تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً مذهبی - فرهنگی و اجتماعی
عمومی

امت اسلامی خواستار نابودی رژیم صهیونیستی شدند

 

متکی (وزیر امور خارجه) در جمع سفرای کشورهای اسلامی :

ناقوس سقوط رژیم صهیونیستی به صدا در آمده است .

 

بسم الله الرحمن الرحيم

من طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون، اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى پياپى خانه و كاشانه ايشان را بمباران مى كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاى اسلامى مى خواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن، به هم بپيوندند; و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است و مى تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان " روز قدس " انتخاب و طى مراسمى همبستگى بين المللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطين اعلام نمايند .
از خداوند متعال پيروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم.

                                                                          والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته    

                                                                                روح الله الموسوي الخميني

       

                                                                                                          

                           

 

و به دين سان پيام امام راحلمان، نور اميد به دل مظلومان فلسطينى تاباند و ميليون ها انسان آواره  و مبارز را براى مقابله عملى با توطئه هاى رژيم اشغالگر قدس و آمريكاى جهانخوار مصمم تر و استوارتر كرد. پيام امام خمينى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ نقطه عطفى در تاريخ مبارزات ملت فلسطين شد و مسلمانان جهان را براى مقابله با جنايت پيشگان تاريخ، به يكپارچگى و وحدت كلمه دعوت كرد. امام خمينى (ره) با اعلام آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان وز قدس) بر مبارزه پايان ناپذيرمستضعفين با جهانخواران ظالم تأكيد كردند و فرمودند: روز قدس روز جهانى است، روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 7:35  توسط مجید غفوری  | 

همه ما زماني نطفه اي بيش نبوديم. خداوند بلندمرتبه، در ما روح نباتي دميد و به بركت اين روح، بدن مادي ما رشد كرد، از نطفه به علقه، بعد مضغه و سپس به لحم و عظام رسيديم و در نهايت شكل و تركيب فعلي را پيدا كرديم. اين روح نباتي در گياه، دانه را به درخت تبديل مي كند و در حيوان، نطفه ناچيزي را به مراحل رشد كامل حيواني مي رساند. انسان، حيوان و گياه هر سه داراي «روح نباتي» هستند كه باعث رشد جسمشان مي شود و در اين رابطه هر سه مشتركند؛ اما خداوند متعال در انسان ها و حيوانات، روح ديگري به نام روح حيواني دميده است. «روح حيواني» منشا وجود احساسات و درك لذات و آلام و غرايز است و البته اين روح، در گياهان وجود ندارد.
تا اينجا معلوم شد كه انسان ها و حيوانات از گياهان متمايزند، اما آنچه انسان ها را از حيوانات نيز جدا مي كند، روح سومي است كه از چهارماهگي جنين، در وجود او دميده مي شود كه حق تعالي از اين روح چنين تعبير فرموده است: «و نفخت فيه من روحي» اين روح سوم را «روح ناطقه» مي گويند. منظور از ناطقه، قوه سخن گفتن نيست. شخص لال، قدرت نطق ندارد ولي قوه درك و عقل دارد كه همان روح ناطقه است. مراد از قوه ناطقه همان قوه درك و استنباط است.
اگر بنا بود كه مرگ و زندگي ما، مرگ و زندگي حيواني باشد و تمام هم و غم ما در شهوات و غرايز خلاصه شود، پس چرا روح سوم را در ما دميدند؟ هدف از دميدن اين روح، اين بوده كه ما از محدوده حيواني درآمده و كار بزرگتري را در اندازه و با وسعت بيشتري انجام دهيم. به همين خاطر قدرت درك و استنباط ارسال رسل و انزال كتب به انسان داده شد و براي آن استعداد عظيم، مربي و مراقبي برگزيد تا مراحل استعداد بالقوه او را به مرحله بالفعل برساند.
لازم به ذكر است بعضي ها عبارت «ونفخت فيه من روحي» را غلط معنا كرده ، گفته اند: «از روح خودم در او دميدم» در حالي كه اين «ي»، ياي مالكيت است و معناي درست آن اين است؛ روحي را كه من مالكش هستم، در او دميدم و اگر مراد آيه شريفه «از روح خودم» باشد لازمه آن وجود تجزيه در ذات حق تعالي است و حال آنكه تجزيه از صفات ماده و ممكنات بوده و لازمه آن كفر و خروج از اعتقادات حقه است .

                                                                                                               حجت الاسلام والمسلمين سيد رحيم توكل

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 9:9  توسط مجید غفوری  | 

تراويح در لغت و اصطلاح
تراويح جمع «ترويحه» و در اصل اسم است براي مطلق نشستن، لكن در اصطلاح اطلاق مي‏شود بر هر نشستن به جهت استراحت بعد از قرات چهار ركعت از نمازهاي مستحبي در شب‏هاي ماه رمضان.
[1]


پايه‏گذار كيست؟
مرحوم سيد شرف الدين مي‏فرمايد: «از جمله مسائلي كه عمر تشريع كرد و در مقابل نص اجتهاد نمود، نماز تراويح است. زيرا اين نوع نماز را پيامبر(ص) نياورده و در زمان ابي‏بكر نيز سابقه نداشت. خداوند متعال اجتماع را براي اداي نماز مستحبي به جز نماز باران نخواسته است و تنها نمازهاي واجب است كه بر جماعت خواندن آن، بسيار تأكيد شده است.
پيامبر اكرم(ص) نمازهاي مستحبّي ماه رمضان را فرادي به جاي مي‏آورد، و مردم را نيز تشويق مي‏نمود كه آن را به جماعت نخوانند.
در زمان ابوبكر نيز تا هنگامي كه وي از دنيا رفت، اوضاع چنين بود و بعد از به خلافت رسيدن عمربن خطاب در سال اوّل خلافتش نيز وضع بر همين منوال بود؛ تا آن كه وي در ماه رمضان سال چهاردهم هجري با گروهي از صحابه وارد مسجد شد و ديد كه مردم نمازهاي مستحبي به جاي مي‏آورند، ولي عدّه‏اي در حال قيام، جمعي در حال ركوع، دسته‏اي در حال سجده و گروهي نيز نشسته بودند و جماعتي هم تسبيح مي‏گفتند يا قرآن تلاوت مي‏كردند...
عمر از ديدن اين منظره ناخشنود شد، لذا تصميم گرفت آن را سامان دهد. از همين رو براي آنان نماز تراويح را در اوايل شب‏هاي ماه رمضان قرار داد و اعلان عمومي كرد كه همه در آن شركت كنند. سپس به شهرها و كشورها بخشنامه كرد، و در مدينه دو نفر را قرار داد تا امام جماعت در نماز تراويح باشند: يكي، براي مردان و ديگري، براي زنان...».
[2]
بخاري در صحيح به سندش از عبدالرحمن بن عبد قاري نقل مي‏كند: «در يكي از شب‏هاي رمضان با عمر به مسجد رفتيم، ديديم مردم دسته‏دسته و پراكنده هستند، هر كسي براي خود يا با گروه خود نماز مي‏خواند، عمر گفت: به نظر من اگر اينان به يك امام اقتدا كنند بهتر است، لذا تصميم خود را گرفته و دستور داد ابي‏بن كعب پيش‏نماز همه باشد. شبي ديگر با وي به مسجد رفتيم، ديديم مردم نمازهاي مستحبّي شب‏هاي رمضان را به جماعت مي‏خوانند. آن‏گاه عمر گفت: اين بدعت خوبي است!»
[3]

 

نهيِ پيامبر(ص) از به جاي آوردن نماز مستحبي به جماعت
عبدالله‏بن مسعود از پيامبر(ص) سؤال نمود: نماز مستحبّي را در خانه به جاي آوردن بهتر است يا در مسجد؟ حضرت فرمود: آيا نمي‏بيني كه خانه من چقدر به مسجد نزديك است، با اين وصف من دوست دارم كه نمازهايم را در خانه‏ام به جاي آورم، مگر اين كه نمازهاي واجب باشد.
[4]
همچنين آن بزرگوار(ص) فرمود: «نماز واجب را بايد در مسجد خواند و نماز مستحبي را در خانه.»
[5]
همچنين آن بزرگوار(ص) فرمود: «بر شما باد به نماز در خانه‏هايتان، زيرا بهترين نماز انسان، نمازي است كه در خانه خوانده شود، مگر نمازهاي واجب.»
[6]
زراره و محمّدن مسلم و فضيل از حضرت امام باقر و امام صادق(ع) درباره انجام دادن نافله‏هاي ماه رمضان به جماعت در شب‏هاي آن پرسيدند، آن دو بزرگوار فرمودند: «رسول خدا(ص) پس از انجام نماز عشاء به خانه مي‏رفت، آن‏گاه آخر شب به مسجد مي‏آمد و به نماز مشغول مي‏گرديد. شب اوّل ماه رمضان، طبق روال هميشگي به مسجد آمد، عده‏اي پشت سر آن حضرت به صف ايستادند، حضرت آن را رها ساخت و به خانه بازگشت. اين روش تا سه شب تكرار گرديد؛ در روز چهارم آن حضرت بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناي الهي فرمود: اي مردم! به جماعت خواندنِ نماز نافله در شب‏هاي ماه رمضان بدعت است. نماز ضحي بدعت است. آگاه باشيد كه در شب‏هاي ماه رمضان نماز شب را به جماعت نخوانيد. نماز ضحي را نخوانيد كه آن نافرماني خداست. آگاه باشيد كه هر بدعتي گمراهي است، و سرانجام هر گمراهي دوزخ خواهد بود! آن‏گاه حضرت از منبر پايين آمد، در حالي كه مي‏فرمود: انجام دادن سنّت گرچه كم باشد از بدعت فراوان بهتر است».
[7]
پی‌نوشت‌ها:

1 . المعجم الوسيط، ص 380؛ لسان العرب، ج 2، ص 462.
2 .اجتهاد در مقابل نص، ص 254ـ255.
3 . صحيح بخاري، ج 2، ص 252؛ موطأ مالك بن انس، ص 73، كنزالعمال، ج 8، ص 408.
4 . الترغيب و الترهيب، ج 1، ص 379، ح 4.
5 . كنزالعمال، ج 8، ص 384، ح 23363.
6 . صحيح مسلم با شرح نووي، ج 6، ص 39

7 . وسائل الشيعه، ج 8، ص 46، ح 10026.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 9:31  توسط مجید غفوری  | 

امام علی (ع) می فرمایند :

 

1 - کن فی الفتنه کابن اللبون لا ظهر فيرک و لا ضرع فيحلب

در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش نه پشتی که سوار شوند و نه پستانی که بدوشند

 

2- ازری بنفسه من استشعر الطمع ، و رضی بالذل من کشف عن ضره ، و هانت عليه نفسه من امر عليها لسانه

هر کس طمع در درون داشته باشد خود را حقير کرده . و کسیکه ناراحتيهايش را فاش کند به ذلت خويش راضی شده . و کسیکه زبانش را بر خود امير کند شخصيت خود را پايمال کرده است .

 

3 - البخل عار ، و الجبن منقصه ، و الفقر يخرس الفطن عن حجته ، و المقل غريب فی بلدته

بخل ننک است و ترس نقصان  و فقر شخص زيرک را ازبيان دليلش گنگ مي سازد . و شخصی که فقير است در شهرش غريب است .

 

4 - العجز آفه ، و الصبر شجاعه ، و الزهد ثروه ، و الورع جنه ، و نعم القرين الرضی

ناتوانی آفت است . و شکيبائی شجاعت .و زهد ثروت  و تقوی سپر و بهترين همنشين رضايت و خشنودی است .

 

5 - العلم وراثه کريمه ، و الاداب حلل مجدده ، و الفکرمرآه صافيه

علم ميراث گرانبهائی است و آداب لباس فاخر و زينتي است و فکر آئينه ای است صاف .

 

6- الصدقه دواء منجح ، و اعمال العباد فی عاجلهم ، نصب اعينهم فی آجالهم

صدقه و کمک به نيازمندان داروی مؤثری است . و اعمال بندگان در اين دنيا نصب العين آنها در آخرت خواهد بود .

 

7 - اذا اقبلت الدنيا علی احد اعارته محاسن غيره ، و اذاادبرت عنه سلبته محاسن نفسه

 هنگامی که دنيا به کسی رو کند نيکيهای غير او را به او عاريت مي دهد  و هنگامی که دنيا به کسی پشت کند نيکيها و افتخاراتش را از او سلب مي نمايد .

 

8 - خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا عليکم ، و ان عشتم حنوا اليکم

با مردم آنچنان معاشرت کنيد که اگر بميريد بر مرگ شما اشک ريزند و اگر زنده بمانيد به شما عشق ورزند

 

9 - اذا وصلت اليکم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاهابقله الشکر

هنگامیکه مقدمات نعمتها به شما مي رسد  دنباله آن را به واسطه کمی شکر گزاری از خود دور نسازيد .

 

10- اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان ، و اعجز منه من ضيع من ظفر به منهم

عاجزترين مردم کسی است که از به دست آوردن دوست عاجز بماند  و از او عاجزتر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد

                                                                                                                                                            نهج البلاغه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 8:59  توسط مجید غفوری  | 

عبدالرحمن بن ملجم مرادي، از گروه خوارج و از آن سه نفري بود كه در مكه معظمه با هم پيمان بسته و هم سوگند شدند كه سه شخصيت موثر در جامعه اسلامي، يعني امام علي بن ابيطالب(ع)، معاويه بن ابي سفيان و عمروبن عاص را در يك شب واحد ترور كرده و آنها را به قتل رسانند.
هر كدام به سوي شهرهاي محل ماموريت خويش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادي به سوي كوفه رفت و در بيستم شعبان سال 40 قمري وارد اين شهر بزرگ شد.
وي به همراه شبيب بن بجره اشجعي، كه از همفكران وي بود -هر دوي آنها از سوي «قطام بنت علقمه» تحريك و تحريث شده بودند - در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 04 قمري در مسجد اعظم كوفه كمين كرده و منتظر ورود اميرمومنان علي بن ابيطالب(ع) شدند. همچنين قطام، شخصي به نام «وردان بن مجالد» را كه از افراد طايفه اش بود به ياري آن دو نفر فرستاد. اشعث بن قيس كندي كه از ناراضيان سپاه امام علي(ع) و از دوچهرگان و منافقان واقعي آن دوران بود، آنان را راهنمايي، پشتيباني و تقويت روحي مي نمود.
هنگامي كه آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گرديد و سر از سجده اول برداشت، نخست شبيب بن بجره با شمشير بران بر وي هجوم آورد، وليكن شمشيرش به طاق محراب اصابت كرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادي فريادي برداشت: «لله الحكم ياعلي، لالك و لالاصحابك!» و شمشير خويش را بر فرق نازنين حضرت علي(ع) فرود آورد و سر مباركش را تا به محل سجده گاهش شكافت. حضرت علي(ع) در محراب مسجد افتاد و در همان هنگام فرمود: «بسم الله و بالله و علي مله رسول الله، فزت و رب الكعبه؛ سوگند به خداي كعبه، رستگار شدم»
پس از اينكه ضربت خوردن حضرت علي(ع) در شهر كوفه پراكنده شد، اهالي اين شهر، به ويژه شيعيان و محبان آن حضرت، سراسيمه وارد مسجد شده و از حال آن حضرت پرس وجو نمودند. آنان هنگامي كه به نزد آن حضرت رسيدند، ديدند سر مباركش در دامن فرزندش امام حسن مجتبي(ع) است و با اين كه جاي زخم سرش را محكم بسته اند با اين حال خون از آن جاري است و چهره مبارك آن حضرت از زردي به سفيدي مايل شده است و به آسمان نظر مي افكند و به تسبيح و تقديس الهي مشغول است و مي گويد: «الهي اسئلك مرافقه الانبياء والاوصياء و اعلي درجات جنه الماوي»
در همين هنگام ضارب آن حضرت، يعني عبدالرحمن بن ملجم مرادي را دستگير كرده و به مسجد آوردند، مردم كه از شدت خشم و ناراحتي مي خواستند وي را با دست و دندان خويش پاره پاره كرده و به سزايش برسانند، با ممانعت محافظان و ياران حضرت علي(ع) مواجه شدند.
حضرت علي(ع) هنگامي كه نظر مباركش به آن تيره بخت و روسياه افتاد، به وي فرمود: اي ملعون! كشتي اميرمومنان و پيشواي مسلمانان را، در حالي كه تو را پناه داد و بر ديگران اختيار كرد و به تو عطاها نمود. آيا براي تو بد امامي بود و پاداش نيكي هاي او به تو، همين بود كه دادي؟
ابن ملجم سر به زير افكند و سخن نمي گفت. پس از دقايقي امام علي(ع) چشم گشود و فرمود: «ارفقوا يا ملائكه ربي بي»، اي فرشتگان خدا با من رفق و مداراكنيد. ابن ملجم مرادي، در اين وقت مي گريست و خطاب به آن حضرت، مي گفت: «افأنت تنفذ من في النار؟» آيا تو مي تواني كسي كه جايش در جهنم است، نجاتش دهي؟ در اين هنگام آن حضرت را به سوي خانه اش منتقل كردند و دختران و فرزندان و ساير خانواده آن حضرت، با ديدن وي شيون و گريه سر دادند.
نقل شد، كه براي درمان زخم آن حضرت پزشكان كوفه را گرد آوردند و حاذق ترين و داناترين آنان، شخصي بود به نام «اثيربن عمرو» وي چون در زخم سر مبارك آن حضرت نگريست، شش گوسفندي طلبيد كه تازه و گرم بود و رگي از آن بيرون كشيد و آن را در شكاف زخم بگذاشت و سپس برداشت و در آن نگاهي كرد و ديد كه برخي از سفيدي مغز سر آن حضرت در آن مشاهد مي گردد. در اين وقت با حسرت و آه عرض كرد: يا اميرالمومنين! وصيت خود را بگو، كه اين زخم كار خود را كرده و به مغز سرت رسيده است و از تدبير بيرون شده است.
آنگاه حضرت علي(ع) به امام حسين(ع) و ساير فرزندانش سفارش نمود، وصيت آن حضرت به فرزندانش در نامه 47 نهج البلاغه (فيض الاسلام) آمده است.
حضرت علي(ع) تا شب 21 رمضان، در بستر بيماري بود و در اين شب گاهي بي هوش مي گرديد و گاهي به هوش مي آمد و به اطرافيان نظر مي افكند و به آنان توصيه مي نمود. سرانجام چشمان مباركش را برهم گذاشت و پاهاي خود را به سوي قبله نمود و گفت: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله». اين كلمات را گفت و روح مباركش به اعلي عليين پرواز كرد. امام حسن مجتبي(ع) و امام حسين(ع) به همراهي ساير فرزندان و ياران نزديك وي، او را غسل و كفن كرده و طبق سفارش آن حضرت شبانه وي را در بيرون شهر كوفه، در جايي كه هم اكنون معروف به نجف اشرف است، به خاك سپردند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 10:48  توسط مجید غفوری  | 

شب قدر يعني چه؟
مراد از قدر، تقدير و اندازه گيري است و شب قدر شب اندازه گيري است و خداوند متعال در اين شب حوادث يك سال را تقدير مي كند و زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسان ها و اموري از اين قبيل را در اين شب مقدر مي گرداند.

