|
|
|
|
|
محشر يعني بازداشتگاه ها و به تعبير زيباي قرآن كريم«عقبات» (گردنه ها) صحراي گسترده و بيكراني است كه تمام انسان ها :اولين و آخرين- در آن جمعند و همه به انتظار تعيين سرنوشت خود ايستاده و هر كسي با تمام وجود به فكر خودش مي باشد. گفتيم كه در ميان انبوه خلايق محشر، چهره هاي گوناگوني كه مبين وضع دروني آنها است مشاهده مي كنيم: يكي مانند خوك است، ديگري مانند ميمون وسومي مانند مورچه و... و عده اي هم به عكس اينها، بسيار نوراني و زيبا و خوش يمن هستند. محدثه كاظمي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 7:32 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
آیت الله حسن زاده آملي به نقل از علامه طباطبایی مي فرمایند: استاد امجد از قول علامه طباطبایی مي گويد: |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 7:0 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
بيست و نهم آبان ماه سال يكهزار و سيصد و پنجاه و هفت هجري شمسي مأموران رژيم پهلوي به حرم مطهر حضرت امام رضا – عليهالسلام – حمله كردند. به دنبال تظاهرات مردم مشهد بر عليه رژيم پهلوي مأموران اين رژيم به زد و خورد با مردم پرداختند. مزدوران رژيم براي نخستين بار با چكمه و تفنگ وارد صحن حرم مطهر امام رضا – عليهالسلام – شدند و مبادرت به تيراندازي و پرتاب گاز اشك آور كردند. در بيرون حرم مطهر نيز عدهاي چماق به دست به جان مردم بي دفاع افتادند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 7:31 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
السلام عليک يا جعفر بن محمد الصادق، يابن رسول الله
|
||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 12:43 توسط مجید غفوری
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
اسدالله و اسدالرسول شكارچي بسيار ماهري بود. عادت ديرينه او اين بود كه هرگاه از شكار بازمي گشت پس از ورود به مكه ابتدا به زيارت و طواف كعبه مي رفت. روزي در حالي كه كمان خود را حمايل كرده بود از شكار بازگشت. شنيد كه «ابوجهل» به برادرزاده اش ناسزا گفته و او را سخت آزرده است. غيرتمندانه تصميم گرفت با اهانت كننده به «محمد» پيامبر خدا برخورد كند. از همان راهي كه آمد، بازگشت. ابوجهل را ميان اجتماع قريش مشاهده كرد و كمان شكاري را بلند كرد و سخت بر سر او كوفت چنان كه شكافي در سرش پديدار شد. آن گاه با فرياد به ابوجهل گفت: «محمد را ناسزا مي گويي، من به او ايمان آورده ام و راهي كه او رفته است من نيز مي روم، اگر قدرت داري با من ستيزه كن». |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 12:25 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
يك دانشمند مشهور اهل سنت سوداني، وصيت كرد پس از مرگش، وي را در كفني كربلايي بپيچند و در قبرش، تربت حضرت سيد الشهدا (ع) قرار دهند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 8:51 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در پي گرايش شديد مسلمانان ايالات متحده به مذهب اهل بيت(ع) ، افرادي كه شيعه شده اند، در تمسك به احكام اسلامي شيعي دچار مشكل هستنند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 6:33 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
