوردند.

                       

با تسخير لانه جاسوسي ماهيت چهره هاي سازشکار که در صحنه سياسي کشور ظاهر شده بودند ، افشا گرديد و روحيه بيداري ، هوشياري و وحدت و همبستگي در امت دميده شد و از همه مهمتر ، ابهت پوشالي آمريکا در جهان شکسته شد .

سيزده آبان در تاريخ انقلاب اسلامي برگي زرين و مقطعي حساس و مناسبتي پرخاطره است ، به خصوص كه چهارده سال بعد از تبعيد حضرت امام ( ره ) در همين روز ( 13 آبان 1357 ) فرزندان امام در مقابل دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف با شعار درود بر خميني ، مرگ بر شاه ، پايه هاي حكومت را به لرزه در آورده و با گلوله هاي ماموران شاه به خاك و خون غلتيدند .

صبح روز 13 آبان 1357 دانش آموزان در حاليكه مدارس را تعطيل كرده بودند رو به سوي دانشگاه نهادند تا بار ديگر پيوندشان را با رهبر بت شكن خويش به جهانيان اعلام نمايند . اين جوانان پرشور ، گروه گروه وارد دانشگاه شده و در آنجا اجتماع نمودند .

ماموران شاه دانشگاه را به محاصره خود در آوردند .

ساعت يازده صبح ، ماموران ، ابتدا چند گلوله گاز اشك آور در ميان دانش آموزان و دانشجويان پرتاب كردند ، اجتماع كنندگان در حاليكه به سختي نفس مي کشيدند ، صداي خود را رساتر كرده با صداي بلندتر الله اكبر مي گفتند . سپس تيراندازي آغاز گشت و لاله هاي انقلاب يكي پس از ديگري در خون غلتيدند . در اين فاجعه 56 تن شهيد و صدها نفر مجروح شدند و جنگ و گريز ماموران فرمانداري نظامي با دانشجويان و دانش آموزان تا پاسي از شب ادامه داشت .

                     

امام خميني (ره) به همين مناسبت پيامي را از پاريس ، براي ملت قهرمان ايران فرستاد  :

عزيزان من صبور باشيد كه پيروزي نهايي نزديك است و خدا با صابران است .... ايران امروز جايگاه آزادگان است .... من از اين راه دور چشم اميد به شما دوخته ام ... و صداي آزاديخواهي و استقلال طلبي شما را به گوش جهانيان مي رسانم . 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 8:18  توسط مجید غفوری  | 

شهيد بزرگوار آيت الله سيد محمود قاضي طباطبايي اولين امام جمعه تبريز در سال 1333 هجري قمري در تبريز متولد شد. پدرش حاج ميرزا باقر و عمويش ميرزا اسدا... از علماي بنام تبريز بودند و ايشان تحصيلات مقدماتي علوم ديني را در مدرسه طالبيه نزد آن دو فرا گرفت. در سن 24 سالگي در بحبوحه مبارزات در تبريز به همراه پدرش به تهران تبعيد شد و پس از چند ماه توقف در تهران و ري به تبريز مراجعه نمود. دو سال بعد جهت تحصيل در حوزه علميه قم به شهر قم مشرف شد و از محضر آيات عظام مرحوم آيت الله سيد محمد خوانساري، مرحوم آيت الله سيد محمد حجت کوه کمره اي و مرحوم آيت الله صدر و نيز مرحوم آيت الله بروجردي و آيت الله گلپايگاني کسب فيض نمود. آن شهيد بزرگوار از محضر امام خميني نيز بهره برد و از شاگردان و علاقمندان ايشان بشمار مي رفت. در سال 1369 هجري قمري شهيد قاضي از قم به نجف عزيمت کرد و نزد علماي برجسته نجف يعني مرحوم آيت الله حکيم عبدالحسين رشتي، ميرزا باقر زنجاني و بجنوردي به کسب علوم ديني پرداخت. راهنمايي شهيد قاضي در مسائل سياسي و انقلابي زبانزد خاص و عام بود.