شب قدر كدام شب است؟
در قرآن كريم آيه اي كه به صراحت بيان كند شب قدر چه شبي است ديده نمي شود. ولي از جمع بندي چند آيه از قرآن كريم مي توان فهميد كه شب قدر يكي از شب هاي ماه مبارك رمضان است. قرآن كريم از يك سو مي فرمايد: «انا انزلناه في ليله المباركه». اين آيه گوياي اين مطلب است كه قرآن يكپارچه در يك شب مبارك نازل شده است و از سوي ديگر مي فرمايد: «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن» و گوياي اين است كه تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است و در سوره قدر مي فرمايد: «انا انزلناه في ليله القدر» از مجموع اين آيات استفاده مي شود كه قرآن كريم در يك شب مبارك در ماه رمضان كه همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اينكه كدام يك از شب هاي ماه رمضان شب قدر است، در قرآن كريم چيزي بر آن دلالت ندارد و تنها از راه اخبار مي توان آن شب را معين كرد. در بعضي از روايات منقول از ائمه اطهار(ع) شب قدر مردد بين نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان است و در برخي ديگر از آنها مردد بين شب بيست و يكم و بيست و سوم و در روايات ديگري متعين در شب بيست و سوم است و عدم تعين يك شب به جهت تعظيم امر شب قدر بوده تا بندگان خدا با گناهان خود به آن اهانت نكنند.
پس از ديدگاه روايات ائمه اهل بيت(ع) شب قدر از شب هاي ماه رمضان و يكي از سه شب نوزدهم، بيست و يكم و بيست و سوم است. اما روايات منقول از طرق اهل سنت به طور عجيبي با هم اختلاف داشته و قابل جمع نيستند ولي معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم ماه رمضان، شب قدر است و در آن شب قرآن نازل شده است.

تكرار شب قدر در هر سال
شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و سالي كه قرآن در آن نازل شد نيست بلكه با تكرار سال ها، آن شب نيز تكرار مي شود. يعني در هر ماه رمضان شب قدري است كه در آن شب امور سال آينده تقدير مي شود.
دليل بر اين امر اين است كه:
اولا: نزول قرآن به طور يكپارچه در يكي از شب هاي قدر چهارده قرن گذشته ممكن است ولي تعيين حوادث تمامي قرون گذشته و آينده در آن شب بي معني است.
ثانيا: كلمه «يفرق» در آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم» در سوره دخان به خاطر مضارع بودنش، استمرار را مي رساند و نيز كلمه «تنزل» در آيه كريمه «تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر» به دليل مضارع بودنش دلالت بر استمرار دارد.
ثالثا: از ظاهر جمله »شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن» چنين برمي آيد كه مادامي كه ماه رمضان تكرار مي شود آن شب نيز تكرار مي شود. پس شب قدر منحصر در يك شب نيست بلكه در هر سال در ماه رمضان تكرار مي شود.
در اين خصوص در تفسير برهان از شيخ طوسي از ابوذر روايت شده كه گفت: به رسول خدا(ص) عرض كردم يا رسول الله(ص) آيا شب قدر شبي است كه در عهد انبيا بوده و امر به آنان نازل مي شده و چون از دنيا مي رفتند نزول امر در آن شب تعطيل مي شده است؟ فرمود: «نه بلكه شب قدر تا قيامت هست. »

عظمت شب قدر
در سوره قدر مي خوانيم: «انا انزلناه في ليله القدر و ما ادرئك ما ليله القدر ليله القدر خير من الف شهر» خداوند متعال براي بيان عظمت شب قدر با اين كه ممكن بود بفرمايد: «و ما ادرئك ماهي هي خير من الف شهر» يعني با اينكه مي توانست در آيه دوم و سوم به جاي كلمه «ليله القدر» ضمير بياورد، خود كلمه را آورد تا بر عظمت اين شب دلالت كند و با آيه «ليله القدر خير من الف شهر» عظمت اين شب را بيان كرد به اين كه اين شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن اين شب از هزار ماه، بهتر بودن از حيث فضيلت عبادت است. چه اين كه مناسب با غرض قرآن نيز چنين است. چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به خدا نزديك و به وسيله عبادت زنده كند و احيا يا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق(ع) سوال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟
)
با اينكه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است(
حضرت فرمود: «عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد»

وقايع شب قدر
1- نزول قرآن
ظاهر آيه شريفه «انا انزلناه في ليله القدر» اين است كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است و چون تعبير به انزال كرده كه ظهور در يكپارچگي و دفعي بودن دارد نه تنزيل كه ظاهر در نزول تدريجي است.
قرآن كريم به دو گونه نازل شده است:
1- نزول يك باره و در يك شب معين
2- نزول تدريجي در طول بيست و سه سال نبوت پيامبر اكرم(ص(
آياتي چون «قرانا فرقناه لتقراه علي الناس علي مكث و نزلناه تنزيلا» نزول تدريجي قرآن را بيان مي كند.
در نزول دفعي (و يكپارچه) قرآن كريم كه مركب از سوره ها و آيات است يك دفعه نازل نشده است بلكه به صورت اجمال همه قرآن نازل شده است چون آياتي كه درباره وقايع شخصي و حوادث جزيي نازل شده ارتباط كامل با زمان و مكان و اشخاص و احوال خاصه اي دارد كه درباره آن اشخاص و آن احوال و در آن زمان و مكان نازل شده و معلوم است كه چنين آياتي درست درنمي آيد مگر اينكه زمان و مكانش و واقعه اي كه درباره اش نازل شده رخ دهد به طوري كه اگر از آن زمان ها و مكان ها و وقايع خاصه صرف نظر شود و فرض شود كه قرآن يكباره نازل شده، قهرا موارد آن آيات حذف مي شود و ديگر بر آنها تطبيق نمي كنند، پس قرآن به همين هيئت كه هست دوبار نازل نشده بلكه بين دو نزول قرآن فرق است و فرق آن در اجمال و تفصيل است. همان اجمال و تفصيلي كه در آيه شريفه «كتاب احكمت آياته ثم فصلت من لدن حكيم خبير» به آن اشاره شده است و در شب قدر قرآن كريم به صورت اجمال و يكپارچه بر پيامبر اكرم(ص) نازل شد و در طول بيست و سه سال به تفصيل و به تدريج و آيه به آيه نازل گرديد.
2- تقدير امور
خداوند متعال در شب قدر حوادث يك سال آينده را از قبيل مرگ و زندگي، وسعت يا تنگي روزي، سعادت و شقاوت، خير و شر، طاعت و معصيت و... تقدير مي كند.
در آيه شريفه «انا انزلناه في ليله القدر» كلمه «قدر» دلالت بر تقدير و اندازه گيري دارد و آيه شريفه «فيها يفرق كل امر حكيم» كه در وصف شب قدر نازل شده است بر تقدير دلالت مي كند. چون كلمه «فرق» به معناي جداسازي و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه اي كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه گيري مشخص سازند. امور به حسب قضاي الهي داراي دو مرحله اند، يكي اجمال و ابهام و ديگري تفصيل و شب قدر به طوري كه از آيه «فيها يفرق كل امر حكيم» برمي آيد شبي است كه امور از مرحله اجمال و ابهام به مرحله فرق و تفصيل بيرون مي آيند.
3- نزول ملائكه و روح
براساس آيه شريفه «تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر» ملائكه و روح در اين شب به اذن پروردگارشان نازل مي شوند. مراد از روح آن روحي است كه از عالم امر است و خداي متعال درباره اش فرموده است: «قل الروح من امر ربي» در اين كه مراد از امر چيست؟ بحث هاي مفصلي در تفسير شريف الميزان آمده است كه به جهت اختصار مبحث به دو روايت در مورد نزول ملائكه و اينكه روح چيست بسنده مي شود.
الف: پيامبر اكرم(ص) فرمود: وقتي شب قدر مي شود ملائكه اي كه ساكن در «سدره المنتهي» هستند و جبرئيل يكي از ايشان است نازل مي شوند در حالي كه جبرئيل به اتفاق سايرين پرچم هايي را به همراه دارند.
يك پرچم بالاي قبر من و يكي بر بالاي بيت المقدس و پرچمي در مسجدالحرام و پرچمي بر طور سينا نصب مي كنند و هيچ مومن و مومنه اي در اين نقاط نمي ماند مگر آنكه جبرئيل به او سلام مي كند، مگر كسي كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد.
ب: از امام صادق(ع) در مورد روح سوال شد. حضرت فرمودند: روح از جبرئيل بزرگتر است و جبرئيل از سنخ ملائكه است و روح از آن سنخ نيست. مگر نمي بيني خداي تعالي فرموده: «تنزل الملائكه و الروح» پس معلوم مي شود روح غير از ملائكه است.


4-  سلام و امنيت
قرآن كريم در بيان اين ويژگي شب قدر مي فرمايد: «سلام هي حتي مطلع الفجر» كلمه سلام و سلامت به معناي عاري بودن از آفات ظاهري و باطني است و جمله «سلام هي» اشاره به اين مطلب دارد كه عنايت الهي تعلق گرفته است به اين كه رحمتش شامل همه آن بندگان شود كه به سوي او روي مي آورند و نيز به اينكه درخصوص شب قدر باب عذابش بسته باشد. به اين معنا اين است كه در اين شب كيد شيطان ها هم موثر واقع نشود چنانكه در بعضي از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است.
البته بعضي از مفسرين گفته اند: مراد از كلمه «سلام» اين است كه در شب قدر ملائكه از هر مومن مشغول به عبادت بگذرند، سلام مي دهند.مهمترين مناسبت ماه مبارك رمضان، شب قدر است كه هماره مورد توجه مومنين بوده و خواهد بود. آنچه پيش روي داريد بحثي پيرامون شب قدر براساس نظرات مرحوم علامه طباطبايي(ره) در تفسير شريف الميزان است كه در سوره «قدر» و «دخان» مطرح گرديده و توسط آقاي حسين ملا نوري تهيه شده است. اميد كه راهنماي خوبي براي معرفي اين شب در شب هاي احيا باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 10:43  توسط مجید غفوری  | 

شب 21 ماه رمضان در جبهه بوديم، همراه عباس احيا گرفتيم و او براي ما مراسم دعاي قرآن بالاي سر را انجام داد. پس از مراسم، بچه ها داخل سنگرهاي خود رفتند تا قدري استراحت كنند ولي عباس گفت: «من امشب حال ديگري دارم. براي من امشب با شب هاي ديگر متفاوت است حال به خصوصي دارم» بعد با دو تن از دوستانش، از سنگر خارج شدند و براي اينكه از آسيب آتش دشمن مصون باشند، زير يك تانك رفتند تا به مناجاتشان ادامه دهند، حدود ساعت 15/5 بامداد بود كه يك گلوله توپ به زمين خورد و تركش آن به عباس و دوستانش اصابت كرد. بچه ها كه صداي انفجار را شنيدند از سنگر بيرون دويده عباس را كه زخمي شده بود از زير تانك بيرون آوردند، عباس كه حدود بيست دقيقه زنده بود در آخرين جملاتش به بچه ها گفت: «من را حلال كنيد و راه ما را تا آخرين قطره خون ادامه دهيد و نگذاريد دشمن در خاكمان نفوذ كند

به نقل از همرزم شهيد عباس نعيمي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 10:24  توسط مجید غفوری  | 

لب تيغش به زهر كينه، تر كرد
علي را غوطه ور، در خون سر كرد
شگفتا، هيچ كس اين راز نگشود
چگونه كافري شق القمر كرد


محمدرضا سهرابي نژاد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 9:10  توسط مجید غفوری  | 

»شب قدر» واژه‌ای قرآنی است. این شب در قرآن، در سوره قدر، با صفت «مبارکه» یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است. » انا انزلنه فی لیله مبارکه، لیله القدر خیر من الف شهر »
)ما قرآن را در شب مبارک فرو فرستادیم. شب قدر از هزار ماه برتر است.(
در شب قدر، همه امورات عالم اندازه‌گیری می‌شود و به تصویب حجت خدا در هر زمان می‌رسد. دقیقاً معلوم نیست شب قدر کدام شب است؛ گروهی آن را در طول سال محتمل می‌دانند و گروهی در ماه رمضان، گروهی یکی از 12 شب آخر این ماه و گروهی یکی از شب‌های بیست و یکم، بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر می‌دانند. شیعیان نیز عموماً شب بیست و سوم را شب قدر می‌دانند.
این شب دارای اعمال فراوانی است که در کتب دعایی مذکور است. خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن مستحب است.
بنا بر روایات، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است. دعا و استغفار در شب قدر، وظیفه دانسته شده است و  خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم رسولبر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأکید فرموده است.

منابع:
المیزان، ج 18، ص 138 - مفاتیح الجنان اعمال شبهای قدر.

 

شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.
در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است.
عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود.
ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد  زمان علیه السلام اماممی‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند.
شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.
در بعضی از تفاسیر آمده است که روزی پیامبر اکرم فرمود:«یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود. »
یاران پیامبر تعجب کردند و آرزو کردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود؛ در این هنگام بود که سوره قدر نازل شد و بیان شد که « شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است. »

منابع :
تفسیر نمونه ج 27 ص 181، مجمع البیان ج 10 ص 405، مفاتیح الجنان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 17:41  توسط مجید غفوری  | 

پس از جنگ نهروان میان امام علی(ع) و خوارج، سه تن از آنان درخانه كعبه برای قتل معاویه، عمروعاص و امام علی(ع) هم پیمان شدند كه در شب نوزدهم رمضان، مبادرت به آن كار نمایند. عبدالرحمن بن ملجم مرادی كه از یاران سابق امام علی(ع) بود، در این شب، ضربتی را بر فرق مبارك امام وارد می سازد و اثر زخم و زهر شمشیر، امام را ناتوان ساخته و در 21 رمضان به شهادت می رساند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 17:30  توسط مجید غفوری  | 

بسم الله الرحمن الرحيم


سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ

 

بنا به روايتي، پيامبر گرامي اسلام، در شب هفدهم ماه رمضان سال 12 هجري به امر خداوند از مكه به بيت المقدس سير كرد و به آسمان ها عروج نمود. در اولين آيه از سوره ي اسراء اين معجزه بزرگ توصيف شده است.

 

معراج و وحدت وجود:

 سير و معراج در زندگاني روحي حضرت محمد (ص) مفهومي عالي تر و بلندتر از آن دارد كه ديگران تصور مي كنند و شمه مختصري از اين مفهوم عالي را در ضمن بيانات متكلمان مي توان ديد. اين روح نيرومند و بزرگ كه به رهنمايي جهانيان فرمان داشت، به هنگام سير و معراج از قيد ماده آزاد شد و سراسر گيتي را زير پا گذاشت.

در آن لحظات عالي و بي نظير پرده زمان و مكان و ساير پرده هائي كه ادراك و قضاوت ما را به نسبت قواي روحمان محدود مي سازد از پيش روي او برداشته شد و حدود و اعتبارات از ميان رفت و جهان و هر چه در آن است از ازل تا ابد در آينه روحش جلوه گر شد و سير دائمي جهان را كه از راه نيكي  و زيبائي و حقيقت بطرف كمال مي رود و كشمكش آن را با بدي  و زشتي و وهم، عيان ديد. حضرت محمد (ص) با حقيقت وحدت وجود آشنا شد، فاصله زمان را در نورديد و روز اول و آخر را يكجا ديد، از قيد زمان و مكان آزاد شد و با چشم بصيرت از نزديك سدره المنتهي بر اين جهان نگريست و چيزي از نظرش مخفي نماند.