فرمايش حضرت صادق(عليه السلام) به صفوان است كه مى فرمايد : هر كسيكه زيارت نمايد و بخواند اين دعا را از نزديك يا از دور; بر خداى تعالى ضامنم كه زيارت او قبول شود و سعى او مزد داده شود ، و سلام او به آنحضرت (عليه السلام) برسد ، و چيزى مانع آن نشود ، و حاجت او از جانب خداوند بر آورده شود ، هر قدر و هر اندازه كه باشد ، و محروم نفرمايد خداوند او را. و به تحقيق خداوند عزّوجلّ قسم ياد فرموده است كه: هر كس زيارت كند امام حسين (عليه السلام)را به اين زيارت از نزديك يا دور و اين دعا را بخواند ; قبول نمايم زيارت او را و بر آورم خواهش او را ــ هر چند بسيار و بزرگ باشد ــ و حاجت او را عطا كنم ، و او را در حالى كه خوشحال است برگردانم ، و به سبب بر آورده شدن حاجتش و فائز گرديدنش به بهشت و آزاد شدنش از آتش چشمش روشن باشد ، و شفاعتش را درباره هركس به غيراز دشمن ما اهلبيت قبول كنم . اى صفوان! هرگاه براى تو حاجتى به سوى خداوند روى داد ، پس با اين زيارت در هر كجا كه باشى زيارت كن ، و اين دعا را بخوان و حاجت خود را از پروردگار خودت بخواه; كه از جانب خداوند خواهد آمد . بر حسب آنچه در فرمايش حضرت امام محمّد باقر (عليه السلام)و حضرت صادق (عليه السلام)در روايت علقمه و صفوان است ، بيست و دو امر است: اوّل: ثواب دوازده هزار حج. دوم : ثواب هزار هزار جهاد . سوّم: ثواب دو هزار هزار عمره ; كه همه آنها را با حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)و ائمّه اطهار (عليهم السلام)بجا آورده باشد . چهارم: ثواب مصيبت هر پيامبرى از اوّلين تا آخرين . پنجم :ثواب مصيبت هر رسولى . ششم: ثواب مصيبت هر وصيّى تا روز قيامت . هقتم:ثواب مصيبت هر صدّيقى تا روز قيامت . هشتم: ثواب هر شهيدى تا روز قيامت . نهم: بلندى مقام او صد هزار هزار درجه . دهم: نوشته شدن هزار هزار حسنه . يازدهم: محو شدن هزار هزار گناه . دوازدهم: رسيدن به درجه شهداى با آنحضرت تا حدّى كه به هيئت آنها محشور شود ، و در مقامات آنها داخل شود . سيزدهم: ثواب زيارت هر پيامبرى. چهاردهم: ثواب زيارت هر رسولى . پانزدهم: ثواب زيارت هر كسيكه زيارت نموده است آنحضرت را از آن روزى كه شهيد شده اند . شانزدهم: جواب سلام از آنحضرت (عليه السلام) بجهت قبولى زيارت او . هفدهم: قضاء و بر آورده شدن حوائج هرقدر و هرچند بزرگ باشد . هجدهم: سرور قلب بر وجه دوام و هميشگى و روشنى چشم بواسطه رسيدن به آنچه طالب باشد . نوزدهم: فوز به بهشت . بيستم: سلامتى از آتش . بيست و يكم: قبول شدن شفاعت او براى هر كس كه از خويش و بيگانه ، گرچه مستحق آتش جهنّم باشند ، جز دشمنان اهلبيت (عليهم السلام) . بيست و دوّم: ضمانت مؤكّده از حضرت صادق (عليه السلام) و از حضرت امام محمّد باقر (عليه السلام) و از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) و از حضرت ابى عبدالله (عليه السلام)و از حضرت مجتبى (عليه السلام)و از حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)و از جبرئيل (عليه السلام) و از حضرت احديّت جلّ شأنه در حقّ زائر به اين زيارت آنكه زيارت او مقبول و سعى او مشكور ، يعنى كه هيچ مانعى سبب ردّ آن نشود. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 12:21 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگی نامه بهاء الدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثي همداني عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد شد. او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" مي زيسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" متوفي به سال 65 هجري از معاريف اسلام بوده است. ناحيه "جبل عامل" همواره يكي از مراكز شيعه در مغرب آسيا بوده است و پيشوايان و دانشمندان شيعه كه از اين ناحيه برخاسته اند، بسيارند. در هر زمان، حتي امروزه فرق شيعه در جبل عامل به وفور مي زيسته اند و در بنياد نهادن مذهب شيعه در ايران و استوار كردن بنيان آن مخصوصاً از قرن هفتم هجري به بعد ياري بسيار كرده و در اين مدت پيشوايان بزرگ از ميان ايشان برخاسته اند و خاندان بهائي نيز از همان خانواده هاي معروف شيعه در جبل عامل بوده است. بهاءالدين در كودكي به همراه پدرش به ايران آمد و پس از اتمام تحصيلات، شيخ الاسلام اصفهان شد. چون در سال 991 هجري قمري به قصد حج راه افتاد، به بسياري از سرزمينهاي اسلامي از جمله عراق، شام و مصر رفت و پس از 4 سال در حالي كه حالت درويشي يافته بود، به ايران بازگشت. وي در علوم فلسفه، منطق، هيئت و رياضيات تبحر داشت، مجموعه تأليفاتي كه از او بر جاي مانده در حدود 88 كتاب و رساله است. وي در سال 1031 ه.ق در اصفهان درگذشت و بنا بر وصيت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام جنب موزه آستان قدس دفن كردند. شخصيت ادبي ـ بهائي آثار برجسته اي به نثر و نظم پديد آورده است. وي با زبان ترکي نيز آشنايي داشته است. عرفات العاشقين (تأليف 1022ـ 1024)، اولين تذکره اي است که در زمان حيات بهائي از او نام برده است. بهترين منبع براي گردآوري اشعار بهائي، کشکول است تا جائي که به عقيده برخي محققان، انتساب اشعاري که در کشکول نيامده است به بهائي ثابت نيست. از اشعار و آثار فارسي بهائي دو تأليف معروف تدوين شده است؛ يکي به کوشش سعيد نفيسي با مقدّمه اي ممتّع در شرح احوال بهائي، ديگري توسط غلامحسين جواهري وجدي که مثنوي منحول « رموز اسم اعظم » (ص 94 ـ 99) را هم نقل کرده است. با اين همه هر دو تأليف حاوي تمام اشعار و آثار فارسي شيخ نيست. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 7:32 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
کارشناسان اسرائیلی : موشكهاي شهاب-3 با كلاهك خوشه اي ، تهديدي مرگبار براي اسرائيل و نيروهاي آمريكا در خاورميانه است .
به گزارش خبرگزاري "ريا نوواستي" روسيه، كارشناسان اسرائيلي اذعان كرده اند، مانوري كه در ايران جريان دارد، براي اولين بار در اين وسعت توان موشكي ايران را به نمايش گذاشته است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 6:58 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در 13 مهر 1342 به دستور شاه ، پيشنهاد آمريکا مبني بر اعطاي مصونيت قضايي به اتباع آمريکايي ، به صورت يک لايحه قانوني در هيات دولت تصويب گرديد . پس از تصويب اين لايحه ، وزارت خارجه مراتب رضايت رژيم را از اين تصويب به اطلاع سفارت آمريکا رساند و لايحه در سال 1343 ، به تصويب مجلسين شوراي ملي و سنا رسانده شد . چندي بعد ، نشريه داخلي مجلس حاوي متن کامل سخنرانيها و گفتگوهاي نمايندگان و رئيس دولت در زمينه اين لايحه به دست امام خميني رسيد و ايشان را به اعتراض وا داشت . پس امام به افشاگري اين مصوب دولت پرداخت . رژيم ، همه شيوه ها را براي آرام کردن ايشان به کار برد ، اما هيچ کدام کارساز نبود . فريبکاري و وارونه جلوه دادن حقايق ، بازداشت و زندان ، تهمت ، دروغ پردازي ، جو سازيهاي کاذب ، تهديد و تطميع ، وحشيگري و کشتار ، اختلاف افکني و ... ، در برابر روح بزرگ امام (ره) بي اثر شده بود . تنها يک راه باقي