شهادت

شامگاه روز دهم آبان سال 1358 مصادف با عيد سعيد قربان سال 1399 هجري، مجاهدي ديگر از ذريه اميرالمومنين قدم به مسلخ عشق گذاشت و جان گرانمايه خود را که سالها در مجاهده و تلاش گذرانده بود، در پيشگاه حضرت حق در طبق اخلاص نهاد. مجاهد عظيم الشان آيت الله قاضي طباطبايي در چنين روزي بعد از اداي فريضه نماز مغرب و عشاء و در حال مراجعت از مسجد به منزل مورد هجوم عوامل سرسپرده استکبار تحت نام گروه فرقان قرار گرفته و شربت شهادت نوشيد.

پيام امام خميني (ره)

با کمال تأسف ضايعه ناگوار شهادت عالم مجاهد، حجت الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيد محمد علي قاضي طباطبائي رحمت الله عليه را به عموم مسلمانان متعهد و علماي اعلام مجاهد و مردم غيور مجاهد آذربايجان و بخصوص بازماندگان اين شهيد سعيد تسليت عرض و از خداوند متعال صبر انقلابي براي مجاهدين راه حق و اسلام خواستارم. ملت عزيز و برومند ايران و آذربايجان غيرتمند عزيز بايد در اين مصيبتهاي بزرگ که نشانه شکست حتمي دشمنان اسلام و کشور و عجز و ناتواني و خودباختگي آنان است هرچه بيشتر مصمم و در راه هدف اعلاي اسلام و قرآن مجيد بر مجاهدت خود افزوده و از پاي ننشينند تا احقاق حق مستضعفين از جباران زمان بنمايد.

عزيزان، در انقلابي که ابرقدرتها را به عقب رانده و راه چپاولگري آنان را از کشور بزرگ ما بسته است، اين ضايعات و ضايعات بالاتر اجتناب ناپذير است. ما بايد از کنار اين وقايع با تصميم و عزم و خونسردي بگذريم و به راه خود که راه جهاد في سبيل الله است ادامه دهيم.

شهادت در راه خداوند زندگي افتخار آميز ابدي و چراغ هدايت براي ملتهاست. ملتهاي مسلمان از فداکاري مجاهدين ما در راه استقلال و آزادي و اهداف اسلام بزرگ الگو بگيرند و با پيوستن به هم سد استعمار و استثمار را بشکنند و به سوي آزادگي و زندگي انساني پيش بروند از خداي متعال عظمت اسلام و مسلمين و رحمت و مغفرت براي شهداي راه حق و شهيد طباطبايي خواستارم.

                                                                                        ۱۱ ذيحجه الحرام 99

                                                                                  روح الله الموسوي الخميني

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 8:36  توسط مجید غفوری  | 

« ای عزيزان اسلام و سرمايه های ملت! مجاهده کنيد که خوديت را از قلب خود بزداييد و بايد بدانيد و بدانيم که هر چه هست اوست و جلوه جمال او. جسم و جان و روح و روان همه از اوست. بکوشيد تا حجاب خودي را برداريد و جمال جميل او، جل و علا را ببينيد، آنگاه است که هر مشکلی آسان و هر رنج و زحمتی گواراست و فدا شدن در راه او شيرين تر از عسل بلکه بالاتر از هر چيز به گمان آيد. مبادا غرور شجاعت و جوانی و پيروزی در دل شما راه يابد که با آمدن آن، همه چيز فرو ريزد و طاق و رواق آمال در هم شکند. »

امام خمينی (ره)

 

هشتم آبان روز نوجوان در ايران يادبود شهادت نوجوانی است که در نوجوانی بيکباره قله های شرف و انسانيت و غيرت را پيمود، که چه بسيار اهل رياضت و سير و سلوک در پيمودن اين راه پر فراز و نشيب بر اين رهگذر الهی غبطه می خورند.