 

  معراج و دانش نو:

علوم امروزي نيز سير و معراج روحاني را صحيح مي شمارند.

اكنون علم، قرائت افكار را مسلم مي داند. انتقال اصوات بواسطه امواج از نقطه اي به نقطه ديگر و انتقال عكس و خط بوسيله بي سيم كه در دنياي كنوني در رديف مسائل عادي است، سابقا جزو خيالات واهي بود.

اين موفقيت شگفت انگيز در نتيجه دقت و كنجكاوي در قواي مادي بدست آمده است و اكنون نيز قواي مكنونه جهان دائماً براي ما كشف مي شود و عجايب تازه تري بوجود مي آورد. بنابراين در نظر علم بعيد نيست كه روحي قوي و بزرگ مانند روح حضرت محمد (ص) در يك شب از كعبه تا بيت المقدس برود و حقيقت جهان را عاري از قيد زمان و مكان ادراك كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 9:25  توسط مجید غفوری  | 

عایشه دختر ابوبکر و همسر پیامبر است. کنیه او ام عبدالله و مادرش ام رومان دختر عمیر بن عامر بن وهمان بن حارث بن غنم بن مالک بن کنانه است. پیامبر در سال دوم یا سوم پس از هجرت با او ازدواج کرد زمانی که آن حضرت در گذشت عایشه، هجده ساله بود.

عایشه از آن پس تا هنگام مرگ به شخصیتی موثر تبدیل شد که حوادث زیادی را پدید آورد. در زمان پیامبر پس از اینکه پیامبر رازی را به او و همسر دیگرش حفصه گفت، برخلاف آنچه پیامبر گفته بود که آنرا افشا نکنند، آنها راز را بر ملا کردند. خداوند در همین زمینه آیاتی را در سرزنش این دو نازل فرمود. (آیات اولیه سوره تحریم(

در زمان عثمان، عایشه به یکی از سرسخت ترین مخالفان او تبدیل گردید. عثمان دستور داده بود که عطای او را قطع کنند. یک وقتی عثمان وارد مسجد شد. عایشه صدا زد که ای خیانتگر! در امانت خیانت کردی و رعیت را ضایع نمودی. عثمان در مقابل، آیه مربوط به زن حضرت نوح را بر وی تطبیق کرد.

زمانی دیگر عثمان کسانی را که به شرابخوری ولید بن عقبه شهادت داده بودند، تهدید به مجازات کرد. عایشه بر او بانگ زد که حدود شرعی را بلا اجرا گذاشته و گواهان را مورد اهانت خود قرار داده ای؟ آن شاهدان از ترس مجازات، به خانه عایشه پناه بردند. عایشه به عثمان می گفت: چه زود سنت و روش رسول خدا را ترک کردی. وی عثمان را نعثل (مردی یهودی) می نامید.
این سخنان که از دهان همسر پیامبر خارج می شد. تاثیر بسزایی در سقوط عثمان گذاشت این دشمنی تا جایی رسید که عایشه فتوای قتل عثمان را صادر کرد.

عایشه از زمان خود پیامبر با امیرالمومنین دشمنی داشت، لذا پس از خلافت امام علی، طلحه و زبیر که به مخالفت با آن حضرت پرداخته بودند، با علم به این امر نزد عایشه رفته و او را نیز با خود همراه ساختند.
آنها به بصره رفته و تعدادی را کشتند و بیت المال بصره را مصادره و عثمان بن حنیف حاکم بصره را مورد شکنجه قرار دادند. امیر المومنین بلافاصله همراه با سپاهی حرکت کردند و جنگ جمل میان آنها واقع شد. جمل به معنای شتر و حاکی از نقشی است که عایشه در جنگ داشته، چرا که عایشه بر شتر سرخ مویی سوار بود که سپاهیان از آن محافظت می کردند.

سرانجام امام حسن آن شتر را که نماد این سپاه بود از بین برد. وقتی جنگ با شکست سپاه جمل به پایان رسید. حضرت علی علیه السلام دستور داد تا عایشه را با احترام به مدینه باز گردانند. خود عایشه همیشه با یاد آوری این جریان تاسف می خورد و می گریست. اما نقش عایشه فراتر از این امور بود.

وقتی امام حسن مجتبی به شهادت رسید، خواستند آن حضرت را در جوار مرقد پیامبر دفن کنند. اما عایشه بار دیگر کینه خود را به اهل بیت نشان داد و گفت : چنین چیزی هرگز انجام نخواهد شد. مروان بن حکم و دیگر بنی امیه نیز با دفن حضرت در آنجا مخالفت کردند بنابراین امام حسین که بنا به وصیت خود حضرت مجتبی نمی خواست خونی ریخته شود، آن حضرت را در بقیع دفن فرمود.

معاویه وقتی که به مدینه آمد با عایشه دیدار کرد نظر او را درباره ولایتعهدی یزید پرسید. عایشه مخالف آن بود. اما معاویه گفت که این قضای الهی است و مردم بیعت کرده اند.
وی هدایای زیادی را برای عایشه می فرستاد و حتی زمانی قرض های او را نیز پرداخت.
عایشه جزو دوازده پیشوای اهل سنت می باشد. او احادیث زیادی نقل کرده که برای اهل سنت بسیار مهم و معتبر می باشد.

منابع: تاریخ خلفا، ص 159 و 388.
سقیفه بنی ساعده
، ص 145،
تاریخ ابن کثیر،‌ج 8، ص 136.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 8:46  توسط مجید غفوری  | 

بدر، روستای کوچکی میان مکه و مدینه بود که چند غزوه از غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به نام آن خوانده شده اند که مهمترین آنها جنگ بدر کبری بوده است. اين جنگ در ماه رمضان سال دوم هجرت بین مسلمانان و مشرکان مکه در سرزمین بدر رخ داده است.

جنگ بدر از بزرگترين جنگهاى سرنوشت ‏ساز مسلمانان بود،در اين جنگ برای نخستين بار نيروى پيروان دين جديد به آزمايش در آمد. اگر در اين نبرد مشركان پيروز مى‏شدند، با توجه به اين كه قدرت اسلامى در ابتداى كار بود، هر آينه كار اسلام و قوانين آن تمام شده بود. هيچ كس جز شخص پيامبر (ص) نمى‏توانست ميزان اهميت نتايج آن را درك كند. عمق احساس آن حضرت را در دعايش پيش از شروع جنگ می توان دريافت؛آن جا كه ايستاده بود و بزارى پروردگارش را مى‏خواند و مى‏گفت:«بار خدايا!اينك مردم قريش با همه كبر و غرور خويش قصد تكذيب پيامبر تو را دارند،بار خدايا!هنگامه هلاكت آنان را برسان!بار پروردگارا اگر اين گروه مسلمان امروز هلاك شوند، ديگر كسى تو را در روى زمين پرستش نخواهد كرد» در اين جنگ  نيروهاى شرك به نهصد و پنجاه تن جنگجو مى‏رسيد،و نيروى ايمان بيش از سيصد و چهارده مجاهد (با خود پيامبر كه در بين آنان بود). دفاع از اسلام بر سه عنصر متكى بود كه آن سه به منزله سه خط دفاعى بودند:

1- شخصيت پيامبر و رهبرى والا و پايدارى بى‏نظير او،كه براستى در جنگ بدر و در هر ميدان نبردى كه خود آن حضرت حضور داشت،براى اسلام و مسلمانان آخرين پناهگاه بود.
2- مردان هاشمى (يا خويشاوندان پيامبر) و در راس آنان على بن ابى طالب (ع) كه ناشناس و گمنام در اين جنگ وارد صحنه شد و با شهرت و آوازه از آن بيرون آمد،و در ميان يكه ‏تازان در طول و عرض شبه جزيره عربستان به قهرمانى زبانزد شد.
 3- صدها تن از ياران پيامبر كه دلهايشان سرشار از ايمان و فداكارى بود.و بعضى از آنان شهادت را رستگاريى مى‏ديدند كه با زندگى توام با پيروزى يكسان بود
.

در اين جنگ بود كه اركان دولت اسلامى با پيروزی مسلمين استوار گشت،و از مسلمانان نيرويى به وجود آمد كه دشمنان از آن مى‏ترسيدند. حضور علي(ع) در اين جنگ و ديگرميادين نبرد، نقشی تعيين كننده و سرنوشت ساز داشت. و پس از اين جنگ بود که حضرت علی (ع) با حضرت صديقه طاهره(ص) ازدواج نمود، پيوندي كه آغاز زندگي بانشاط و سرنوشت ساز و ارايه الگوي موفق به آرزومندان خانواده ‌ايده‌آل بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 8:36  توسط مجید غفوری  | 

حضرت امام حسن مجتبی (ع)  می فرمایند :

 

1-    ان الله جعل شهر رمضان مضمارا لخلقه ، فيستبقون فيه بطاعته الي مرضاته .

 

به درستي كه خداوند ماه رمضان را ميدان مسابقه خلق خود ساخته تا به وسيله طاعتش به رضاي او سبقت گيرند .

تحف العقول ، ص 239

 

2-    العار أهون من النار .

 

ننگ كشيدن آسانتر از دوزخ رفتن است .

تحف العقول ، ص 237

 

3-    ان الدنيا لا تدوم نعيمها ولا يؤمن فجيعها ولا تتوقي مساويها ، غرور حائل وسناد مائل.

 

به درستي كه نعمت دنيا پايدار نيست ، نه از آسيبش آسودگي هست ، و نه ازبديهايش جلوگيري ، فريبي است حايل سعادت ، و تكيه گاهي است خميده .

تحف العقول ، ص 239

 

4-    ان اكيس الكيس التقي ، واحمق الحمق الفجور .

 

بيشترين زيركي ، ترس از خدا و پرهيزكاري است و بيشترين ناداني ، عياشي و شهوتراني است .

حليه الاولياء ، ج 2 ، ص 37

 

5-    من أدام الاختلاف الي المسجد أصاب احدي ثمان : آية محكمة وأخا مستفادا وعلمامستطرفا ، ورحمة منتظرة ، وكلمة تدله علي الهدي ، أو ترده عن ردي ، وترك الذنوبحياء وخشية .

 

هر كس كه پيوسته به مسجد رود يكي از اين هشت فايده نصيبش شود : آيه محكمه ،دستيابي به برادري سودمند ، دانشي تازه ، رحمتي مورد انتظار ، سخني كه او را به راه راست كشد يا او را از هلاكت برهاند ، ترك گناهان از شرم مردم و ترس ازخدا .

تحف العقول ، ص 238

 

6-    ما تشاور قوم الا هدوا الي رشدهم .

 

هيچ مردمي با هم مشورت نكند مگر اينكه به درستي هدايت شوند .

تحف العقول ، ص 236

 

7-    اللؤم ان لا تشكر النعمة .

 

پستي و ناكسي اين است كه شكر نعمت نكني .

تحف العقول ، ص 236

 

8-    احترسوا من الله بكثرة الذكر واخشوا الله بالتقوي وتقربوا الي الله بالطاعة فإنهقريب مجيب .

 

از خدا بر حذر باشيد با زيادي ياد او ، و از خدا بترسيد به وسيله تقوي ، و به خدا نزديك شويد با طاعت ، به درستي كه او نزديك است و پاسخگو .

تحف العقول ، ص 229

 

9-    ان جار الله آمن محفوظ وعدوه خائف مخذول .

 

پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است ، و دشمنش ترسان و بي ياور .

تحف العقول ، ص 229

 

10-فاتقوا الله عباد الله ، واعلموا أنه من يتق الله يجعل له مخرجا من الفتن ويسددهفي أمره ويهييء له رشده .

 

اي بندگان خدا ، پرهيزگار باشيد ، و بدانيد كه هر كس پرهيزگار باشد ، خداوند او را به خوبي از فتنه ها و آزمايشها برآورد و در كارش موفق سازد و راه حق را برايش آماده كند .

تحف العقول ، ص 234

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 8:34  توسط مجید غفوری  | 

پيشواى دوم جهان تشيع كه نخستين ميوه پيوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پيامبر اسلام (ص) بود، در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدينه ديده به جهان گشود. حسن بن على (ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بيشتر درك نكرد زيرا او تقريباً هفت سال بيش نداشت كه پيامبر اسلام بدرود زندگى گفت.

پس از درگذشت پيامبر (ص) تقريبا سى سال در كنار پدرش امير مومنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت على (ع) (در سال 40 هجرى) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجرى با توطئه معاويه بر اثر مسموميت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسيد.

     

بخشش بى نظير

حسن بن على (ع) تمامى توان خويش را در راه انجام امور نيك و خداپسندانه، به كار مي ‏گرفت و اموال فراوانى در راه خدا مي ‏بخشيد. مورخان و دانشمندان در شرح زندگانى پرافتخار آن حضرت، بخشش بى سابقه و انفاق بسيار بزرگ و بى نظير ثبت كرده ‏اند كه در تاريخچه زندگانى هيچ كدام از بزرگان به چشم نمي ‏خورد و نشانه ديگرى از عظمت نفس و بی اعتنايى آن حضرت به مظاهر فريبنده دنيا است. نوشته ‏اند:

«حضرت مجتبى (ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارايى خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار ثروت خود را به دو نيم تقسيم كرده و نصف آن را براى خود نگهداشت و نصف ديگر را در راه خدا بخشيد.»   

مبارزات حسن بن على (ع) پيش از دوران امامت

امام حسن (ع)، به شهادت تاريخ، فردى سخت شجاع و با شهامت بود و هرگز ترس و بيم در وجود او راه نداشت. او در راه پيشرفت اسلام از هيچ گونه جانبازى دريغ نمى‏ورزيد و همواره آماده مجاهدت در راه خدا بود.

در جنگ جمل

امام مجتبى (ع) در جنگ جمل، در ركاب پدر خود امير مومنان (ع) در خط مقدم جبهه مي ‏جنگيد و از ياران دلاور و شجاع على (ع) سبقت مي ‏گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختى مي ‏كرد.

در جنگ صفين

آن بزرگوار جنگ صفين نيز، در بسيج عمومى نيروها و گسيل داشتن ارتش امير مومنان (ع) براى جنگ با سپاه معاويه، نقش مهمى به عهده داشت.

گفتار امام پيرامون انگيزه‏ هاى صلح

امام مجتبى (ع) در پاسخ شخصى كه به صلح آن حضرت اعتراض كرد، انگشت روى اين حقايق تلخ گذاشته و عوامل و موجبات اقدام خود را چنين بيان نمود:

من به اين علت حكومت و زمامدارى را به معاويه واگذار كردم كه اعوان و يارانى براى جنگ با وى نداشتم. اگر يارانى داشتم شبانه روز با او مي ‏جنگيدم تا كار يكسره شود. من كوفيان را خوب مي ‏شناسم و بارها آنها را امتحان كرده ‏ام. آنها مردمان فاسدى هستند كه اصلاح نخواهند شد، نه وفا دارند، نه به تعهدات و پيمان هاى خود پايبندند و نه دو نفر با هم موافقند. بر حسب ظاهر به ما اظهار اطاعت و علاقه مي ‏كنند، ولى عملاً با دشمنان ما همراهند.

آنگاه امام افزود:

اگر يارانى داشتم كه در جنگ با دشمنان خدا با من همكارى مي ‏كردند، هرگز خلافت را به معاويه واگذار نمي ‏كردم، زيرا خلافت بر بنى اميه حرام است.

امام حسن (ع) از بذل جان خود دريغ نداشت، و امام حسين (ع) در راه خدا جانبازتر از حسن نبود. چيزى كه هست، حسن، جان خود رادر يك جهاد خاموش و آرام فدا كرد و چون وقت شكستن سكوت رسيد، شهادت كربلا واقع شد؛ شهادتى كه پيش از آنكه حسينى باشد. حسنى بود!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 8:44  توسط مجید غفوری  | 

                                

 

حجاج بن یوسف در سال 95 هجری قمری در طائف به دنیا آمد و سراسر عمرش آمیخته با جنایت و خونریزی و ظلم و تباهی بود. اوج ستم و بیداد حجاج در سال هایی بود که از طرف عبدالملک بن مروان به فرماندهی جنگ‌ها انتخاب شد و سپس حکومت عراق را به دست گرفت.
او مردی خونخوار بود و پیرمرد و بچه و بزرگ و کوچک را به اتهام شیعه بودن می‌کشت. در عصر حجاج اگر به کسی می‌گفتند کافر، بیشتر راضی بود تا اینکه بگویند شیعه. در لیست افراد فراوانی که در حکومت حجاج، بیگناه کشته شدند، نام انسان‌های والا و ارجمندی همچون قنبر، خدمتکار علی علیه السلام، کمیل بن زیاد و سعید بن جبیر به چشم می‌خورد.
حجاج در مجلسی برخی از فضائل خود را چنین برشمرد:
در مجالس ما هیچگاه از عثمان بدگویی نشده است. هفتاد نفر از بستگان ما در جنگ صفین به نفع معاویه کشته شدند؛ از طائفه ما هیچکس با زنی که دوستدار علی باشد، ازدواج نکرده است؛ زنان ما نذر کردند اگر حسین کشته شود ده شتر بکشند؛ هر کس از خاندان ما نام علی را بشنود به او و حسن و حسین و مادرشان نیز بد می‌گوید .