مانده بود و آن تبعيد امام بود . در شب 13 آبان 1343 ، صدها کماندو و چترباز مسلح به همراه مزدوران ساواک به سرپرستي سرهنگ مولوي ( رئيس ساواک تهران ) بيت امام را در قم محاصره کرده ، از بام و ديوار وارد منزل شده و پس از ضرب و شتم خادمين منزل ، امام را دستگير و به تهران انتقال دادند و صبح همان شب رهبر بزرگ نهضت را با يک هواپيماي نظامي از فرودگاه مهرآباد تهران به ترکيه تبعيد نمودند و ساواک اطلاعيه اي را از صدا و سيما و مطبوعات به شرح زير منتشر کرد : " طبق اطلاع موثق و شواهد و دلايل کافي چون آقاي خميني و تحريکات مشار اليه ، عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي کشور تشخيص داده شد ، لذا در تاريخ 13 آبان ماه 1343 ، از ايران تبعيد گرديد . " دستگيري و تبعيد امام با واکنش شديد اقشار مردم مواجه شد . شهرهاي قم ، مشهد و تهران به حالت تعطيل درآمدند . در بسياري از شهرها تظاهرات به راه افتاد . حسنعلي منصور ، نخست وزيري که لايحه را به مجلس برده و از تصويب گذرانده بود ، ترور گشت و نهضت وارد دوران جديد مبازره علني با رژيم گرديد . و دقيقا 15 سال بعد در چنين روزي يعني 13 آبان 1358 کمتر از يکسال پس از پيروزي انقلاب ، دانشجويان پيرو خط امام سفارت آمريکا را تصرف کرده و حماسه عظيمي آفريدند که امام خميني آنرا به حق ، انقلاب دوم و انقلابي بزرگتر از انقلاب اول ناميد. اوايل پيروزي انقلاب ، حرکتهايي صورت مي گرفت تا جو سياسي جامعه را پيچيده کرده و به نفع آمريکا پيش برد ؛ در چنين شرايطي امام خميني بيانات قاطعي عليه ابرقدرتها به ويژه آمريکا ايراد فرمودند و فرمان مقابله را به تمامي دانش آموزان ، دانشگاهيان و طلاب علوم ديني صادر کردند . دانشجويان مسلمان با درک فرمان امام ، در لبيک به فرمايش ايشان و وادار کردن آمريکا به استرداد شاه و اموال ملت ، تصميم به اشغال سفارت آمريکا گرفتند و اسناد قابل توجهي را به دست آوردند.
با تسخير لانه جاسوسي ماهيت چهره هاي سازشکار که در صحنه سياسي کشور ظاهر شده بودند ، افشا گرديد و روحيه بيداري ، هوشياري و وحدت و همبستگي در امت دميده شد و از همه مهمتر ، ابهت پوشالي آمريکا در جهان شکسته شد . سيزده آبان در تاريخ انقلاب اسلامي برگي زرين و مقطعي حساس و مناسبتي پرخاطره است ، به خصوص كه چهارده سال بعد از تبعيد حضرت امام ( ره ) در همين روز ( 13 آبان 1357 ) فرزندان امام در مقابل دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف با شعار درود بر خميني ، مرگ بر شاه ، پايه هاي حكومت را به لرزه در آورده و با گلوله هاي ماموران شاه به خاك و خون غلتيدند . صبح روز 13 آبان 1357 دانش آموزان در حاليكه مدارس را تعطيل كرده بودند رو به سوي دانشگاه نهادند تا بار ديگر پيوندشان را با رهبر بت شكن خويش به جهانيان اعلام نمايند . اين جوانان پرشور ، گروه گروه وارد دانشگاه شده و در آنجا اجتماع نمودند . ماموران شاه دانشگاه را به محاصره خود در آوردند . ساعت يازده صبح ، ماموران ، ابتدا چند گلوله گاز اشك آور در ميان دانش آموزان و دانشجويان پرتاب كردند ، اجتماع كنندگان در حاليكه به سختي نفس مي کشيدند ، صداي خود را رساتر كرده با صداي بلندتر الله اكبر مي گفتند . سپس تيراندازي آغاز گشت و لاله هاي انقلاب يكي پس از ديگري در خون غلتيدند . در اين فاجعه 56 تن شهيد و صدها نفر مجروح شدند و جنگ و گريز ماموران فرمانداري نظامي با دانشجويان و دانش آموزان تا پاسي از شب ادامه داشت .