شهيد "فهميده" يكي از هزاران نونهال فهميده، و دانش آموز بسيجي كشور ماست كه با نثار خون پاك خويش بر طراوت و سرخي خون شهداي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي افزود. وي دوران كودكي و نوجواني خود را به صورتي سپري كرد كه همواره آبستن حادثه اي بود. حوادثي كه در شكل گيري شخصيت او مؤثر واقع شد. او با سرمايه عظيمي از فهم و درك و درايت انقلابي و اسلامي خويش و به دنبال طوفان حوادث انقلاب، وارد جنگ تحميلي شد و با وجود كمي سن، خود را به خونين شهر قهرمان رساند و با اقدامي آگاهانه و شجاعانه، نام خود را در دفتر شهيدان هماره زنده تاريخ ثبت كرد.

از آنجا كه اين دانش آموز رزمنده بسيجي، با ايمان و بينش عميق و استوار در جنگ با دشمن پيش قدم و با نيل به شهادت، درس شجاعت، فداكاري و مقاومت را به همه بسيجيان و امت حزب الله آموخت، امام بزرگوارمان اين نوجوان 12 ساله را رهبر قلمداد فرمود، چرا كه نام و ياد او منشأ حماسه هاي سترگ شد و تحولي عظيم در شيوه دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام با كفر فراهم كرد و راه پيروزي و سرافرازي را يكي پس از ديگري، هموار ساخت. امروز شهيد فهميده، بحق، الگوي شايسته و تصوير برجسته اي از ايثار و جهاد و شهادت براي دانش آموزان بسيجي و جوانان كشور ماست، به گونه اي كه حماسه سازي هاي فهميده و ديگر فهميده هاي ميهن اسلامي، مي تواند يادآور دوران دفاع مقدس و ارزشهاي والاي آن دوران باشكوه باشد. رهبر معظم انقلاب نيز درباره آن شهيد گرانقدر فرمود:

"زنده نگهداشتن ياد و حادثه شهادت دانش آموز بسيجي، شهيد فهميده از اصالت هاي دفاع مقدس است."

 

آموزگار ايثار

در جبهه، شهيد فهميده به اتفاق دوست شهيدش "محمدرضا شمس"، در سنگري واحد قرار داشت كه در هجوم عراقي ها به خرمشهر محاصره شد. محمدرضا شمس دوست و همسنگر حسين زخمي شد و حسين با سختي و مرارت فراوان او را به پشت خط رساند. و به جايگاه قبلي خود بازگشت. او با مشاهده تانكهاي عراقي (ظاهراً 5 دستگاه تانك) كه به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره و قتل عام آنها بودند، تاب نياوردند و در حالي كه تعدادي نارنجك به كمرش بسته و در دستش گرفته بود، به طرف تانك ها حركت كرد. در اين هنگام تيري به پايش اصابت كرد و او از ناحيه پا مجروح شد؛ اما نتوانست در اراده محكم و  عزم پولادين او خللي ايجاد كند، از اين رو بدون هيچ دغدغه و ترديدي تصميم خود را عملي ساخت و از لابلاي امواج تير كه از هر سو به طرف او مي آمد، خود را به تانك پيشرو رساند و با استفاده از نارنجك، موفق شد كه تانك را منفجر كند و خود نيز تكه تكه شود. به مجرد انفجار تانك مهاجمان گمان كردند كه حمله اي صورت گرفته است، لذا روحيه خود را باختند و با سرعت هرچه تمامتر تانك ها را رها كردند و پا به فرار گذاشتند. در نتيجه، حلقه محاصره شكسته شد و پس از مدتي نيروهاي كمكي هم سر رسيدند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاكسازي كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 7:49  توسط مجید غفوری  | 