حجاج 120 هزار را در بیرون از میدان جنگ قتل عام کرد. در زندان‌های مختلطش 50 هزار مرد و 30 هزار زن بودند که 16 هزار نفر آنان برهنه بودند. زندان‌های حجاج سقفی برای جلوگیری از آفتاب تابستان و سرما و باران زمستان نداشت. خوراک زندانیان نانی بود از جو که با خاکستر و نمک مخلوط بود و پس از مدت کوتاهی، هر زندانی که از آن می‌خورد رنگ چهره‌اش سیاه می‌شد.
جنایت‌های بی شمار حجاج، او را در چشم عبدالملک بن مروان، خلیفه غاصب و ستمگر اموی، آنچنان عزیز و مقرب کرده بود که هنگام مرگ به فرزندانش گفت:«شما را سفارش می‌کنم به تقوای خدا و احترام به حجاج .»
عمر بن عبدالعزیز می‌گوید:« اگر هر گروهی بخواهد نماینده‌ای را به عنوان خبیثت‌ترین فرد گروه خود معرفی کند و ما نیز حجاج را معرفی کنیم، در مسابقه‌ی تعیین قهرمان جنایت، ما برنده خواهیم شد .»
حجاج پس از عمری جنایت در 54 سالگی مبتلا به دل‌درد شدیدی شد و پس از پانزده روز دست و پنجه نرم کردن با بیماری و مبتلا شدن به مرض لرزه و سردی اندام _ که هر چه آتش در اطرافش برمی‌افروختند باز گرم نمی‌شد سرانجام به هلاکت رسید. او را در «واسط» (میان راه بصره و کوفه) دفن کردند و بر قبرش آب بستند و آن را از چشم دشمنانش مخفی کردند. (ولید بن عبدالملک|ولید) پسر عبدالملک بن مروان، برایش مجلس عزا به پا کرد.

امیرالمومنین علی علیه السلام در یکی از خطبه‌هایش پس از اینکه از وضعیت نامناسب برخی از یارانش شکایت کرد، حکومت حجاج را چنین پیشگویی فرمود:« آگاه باشید، به خدا سوگند، پسرکی از طائفه ثقیف که هوسباز و متکبر است بر شما مسلط می‌شود، و اموال و کشتزارها و باغ های سرسبز شما را به غارت می‌برد .»

منابع:
نهج البلاغه خطبه 116، مروج الذهب، ج 3، ص 125، کتاب شیعه و زمامداران خودسر، ص 121

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مهر 1385ساعت 8:48  توسط مجید غفوری  | 

پيامبر اعظم(ص) فرمودند :


بهشت دري دارد به نام «ريّان» كه فقط روزه داران،از آن وارد مي شوند.

وسائل الشيعه ج7-ص 225-ح 31

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 8:30  توسط مجید غفوری  | 


 
اي بانوي بزرگ كرامت! اي خورشيد احسان! در شمع گرم دستانت، نهال نوپاي اسلام جان مي گرفت و به درختي تناور تبديل مي شد. در آن زمان بت و شمشير و شيطان، كه دختران، عروس گورها مي شدند و دستان سرد خاك، گرماي زندگيشان را مي سترد، لطيف رنگين احساس و ياري ات، رسول خدا (ص) را از تنهايي بيرون مي آورد و انتظار نبوت او را مي كشيد. هجران تو چنان سخت بود كه سال وداع تو را "عام الحزن" نام نهادند. ارتحال روح فرساي نخستين بانوي مسلمان و بانوي فرشتگان آسمان، حضرت خديجه كبري (س) را تسليت مي گوييم.
پدر او: خو يلد بن عبد الغري بن قُصَي بن كلاب است.

مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است.

تولد: سال 68 پيش از هجرت

فرزندان: قاسم، عبدا...، زينب، ام كلثوم، فاطمه و رقيه مي باشند.

لقب: طاهره

وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.

پيغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) ناميده شده است و خديجه به هنگام وفات 65 سال داشت.

در هنگام ازدواج با پيغمبر(ص) عمر شريف آن حضرت 25 سال و عمر خديجه 40 سال بود. ثروتش از همه قريش بيشتر بود و اهالي مكه با اموال او پيش از آنكه با پيغمبر (ص) ازدواج كند تجارت مي كردند و خديجه پس از ازدواج با پيغمبر هر چه داشت به وي بخشيد و اين ثروت هنگفت از پايه هاي تشكيل دهنده دعوت اسلامي به شمار مي رود. سخن از اسلام خديجه گفتن در واقع سخن از اسلام در روز نخستين است. همه امت اتفاق نظر دارند كه خديجه اولين بانويي است كه اسلام آورده است. در همان زماني كه پيامبر گرامي از اذيت و آزار و دشواريها رنج مي برد، آنجا كسي بود كه از بار اندوه و غمهاي او مي كاست و موجب مي شد كه غمها و اندوه هاي خويش را به فراموشي سپارد. او تنها خديجه همان زن با ايمان بود، همان زن گرانقدري كه ياور و شريك محمد (ص) بود.

تبسم خديجه كوله بار اندوه و دردها را از محمد (ص) سبك مي كرد و دوستي نمايان بر چهره اش موجب مي شد كه پيغمبر دردها و رنجهاي خود را از ياد ببرد. ايمان خديجه پيغمبر را از يك آينده درخشان و با شكوه براي دعوت خبر مي داد و استواري عقيده اش دليلي بر آغاز پيروزي بود. اموال خديجه در واقع كليد شكست اين محاصره بود. او مواد مصرفي را چندين برابر قيمت واقعيش از براي غذاي كساني كه ميان امت بودند مي خريد تا اينكه سالهاي محاصره اقتصادي با سلامت و رهايي امت سپري شد و حيله قريش با شكست و ناكامي مواجهه گرديد. رسول گرامي (ص) به خاطر صداقت و امانتي كه از او نمايان شده بود به صادق و امين معروف بود و خداوند حاضر و ناصر چنين مي خواست كه خديجه داراي سيره اي باشد كه بدان از همه زنان منحصر بفرد باشد، به همين جهت در دوره جاهليت به طاهره معروف بود و همين لقب براي شرف و افتخار او كافي است.

ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روي زمين چهار خط كشيد و گفت آيا مي دانيد اين چيست؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند.

پس رسول خدا (ص) گفت: بهترين زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم زن فرعون.

مناقب خديجه فراوان است و او از ميان زنان كسي است كه به مرحله كمال رسيده است. او خردمند و با جلال و متدين و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پيغمبر (ص) او را ستايش مي كرد و بر ديگر زنان مؤمن برتري مي داد و او را بسيار بزرگ مي داشت تا جائيكه عايشه مي گفت: به زني رشك نبردم آنچنان كه به خديجه حسد ورزيدم زيرا كه پيامبر (ص) بسيار زياد از او ياد مي كرد. و بدينگونه او در تاريخ حيات رسول اكرم (ص) زني عادي نبود. بسبب فداكاري شگفت انگيز اين بانوي پارسا، پيامبر (ص) او را بسيار بزرگ مي داشت. سه سال پيش از هجرت، در تلاطم وقايع وتند باد مصائبي كه از سوي قريش و سايرين بر پيامبر (ص) وارد مي شد شعله اي فروزان رنگ باخته، به خاموشي مي گرائيد. رسول اكرم (ص) به سادگي نمي توانست اين خبر دلخراش را بپذيرد. او بدين ترتيب انساني را از كف مي نهاد كه عالي ترين نمونه وفا و فداكاري و جامع ترين بيانگر راستي بود. آخرين سخن خديجه، به هنگامي كه بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائي كه در راه پيامبر(ص) ديده بود كم ارج تر نبود. لحظه اي كه شبح مرگ بر چهره او سايه افكنده بود به پيامبر چنين مي گويد: « اي رسول خدا ...... من در حق تو كوتاهي كردم و آنچه شايسته تو بود، انجام ندادم.از من در گذر و اگر اكنون، دل در طلب چيزي داشته باشم، خشنودي توست.» كلمات بر لبان پاكش مي لغزد و آخرين نفسهايش را با خشوع و ايمان بر مي آورد ...... خدا خديجه را رحمت كند. آن نمونه بارز زن مسلمان كه براي عقيده و رسالتش پيكار كرد.

منابع:

1
ـ زنان صدراسلام / به قلم محمد علي بحر العلوم / ترجمه محمد علي اميني/ اسفند 58

2
ـ خديجه (س) (از زنان بزرگ اسلام 1)/ به قلم علي محمد علي دخيل / ترجمه دكتر فيروز حريرچي/ 1361

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 11:47  توسط مجید غفوری  | 

(از فرمايشات حضرت مهدي عليه السلام به حسن بن مثله جمكراني)

من امان اهل زمين هستم همانطور كه ستارگان امان اهل آسمانند.                                       (غيبه الطوسي، ص 292 و 293)
به مردم بگو به اين مكان (مسجد مقدس جمكران) رغبت كنند و آن را عزيز دارند)


بيش از ده قرن است كه زمان، جمكران را به ياد دارد.مسجد مقدس جمكران در جوار شهر مقدس قم واقع شده و همواره پذيراي زائريني از نقاط مختلف ايران و جهان است كه براي عرض ارادت به مولايشان اينجا را برگزيده اند. جمكران، تحت توجهات خاصه حضرت بقيه الله الاعظم(ارواحنا فداه) قرار دارد و آن حضرت از شيعيانشان خواسته اند كه به اين مكان مقدس روي آورند، چرا كه اين مكان، داراي زمين شريفي است و حق تعالي آن را از زمين هاي ديگر برگزيده است.
گر ديده ام نديد رخ دل رباي تو
دل پر زند به سينه من در هواي تو
خواهم كه جاي پاي تو را بوسه ها زنم
در حيرتم كه كجا هست جاي پاي تو
اينجا خانه عشق است و كبوتران حرم پرزنان اين ندا را به گوش عاشقاني كه از اقصي نقاط براي عرض ارادت به صاحبخانه آمدند مي رسانند. اينجا هر صبح و شام صداي ملكوت طنين انداز مي شود و زمان، سه شنبه شب را براي آمدن معشوق و ذكر و دعا براي او توسط عاشقان هديه داده است.
موعد كه سر مي رسد، در شبانگاهان خيل عظيم مردمي را مي بيني كه پياده و سواره، از شمال و جنوب ره اين خانه را در پيش مي گيرند. گويا به آن عادت كرده اند كه هر هفته يك شب را ميهمان آن غايب حاضر باشند و تقويم زماني نيز ناخودآگاه آنها را مطلع مي كند كه وعده ديدار نزديك است.
اين رويه در هر روز سه شنبه براي گذرگاه هاي منتهي به عوارضي قم : تهران به يك عادت مبدل شده تا قدوم زائران طريق حرم را در اينجا شاهد باشد.
سه شنبه كه مي آيد قم را حلقه اي از مسافران عاشق تشكيل مي دهد، از راههاي منتهي از اصفهان و تهران و اراك و كاشان. اتوبانها و بزرگراه ها لبريز از سيل اتوبوسها و اتومبيل هايي است كه در طريق خانه يار راه دعا را بر مي گزينند. مداحان با بلندگوي كوچك خود مسيرشان را مزين به نام مهدي (ع) مي كنند و سراسر دعايش مي كنند.
پاركينگ مسجد را كه مي نگري مالامال است از اتومبيل هايي كه به عشق مولا به اينجا آمده اند. كاروانها را كه نظر مي كني علمدار آنها جواناني هستند كه با پرچمهاي سبز رنگي با شوق به سمت مسجد در حركتند. پرچمهايي كه بر رويشان اين جملات نقش بسته است: «يا مهدي (عج) ادركني»، «بيا مهدي (عج) شب هجران سحركن»،«اللهم عجل لوليك الفرج».
اما اينجا كه مي آيند هر كس به گونه اي آقا را فرا مي خواند. نوجوان به يك روش، جوان يك جور، سالخورده هم به يك شيوه. اينجا همه مي آيند تا براي آمدنش دعا كنند.
اين است ارادت و عشق به سلاله رسول الله كه رهروانشان براي آخرين بازمانده آنها اين گونه بي تابي مي كنند. مسجد جمكران تجلي خانه ارادت و اخلاص به حضرت مهدي موعود (ع) است.
براساس مطالعه آماري كه در خصوص بررسي زائران مسجد مقدس جمكران صورت گرفت بيش از 80 درصد زائران مسجد جمكران، افرادي هستند كه كمتر از 30سال سن دارند و در اين ميان 60 درصد از زائران را خانم ها تشكيل مي دهند.

     
در همين زمينه زائران در خصوص علل و عواملي كه باعث شده آنها براي دعا براي ظهور امام زمان(ع) به اين مكان بيايند سخن مي گويند.
رضا به همراه مجيد جواناني 24 و 25 ساله كه هر دو مغازه وسايل فني خودرو دارند از مشيريه تهران آمده اند. مجيد كه متاهل است مي گويد عشق امام زمان(ع) باعث آمدن من شده است. وي مي گويد ما هر سه شنبه قرار داريم كه حتما براي زيارت حضرت معصومه (س) و دعاي توسل مسجد جمكران به قم بياييم. اين جوان مي گويد: من در زندگي خيلي چيزها از امام (ع) گرفتم و همين امر مزيد برعلت شده است.
اما رضا مي گويد: آرامش خاطري كه در خواندن دعاي توسل جمكران به دست مي آورم واقعا عجيب است. دعا براي سلامتي و تعجيل در فرج امام زمان(ع) وظيفه هر مسلمان دينداري است كه نبايد از آن غافل شويم.
كامران كه كارمند بانك است و من در بعدازظهر سه شنبه ميهمان او در خودروي شخصي اش از تهران تا قم هستم مي گويد: من از سال 1379 تا به حال هر سه شنبه به جمكران مي آيم و نذر كرده ام تا هر وقت زنده باشم اين مسير را ادامه دهم.
كامران كه 37 سال سن دارد درباره انگيزه حضور مستمرش مي گويد: من زندگي ام را از امام زمان(ع) دارم و واقعا افتخار مي كنم كه در كشور امام زمان (ع) زندگي مي كنم.
وي مي گويد: دختر سه ساله ام قبل از سال 79 از پشت بام خانه به پايين پرت شد و باعث فلج شدن و بي تحركي پاهاي او شد. من شايد كمتر پزشك متخصصي را در تهران نرفته باشم تا دخترم را درمان كند ولي همه چيز بي فايده بود. بعد ازآن تصميم گرفتم براي بهبودي، دخترم را به خارج از كشور ببرم. اين مساله باعث شد تا به سه تا از كشورهاي اروپايي براي درمان دخترم بروم ولي پزشكان از عهده كار برنيامدند و من از درمان دخترم نااميد شدم تا اينكه به پيشنهاد يكي از دوستان قرار شد براي شفاي دخترم به جمكران بياييم.
كامران كه اشك چشمهايش را فرا گرفته مي گويد: نمي دانم چگونه بيان كنم، بعد از دعا و نيايش كه به منزل برگشتم ديدم حركات بدني فرزندم شدت گرفته است. تا جايي كه درچند روز بعد كمي نسبت به قبل بهتر شد و الان به طوركامل ناراحتي دخترم رفع شده است.
روح الله هم كه پسرجواني است كه از ساوه آمده و در حياط مسجد جمكران در حال عبادت است مي گويد ما به صورت كاروان هر سه شنبه ازمسجد محله مان به جمكران مي آييم و براي ظهور آقا دعا مي كنيم.
وي گفت: در چندسال اخير به ميزان بسيار بالايي تعداد زائرين مسجد جمكران افزايش يافته است و من اين موضوع را بالعينه مي بينم.
فاطمه دختر نوجواني كه همراه پدرش از كاشان به جمكران آمده نيز مي گويد: اينجا از مكان هايي است كه امام زمان (ع) تردد مي كند و چه كسي دلش نمي خواهد كه در خاكي قدم بگذارد كه امامش قدم گذاشته است.
يكي از خدام مسجد كه با مهرباني خاصي زائران را هدايت مي كرد در حالي كه اشك در گوشه چشمانش جمع شد از شوق مردم براي شرفيابي به مسجد جمكران مي گفت. او گفت: مگر ما شيعيان در ايران جايي غير از اينجا سراغ داريم كه امام زمان (عج) در آن مداوم رفت و آمد دارد. به هر حال مشكلات زندگي آنقدر زياد شده است كه آدمي نياز دارد تا در جايي روح خويش را صيقل دهد و با انگيزه و طراوت دوباره به دامن مشكلات بازگردد. مردم ما به ائمه اطهار(ع) اعتقاد خاصي دارند چرا كه مي دانند اينها هستند كه گره از كارشان باز مي كنند و در آن دنيا مي توانند شفيع آنها باشند.