امام خميني (ره) به همين مناسبت پيامي را از پاريس ، براي ملت قهرمان ايران فرستاد : عزيزان من صبور باشيد كه پيروزي نهايي نزديك است و خدا با صابران است .... ايران امروز جايگاه آزادگان است .... من از اين راه دور چشم اميد به شما دوخته ام ... و صداي آزاديخواهي و استقلال طلبي شما را به گوش جهانيان مي رسانم . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 8:18 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
شهيد بزرگوار آيت الله سيد محمود قاضي طباطبايي اولين امام جمعه تبريز در سال 1333 هجري قمري در تبريز متولد شد. پدرش حاج ميرزا باقر و عمويش ميرزا اسدا... از علماي بنام تبريز بودند و ايشان تحصيلات مقدماتي علوم ديني را در مدرسه طالبيه نزد آن دو فرا گرفت. در سن 24 سالگي در بحبوحه مبارزات در تبريز به همراه پدرش به تهران تبعيد شد و پس از چند ماه توقف در تهران و ري به تبريز مراجعه نمود. دو سال بعد جهت تحصيل در حوزه علميه قم به شهر قم مشرف شد و از محضر آيات عظام مرحوم آيت الله سيد محمد خوانساري، مرحوم آيت الله سيد محمد حجت کوه کمره اي و مرحوم آيت الله صدر و نيز مرحوم آيت الله بروجردي و آيت الله گلپايگاني کسب فيض نمود. آن شهيد بزرگوار از محضر امام خميني نيز بهره برد و از شاگردان و علاقمندان ايشان بشمار مي رفت. در سال 1369 هجري قمري شهيد قاضي از قم به نجف عزيمت کرد و نزد علماي برجسته نجف يعني مرحوم آيت الله حکيم عبدالحسين رشتي، ميرزا باقر زنجاني و بجنوردي به کسب علوم ديني پرداخت. راهنمايي شهيد قاضي در مسائل سياسي و انقلابي زبانزد خاص و عام بود. شامگاه روز دهم آبان سال 1358 مصادف با عيد سعيد قربان سال 1399 هجري، مجاهدي ديگر از ذريه اميرالمومنين قدم به مسلخ عشق گذاشت و جان گرانمايه خود را که سالها در مجاهده و تلاش گذرانده بود، در پيشگاه حضرت حق در طبق اخلاص نهاد. مجاهد عظيم الشان آيت الله قاضي طباطبايي در چنين روزي بعد از اداي فريضه نماز مغرب و عشاء و در حال مراجعت از مسجد به منزل مورد هجوم عوامل سرسپرده استکبار تحت نام گروه فرقان قرار گرفته و شربت شهادت نوشيد. پيام امام خميني (ره) با کمال تأسف ضايعه ناگوار شهادت عالم مجاهد، حجت الاسلام والمسلمين آقاي حاج سيد محمد علي قاضي طباطبائي رحمت الله عليه را به عموم مسلمانان متعهد و علماي اعلام مجاهد و مردم غيور مجاهد آذربايجان و بخصوص بازماندگان اين شهيد سعيد تسليت عرض و از خداوند متعال صبر انقلابي براي مجاهدين راه حق و اسلام خواستارم. ملت عزيز و برومند ايران و آذربايجان غيرتمند عزيز بايد در اين مصيبتهاي بزرگ که نشانه شکست حتمي دشمنان اسلام و کشور و عجز و ناتواني و خودباختگي آنان است هرچه بيشتر مصمم و در راه هدف اعلاي اسلام و قرآن مجيد بر مجاهدت خود افزوده و از پاي ننشينند تا احقاق حق مستضعفين از جباران زمان بنمايد. عزيزان، در انقلابي که ابرقدرتها را به عقب رانده و راه چپاولگري آنان را از کشور بزرگ ما بسته است، اين ضايعات و ضايعات بالاتر اجتناب ناپذير است. ما بايد از کنار اين وقايع با تصميم و عزم و خونسردي بگذريم و به راه خود که راه