|
|
|
|
|
حضرت امام مهدی (عج) سجدة الشكر من ألزم السنن و أوجبها . سجده شكر از لازم ترين و واجب ترين مستحبات است . بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 161
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 22:43 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
پيامبر اعظم(ص) بدرفتاري و بي حرمتي به شخص خود را با نظر اغماض مي نگريست، كينه كسي را در دل نگاه نمي داشت و درصدد انتقام برنمي آمد. حجت الاسلام شيخ حسين انصاريان |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 22:18 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
آخرين روزي كه «علي» در مرخصي بود، دير وقت به خانه آمد. از او پرسيدم «تا اين وقت شب كجا بودي؟» گفت: «با موتور به بهشت زهرا رفته بودم و جاي خود را در بين شهداي انقلاب جستجو مي كردم.» چند روز قبل هم در حالي كه عكسي از خودش را بزرگ كرده بود، به خانه آمد. وقتي عكس را به مادرم مي داد، مادرم از او پرسيد: «تو كه خودت هستي، اين عكس را براي چه بزرگ كردي. » به نقل از خواهر شهيد علي نور محمدي |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 15:35 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
زمان وقوع قيامت را غير از خدا كسي نمي داند و قرآن نيز بدان تصريح مي كند و مي فرمايد: «از تو درباره رستاخيز سوال مي كنند كه وقوع آن چه وقت است؟ بگو: علم آن فقط در نزد پروردگار من است و هيچ كس (نمي تواند) وقت آن را آشكار سازد (اما قيام قيامت حتي) در آسمان ها و زمين سنگين و پر اهميت است به جز به طور ناگهاني به سراغ شما نمي آيد. از تو سوال مي كنند كه گويي تو آن را مي داني، بگو علم آن تنها در نزد خداست، ولي بيشتر مردم نمي دانند«. محدثه كاظمى |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 13:57 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در روایات آمده است که حضرت مهدی (عج) جمیع اوصاف و ویژگی های پیامبران گذشته خود را خواهد داشت. امام سجّاد علیه السّلام در ضمن حدیثی چند نشانه را بیان می کند: «قائم ما دارای نشانه هایی از شش پیامبر است: 1. نشانه ای از حضرت نوح علیه السّلام (طول عمر) 2. نشانه ای از حضرت ابراهیم علیه السّلام (مخفی بودن محلّ ولادتش) 3. نشانه ای از حضرت عیسی علیه السّلام (اختلاف رأی مردم درباره اش، و اعتزال او از مردم) 4. نشانه ای از حضرت موسی علیه السّلام (ترس از دشمن و غیبت، که حضرت موسی علیه السّلام از ترس فرعونیان از مصر به مَدْین رفت و مدّتی مخفی بود) 5. نشانه ای از حضرت ایّوب علیه السّلام (گشایش و پیروزی پس از بلیّات و گرفتاری) 6. نشانه ای از رسول خدا صلّی الله علیه و آله (قیام به شمشیر) و در بعضی از روایات نشانه ای از حضرت یوسف علیه السّلام نیز ذکر شده و آن زندان است. (شاید منظور دوری او از دوستانش است که به منزله زندانی بودن اوست («اعلام الوری»، ص 402 و 403)) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 19:16 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
ده ساله بودم كه به بيماري سختي مبتلا شدم، دوستان و آشنايان از زندگي من نااميد شدند تقريبا وسايل مراسم سوگواري مرا نيز تهيه كردند. چرا كه يقين داشتند اين آخرين شب حيات من است، اما همان شب در عالم بين خواب و بيداري پيامبر(ص) و دوازده امام(ع) را زيارت كردم. با هر يك از آنها مصافحه نمودم . بين من و امام صادق(ع) سخني گذشت كه در ذهنم نماند، جز آن كه حضرت در حق من دعا كردند بعد با امام عصر حضرت بقيه الله(عج) مصافحه كردم و در حال گريستن عرض كردم. مولاي من! مي ترسم كه با اين بيماري فوت كنم و اهداف علمي و عملي خود را به دست نياورده باشم. حضرت فرمودند: نترس، زيرا تو با اين بيماري فوت نخواهي كرد. بلكه خداوند متعال تو را شفا مي دهد و عمري طولاني خواهي داشت، آن گاه قدحي را كه در دست مباركشان بود به دست من دادند، از آن آشاميدم و در همان لحظه شفا يافتم و بيماري كاملا رفع شد و در بستر خود نشستم. خانواده ام شگفت زده به من نگريستند اما تا چند روز ماجرا را براي آنها تعريف نكردم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 11:34 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