   
خانم ميانسالي هم دراين باره مي گويد: ما شيعيان گنج هاي فراواني داريم كه مايه بركت و حافظ ما هستند. اين گنجهاي معنوي را هيچ دين وآييني به جز اسلام ندارد و در همه لحظات پشتيبان ما هستند. اين مطلب را خود ا
مام زمان (ع) نيز فرمودند كه من در همه حال از احوال پيروانم باخبرم. بنابراين آدم وقتي اين همه نعمت و عظمت دارد چرا نبايد در هفته دو سه ساعت وقت برايش بگذارد و در همه لحظات با ياد آنها و به اميد آنها زندگي كند؟
اين خانم با اظهار تعجب از كساني كه صرفا به فكر دنيا هستند ولي از ولايت دنيا و عقبي بي خبرند گفت: واقعا حيف است انسان به اين سرمايه هايي كه به راحتي در جوارش قرار داده شده توجه نكند و حداقل بعضي مواقع به عشق آنها وقت صرف كند.
پيامبراعظم (ص) فرمودند: رستاخيز برپا نخواهد شد، مگر اين كه قائم به حق ـ كه از خاندان ماست ـ قيام كند و او آن گاه قيام مي كند كه خداي بزرگ اجازه قيامش دهد و
]در آن هنگام[ كسي كه از او اطاعت كند، نجات مي يابد و آن كسي كه از فرمانش سرپيچي كند، نابود مي شود. (بحارالانوار، 51، ص 65، ح .2 )
به هر حال جمكران امروز ميعادگاه همه مسلماناني است كه از داخل و خارج به منظور دعا براي ظهور آن حضرت و رفع حوايج مسلمين به اين مكان مقدس پناه آورده اند. خصوصا آنكه در اين ميان اكثر زائران را جوانان پاك دلي تشكيل مي دهد كه محبت اهل بيت زينت بخش قلوب منورشان است. آنها را بهتر و بيشتر دريابيم.
و اين مطلب را با دو سخن از آن امام همام به پايان مي برم.
ما در رسيدگي به شما كوتاهي نكنيم و ياد شما را از خاطر نبريم، و اگر چنين بود سختي شديد بر شما وارد مي شد و دشمنان، شما را ريشه كن مي ساختند. (غيبه الطوسي، ص292)
خداوندا! ما از تو اميد داريم كه دولت بزرگواري را كه به اسلام و پيروانش عزت بخشد و نفاق و حاميانش را خوار گرداند، برقرار سازي. ( الزام الناصب، ج 1، ص 352 _ 353 )

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 8:17  توسط مجید غفوری  | 

حضرت امام سجاد (ع)

 

اللهم اشحنه بعبادتنا إياك ، و زين اوقاته بطاعتنا لك ، و اعنا في نهاره علي صيامه ، و في ليله علي الصلوة و التضرع اليك ، و الخشوع لك ، و الذلة بين يديك حتي لا يشهد نهاره علينا بغفلة ، و لا ليله بتفريط .

 

بار خدايا ماه رمضان را از عبادت و پرستش ما تو را مملو و پر گردان ، و اوقات آن را به طاعت و فرمانبري ما براي تو آراسته نما ، و ما را در روزش به روزه داشتن و در شبش به نماز و زاري به سوي ( درگاه ) تو و فروتني براي تو و خواري در برابر تو ، ياري فرما تا روزش بر ما به غفلت و بي خبري و شبش به تقصير و كوتاهي ( در عمل ) گواهي ندهد ( گواهي دادن شب و روز به زبان حال است و گفتار و كردار انسان در آن در علم خداي تعالي به منزله گواهي دادن نزد اوست )

 

صحيفه سجاديه

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 8:24  توسط مجید غفوری  | 

نقل مي كنند يك طلبه پس از چند سال درس خواندن در ايران به نجف اشرف رفته و مدتي در درس مرحوم شيخ انصاري شركت مي كند، ليكن چيزي متوجه نمي شود. دست به دامن حضرت علي(ع) شده و مدتي به دعا و توسل مي پردازد كه از ناحيه آن حضرت عنايتي شود تا بتواند درس هاي شيخ انصاري را بفهمد و گفتارش را درك كند. بالاخره در اثر جد و جهد زياد، شبي در عالم رويا حضرت علي(ع( آيه عظيم و اسم اعظم «بسم الله الرحمن الرحيم» را در گوش او تلاوت مي كند. از فرداي آن شب پاي درس حاضر شده و مي بيند مثل اين كه درس را متوجه مي شود. كم كم كارش بالا مي گيرد و زبان به اشكال مي گشايد. تا اين كه يك روز خيلي اشكال كرد و استاد مرتب جواب مي داد گويي در خاطرش گذشت كه اشكالي مي كنم كه استاد از پاسخ عاجز بماند. در پايان درس مرحوم شيخ به او اشاره نمود بيا اين جا آنگاه سر در گوش او نهاده فرمود: آن كه «بسم الله الرحمن الرحيم» را در گوش تو خواند، تا «ولاالضالين» در گوش من خواند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 8:10  توسط مجید غفوری  | 

قرآن كريم، آفرينش آسمان و زمين و بقاء آنها را به شكل كنوني، محدود به وقت معيني كرده است و اين آيات حاكي از اين است كه در صورت تمام شدن آن مدت، بساط اين جهان برچيده مي شود، نظير آيه : «...و سخرالشمس و القمر كل يجري لاجل مسمي...» (خداوند خورشيد و ماه را براي بهره مندي شما، مسخر ساخته و همه آنها براي مدتي معين در جريان هستند(
بنابراين از همان ابتدا موقت بودن نظام كنوني خلقت با كلمه «اجل مسمي» اعلام شده است و آن اجل هنگامي است كه قرار است قيامت برپا شود و در آن هنگام همانگونه كه قبلا اشاره شد دو نفخ صور خواهد شد كه يكي به نام «نفخه اماته» و ديگري «نفخه احياء» مي باشد. (در شماره قبل شرح آنها گذشت(
اما در بيان كيفيت اين دو نفخه در قرآن كريم آيات زيادي وجود دارد. قرآن كريم در بيان وضعيت آسمان، خورشيد، ماه، كوه ها و دريا ها و... در زمان نفخه صور اول مي فرمايد:
»به محض اين كه يك بار در صور دميده شود و زمين و كوه ها از جا برداشته شوند و يك باره درهم كوبيده و متلاشي گردند در آن روز آن واقعه عظيم روي مي دهد و آسمان از هم مي شكافد و سست مي گردد و فرو مي ريزد«
)
حاقه، آيات 13تا16 (
«روزي كه آسمان را چون طوماري درهم مي پيچيم. «
(انبيا، آيه 104)
»در آن هنگام كه زمين به شدت به لرزه در مي آيد و كوه ها در هم كوبيده مي شود و به صورت غبار پراكنده درمي آيد«
اين حوادث در يك لحظه، يك لحظه ناگهاني و غيرمنتظره صورت مي گيرد و هر كس در هر كاري در يك آن متوقف مي شود. در روايات نيز آمده:
»
وقتي قيامت برپا مي شود كه مردم سرگرم كار و زندگي خود هستند و بساط كار و كسب خود را چيده و سرگرم آن مي باشند ولي قبل از آن كه بساط خود را جمع كنند قيامت شده است. و اي بسا كه اشخاص لقمه را برداشته به طرف دهان مي برند و قيامت در اين مدت كوتاه فرا مي رسد و از رسيدن لقمه به دهانشان جلوگيري مي كند و...» اما در اين مرگ همگاني عده اي را مستثني ساخته اند «...الامن شاءالله» كه آنها ذوات مقدسه رسول خدا(ص)، حضرت زهرا(س) و ائمه هدي(ع) مي باشند. در اين موت همگاني حتي خود اسرافيل هم مي ميرد.
رسول خدا(ص) فرمود: (وقتي كه قيامت فرا مي رسد خداوند عزوجل به ملك الموت مي فرمايد: اي ملك الموت، قسم به عزت و جلال و رفعت و برتريم، مرگ را بر تو مي چشانم همانطور كه به بندگانم چشانيدي.)
به هر حال پس از اين كه نظام فعلي حاكم بر جهان مادي متلاشي شد، جهان ديگري ساخته مي شود كه بحث خود را پيرامون آن ادامه مي دهيم.
با از بين رفتن نظام فعلي آفرينش، طرحي تازه در كائنات افكنده شده و نظامي جديد، جايگزين آنها مي شود، نظامي كه متناسب با سير تكاملي جهان در بازگشت به خالق ازلي خود باشد. نفخه دوم در واقع نفخ قيام و برپا گشتن قيامت است. خداوند در طي آياتي به حقيقت اين روز اشاره مي كند و مي فرمايد:«سپس بار ديگر در آن (صور) دميده مي شود و به ناگاه آنان برپاي ايستاده مي نگرند. «
(سوره زمر، آيه68)
«در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر و آسمان ها به آسمان هاي ديگر مبدل مي شوند. «
(سوره ابراهيم، آيه 48)
»
و از تو درباره كوه ها سوال مي كنند، بگو: پروردگارم آنها را (متلاشي و پراكنده كرده) و بر باد مي دهد، سپس زمين را صاف و هموار و بي آب و گياه رها مي سازد، به گونه اي كه در آن هيچ پستي و بلندي نمي بيني. «
(سوره طه، آيات 105 تا 107)
«روزي كه از قبرهايشان به سرعت خارج مي شوند گويي به سوي علامت نصب شده و نشانداري روانه مي شوند. در حالي كه از چشمانشان خشوع و ترس مي بارد و بر روهايشان گرد ذلت نشسته است، آن است همان روزي كه به آنها وعده داده شده بود. «
(سوره معارج، آيات 43 و 44)
امام سجاد(ع) در روايتي پس از توصيف نفخ صور اول و لوازم آن، به نفخ دوم اشاره وبعضي از آثار آن را چنين بازگو مي فرمايد:«...خداوند جبار، خود در صور، يك نفخه مي دمد و از آن جهتي كه به سمت آسمان ها است، صدايي خارج مي شود كه هيچ كس در آسمان ها نمي ماند، مگر آنكه زنده مي شود و بر پاي مي ايستد و قيام مي كند، همان گونه كه بود و فرشتگان حامل عرش برمي گردند و بهشت و جهنم حاضر مي شوند و همه مخلوقات براي حسابرسي محشور مي گردند. «
راوي مي گويد: «امام سجاد(ع) هنگامي كه بدين جا رسيدند، گريه شديدي كردند. «
شيخ كليني نيز از امام صادق(ع) روايت كرده كه( مثل مردم، روز قيامت در وقتي كه ايستاده اند براي امر پروردگار عالمين، مانند تير است در تركش. يعني همچنان كه تيرها را دسته كرده در تركش جاي مي دهند به حدي كه از تنگي جا تكان نمي خورند، همين طور جاي آدمي نيز تنگ است در آن روز، به حدي كه نيست از براي او مگر موضع قدم او و قدرت ندارد كه از محل خود جدا شود ) .

محدثه كاظمى

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 8:31  توسط مجید غفوری  | 

در آيات قرآن، دو جا واژه «حيات» استعمال شده است؛ يكي «الحياه الدنيا» و ديگري «حياه طيبه» اگر به دعاهاي رسيده از اهل بيت(ع) نيز نگاه كنيم، به عبارات ديگري برمي خوريم. به عنوان مثال در زيارت علقمه مي خوانيم: «اللهم احيني حيات محمد و آل محمد و ذريته و امتني مماتهم» به نظر مي رسد در اين فراز از دعا، از حيات و ممات ديگري سخن به ميان آمده است. آيا اين حيات، غير از حيات طيبه است يا همان است؟
مي دانيم كه معصومين(ع) همگي مظهر ذات خدايند؛ به همين دليل هر جا سخن از حيات پيامبر و آل او مي شود، منظور همان
«حيات طيبه» است و اگر بحث از ممات پيامبر و آل او به ميان مي آيد، همان «ممات طيبه» است كه گفته اند: آن را از ما بخواهيد تا به شما بدهيم؛ هم حيات طيبه و هم ممات طيبه را.
برخي به غلط مي گويند: «خدايا، چگونه زيستن را به من بياموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت»؛ اين سخن كاملا اشتباه است. روايات ما تصريح دارد:
چگونه زندگي كردن و چگونه مردن را از ما بخواهيد. گاهي انسان تا لحظات آخر درست زندگي مي كند، اما به علت عدم رعايت برخي نكات، در لحظات پاياني عمر به تمام طاعات و عباداتش پشت پا مي زند و از سويي ديگر اگر تنها چگونه زيستن كفايت مي كرد ديگر به تعبير «وامتني مماتهم» نيازي نبود.

                                                                                                                 حجت الاسلام والمسلمين سيد رحيم توكل

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 8:6  توسط مجید غفوری  | 

امام هشتم حضرت علی ابن موسی ( عليه السلام) در روز يازدهم ذيقعده سال صد وچهل وهشت هجری و پس از پانزده روز از شهادت امام صادق ( عليه السلام ) در مدينه منوره متولد شدند . پدر آن حضرت امام موسی بن جعفر (عليه السلام ) ومادر آن حضرت نجمه خاتون بوده اند . در سال دويست هجری ، آن حضرت بنا به اجبار مأمون ، خليفه عباسی از مدينه منوره به سوی مرو ، حرکت نمودند . آن حضرت از شهر های زيادی گذشتند، از جمله آنها شهر نيشابور بود و در اين شهر بود که در جمع دهها هزار نفر از جمعيت استقبال کننده ، حديث شريف قدسی سلسلة الذهب را بر مردم اين شهر روايت نمودند وآن حديث اين است : « کلمة لا اله الا الله حصنی و من دخل حصنی امن من عذابی » و چون در سلسله راويان اين حديث نام تمام امامان معصوم از خود آن حضرت تا امام علی و پيامبر خدا و جبرئيل هستند؛ حديث سلسلة الذهب ، نام گرفته است وحديث قدسی ، احاديثی است که  کلام خدا است ولی از آيات قران کريم نيست . امام هشتم پس از ورود به مرو  وبه رغم اکراه آن حضرت به عنوان وليعهد مأمون الرشيد انتخاب شدند و مأمون دستور داد به نام آن حضرت خطبا ،خطبه بخوانند وبه نام آن حضرت سکه رسمی ضرب نمودند، چيزی که باعث حسادت وشعله ور شدن آتش کينه ودشمنی بنی عباس گرديد. اما چيزی نگذشت که خليفه عباسی ، حقد وکينه باطن خود را آشکار کرد و سر انجام آن حضرت را مسموم کرد و در آخرين روز ماه صفر سال دويست وسه هجری آن حضرت به شهادت رسيدند و در قريه سناباد در سرزمين طوس با عزت وعظمت دفن شدند. 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 8:38  توسط مجید غفوری  | 

جبرئیل خدمت رسول خدا بود كه علی (ع) وارد شدند، در حالیكه جبرئیل را نمیدیدند. با این وجود جبرئیل تمام قد در مقابل امیرالمؤمنین بلند شد و سلام كرد، و تا هنگامی كه حضرت علی (ع) خارج شدند در همین وضعیت قرار داشت. حضرت رسول (ص) پرسیدند چه شد؟ و جبرئیل پاسخ داد این استادم بود:

روزی كه خدا من را خلق كرد از من پرسید تو كی هستی و من كی ام؟ نتوانستم جواب دهم، تا اینكه این آقا رد شدند. خدا فرمود از او بپرس. تا نزدیك شدم، فرمودند سلام جبرئیل! به خدا بگو:

 

 

ثواب نیست ثوابی كه بی ولای علی است ....  نماز نیست نمازی كه كه بی علی برپاست

شكسته باد دهانی كه بی علی باز است  ............... بریده باد زبانی كه بی علی گویاست

به آیه آیـﮥ قرآن، به حق پیغمبر   .....................     كه راه غیر علی، راه نیستی و فناست

من و جدا شدن از مرتضی خدا نكند   ...........    كه هركه گشت جدا از علی جدا زخداست

علی كسی است كه یك ذره از ولایت او   .............     نجاتبخش تمامی خلق روز جزاست

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 8:7  توسط مجید غفوری  | 

شهید آیت الله دستغیب (ره) در کتاب خود چنین نقل کرده اند که

 روزی حضرت رسول اکرم(ص) از راهی عبور می کرد . در اثنای راه شیطان را دید که خیلی ضعیف و لاغر شده است . از او پرسید : چرا به این روز افتاده ای ؟

شیطان گفت : یا رسول الله از دست امت تو رنج می برم و در زحمت بسیار هستم . پیامبر اکرم (ص) فرمودند : مگر امت من با تو چه کرده اند ؟ شیطان گفت : یا رسول الله ، امت شما شش خصلت دارند که من طاقت دیدن و تحمل این خصایص را ندارم .

 

اول: این که هر وقت به هم می رسند سلام می کنند .

دوم: این که با هم مصافحه می کنند.

سوم: این که هر کاری را می خواهند انجام دهند ، انشاءالله می گویند .

چهارم: این که استغفار از گناهان زیاد می کنند .

پنجم: این که تا نام شما را می شنوند ، صلوات می فرستند .