حواريون عيسي دوستان و شاگردان خاصّ حضرتش بودند كه به وي از صميم دل ايمان آورده بودند و آيين او را پس از غيبت مسيح در جهان انتشار دادند و آنها دوازده نفرند و اسامي ايشان به قرار زير است:

1 . شمعون پطرس؛ 2 . اندرياس برادروى؛ 3 . يعقوب؛ 4 . يوحنا برادروى؛ 5 . فيلسيبوس؛ 6 . برتونما؛ 7 . لوقا؛ 8 . متي كه گاه به او لاوي نيز مي گويند؛ 9 . شمعون غيور؛ 10 . ليبوس كه گاهي به او يهودا گفته مي شود؛ 11 . يعقوب صغير النيوس؛ 12 . يهوداي اسخريوطى.

قرآن حواريون عيسي را چنين معرفي مي كند:

آنان ياران خدا بودند هنگامي كه مسيح، بني اسرائيل را به آيين خود دعوت نمود و معجزات خود را براي آنها شمرد و اعلام كرد كه من تصديق كننده تورات و در عين حال حلال كننده برخي از حرام ها مي باشم، در اين هنگام احساس كرد اكثريت بني اسرائيل در فكر كفر و انكار و اعراض از رسالت وي مي باشند، لذا براي اين كه ياران خود را از ديگران تميز دهد نداي خود را بلند كرد و گفت:

(... مَنْ أَنْصارِي إِلَي اللّهِ قَالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللّهِ امَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنّا مُسْلِمُونَ؛.وقتي كه حضرت عيسي از آنان احساس كفر و انكار نبوت نمود گفت: ياران من براي راهنمايي مردم به سوي خدا كيست! حواريون گفتند: ما ياران خداييم. به او ايمان داريم و گواه باش كه ما در برابر او تسليم هستيم).

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 7:57  توسط مجید غفوری  | 

قلب من پاره پاره شده در هوای تو  ...  هر پاره صفحه ايست ز مدح و ثنای تو

 

گيرم که لب ببندم و دم بر نياورم    .................  خيزد ز بند بند وجودم نوای تو

 

روزی هزار بار اگر جان دهم کم است ....  در شکر لحظه ای که بميرم برای تو

 

يکبار هم مرا به ره خويش کن فدا    ...........   ای صد هزار عالم و آدم فدای تو

 

زخمی بزن که از تو رسد باز مرهمش  ....   دردی بده که چاره شود با دوای تو

 

کوی تو را به ملک دو عالم نمی دهم  .........  آری گدای توست همانا گدای تو

 

سر بر سرير عرش گذارم اگر رود  ............. گرد وجود من به هوا ، در هوای تو

 

تو برتری از اينکه شوی آشنای من  .......... من کمترم از اينکه شوم آشنای تو

 