تازه حقوقش را گرفته بود، از سپاه مريوان بيرون آمد، ديد يك زن بچه بغل، آن سمت خيابان، كنار پياده رو نشسته و دارد گريه مي كند. رفت جلو... آدمي نبود كه از اين جور صحنه ها بي تفاوت عبور كند. از زن پرسيد: »خواهر من، چي شده؟ چرا ناراحتي؟ چه كسي شما را اذيت كرده؟« |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 11:20 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
يك كارشناس ارشد نظامي اسرائيل، در تحليل عمليات حزب الله عليه مواضع صهيونيست ها كه به فرماندهي سيدحسن نصرالله انجام مي گرفت، اظهار داشت: نصرالله عمليات قطره اي و پلكاني را در پيش گرفته است. او هر روز يك پازل عملياتي را اجرا مي كند. نصرالله نشان داده است كه از هوش و جسارت بالايي در طراحي و اجراي عمليات نظامي برخوردار است.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 15:10 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
آورده اند كه مردي از گرسنگي مشرف به مرگ گرديد. شيطان براي او غذايي آورد به شرط آن كه ايمان خود را به او واگذارد. مرد پس از سيري از دادن ايمان ابا كرد، شيطان گفت: با هم قراري داشتيم. مرد گفت: در هنگام گرسنگي چيزي نداشتم كه به تو واگذارم، چون آدم گرسنه، ايمان ندارد، حال كه سيرم با تو قراري ندارم. امثال و حكم دهخدا
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 15:9 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
براساس آنچه از آيات قرآني استنتاج مي شود حيوانات نيز مانند همه موجودات و همه ذرات وجود، به سوي معاد در حركت بوده و همگام با همه نظام وجود و به عنوان قطعه اي از نظام هستي، درسير و حركت اند و حركت و سير آنها هم به آن جايي كه همه حركت ها منتهي خواهد شد، منتهي مي گردد. حجت الاسلام محمدرضا كاشفي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 14:20 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
||
|
|
|||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 9:18 توسط مجید غفوری
|
|
|||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 14:25 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 14:22 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در روايتى از اهل سنت و شيعه - كه هر دو بر آن تأكيد دارند - مىخوانيم: پيامبر(ص) در شب معراج از بهشت عبور مىكرد، جبرئيل از ميوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و هنگامى كه پيامبر(ص) به زمين بازگشت نطفه فاطمه زهرا سلام اللّه عليها از آن ميوه بهشتى منعقد شد. لذا در حديث مىخوانيم كه پيامبر(ص) فاطمه سلام اللّه عليها را بسيار مىبوسيد، روزى همسرش عايشه بر اين كار خرده گرفت، كه چرا اينهمه دخترت را مىبوسى؟! پيامبر(ص) در جواب فرمود: «من هر زمان فاطمه را مىبوسم، بوى بهشت برين را از او استشمام مىكنم». و به اين ترتيب اين مولود بزرگ از عصاره پاك ميوههاى بهشتى و از پدرى همچون پيامبر(ص)، و مادر ايثارگر و فداكارى همچون «خديجه» در روز بيستم جمادى الثانى گام به دنيا نهاد، و طعن و سرزنشهاى مخالفين كه پيامبر را بدون «نسل جانشين» مىپنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به مضمون سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پيامبر و ائمه هدى و خير كثير در طول قرون و اعصار، تا روز قيامت شد. نام های اين بانوى بهشتى (ص) هر كدام از ديگرى پر معنىتر: 1- فاطمه، 2- صديقه، 3- طاهره، 4- مباركه، 5- زكيه، 6- راضيه، 7- مرضيه، 8- محدثه، 9- زهرا و هر يك بيانگر اوصاف و بركات وجود پربركت او است. همين بس كه در نام معروفش «فاطمه» بزرگترين بشارت براى پيروان مكتبش نهفته است، چرا كه «فاطمه» از ماده «فطم» به معنى جدا شدن، يا باز گرفتن از شير است، و طبق حديثى كه از پيامبر گرامى اسلام(ص) روايت شده به امير مؤمنان على(ع) فرمود: «مى دانى چرا دخترم، فاطمه ناميده شد؟ عرض كرد: بفرمائيد. فرمود: براى آنكه او و شيعيان و پيروان مكتبش از آتش دوزخ باز گرفته شدهاند»! از ميان نامهاى او نام «زهراء» نيز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام صادق(ع) پرسيدند: چرا فاطمه را «زهراء» مىنامند؟ فرمود: «زيرا زهراء به معنى درخشنده است و فاطمه چنان بود كه چون در محراب عبادت مىايستاد و نور او براى اهل آسمانها پرتو افكن مىشد، همانگونه كه نور ستارگان براى اهل زمين [پرتو افكن است]. لذا زهراء نام نهاده شد». هنگامى كه خديجه زنى با شخصيت و معروف به بزرگى بود، با پيامبر اسلام(ص) ازدواج كرد زنان مكه از او قطع رابطه كردند، و گفتند: او با جوان تهى دست و يتيمى ازدواج كرده و شخصيت خود را پائين آورده است! اين وضع همچنان ادامه يافت تا اينكه خديجه باردار شد و جنينش كسى جز فاطمه زهرا نبود. به هنگام وضع حمل به سراغ زنان قريش فرستاد و از آنها خواست كه در اين ساعات حساس و پردرد و رنج به يارى او بيايند و تنهايش نگذارند، اما او با اين پاسخ سرد و درد آلود روبرو شد كه: «تو سخن ما را گوش نكردى، با يتيم ابوطالب كه مالى نداشت ازدواج نمودى، ما نيز به كمك تو نخواهيم شتافت»! خديجه با ايمان، از اين پيام زشت و بى معنى سخت غمگين شد، اما در اعماق دلش نور اميدى درخشيد كه خدايش او را در اينحال تنها نخواهد گذاشت. لحظات سخت و بحرانى وضع حمل آغاز شد، او در محيط خانه تنها بود، و زنى كه او را كمك كند وجود نداشت، قلب او فشردهتر مىشد، و امواج خروشان بى مهريهاى مردم روح پاكش را آزار مىداد. ناگهان برقى در افق روحش درخشيد، چشم بگشود و چهار زن را نزد خود ديد، سخت نگران شد. يكى از آن چهار زن صدا زد: نترس و غمگين مباش. پرودرگار مهربانت ما را به يارى تو فرستاده است ما خواهران توايم. من سارهام! و اين يك آسيه همر فرعون است كه از دوستان تو در بهشت خواهد بود. آن ديگر مريم دختر عمران. و اين چهارمى را كه مىبينى دختر موسى بن عمران، كلثوم است! ما آمدهايم كه در اين ساعت يار و ياور تو باشيم. و نزد او ماندند تا فاطمه بانوى اسلام ديده به جهان گشود. آرى به مصداق ان الذين قالوا ربنا اللّه ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة الاتخافوا و لاتحزنوا». كسانى كه بگويند پروردگار ما اللّه است، فرشتگان بر آنها نازل مىشوند و مىگويند نترسيد و اندوهى به خود راه ندهيد» در اينجا نيز علاوه بر فرشتگان، ارواح زنان با شخصيت جهان به يارى خديجه با ايمان و پر استقامت شتافتند. تولد اين مولود خجسته آنچنان پيامبر(ص) را خشنود كرد كه زبان به مدح و ثناى پرورگار گشود، و زبان بدخواهان كه او را ابتر مىخواندند، براى هميشه كوتاه شد. خداوند مژده اين مولود پربركت را در سوره كوثر به پيامبرش داد و فرمود: انا اعطيناك الكوثر. فصل لربك وانحر ان شانئك هو الابتر»: ما سرچشمه جوشان خير كثير را به تو بخشيديم. اكنون كه چنين است، براى پرودگارت نماز بجاى آور و تكبير گو! مسلماً دشمن تو، ابتر است! 1. رياحين الشريعه، جلد1، صفحه .21 |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 14:9 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|||||
|