ششم: این که ابتدای هر کاری بسم الله الرحمن الرحیم می گویند .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 20:58  توسط مجید غفوری  | 

هشام بن سالم نقل روايت مي نمايد و مي گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابي جعفر امام باقر(ع) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
امام(ع) فرمود: «نگوييد اين است رمضان، و نگوييد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامي از اسماءالله است كه نمي رود و نمي آيد كه شئ زايل و نابودشدني مي رود و مي آيد، بلكه بگوييد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم ،اسم الله مي باشد و ماه رمضان ماهي است كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنان كه پروردگار بزرگ عيسي بن مريم(ع) را براي بني اسرائيل مثل قرار داده است.» (بحار الانوار، ج96، ص 376)
رمضان از مصدر «رمض» به معناي شدت گرما و تابش آفتاب بر رمل معنا شده است، انتخاب چنين واژه اي به راستي از دقت نظر و لطافت خاصي برخوردار است، چرا كه سخن از گداخته شدن است و شايد به تعبيري دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بي امانش، زيرا كه رمضان ماه تحمل شدايد و عطش مي باشد، عطشي ناشي از آفتاب سوزان يا گرماي شديد روزهاي طولاني تابستان.
و عطش ديگر حاصل از نفس سركشي كه پيوسته مي گدازد، و سوزشش براستي جبران ناپذير است.
در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه تر مي گردد و هرگز به يك جرعه بسنده نمي كند و پيوسته آدمي را در تلاش خستگي ناپذير جهت ارضاي تمايلات خود وامي دارد. اما از سوي ديگر، عطش ناشي از آفتاب سوزان سيري پذير است و قانع كننده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 8:55  توسط مجید غفوری  | 

رسول خدا(ص) فرمود: ماه رمضان ماه خداي عزوجل است كه در آن پاداش كارهاي نيك دو برابر مي شود و گناهان زدوده مي شود. ماه رمضان ماه بركت و افزايش است. ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است. ماه رمضان، ماه توبه است. ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است. ماه رمضان، ماه آزادي و رهايي از جهنم و دستيابي به بهشت است.
پس اي مردم! در ماه رمضان از هر كار بد و حرامي دوري كنيد و در آن بسيار قرآن بخوانيد و تمام اوقاتش را به ياد و ذكر پروردگارتان مشغول شويد. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند ديگر ماه ها باشد، چرا كه بر ديگر ماه ها حرمت و برتري دارد.
حضرت اميرالمومنين(ع) مي فرمايد: برشما باد، در ماه رمضان به بسيار دعا كردن و استغفار نمودن چرا كه دعا بلا را از شما دور مي سازد و استغفار، گناهانتان را مي زدايد.
به هر حال، ماه رمضان ماه خودسازي است و كم ترين خودسازي به اين است كه انسان خودي را براي خويشتن بشناسد و خدا را مالك خود بداند كه اگر چنين بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبوديت پروردگار را ادا خواهد كرد و از هر چه رنگ ضدخدايي دارد، دور خواهد شد. خودسازي و جداشدن از تعلقات و هواهاي نفساني، منشأ تمام كمالات و ملكات و فضايل انساني است و اگر كسي توانست خود را از تعلقات مادي برهاند و به ظواهر زودگذر دنيا بي اعتنا باشد، بي گمان به خدا توجه خواهد كرد و به سوي تكامل روانه خواهد شد و اين بالاترين پيروزي و سرافرازي انسان است. خدا مي داند تمام مفاسد جهان و ظلم ها و تعدي ها و تجاوزها و گردن كشي ها در اثر خودبيني و هواپرستي است. لذا در قرآن كريم همواره تزكيه و تربيت مقدم بر تعليم و آموزش ذكر شده است و خودسازي، يعني تزكيه نفس و ماه رمضان :به حق- ماه تزكيه و تطهير نفس است.
پس بياييد با هم در اين ماه بزرگ آهنگ تقرب به خدا را بجوييم تا در درگاهش ره يابيم و در روز رستاخيز سفيدروي گرديم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 8:36  توسط مجید غفوری  | 

در دورترین منطقه جنوب غربی ایران، جزیره ای به نام آبادان قرار دارد که از جنوب، آب های گرم خلیج فارس و از شمال و مشرق رودخانه های کارون و بهمنشیر و از غرب، اروندرود آن را در برگرفته اند. اروند رود – که تنها رودخانه قابل کشتیرانی در ایران است و تا پیش از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بنادر بزرگ و فعال خرمشهر و آبادان در مسیر این آبراه واقع بوده اند. آبادان را از عراق جدا می کند. تاریخ شهر آبادان با تاریخ صنعت کشورمان و به ویژه پالایشگاه آن گره خورده است.
محاصره شهر آبادان
پس از تجاوز عراق در 31 شهریور 1359 و اشغال سریع بخش هایی از خاک ایران، خرمشهر مهم ترین شهر بندری ایران، پس از 40 روز مقاومت دلیرانه، با خیانت آشکار لیبرال ها و منافقین، به دست دشمن افتاد. پس از سقوط خرمشهر، رژیم عراق در صدد برآمد تا جزیره آبادان را هم اشغال کند و تلاش کرد تا از طریق شرق کارون و شمال بهمنشیر وارد آبادان شود، زیرا عبور از این قسمت آسان تر از عبور از رودخانه کارون در جنوب خرمشهر بود. با چنین وضعیتی آبادان در یک محاصره 330 درجه ای قرار می گرفت و عبور از رودخانه بهمنشیر می توانست آن را با خطر جدی روبه رو کند. دشمن می پنداشت اگر بتواند از این رودخانه بگذرد، آبادان را برای همیشه از آن خود کرده است.
عراقی ها برای تصرف آبادان در 8 آبان 1359، در منطقه ذوالفقاری روی رودخانه بهمنشیر پل شناور نصب و با عبور دادن قسمتی از نیروهای خود، وارد جزیره آبادان شدند و از آن جهت منطقه ذوالفقاری را انتخاب کرده بودند که با استفاده از پوشش نخلستان ها بتوانند از دید رزمندگان اسلام دور مانده و به راحتی وارد شهر گردند.
عملیات ثامن الائمه (ع) گر چه به عنوان یکی از چهار عملیات بزرگ و برجسته در چارچوب سلسله تلاش هایی که برای آزاد سازی مناطق اشغالی انجام گرفت، به شمار می رود ولی این عملیات به منزله « نقطه عطف» و «حلقه واسط» برای انتقال استراتژی جنگ از وضعیت گذشته به وضعیت جدید بود. سردار محسن رضایی در این باره می گوید:
«عملیات ثامن الائمه(ع) نقطه عطف است و به عنوان مبداء آغاز استراتژی مرحله دوم جنگ است و یکی از نقاط اعتماد به نفس در استراتژی مرحله دوم، عملیات ثامن الائمه (ع) بود که حلقه واسط و مبداء تحول بود.»
رزمندگان اسلام شبانه سلاح بر دوش، پیاده و سواره به منطقه شتافتند و با جانبازی و فداکاری بسیار، چنان مقاومتی از خود نشان دادند که دلاوری ها و شجاعت های آنان در این منطقه به نام «حماسه ذوالفقاری» به عنوان برگ زرینی در تاریخ دوران دفاع مقدس به ثبت رسید. در این نبرد 280 نفر از نیروهای بعثی به هلاکت رسیده و 130 نفر به اسارت در آمدند و رزمندگان ایران توانستند از نفوذ نیروهای دشمن به شهر آبادان جلوگیری به عمل آوردند.
نیروهای عراقی بعداز این شکست، سعی کردند از طرف فیاضیه (بین ایستگاه 12 و خرمشهر) به سمت آبادان پیشروی کنند که در این منطقه نیز با مقاومت دلاورمردان اسلام مواجه و مجبور به عقب نشینی شدند. این عملیات تا 18 آبان 1359، ادامه داشت و سرانجام نیروهای بعثی از روستای نخلستان عبادی نیز پاکسازی و تا 4 کیلومتری شمال رودخانه بهمنشیر مجبور به عقب نشینی شدند.
بعداز این حماسه، جهاد سازندگی موفق شد، جاده ای در میان باتلاق های اطراف آبادان احداث کند. این جاده نیروهای دشمن را دور می زد و به جاده آبادان – ماهشهر وصل می شد. از طریق این جاده که به جاده وحدت معروف بود، تدارکات نظامی نیروهای ایرانی آسان تر و سریع تر انجام می گرفت.
به دنبال صدور فرمان امام خمینی (ره) در چهاردهم آبان 1359، مبنی بر این که :
«حصر آبادان باید شکسته شود»

نیروهای مسلح تمام تلاش و امکانات خود را برای شکستن محاصره آبادان به خاطر اجرای فرمان امام خمینی(ره) به کار بستند.
صدام که خود را ناتوان از تصرف آبادان می دید، بعداز یازدهمین نشست سران عرب در «امان» که در 6 آذر 1359، تشکیل شد، چنین گفت:
«ما نمی خواهیم کشورگشایی کنیم. ما فقط می خواستیم، تهدید ایران را از شهرهای خود دور سازیم!»
این گفته بیانگر ناتوانی عراقی ها در پیشروی، در خاک ایران بود.
مقام معظم رهبری در مورد تاثیر سخنان امام (ره) در نجات آبادان چنین فرودند:
«آبادان در معرض حمله و خطر بود، مثل خونین شهر، منتهی همین تاکید امام که تکلیف شرعی کردند که مبادا آبادان سقوط بکند، نیروهای رزمنده را که در آن جا بود، تقویت کردند. البته در آبادان سپاه آن روز برتر از ارتش بود. بعداً ارتش هم در آبادان مستقر شد و در یک مورد که نیروهای دشمن از بهمنشیر عبور کردند و وارد جزیره آبادان شدند، بسیج توده ای مردم و شرافت نظامی عده ای از نظامیان ما حماسه آفرید و عراقی ها را در جایی که واقعاً بیرون کردن دشمن از آن جا بسیار دشوار بود، کوبیدند. عده ای را کشته و تار و مار کردند  و عده ای را به داخل رودخانه انداختند و عده ای هم که توانستند، فرار کردند. عامل اصلی در حفاظت از آبادان همان فرمان امام بود و داغی که از سقوط نیمی از خونین شهر در دل برادران وجود داشت.»
منطقه عملیات
منطقه عملیات ثامن الائمه (ع) در شرق رودخانه کارون و در حد فاصل شمال شهر آبادان وجنوب منطقه دارخوین قرار داشت و شامل سرپل دشمن به وسعت 150 تا 180 کیلومتر مربع می شد که در اشغال نیروهای عراقی بود. عوارض حساس منطقه، رودخانه کارون و دو جاده اهواز – آبادان و ماهشهر – آبادان بودند و عوارض مصنوعی منطقه نیز بیشتر شامل مواضع و استحکامات دشمن نظیر خاکریزهای متعدد، مواضع تانک، سنگرهای اجتماعی و انفرادی می شدند. با توجه به اهمیت دو پل قصبه و حفار برای دشمن که به منزله معبر و محل اتصال عقبه های او در شرق کارون بودند، مواضع واستحکامات فراوان و تعداد زیادی نیروی رزمی در این دو محور وجود داشتند.
وضعیت دشمن
دشمن برای استقرار در منطقه سرپل، واقع در شرق رودخانه کارون، دچار تناقض بود؛ از یک سو به لحاظ اهمیت منطقه و ضرورت حفظ آن می بایست از نیروی بسیاری استفاده می کرد و از سوی دیگر، با توجه به محدودیت عقبه خود، تجمع این میزان نیرو برایش ناممکن بود. در عین حال، شناخت عراقی ها از توان نیروهای خودی در عقب راندن دشمن – به ویژه پس از ناکامی ارتش در عملیات های سوم آبان 1359 و بیستم دی 1359 – آن ها را مطمئن کرده بودکه مورد تعرض جدید قرار نخواهند گرفت. استعداد و آرایش یگان های دشمن در این منطقه برابر اسناد به دست آمده از تیپ 8 مکانیزه ارتش عراق در 26 مرداد 1360 عبارت بودند از:
1-  تیپ 8 مکانیزه از لشکر 3 زرهی که به سه گردان مکانیزه و یک گردان تانک در شمال سرپل و جنوب سلمانیه مواضع پدافندی را اشغال و تحکیم کرده بود.
2-  تیپ 6 زرهی از لشکر 3 زرهی که با سه گردان تانک و یک گردان مکانیزه در قسمت مرکزی و شرقی در شمال جاده ماهشهر – آبادان مستقر بود.
3-  تیپ 44 پیاده از لشکر 11 پیاده، که با یک گردان تحت امر لشکر 3 زرهی در قسمت جنوبی منطقه سرپل و جنوب جاده ماهشهر – آبادان پدافند می کرد.
4-  تیپ 12 زرهی لشکر 3 در غرب کارون در احتیاط قرار داشت و گردان های تانک الطارق و سیف سعد و چند گردان جیش الشعبی، گردان پیاده از تیپ 44 و گردان 1 از تیپ 33 نیروی مخصوص نیز در منطقه شرق کارون استقرار داشتند.
برابر شواهد، قراین و اسناد موجود، در پی گسترش حملات رزمندگان اسلام به منطقه اشغالی سرپل در نیمه اول سال 1360، دشمن دچار اضطراب شده و احتمال حمله نیروهای خودی را پیش بینی می کرد. بااین حال، عراقی ها همچنان به استقرار در مناطق اشغالی اصرار داشتند و این امر بدین دلیل بود که عراقی ها تصور می کردند که نیروهای اسلام از انجام دادن عملیات دقیق و برنامه ریزی شده در سطحی گسترده ناتوان هستند. در واقع فرماندهی عراق احتمال تدارک حمله از محور شرق رودخانه را پیش بینی می کرد اما به هیچ وجه تصور نمی کرد این حمله، گسترده و همه جانبه باشد.
5-  استعداد دشمن در این منطقه برابر یک لشکر تقویت شده بود، ضمن این که فرمانده سپاه سوم می توانست از احتیاط لشکرهای 5 مکانیزه و 9 رزهی که در جنوب غربی اهواز و سوسنگرد مستقر بودند، برای تقویت لشکر 3 زرهی استفاده کند.
طرح عملیات
الف ) اهداف و ماموریت
هدف اصلی عملیات، انهدام نیروهای دشمن در شرق رودخانه کارون وتصرف و تامین منطقه بود. در طرح اولیه سپاه آمده بود:
«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در آبادان و دارخوین و ماهشهر ماموریت دارند تا به  همآهنگی و همکاری کامل لشکر 77 پیاده خراسان از محور فیاضیه و دارخوین به طور گسترده و از سه محور ایستگاه 12 و ایستگاه 7 و جاده ماهشهر– آبادان تک نمایند و نیروهای دشمن را که از کنار کارون تا جاده ماهشهر – آبادان گسترش داشتند، به طور کامل محاصره و بعداز انهدام دشمن، در منطقه متصرفه پدافند نمایند.»
سران نظامی امیدوار بودند با انجام عملیات ثامن الائمه (ع) تهدید احتمالی دشمن برای تصرف آبادان که عراق آن را به صورت اهرم فشاری علیه ایران در تبلیغات خود مورد استفاده قرار می داد، خنثی شود. از سوی دیگر، در این عملیات پس از پاکسازی شرق رودخانه کارون، نیروهای خودی از خطوط پدافندی آزاد شده و امکان به کارگیری آن ها در مراحل بعدی آزاد سازی مناطق اشغالی فراهم می شد.
ب ) سازمان رزم خودی
ترکیب نیروهای عمل کننده در این عملیات، شامل ارتش، سپاه، بسیج و نیروهای ژاندارمری به این شرح بود:
-  لشکر 77 با سه تیپ شامل 9 گردان نیروی پیاده؛
-   سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با 16 گردان نیروی پیاده که در سازمان سه قرارگاه تیپی عمل می کرد؛
-    تیپ 37 زرهی شیراز؛
-   گردان 251 تانک از لشکر 16 زرهی؛
-    گردان 107 ژاندارمری؛
-  گروه رزمی 291 تانک؛
-   جهاد سازندگی، علاوه بر احداث جاده وحدت در فروردین 1360، امور مقدماتی مهندسی عملیات را انجام داد.
پس از حذف بنی صدر برای نخستین بار بود که نیروهای عمل کننده در چنین مقیاسی با هم ترکیب شده به نحو شایسته ای با یکدیگر همکاری و هم آهنگی می کردند، چنان که این اقدام، الگوی مناسبی برای ادامه همکاری ارتش و سپاه در سایر عملیات ها شد.
ج) طرح مانور
در طرح مانور، سه محور عمده و یک محور فرعی برای انجام عملیات در نظر گرفته شده بود: محور شمالی شامل منطقه دارخوین و محمدیه و محور جنوبی شامل محور فیاضیه و ایستگاه 7 بود. بر اساس این طرح، تلاش فرعی نیروها برای پشتیبانی نیز در محور جاده ماهشهر – آبادان انجام می شد. در این میان، محور دارخوین و فیاضیه با هدف تصرف و تامین پل های حفار و قصبه دارای اهمیت بیشتری بودند و در صورت برخورداری نیروهای خودی از سرعت عمل، امکان انهدام و اسارت بسیاری از افراد دشمن در این محور وجود داشت. و همین ضرورت، در آرایش نیروها مؤثر بود، که به این ترتیب مشخص شد:
محور دارخوین – محمدیه: پنج گردان از سپاه (چهار گردان آفندی و یک گردان احتیاط) و سه گردان از ارتش (دو گردان آفندی و یک گردان احتیاط) و یک گردان تانک در احتیاط و پشتیبانی.
محور فیاضیه: پنج گردان از سپاه (چهار گردان آفندی و یک گردان احتیاط) و سه گردان از ارتش (یک گردان آفندی و دو گردان احتیاط).
محور جاده ماهشهر – آبادان: دو گردان از سپاه (یک گردان آفندی و یک گردان احتیاط) و دو گردان از ارتش ( یک گردان آفندی و یک گردان پدافند).
برای پشتیبانی عملیات، سه گردان توپخانه و 50 قبضه سلاح پدافند هوایی در نظر گرفته شده بود.
در مجموعه، به نظر می رسید، دشمن به دلیل برخورداری از نیروهای احتیاط و به ویژه امکان به کارگیری لشکرهای 5 مکانیزه و 9 زرهی تحت امر سپاه سوم، در موضع برتری قرار داشت، لیکن نیروهای خودی با توجه به شناخت دقیق از دشمن، ویژگی برتر عملیاتی، ترکیب جدید سپاه و ارتش – که پیش از این هرگز در این سطح وجود نداشت – و بهره برداری مناسب از زمین، از موقعیت بهتری برخوردار بودند. افزون بر این، دشمن به لحاظ درک و باوری که از توان نیروهای خودی داشت، به طور نسبی در غافل گیری به سر می برد و این عوامل در مجموع می توانست دست یابی به پیروزی را آسان کند.
در این میان، افزایش قابل توجه نیروهای سپاه در مقایسه با عملیات های پیشین و نقش طراحان نظامی سپاه در طرح ریزی و هدایت عملیات، از جمله ویژگی های عملیات ثامن الائمه (ع) و عامل برتری نیروهای خودی در برابر دشمن بود.
بدین ترتیب، عملیات ثامن الائمه (ع) به منظور شکستن محاصره آبادان و انهدام نیروهای دشمن در شرق رودخانه کارون پس از آماده سازی مقدمات آن، آغاز شد.
شرح عملیات
عملیات در ساعت 1 بامداد روز پنجم مهر 1360 آغاز شد. قوای ایران در ساعات نخست عملیات، باتهاجم به مواضع دشمن و در هم شکستن مقاومت نیروهای آنان، خاکریزهای اول دشمن را تصرف وتأمین کردند. مقاومت اولیه نیروهای عراقی در برخی از محورها و به ویژه تداوم آن در منطقه پل حفار، نشان دهنده هوشیاری نسبی دشمن بود. بنابر گزارش اسیران عراقی، اسارت یکی از نیروهای خودی در منطقه  عملیاتی تیپ 8 مکانیزه در محور دارخوین سبب هوشیاری دشمن شده بود، ولی شناخت نادرست فرماندهان نظامی عراق نسبت به توان نیروهای خودی که بر مبنای برآوردهای عملیات های ناکام پیشین ایجاد شده بود، سبب شد در برابر حمله نیروهای خودی واکنش مناسبی نشان ندهند.
با روشن شدن هوا و ادامه پیشروی نیروهای خودی از محور شمالی به سمت پل مارد و تهدید عقبه نیروهای دشمن، نخستین ضربه شکننده بر نیروهای عراقی وارد آمد. بااین حال، نیروهای دشمن در منطقه پل حفار همچنان مقاومت می کردند. گستردگی محورهای تهاجم و عقب ماندگی دشمن سبب شد تا نیروهای خودی با به دست گرفتن ابتکار عمل و ادامه پیشروی در محورهای مختلف، دشمن را تحت فشار قرار دهند.
از سوی دیگر، در پی تغییر وضعیت میدان نبرد، فرماندهی نیروهای دشمن تلاش می کرد تا تاریک شدن هوا به مقاومت در پل حفار ادامه دهد. دشمن قصد داشت، باتقویت منطقه، ابتدا منطقه سرپل را حفظ کند و پس از آن، با نصب پل روی رودخانه کارون، نیروهای محاصره شده را نجات دهد وسپس، با استقرار در منطقه غرب رودخانه کارون، از ادامه پیشروی نیروهای خودی جلوگیری کند.
بر همین اساس، دشمن در اولین اقدام با وارد کردن تیپ 10 زرهی گارد جمهوری، سعی کرد، پل حفار را حفظ کرده و با استقرار تیپ 16 زرهی از لشکر 6 زرهی درغرب رودخانه کارون، از پیشروی نیروهای خودی جلوگیری کند. تهاجم رزمندگان به نیروهای تیپ 10 سبب شد تا این نیروها در همان لحظات اولیه حضور در منطقه سرپل، محاصره شده و عقب نشینی کنند، در صورتی که اگر در حمله به تیپ 10 تأخیر صورت می گرفت، بی گمان نیروهای تیپ 10 دشمن پس از حضور در منطقه، دست به ضد حمله می زدند.
با آزاد شدن جاده ماهشهر – آبادان در ساعت 8:32 بامداد روز پنجم مهر و پیشروی نیروهای خودی از شمال به جنوب وتصرف پل قصبه، امکان مقاومت از عراقی ها گرفته شده بود.
در بعد از ظهر همان روز بخشی از پل حفار تصرف شده بود ولی عراقی ها برای باز نگه داشتن عقبه نیروهای محاصره شده خود در شرق کارون، همچنان مقاومت می کردند،  چنان که با تاریک شدن هوا حرکت ستون نیروهای دشمن از اهواز به سمت خرمشهر دیده می شد.
بدین ترتیب، روز اول عملیات در حالی به پایان رسید که دشمن به دلیل عقب ماندگی، توان مقابله با نیروهای خودی را نداشت و تنها، به تاریک شدن هوا، باز نگاه داشتن پل حفار برای تقویت منطقه و یا امکان عقب نشینی نیروهای محاصره شده امید بسته بود. در روز دوم عملیات (ششم مهر)، در حالی که پیشروی نیروهای خودی همچنان ادامه داشت، دشمن واکنش جدی از خود نشان نداد و از بعدازظهر همان روز نیروهای عراقی به تدریج تسلیم شده و یا عقب نشینی کردند و سرانجام در پایان این روز عملاً منطقه سرپل دشمن آزاد شد.
در روز سوم عملیات نیز در پی پاکسازی منطقه، محاصره آبادان به پایان رسید و فرمان امام خمینی مبنی بر شکستن حصر آبادان، در مدت 48 ساعت آفند تحقق یافت و نیروهای خودی پس از پاکسازی کامل منطقه، در ساحل شرقی رودخانه کارون استقرار یافتند. در این عملیات علاوه بر آزاد سازی منطقه اشغالی در شرق رودخانه، بخش وسیعی از نیروهای خودی – که درگیر پدافند در منطقه بودند – آزاد و برای عملیات های بعدی آماده شدند.
نتایج عملیات ثامن الائمه (ع)
در این عملیات سلحشوران اسلام به نتایج مهمی دست یافتند، از جمله:
1-     ساحل شرقی رودخانه کارون تصرف و تامین گردید.
2-     آبادان از محاصره یک ساله خارج شد.
3-     بیش از 150 کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده، آزاد گردید.
4-     بیش از 3 هزار نفر از نیروهای دشمن کشته و زخمی شدند و 1656 نفر نیز به اسارت در آمدند.
5-  تعداد 90 دستگاه تانک و نفربر، 100 دستگاه انواع خودرو دشمن منهدم گردید و تعداد 3 فروند هواپیما و یک فروند هلیکوپتر عراق نیز سرنگون شدند.
همچنین 100 دستگاه تانک، 60 دستگاه نفربر، 3 دستگاه لودر و 150 دستگاه خودرو به غنیمت گرفته شد.
صدام پس از این شکست 7 تن از فرماندهان خود را تیرباران کرد.
با توجه به نقش شجاعانه لشکر 77 پیاده با تصویب شورای عالی دفاع درتاریخ یازدهم مهر 1360، به لشکر پیروز خراسان تغییر نام داد.
پیامدهای شکسته شدن محاصره آبادان