با اين همه ز کوی تو جايی نمی روم  .. باشد سرم هميشه به خاک سرای تو

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 7:45  توسط مجید غفوری  | 

انسان ها و حيوانات و همچنين طايفه جن و ملائك پس از نفخه دوم (احيا( همه و همه در صحرايي كه به آن وادي محشر، ساهره، ارض القيامه و... مي گويند، جمع مي شوند و به انتظار سرنوشت مي ايستند. در همين جاست كه انسان ها پس از طي پنجاه هزار سال پنجاه صحنه و موقف را طي نموده و عاقبت الامر يا به بهشت مي روند و يا به جهنم واصل مي گردند.
از «ابن مسعود» روايت شده كه گفت: «من نشسته بودم در خدمت حضرت اميرالمومنين علي(ع) كه آن جناب فرمود: همانا در قيامت پنجاه موقف است، هر موقفي هزار سال. اول، موقف بيرون آمدن از قبر است كه حبس مي شوند هزار سال با بدن برهنه و پاي برهنه با حال گرسنگي و تشنگي، پس هر كه بيرون آيد از قبر خود در حالي كه ايمان داشته باشد به خدا و به بهشت و دوزخ و به بعث و حساب و قيامت و مقر به خدا باشد و تصديق كننده باشد پيغمبرش را و آنچه را كه از جانب خدا آمده، نجات خواهد يافت از گرسنگي و تشنگي» .
اما توصيف اين صحرا كه محل اجتماع قيامت است از لحاظ موقعيت طبيعي به كمك آيات قرآن كريم و روايات، به اين صورت خلاصه مي شود:
اين وادي بدون كوه و بدون پستي و بلندي است. «لاتري فيها عوجا و لا امتا» امام سجاد(ع) فرمود: «سرزميني كه بر آن كوهي نيست» .
جنس اين صحرا از آتش است. امام صادق(ع) فرمود: «زمين قيامت آتش است به جز سايه مومنين» .
اين حرارت شديد موجب ريزش عرق و در نتيجه عذاب و شكنجه حاضران در محشر مي شود.
امام باقر(ع) فرمود: «وقتي روز قيامت فرا رسد خداوند همه انسان ها را در بيابان گرد آورده در حالي كه آنها پابرهنه و عريانند پس در صحراي محشر متوقف مي شوند به حدي كه دچار عرقي شديد مي گردند تا آنجا كه نفس كشيدنشان دشوار مي شود» .
امام علي(ع) نيز در نهج البلاغه فرمود: «آنگاه كه كارها به انجام مي رسد و روزگاران طي مي شود و برانگيخته شدن انسان ها فرامي رسد و آنها را (خداوند) از قبرها خارج مي فرمايد...عرق (از شدت وفور گرما) بر دهان ها لجام مي زند» .
در مورد پوشش انسان ها در صحراي محشر امام باقر(ع) فرمود: «وقتي روز قيامت رخ نمود خداوند همه انسان ها را در بياباني كه محل گردآمدن همه انسان ها است برانگيخته درحالي كه آنها پابرهنه و عريانند.»
مردي زنديق (بي دين) از امام صادق(ع) سوال كرد: درباره مردم در روز قيامت به من خبر بده آيا آنها عريانند؟ حضرت فرمود: «بلكه آنها به وسيله كفن هايشان محشور مي شوند. »گفت: در جايي كه كفن ها پوسيده چطور چنين چيزي ممكن است؟ حضرت فرمود: «همان كسي كه بدنهايشان را زنده نمود هم او كفن هايشان را نو مي سازد».
اين دو حديث با هم معارضه اي ندارند زيرا بعضي بي كفنند و بعضي داراي كفن.
در پي موقعيت طبيعي و ظاهري انسان ها در صحراي محشر يك سوال ديگر در مورد گرسنگي انسان ها در اين موقف پديد مي آيد كه آيا در اين موقعيت انسان گرسنه و تشنه مي شود؟ و اگر چنين است در اين بيابان بي آب و علف چگونه به دست مي آيد؟ قرآن كريم به عنوان اولين و مهمترين گزارشگر اين عوالم پشت پرده اين سوال را پاسخ مي دهد: «افيضوا علينا من الماء او ممارزقكم الله» به ما از آن آب و غذايي كه خدا روزيتان كرده است بدهيد. «و ما جعلنا هم جسدا لاياكلون الطعام» ما براي آنها جسدي خلق نكرديم كه طالب طعام نباشد. (از آنجا كه معاد جسماني است و در صحراي محشر با بدن جسماني محشور مي گردد براي آنها طعام خوردني قرار داديم.(
سوال دوم را روايات پاسخ مي دهد:
نافع مولي عمر از امام باقر(ع( درباره اين آيه: «يوم تبدل الارض غيرالارض والسموات» پرسيد كه اين زمين تبديل شده كدام و چگونه است، فرمود: «نان سفيد (گسترده اي) است كه حاضران در محشر از آن مي خورند تا خلايق از حساب فارغ شوند»، نافع مجدد با تعجب سوال مي كند: آيا آنها (با آن همه گرفتاري) مشغول خوردنند؟ حضرت فرمود: «آيا مشغوليت آنها در آنجا (صحراي محشر) بيشتر است يا در آتش جهنم؟» نافع عرض كرد: بلكه در آتش. حضرت درتاييد فرمايش خود به اين آيه استناد نموده، فرمود: «ونادي اصحاب النار اصحاب الجنه ان افيضوا علينا من الماء او ممارزقكم الله»
درد عذاب آتش آنها را از خواستن طعام باز نمي دارد، زقوم (بدترين غذاي جهنم) را مي طلبند و آشاميدني مي خواهند و آب متعفن جوشان(حميم) به آنها نوشانده مي شود. نافع عرض كرد: راست گفتي يا رسول الله(ص .(
از امام باقر(ع) سوال شد: مردم در صحراي محشر چه چيزي مي خورند و چه چيزي مي آشامند تا اينكه خلايق از حساب فراغت يابند؟ حضرت فرمود: مردم بر چيزي مانند بياباني صاف كه در آن نهرهايي جوشيده جريان دارد، محشور مي شوند و در همانجا مي خورند و مي آشامند تا خلايق از حساب فراغت يابند       . 
از امام باقر(ع) از اين مسئله كه چگونه ممكن است مردم در روز محشر كه مشغول حساب و در انتظار سرنوشتند سرگرم خوردن و آشاميدن باشند سوال نمودند، حضرت در پاسخ فرمود: خداوند فرزند آدم را اجوف (جسماني نيازمند به غذا) آفريد، بنابراين از خوردن و آشاميدن طعام و شراب ناگزير است.