جهاد في سبيل الله است ادامه دهيم. شهادت در راه خداوند زندگي افتخار آميز ابدي و چراغ هدايت براي ملتهاست. ملتهاي مسلمان از فداکاري مجاهدين ما در راه استقلال و آزادي و اهداف اسلام بزرگ الگو بگيرند و با پيوستن به هم سد استعمار و استثمار را بشکنند و به سوي آزادگي و زندگي انساني پيش بروند از خداي متعال عظمت اسلام و مسلمين و رحمت و مغفرت براي شهداي راه حق و شهيد طباطبايي خواستارم. ۱۱ ذيحجه الحرام 99 روح الله الموسوي الخميني |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 8:36 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
« ای عزيزان اسلام و سرمايه های ملت! مجاهده کنيد که خوديت را از قلب خود بزداييد و بايد بدانيد و بدانيم که هر چه هست اوست و جلوه جمال او. جسم و جان و روح و روان همه از اوست. بکوشيد تا حجاب خودي را برداريد و جمال جميل او، جل و علا را ببينيد، آنگاه است که هر مشکلی آسان و هر رنج و زحمتی گواراست و فدا شدن در راه او شيرين تر از عسل بلکه بالاتر از هر چيز به گمان آيد. مبادا غرور شجاعت و جوانی و پيروزی در دل شما راه يابد که با آمدن آن، همه چيز فرو ريزد و طاق و رواق آمال در هم شکند. » امام خمينی (ره) هشتم آبان روز نوجوان در ايران يادبود شهادت نوجوانی است که در نوجوانی بيکباره قله های شرف و انسانيت و غيرت را پيمود، که چه بسيار اهل رياضت و سير و سلوک در پيمودن اين راه پر فراز و نشيب بر اين رهگذر الهی غبطه می خورند. شهيد "فهميده" يكي از هزاران نونهال فهميده، و دانش آموز بسيجي كشور ماست كه با نثار خون پاك خويش بر طراوت و سرخي خون شهداي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي افزود. وي دوران كودكي و نوجواني خود را به صورتي سپري كرد كه همواره آبستن حادثه اي بود. حوادثي كه در شكل گيري شخصيت او مؤثر واقع شد. او با سرمايه عظيمي از فهم و درك و درايت انقلابي و اسلامي خويش و به دنبال طوفان حوادث انقلاب، وارد جنگ تحميلي شد و با وجود كمي سن، خود را به خونين شهر قهرمان رساند و با اقدامي آگاهانه و شجاعانه، نام خود را در دفتر شهيدان هماره زنده تاريخ ثبت كرد. از آنجا كه اين دانش آموز رزمنده بسيجي، با ايمان و بينش عميق و استوار در جنگ با دشمن پيش قدم و با نيل به شهادت، درس شجاعت، فداكاري و مقاومت را به همه بسيجيان و امت حزب الله آموخت، امام بزرگوارمان اين نوجوان 12 ساله را رهبر قلمداد فرمود، چرا كه نام و ياد او منشأ حماسه هاي سترگ شد و تحولي عظيم در شيوه دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام با كفر فراهم كرد و راه پيروزي و سرافرازي را يكي پس از ديگري، هموار ساخت. امروز شهيد فهميده، بحق، الگوي شايسته و تصوير برجسته اي از ايثار و جهاد و شهادت براي دانش آموزان بسيجي و جوانان كشور ماست، به گونه اي كه حماسه سازي هاي فهميده و ديگر فهميده هاي ميهن اسلامي، مي تواند يادآور دوران دفاع مقدس و ارزشهاي والاي آن دوران باشكوه باشد. رهبر معظم انقلاب نيز درباره آن شهيد گرانقدر فرمود: "زنده نگهداشتن ياد و حادثه شهادت دانش آموز بسيجي، شهيد فهميده از اصالت