موفقیت عملیات ثامن الائمه (ع) درابعاد مختلف پیامدهایی به همراه داشت که آن را در دو محور عمده، داخلی و خارجی ارزیابی می کنیم.
الف - پیامدهای داخلی
1-  با انجام موفقیت آمیز اولین عملیات وسیع ایران در جبهه ها ، روحیه نیروهای رزمنده تقویت وتوانمندانه تر از پیش به نبرد با دشمن پرداختند.
2-  از نظر سیاسی وضعیت سیاسی کشور منسجم تر شد و کمتر از یک هفته بعد از این عملیات، مردم با شرکت در سومین انتخابات ریاست جمهوری، حضرت آیت الله خامنه ای را به ریاست جمهوری برگزیدند، که این امر منجر به موفقیت بیشتر در سیاست های خارجی نظام نیز گردید.
3-  با تثبیت دولت اسلامی و وحدت نظر مسئولین نظام، موضع گیری های قاطعانه و به موقعی در قبال مسائل خارجی انجام گرفت.
ب: پیامدهای خارجی
مهم ترین پیامد خارجی این عملیات تشکیل شورای همکاری خلیج فارس توسط کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، به منظور جلوگیری از گسترش و نفوذ انقلاب اسلامی و یاری رساندن به رژیم متجاوز عراق بود، همچنین تحرکات نظامی امریکا در خلیج فارس  به منظور اعمال فشار بر ایران و حمایت از کشورهای منطقه بیشتر شد.
امریکا با اعزام ناوگان نظامی خود در خاورمیانه و آب های دریای عمان، مانورهایی انجام داد و تهاجم  تبلیغی گسترده ای را علیه ایران آغاز کرد و با نشر اکاذیب و شایعات، وحشت  بی مورد رژیم های منطقه را از ایران بیشتر کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 8:32  توسط مجید غفوری  | 

تكذيب شايعه منتسب به آيت الله بهجت

حضرت آيت الله بهجت از مراجع تقليد شايعه ديدن روياي تولدقاتل امام عصر(عج) توسط خود را تكذيب كرد.
در روزهاي اخير در برخي مناطق كشور بويژه استانهاي اصفهان و آذربايجان شايع شده بود كه آيت الله بهجت هنگام وضوگرفتن بيهوش شده و پس از به هوش آمدن و جويا شدن حال ايشان، وي بيان مي دارد هم اكنون قاتل امام عصر(عج) به دنيا آمده وهنگام بيهوشي چهره او را درعالم رويا مشاهده كرده است.
به دنبال انتشار اين شايعه، حجت الاسلام فاطمي نيا ازشاگردان اين مرجع تقليد درملاقات با ايشان موضوع را مطرح و درخصوص صحت اين شايعه سوال ميكند.به گفته فاطمي نيا، آيت الله بهجت بشدت موضوع اين خواب را تكذيب كرده است.
وي توضيح داد: «پس ازشنيدن اين شايعه ونگرانيهاي پيش آمده ازهدفدار بودن انتشارآن به محضراين مرجع عاليقدر شتافته و در ديدارم با ايشان مسئله خواب رامورد سوال قراردادم كه ايشان نيزموضوع را به كل تكذيب فرمودند».
فاطمي نيا با «هدف دار» خواندن انتشار اين گونه شايعات به شايعه پراكنان حمله كرد وهدف نهايي شايعه پراكنان را «خدشه داركردن مهدويت و فلسفه انتظار» دانست.
وي طراحان وعاملين انتشار اين شايعه را «مشتي ياوه سرا» خواند و از مردم خواست درمورد موضوعات اعتقادي هوشيارانه برخورد كنند وبا بينش اسلامي اين جريان را ازتحقق اهداف خود بازدارند.

 

دعوت آيت الله مكارم شيرازي از پاپ براي مناظره

حضرت آيت الله مكارم شيرازي از مراجع تقليد شيعه و علماي برجسته جهان اسلام پاپ را به مناظره علمي و منطقي دعوت كرد.
اين مرجع تقليد كشورمان كه در درس خارج فقه حوزه علميه به مناسبت روز پايان درس قبل از ماه مبارك رمضان سخن مي گفت، افزود: اين مناظره مي تواند در هر زمان و هر مكان و بدون هيچگونه قيد و شرط باشد و به طور زنده پخش شود و من مطمئن هستم در پايان اين مناظره مردم جهان قضاوت خواهند كرد كه اسلام منادي صلح و صفا و دوستي است و جهاد يك سپر دفاعي در برابر دشمنان است و نه براي تحميل عقيده.
آيت الله العظمي مكارم شيرازي تصريح كرد: قرنهاست بسياري از مسيحيان در كشورهاي اسلامي با ما زندگي مي كنند و هرگز شنيده نشده كسي را مجبور به تغيير عقيده كنند.
وي اضافه كرد: سخنان ستيزه جويانه پاپ مصداق بارز گسترش خشونت در جهان بود و متاسفانه فضاي دنيا را ناامن تر كرد و همزيستي مسالمت آميز مسلمين و مسيحيان را به خطر افكند. اين در حالي است كه ما در اين زمان بيش از هر زمان ديگر نياز به دعوت به آرامش و امنيت و صلح داريم.
ايشان از تمام طلاب و مبلغان اسلام خواست تا صلح طلبي اسلام را به اتكاي آيات قرآن و روايات اسلامي در ماه مبارك رمضان براي مردم تشريح كنند.

كتاب ضد پاپ در فهرست كتابهاي پرفروش تركيه

كتاب حمله به پاپ، چه كسي پاپ را در استانبول خواهد كشت؟ در روزهاي اخير در صدر كتابهاي پرفروش تركيه قرار گرفته است. اين كتاب كه توسط نويسنده اي به نام اوزل كايا نوشته شده است به ماجراي قتل پاپ در ديدار پاپ از تركيه كه در نوامبر آينده انجام خواهد شد مي پردازد.
كتاب مذكور كه در 300 صفحه نوشته شده است به ماجراهاي منتهي به كشته شدن پاپ در اين ديدار، نقش سرويس اطلاعاتي تركيه و لژ ماسوني پي دو در جريان اين قتل مي پردازد. يكي از شخصيت هاي داستاني اين كتاب، مهمت علي آقا است. او همان كسي است كه در جريان ديدار پاپ ژان پل دوم در 1981 از تركيه به او شليك كرد و باعث زخمي شدن وي شد. گفتني است سخنان اخير پاپ بنديكت شانزدهم در مورد خشن خواندن اسلام، خشم جهان اسلام را برانگيخته است و اعتراض هاي فراواني در بيشتر كشورهاي اسلامي در اين باره صورت گرفته است

پاپ به سازمان كنفرانس اسلامى توضيح داد

پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر كاتوليك هاى جهان، پيامى را به «احسان الدين اكمل اوغلو »، رئيس  سازمان كنفرانس اسلامى ارسال كرد .
پاپ بنديكت شانزدهم براى ارائه پاره اى توضيحات در خصوص اظهارات اخيرش كه خشم جهان اسلام را برانگيخت اين پيام خود را از طريق اسقف اعظم «سلستينو ميگليوره » نماينده دائمى واتيكان در سازمان ملل به رئيس سازمان كنفرانس اسلامى داد.
هفته گذشته پاپ طى سخنرانى خود در دانشگاه « رگنزبرگ » در آلمان به نقل قول از يك امپراطور قرن چهاردهمى پرداخت كه اظهارات وى اهانت به پيامبر(ص) و دين اسلام تلقى مى شود . از آن زمان تاكنون رهبر 1/1 ميليارد كاتوليك جهان تحت فشار در حال رشدى براى اعلام عذرخواهى روشن و بدون ابهام قرار گرفته است.
روز جمعه، « ميگليوره » پيام ويژه «اكمل الدين احسان اوغلو » پاپ را به كه وى نيز براى تماس و گفت وگو به نيويورك رفته است تحويل داد.
رئيس سازمان كنفرانس اسلامى گفت كه پس از بررسى دقيق اين پيام درباره آن اظهارنظر خواهد كرد . پاپ براى كاستن از رنجش مسلمانان سفراى كشورهاى اسلامى را براى گفت وگو به واتيكان فراخوانده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 7:59  توسط مجید غفوری  | 

حضرت امام سجاد (ع)  میفرمایند :

 

 

و الحمد لله الذي جعل من تلك السبل شهره شهر رمضان ، شهر الصيام ، و شهر الاسلام ، و شهر الطهور ، و شهر التمحيص ، و شهر القيام الذي انزل فيه القرآن ، هدي للناس ، و بينات من الهدي و الفرقان .