محدثه كاظمى

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 8:24  توسط مجید غفوری  | 

بدرود، ای بهترین ماه و ای درخشنده ترین ماه سال

 

اول شوال، روز عید سعید فطر، روز مزد گرفتن از تلاش سی روزه است. روز عیدی گرفتن از درگاه الهی است. در اینروز همه شادمانند که توانسته اند از آزمون سی روزه صیام، سربلند بیرون آیند. پنجره ها پیش از آفتاب طلوع می کنند و صدای گام های سرخوشان سبوی الهی، کوچه های شهر و روستا را پر می کند. همگی به شوق صف آراستن در لشگر نماز، از هم پیشی می گیرند و مصلا را لبریز از نغمه های توحیدی و «لا اله الا الله» می کنند.

اینروز روز چیدن میوه های شاداب فطرت است که بر شاخسار یک ماه بندگی و امساک از خوردن و آشامیدن، روییده است. روز شکرگزاری از نعمت رمضان و سفره گسترده اش، که همه جان های تشنه را از سبوی تشنگی خویش، سیراب گردانید؛ روز سپاسگزاری از میزبان مهربان این ضیافت است که زنجیرها را از دست و پای جان گشود و بر دست شیاطین بست تا میهمانش آسوده تر بتواند در بارگاهش سجده کند.

مهربان پروردگارا! در این روز به نماز فطرت پاک می رویم و در آبی رحمتت روح و جان می شوییم و تن پوش آمرزش بر تن می نماییم و از تو توفیق تداوم دستاوردهای نورانی و ارزشمند رمضان را خواستاریم.

و تو ای رمضان! ای عزیزترین ماه در آسمان سال با هزار جلوه آمدی و دل از کف ما ربودی. جانمان را در برکه مهربانی ات شستی و اینک که برق گذر ایام جهید و صاحب خانه، خوان پر نعمتش را برچید، جز آه و حسرت چه می توانیم بدرقه ات نماییم. تو آسمانی ترین لحظه ها را در شریان حیاتمان جاری نمودی و خورشید حضورت، تابناک ترین روزها را در کتاب عمرمان نگاشت. زخمه جدایی تو بر تار دل ما چنگ می زند. تو که مهربانترین رایحه رحمت بودی.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 8:47  توسط مجید غفوری  |