هاي دفاع مقدس است." آموزگار ايثار در جبهه، شهيد فهميده به اتفاق دوست شهيدش "محمدرضا شمس"، در سنگري واحد قرار داشت كه در هجوم عراقي ها به خرمشهر محاصره شد. محمدرضا شمس دوست و همسنگر حسين زخمي شد و حسين با سختي و مرارت فراوان او را به پشت خط رساند. و به جايگاه قبلي خود بازگشت. او با مشاهده تانكهاي عراقي (ظاهراً 5 دستگاه تانك) كه به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره و قتل عام آنها بودند، تاب نياوردند و در حالي كه تعدادي نارنجك به كمرش بسته و در دستش گرفته بود، به طرف تانك ها حركت كرد. در اين هنگام تيري به پايش اصابت كرد و او از ناحيه پا مجروح شد؛ اما نتوانست در اراده محكم و عزم پولادين او خللي ايجاد كند، از اين رو بدون هيچ دغدغه و ترديدي تصميم خود را عملي ساخت و از لابلاي امواج تير كه از هر سو به طرف او مي آمد، خود را به تانك پيشرو رساند و با استفاده از نارنجك، موفق شد كه تانك را منفجر كند و خود نيز تكه تكه شود. به مجرد انفجار تانك مهاجمان گمان كردند كه حمله اي صورت گرفته است، لذا روحيه خود را باختند و با سرعت هرچه تمامتر تانك ها را رها كردند و پا به فرار گذاشتند. در نتيجه، حلقه محاصره شكسته شد و پس از مدتي نيروهاي كمكي هم سر رسيدند و آن قسمت را از وجود متجاوزان پاكسازي كردند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 7:49 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
حواريون عيسي دوستان و شاگردان خاصّ حضرتش بودند كه به وي از صميم دل ايمان آورده بودند و آيين او را پس از غيبت مسيح در جهان انتشار دادند و آنها دوازده نفرند و اسامي ايشان به قرار زير است: 1 . شمعون پطرس؛ 2 . اندرياس برادروى؛ 3 . يعقوب؛ 4 . يوحنا برادروى؛ 5 . فيلسيبوس؛ 6 . برتونما؛ 7 . لوقا؛ 8 . متي كه گاه به او لاوي نيز مي گويند؛ 9 . شمعون غيور؛ 10 . ليبوس كه گاهي به او يهودا گفته مي شود؛ 11 . يعقوب صغير النيوس؛ 12 . يهوداي اسخريوطى. قرآن حواريون عيسي را چنين معرفي مي كند: آنان ياران خدا بودند هنگامي كه مسيح، بني اسرائيل را به آيين خود دعوت نمود و معجزات خود را براي آنها شمرد و اعلام كرد كه من تصديق كننده تورات و در عين حال حلال كننده برخي از حرام ها مي باشم، در اين هنگام احساس كرد اكثريت بني اسرائيل در فكر كفر و انكار و اعراض از رسالت وي مي باشند، لذا براي اين كه ياران خود را از ديگران تميز دهد نداي خود را بلند كرد و گفت: (... مَنْ أَنْصارِي إِلَي اللّهِ قَالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللّهِ امَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنّا مُسْلِمُونَ؛.وقتي كه حضرت عيسي از آنان احساس كفر و انكار نبوت نمود گفت: ياران من براي راهنمايي مردم به سوي خدا كيست! حواريون گفتند: ما ياران خداييم. به او ايمان داريم و گواه باش كه ما در برابر او تسليم هستيم). |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 7:57 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