 

و سپاس خدايي را سزاست كه ماه خود ماه رمضان ( مستفاد از اين جمله آن است كه رمضان يكي از نامهاي خداي تعالي است ) ماه صيام و روزه ( امساك و خودداري از خوردن و آشاميدن در اوقات معلومه ) و ماه اسلام ( ماه طاعت و فرمانبري از جهت بسياري طاعت و بندگي ، يا ماه دين اسلام براي اين كه واجب شدن روزه آن از مختصات اين امت است ، چنان كه حفص ابن غياث نخعي گفته : شنيدم حضرت صادق - عليه السلام - مي فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر هيچيك از امتهاي پيش از ما واجب نكرده است ، پس به آن حضرت گفتم : معني قول خداي تعالي " سوره 2 ، آيه 183 " : يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم " اي اهل ايمان روزه بر شما واجب شد چنان كه بر آنان كه پيش از شما بودند واجب گرديد " چيست ؟ فرمود : خداوند روزه ماه رمضان را بر پيغمبران واجب گردانيد نه بر امتها ، پس اين امت را به ماه رمضان " بر امتهاي گذشته " برتري داد ، و وجوب روزه آن را بر رسول خدا و بر امت آن حضرت قرار داد ) و ماه پاكيزگي ، و ماه تصفيه و پاك كردن ( از گناهان ، يا ماه تخليص و رهايي از آنها ) و ماه قيام و ايستادن ( براي نماز در شبها ) را يكي از آن راههاي احسان قرار داد ( و اين كه ماه رمضان را ماه قيام گفتند براي آن است كه نماز مستحبي در شبهاي آن بسيار خوانده مي شود ، و مشهور در روايات علاوه از نمازهاي مستحبي كه در هر شب بايد خواند چنان كه بسياري از علما فرموده اند : خواندن هزار ركعت نماز در شبهاي آن مستحب است ، و كيفيت آن ، آن است كه هر شبي تا بيست شب بيست ركعت : هشت ركعت پس از نماز مغرب و دوازده ركعت پس از نماز عشاء و در شب نوزدهم به غير از بيست ركعت صد ركعت ديگر خوانده شود ، و در ده شب پس از بيست شب هر شبي سي ركعت : هشت ركعت پس از نماز مغرب و بيست و دو ركعت پس از نماز عشاء و در هر شب از بيست و يكم و بيست و سوم به غير از سي ركعت صد ركعت ديگر كه مجموع آنها هزار ركعت است ، و اگر ماه رمضان از سي روز كمتر باشد نماز شب سي ام ساقط است و به جاي آن خواندن درست نيست ) آن چنان ماهي كه قرآن در آن فروفرستاده شد ( خداي تعالي آن را در شب قدر به آسمان دنيا فرستاد و از آنجا در مدت بيست و سه سال به تدريج بر پيغمبر - صلي الله عليه و آله - نازل گردانيد ) در حالي كه براي مردم راهنما ( ي از گمراهي ) و نشانه هاي آشكار رهبري ( حلال و حرام ) و جداكننده ميان حق و باطل است ( جمله الذي انزل فيه القرآن هدي للناس وبينات من الهدي والفرقان از قرآن شريف " سوره 2 ، آيه 185 " اقتباس شده ) .

 

                                                                                                                                            صحيفه سجاديه  

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 8:15  توسط مجید غفوری  | 

 

                                                  فضيلت ماه مبارك رمضان

 

پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،هر كس همه اين ماه را روزه بگيرد بر خدا واجب است كه همه گناهانش را ببخشد، بقيه عمرش را تضمين كند و او را از تشنگى و عطش دردناك روز قيامت امان دهد.»


«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معناى شدت حرارت گرفته شده و به معناى سوزانيدن مى‏باشد.(1) چون در اين ماه گناهان انسان بخشيده مى‏شود، به اين ماه مبارك رمضان گفته‏اند.

پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «انما سمى الرمضان لانه يرمض الذنوب؛(2) ماه رمضان به اين نام خوانده شده است، زيرا گناهان را مى‏سوزاند.»

رمضان نام يكى از ماه‏هاى قمرى و تنها ماه قمرى است كه نامش در قرآن آمده است و يكى از چهار ماهى است كه خداوند متعال جنگ را در آن حرام كرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.)

در اين ماه كتاب‏هاى آسمانى قرآن‏كريم، انجيل، تورات، صحف و زبور نازل شده است.
(3)

اين ماه در روايات اسلامى ماه خدا و ميهمانى امت پيامبر اكرم(ص) خوانده شده و خداوند متعال از بندگان خود در اين ماه در نهايت كرامت و مهربانى پذيرايى مى‏كند؛ پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،
(4) هر كس همه اين ماه را روزه بگيرد بر خدا واجب است كه همه گناهانش را ببخشد، بقيه عمرش را تضمين كند و او را از تشنگى و عطش دردناك روز قيامت امان دهد.»(5)

اين ماه، در ميان مسلمانان از احترام، اهميت و جايگاه ويژه‏اى برخوردار و ماه سلوك روحى آنان است و مؤمنان با مقدمه‏سازى و فراهم كردن زمينه‏هاى معنوى در ماه‏هاى رجب و شعبان هر سال خود را براى ورود به اين ماه شريف و پربركت آماده مى‏كنند، و با حلول اين ماه با شور و اشتياق و دادن اطعام و افطارى به نيازمندان، شب‏زنده‏دارى و عبادت، تلاوت قرآن، دعا، استغفار، دادن صدقه، روزه‏دارى و... روح و جان خود را از سرچشمه فيض الهى سيراب مى‏كنند. 

                                                          فضائل ماه رمضان

1. برترين ماه سال
ماه مبارك رمضان به جهت نزول قرآن كريم در آن و ويژگى‏هاى منحصرى كه دارد در ميان ماه‏هاى سال‏قمرى برترين است؛ قرآن كريم مى‏فرمايد: «ماه رمضان ماهى است كه قرآن براى هدايت انسان‏ها در آن نازل شده است.»
(6)

پيامبر گرامى(ص) درباره ماه رمضان مى‏فرمايد: «اى مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و مغفرت به شما روى آورد، ماهى كه نزد خدا از همه ماه‏ها برتر و روزهايش بر همه روزها و شب‏هايش بر همه شب‏ها و ساعاتش بر همه ساعات برتر است، ماهى است كه شما در آن به ميهمانى خدا دعوت شده و مورد لطف او قرار گرفته‏ايد، نفس‏هاى شما در آن تسبيح و خوابتان در آن عبادت، عملتان در آن مقبول و دعايتان در آن مستجاب است.... بهترين ساعاتى است كه خداوند به بندگانش نظر رحمت مى‏كند... .»
(7)

2. نزول كتب آسمانى در اين ماه
تمام كتب بزرگ آسمانى مانند: قرآن كريم، تورات، انجيل، زبور، صحف در اين ماه نازل شده است. حضرت امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «كل قرآن كريم در ماه رمضان به بيت المعمور نازل شد، سپس در مدت بيست سال بر پيامبر اكرم(ص) و صحف ابراهيم در شب اول ماه رمضان و تورات در روز ششم ماه رمضان، انجيل در روز سيزدهم ماه رمضان و زبور در روز هيجدهم ماه رمضان نازل شد.»
(8)


3. توفيق روزه
در ماه رمضان خداوند متعال توفيق روزه‏دارى را به بندگانش داده است؛ «پس هر كه ماه [رمضان] را درك كرد، بايد روزه بگيرد.»
(9)

انسان افزون بر جنبه مادى و جسمى، داراى بُعد معنوى و روحى هم هست و هر كدام در رسيدن به كمال مطلوب خود، برنامه‏هاى ويژه را نياز دارند، يكى از برنامه‏ها براى تقويت و رشد بُعد معنوى، تقوا و پرهيزگارى است؛ يعنى اگر انسان بخواهد خودش را از جنبه معنوى رشد و پرورش دهد و به طهارت و كمال مطلوب برسد، بايد هواى نفس خود را مهار كند و موانع رشد را يكى پس از ديگرى بر دارد و خود را سرگرم لذت‏ها و شهوات جسمى نكند. يكى از اعمالى كه در اين راستا مؤثر و مفيد است روزه‏دارى است، قرآن كريم مى‏فرمايد: «... اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! روزه بر شما نوشته شد، همان گونه كه بر پيشينيان از شما نوشته شده، تا پرهيزگار شويد.»
(10)



برخى از فوايد و فضائل روزه:
الف. تقويت تقوا، پرهيزگارى و اخلاص؛(11)
امام صادق(ع) مى‏فرمايد: خداوند متعال فرموده: «روزه از من است و پاداش آن را من مى‏دهم.»
(12)

حضرت فاطمه(س) مى‏فرمايد: «خداوند روزه را براى استوارى اخلاص، واجب فرمود.»
(13)


ب. مانع عذاب‏هاى دنيوى و اخروى:
امام على(ع) مى‏فرمايد: «روزه روده را باريك مى‏كند گوشت را مى‏ريزد و از گرماى سوزان دوزخ دور مى‏گرداند.»
(14)

پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «روزه سپرى در برابر آتش است.»
(15)


ج. آرامش روان و جسم:
روزه‏دارى روح و روان و قلب و دل و نيز جسم را آرامش داده و باعث سلامتى روح و تندرستى جسم مى‏شود.

پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «روزه بگيريد تا سالم بمانيد.»

باز مى‏فرمايد: «معده خانه تمام دردها و امساك [روزه [بالاترين داروهاست.»(16)

حضرت امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «روزه و حج آرام‏بخش دلهاست.»(17)

حضرت على(ع) مى‏فرمايد: «خداوند بندگان مؤمن خود را به وسيله نمازها و زكات و حديث در روزه‏دارى روزه‏هاى واجب [رمضان[ براى آرام كردن اعضا و جوارح آنان، خشوع ديدگانش و فروتنى جان‏هايشان و خضوع دلهايشان حفظ مى‏كنند.»(18)

امروزه در علم پزشكى و از نظر بهداشت و تندرستى نيز در جاى خود ثابت شده كه روزه‏دارى تأثيرهاى فراوانى بر آرامش روح و روان و سلامتى جسم و بدن دارد، دفع چربى‏هاى مزاحم، تنظيم فشار، قند خون، و... نمونه آن است.
(19)


د. مانع نفوذ شيطان:
امام على(ع) به پيامبر اكرم(ص) عرض كرد: يا رسول الله! چه چيزى شيطان را از ما دور مى‏كند؟ پيامبرگرامى(ص) فرمود: روزه چهره او را سياه مى‏كند و صدقه پشت او را مى‏شكند.»
(20)

بنابراين، روزه مانع نفوذ شيطان‏هاى جنى و انسى شده و وسوسه‏هاى آنان را خنثى مى‏كند.


ه . مساوات بين غنى و فقير:
انسان روزه‏دار در هنگام گرسنگى و تشنگى، فقرا و بينوايان را ياد مى‏كند و در نتيجه به كمك آن‏ها مى‏شتابد. حضرت امام حسن عسگرى(ع) درباره علت وجوب روزه مى‏فرمايد: «تا توانگر درد گرسنگى را بچشد و در نتيجه به نيازمند كمك كند.»
(21)


و. احياء فضائل اخلاقى
حضرت امام رضا(ع) درباره علت وجوب روزه مى‏فرمايد: «تا مردم رنج گرسنگى و تشنگى را بچشند و به نيازمندى خود در آخرت پى‏ببرند و روزه‏دار بر اثر گرسنگى و تشنگى خاشع، متواضع و فروتن، مأجور، طالب رضا و ثواب خدا و عارف و صابر باشد و بدين سبب مستحق ثواب شود،... روزه موجب خوددارى از شهوات است، نيز تا روزه در دنيا نصيحت‏گر آنان باشد و ايشان را در راه انجام تكاليفشان رام و ورزيده كند و راهنماى آنان در رسيدن به اجر باشد و به اندازه سختى، تشنگى و گرسنگى كه نيازمندان و مستمندان در دنيا مى‏چشند پى ببرند و در نتيجه، حقوقى كه خداوند در دارايى‏هايشان واجب فرموده است، به ايشان بپردازند... .»
(22)



4. وجود شب قدر در اين ماه
شب قدر از شب‏هايى كه برتر از هزار ماه است و فرشتگان در اين شب به اذن خدا فرود مى‏آيند و جميع مقدرات بندگان را در طول سال تعيين مى‏كنند
(23) و وجود اين شب در اين ماه مبارك نعمت و موهبتى الهى بر امت پيامبر گرامى اسلام(ص) است و مقدرات يك سال انسان‏ها (حيات، مرگ، رزق و...) براساس لياقت‏ها و زمينه‏هايى كه خود آنها به وجود آورده‏اند تعيين مى‏شود و انسان در چنين شبى با تفكر و تدبر مى‏تواند به خود آيد و اعمال يك سال خود را ارزيابى كند و با فراهم آوردن زمينه مناسب بهترين سرنوشت را براى خود رقم زند.(24)

حضرت امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «تقدير مقدرات در شب نوزدهم و تحكيم آن در شب بيست و يكم و امضاء آن در شب بيست و سوم است.»
(25)


5. بهار قرآن
نظر به اين‏كه قرآن كريم در ماه مبارك رمضان نازل شده و تلاوت آيات آن در اين ماه فضيلت بسيارى دارد، در روايات اسلامى، از ماه رمضان به عنوان بهار قرآن ياد شده است؛ چنان‏كه حضرت امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «هر چيزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.»
(26)



يك نكته!
بديهى است فضائل و ثواب‏هايى كه براى ماه مبارك رمضان و روزه‏دارى ذكر شده و به برخى از آن‏ها اشاره شد، از آنِ كسانى است كه حقيقت آن را درك كنند و به محتواى آن عمل و در گفتار و كردار به كار گيرند و به آن‏ها جامه عمل بپوشانند. چنان در روايات اسلامى براى روزه‏دارى آدابى ذكر شده و كسانى كه صرفاً تلاوت قرآن مى‏كنند، ولى به آيات و احكام آن عمل نمى‏كنند و يا آن كه از روزه‏دارى تنها رنج گرسنگى و تشنگى را مى‏كشند و بوسيله گناه، تأثير روزه را از بين مى‏برند و ماه مبارك رمضان و فضاى معنوى آن تأثيرى بر اشخاصى بر جاى نمى‏گذارد، مورد نكوهش قرار گرفته‏اند.

چنان‏كه پيامبر اكرم(ص) به زنى كه با زبان روزه كنيز خود را دشنام مى‏داد فرمود: چگونه روزه‏دارى و حال آن‏كه كنيزت را دشنام مى‏دهى؟! روزه فقط خوددارى از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه خداوند آن را علاوه بر اين دو، مانع كارها و سخنان زشت كه روزه را بى‏اثر مى‏كنند قرار داده است، چه اندكند روزه‏داران و چه بسيارند كسانى كه گرسنگى مى‏كشند.»(27)

حضرت امام سجاد(ع) در دعاى حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض مى‏كند: به وسيله روزه اين ماه ياريمان ده تا اندام‏هاى خود را از معاصى تو نگه داريم و آن‏ها را به كارهايى گيريم كه خشنودى تو را فراهم آورد، تا با گوش‏هايمان سخنان بيهوده نشنويم و با چشمانمان به لهو و لعب نشتابيم و تا دستمانمان را به سوى حرام نگشاييم و با پاهايمان به سوى آن‏چه منع شده ره نسپاريم و تا شكمهايمان جز آن‏چه را تو حلال كرده‏اى در خود جاى ندهد و زبان‏هايمان جز به آن‏چه تو خبر داده‏اى و بيان فرموده‏اى گويا نشود... .»(28)

بنابراين، در ماه مبارك بايد تمام اعضا و جوارح را از حرام دور نگه داشت و با اخلاص، توكل و توسل از اهل‏بيت(ع) و عمل به دستورها و احكام قرآن كريم و دورى از گناهان، انجام توبه نصوح و واقعى، عبادت، شب‏زنده‏دارى، درك فضيلت شب قدر و... فضيلت ماه مبارك رمضان را درك كرد و از آن در راستاى رسيدن به كمال حركت كرد و بايد در اين ماه به گونه‏اى خودسازى كرد كه با اتمام ماه مبارك تأثير و فوايد آن در روح و جان افراد باقى باشد و اثر آن تا ماه رمضان سال بعد ماندگار باشد.


پى‏نوشت‏ها:


1. مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، ص 209، دارالكتاب العربى، بيروت.

2. بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 55، ص 341، مؤسسه الوفاء، بيروت.

3. ر.ك: الكافى، محمد بن يعقوب كلينى، ج 2، ص 628، دارالكتب الاسلامية، تهران.

4. وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، ج 2، ص 628، دارالكتب الاسلامية، تهران.

5. ...

6. سوره بقره، آيه 185.

7. ر.ك: وسائل الشيعه، همان، ج 10، ص 313.

8. ر.ك: الكافى، همان، ج 2 ،ص 628.

9. سوره بقره، آيه 185.

10. سوره بقره، آيه 183.

11. همان.

12. ميزان الحكمة، محمد محمدى‏رى‏شهرى، ترجمه: حميدرضا شيخى، ج 7، ص 3207، مؤسسه دارالحديث، قم.

13. همان، ص 3209.

14. همان.

15. همان.

16. همان.

17. همان.

18. همان.

19. تفسير نمونه، آيت‏الله مكارم شيرازى و ديگران، ج 1 ،ص 631، دارالكتب الاسلامية، تهران.

20. مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 7، ص 154، مؤسسه آل‏البيت، قم.

21. ميزان الحكمة، همان.

22. همان، ص 3209.

23. سوره قدر، آيه 1 ـ 5.

24. تفسير الميزان، علامه طباطبايى، ج 18، ص 132؛ ج 19، ص 90، مؤسسه مطبوعاتى اسماعيليان، قم.

25. وسائل الشيعه، همان، ج 10، ص 354.

26. وسائل الشيعه، همان، ج 6، ص 203.

27. الكافى، همان، ج 4، ص 87.

28. الصحيفة السجادية، امام سجاد(ع) ص 186، دفتر نشر الهادى، قم.

                                                                                                                                                 على اميرخانى

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 9:0  توسط مجید غفوری  |