مقام والاى حضرت فاطمه زهرا عليها السلام فقط از منظر معصومين عليهم السلام كه همتاى ايشانند، قابل بيان است. كلمات و سخنان اين بزرگواران حكايت از كرامت و عظمت والاى اين بانوى عالمه دارد: فاطمه عليها السلام از نگاه امام اميرالمومنين عليه السلام در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه عليها السلام وصاياى خويش را به همسرشان مىنمودند كه "اى پسرعمو! تو هرگز مرا در دوران زندگى دروغگو و خائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم." على عليه السلام كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى بخش خود است، مىفرمايد: "پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامىتر و نيكوتر از آنى كه من به جهت مخالفت كردنت با خود، تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس فراقت بر من گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا صلي الله عليه و آله را بر من تازه كردى. انا لله و انا اليه راجعون از اين مصيبت بزرگ و دردناك و تاثرآور و حزنانگيز!" (1) دقت در كلام على عليه السلام در اين لحظات، شدت علاقه و احترامش را به فاطمه عليها السلام مىرساند. در نگاه امام على عليه السلام فاطمه در چنان مرتبه والايى از زهد و خداترسى و عمل به احكام الهى قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت على عليه السلام در پاسخ به ادعاهاى بى اساس معاويه مبنى بر فضايل امويان در نامهاى مىنويسد: "... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و «صبية النار» از شماست، كودكانى كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و «حمالة الحطب»، آن كه هيزم كشد براى دوزخيان از شماست. اين فضليتها از ماست و آن فضيلتها از شماست... ." (2)
در شعرى كه به ايشان منسوب است، مىفرمايد: "من به فاطمه و فرزندانش مباهات مىكنم! آن گاه به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم افتخار مىكنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسرى من درآورد."(3) شخصيت والايى چون حضرت على عليه السلام به همسرى بانوى جهان افتخار مىكند و همسرى با او را ملاك برترى خود و شايستگىاش بر رهبرى اسلام مىداند. فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن مجتبى عليه السلام امام حسن عليه السلام در موارد بسيارى از مادرشان سخن گفتهاند. من جمله: "شبى ديدم مادرم در محراب، به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براى يكايك مردان و زنان دعا مىكرد و آنان را نام مىبرد ولى براى خود چيزى نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مىكنى، براى خود دعا نمىكنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه."(4) فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسين عليه السلام در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن، امام حسين عليه السلام را احاطه كرد. ضمن خطبه مفصلى فرمودند: "مرا بين كشته شدن و ذلت مخير كردهاند و من هرگز تن به پستى نمىدهم. خدا و رسول مرا از چنين كارى باز مىدارند. همچنين نياكان پاك و دامنهاى مطهر و پاكيزه اجازه چنين پذيرشى را به من نمىدهند."(5) در يك كلام، امام حسين عليه السلام دليل پايمردى و مقاومت خويش را تربيت الهى فاطمه عليها السلام مىداند. امام حسين عليه السلام نقل مىكند: "آن زمان كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم در خانه امسلمه بود، صرصائيل(يكى از فرشتگان الهى) نزد پيامبر آمد و عرض كرد: نور را به عقد نور درآور. پيامبر فرمود: چه كسى را براى چه كسى؟ گفت: دخترت فاطمه عليها السلام را براى على ابن ابىطالب. سپس در حضور جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل فاطمه را به عقد على درآورد." (6) فاطمه عليها السلام از نگاه امام سجاد عليه السلام امام سجاد عليه السلام مىفرمايد: "وقتى كه قيامت فرارسد، منادى ندا مىدهد: در اين روز، ترس و اندوهى به خود راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومى سر بالا مىبرند. فاطمه عليها السلام وارد محشر مىشود و گفته مىشود كسانى كه به آيات ما ايمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلمانانى كه دوستدار اهلبيت هستند، همگى سرها را به زير اندازند. آن گاه اعلام مىشود: اين است فاطمه دخت محمد صلي الله عليه و آله و سلّم . او و همراهانش به سوى بهشت مىروند. خداوند فرشتهاى را خدمت وى مىفرستد و مىگويد: حاجتت را از من بخواه!