قلب من پاره پاره شده در هوای تو ... هر پاره صفحه ايست ز مدح و ثنای تو گيرم که لب ببندم و دم بر نياورم ................. خيزد ز بند بند وجودم نوای تو روزی هزار بار اگر جان دهم کم است .... در شکر لحظه ای که بميرم برای تو يکبار هم مرا به ره خويش کن فدا ........... ای صد هزار عالم و آدم فدای تو زخمی بزن که از تو رسد باز مرهمش .... دردی بده که چاره شود با دوای تو کوی تو را به ملک دو عالم نمی دهم ......... آری گدای توست همانا گدای تو سر بر سرير عرش گذارم اگر رود ............. گرد وجود من به هوا ، در هوای تو تو برتری از اينکه شوی آشنای من .......... من کمترم از اينکه شوم آشنای تو با اين همه ز کوی تو جايی نمی روم .. باشد سرم هميشه به خاک سرای تو |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 7:45 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
انسان ها و حيوانات و همچنين طايفه جن و ملائك پس از نفخه دوم (احيا( همه و همه در صحرايي كه به آن وادي محشر، ساهره، ارض القيامه و... مي گويند، جمع مي شوند و به انتظار سرنوشت مي ايستند. در همين جاست كه انسان ها پس از طي پنجاه هزار سال پنجاه صحنه و موقف را طي نموده و عاقبت الامر يا به بهشت مي روند و يا به جهنم واصل مي گردند. محدثه كاظمى |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 8:24 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
بدرود، ای بهترین ماه و ای درخشنده ترین ماه سال اول شوال، روز عید سعید فطر، روز مزد گرفتن از تلاش سی روزه است. روز عیدی گرفتن از درگاه الهی است. در اینروز همه شادمانند که توانسته اند از آزمون سی روزه صیام، سربلند بیرون آیند. پنجره ها پیش از آفتاب طلوع می کنند و صدای گام های سرخوشان سبوی الهی، کوچه های شهر و روستا را پر می کند. همگی به شوق صف آراستن در لشگر نماز، از هم پیشی می گیرند و مصلا را لبریز از نغمه های توحیدی و «لا اله الا الله» می کنند. اینروز روز چیدن میوه های شاداب فطرت است که بر شاخسار یک ماه بندگی و امساک از خوردن و آشامیدن، روییده است. روز شکرگزاری از نعمت رمضان و سفره گسترده اش، که همه جان های تشنه را از سبوی تشنگی خویش، سیراب گردانید؛ روز سپاسگزاری از میزبان مهربان این ضیافت است که زنجیرها را از دست و پای جان گشود و بر دست شیاطین بست تا میهمانش آسوده تر بتواند در بارگاهش سجده کند. مهربان پروردگارا! در این روز به نماز فطرت پاک می رویم و در آبی رحمتت روح و جان می شوییم و تن پوش آمرزش بر تن می نماییم و از تو توفیق تداوم دستاوردهای نورانی و ارزشمند رمضان را خواستاریم. و تو ای رمضان! ای عزیزترین ماه در آسمان سال با هزار جلوه آمدی و دل از کف ما ربودی. جانمان را در برکه مهربانی ات شستی و اینک که برق گذر ایام جهید و صاحب خانه، خوان پر نعمتش را برچید، جز آه و حسرت چه می توانیم بدرقه ات نماییم. تو آسمانی ترین لحظه ها را در شریان حیاتمان جاری نمودی و خورشید حضورت، تابناک ترین روزها را در کتاب عمرمان نگاشت. زخمه جدایی تو بر تار دل ما چنگ می زند. تو که مهربانترین رایحه رحمت بودی. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 8:47 توسط مجید غفوری
|
|
||