فاطمه عرض مىدارد: پروردگارا! حاجت من آن است كه مرا و كسانى را كه فرزندان مرا يارى كردند، مورد عفو قرار دهى."(7) فاطمه عليها السلام از نگاه امام محمدباقر عليه السلام امام باقر عليه السلام به جابر روايت كردند كه: "... چون قيامت شود، جبرئيل ندا مىدهد: خديجه دختر خُوَيْلد كجاست؟ مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، ام كلثوم خوهر موسى كجايند؟ آنان از جاى برمىخيزند ... اى اهل محشر! امروز من كرامت را براى محمد و على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشمها را فرو بنديد، چون فاطمه مىخواهد به بهشت برود. سپس جبرئيل ناقهاى بهشتى مىآورد و آن حضرت را به بهشت مىبرد وليكن ايشان وقتى نزديك بهشت مىرسد درنگ مىكند. خداوند مىفرمايد: درنگ شما براى چيست؟ فاطمه مىگويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزى مقامم شناخته شود. خداوند مىفرمايد: اى دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هر كس را كه دوستى تو يا دوستى يكى از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن." در ادامه امام باقر عليه السلام مىفرمايد: "به خدا سوگند! اى جابر در آن روز فاطمه؛ شيعيان و دوستانش را همانند پرندهاى كه دانه خوب را از دانه بد جدا مىكند، از بين جمعيت جدا مىكند."(8)
فاطمه عليها السلام از نگاه امام جعفر صادق عليه السلام مرحوم مجلسى در ضمن روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند: "فاطمه، صديقه كبرى است. محور حركت انسانهاى گذشته، معرفت و شناخت حضرت فاطمه بوده است."(9) سيدهاشم بحرانى روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه: "نبوت هيچ پيامبرى تكميل نشد مگر اين كه به فضيلت آن حضرت اقرار نموده، و محبت او را دارا باشد."(10) امام صادق عليه السلام در ذيل آيه شريفه "انا اَنزَلناهُ فِى لَيلَةِ القَدر" مىفرمايد: منظور از "ليله" فاطمه و منظور از "قدر" خداوند است. هر كس فاطمه را آن گونه كه سزاوار است، بشناسد، "ليلة القدر" را درك كرده است. (11) فاطمه عليها السلام از نگاه امام موسى كاظم عليه السلام امام كاظم عليه السلام مىفرمايد: "همانا فاطمه، صديقه و شهيده است."(12) سليمان جعفر مىگويد: از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه فرمودند: "در خانهاى كه اسم محمد يا على، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستى وارد نخواهد شد." (13) فاطمه عليها السلام از نگاه امام رضا عليه السلام امام رضا عليه السلام از اجداد گراميش نقل مىكند كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلّم به على عليه السلام فرمودند: سه فضيلت به تو داده شد كه به من داده نشده است. على عليه السلام عرض كرد: چه چيزهايى به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زنى چون من دارى كه من چنين پدر زنى ندارم، همسرى چون فاطمه به تو داده شده كه به من داده نشده است، حسن و حسين به تو داده شده كه به من داده نشده است."(14) امام رضا عليه السلام از پدران بزرگوار خود از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم نقل مىكند كه پس از ازدواج على و فاطمه (عليهماالسلام) خداوند عزوجل فرمودند: "اگر على عليه السلام را نمىآفريدم براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زمين يافت نمىشد."(15)
فاطمه عليها السلام از نگاه امام جواد عليه السلام امام جواد عليه السلام خطاب به موسى بن قاسم وقتي که به امام عرض کرد: در حج از طرف مادرت فاطمه عليها السلام نيز زيارت كردم و گاهى هم نكردم؛ فرمودند: "ايشان را زياد كن، زيرا كه برترين چيزى است كه بدان عمل مىكنى."(16) زكريا بن آدم نقل مىكند: "در محضر امام رضا عليه السلام بودم كه امام جواد عليه السلام در حالى كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتى نشست دستش را روى زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتى طولانى به فكر فرو رفت. امام رضا عليه السلام فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشهاى؟ پاسخ داد: به جهت ستمهايى كه نسبت به مادرم فاطمه عليها السلام انجام دادند."(17) فاطمه عليها السلام از نگاه امام هادى عليه السلام آن حضرت در مورد علت نامگذارى حضرت صديقه طاهره عليها السلام به "فاطمه"، از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم نقل مىكند: "دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مىدارد."(18) فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن عسكرى عليه السلام امام حسن عسكرى عليه السلام از امام على عليه السلام، از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلّم نقل مىكند كه: "آن هنگام كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت به خود مباهات مىكردند. آدم به حوا گفت: خداوند هيچ مخلوقى بهتر از ما نيافريده است. خداوند به جبرئيل فرمود: اين دو بندهام را به فردوس برين ببر! زمانى كه وارد فردوس شدند، چشمانشان به بانويى افتاد كه جامهاى زيبا از جامههاى بهشتى در برداشت و تاجى نورانى بر سر گذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آويخته بود و بهشت از پرتو نور چهرهاش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: حبيبم جبرئيل! اين بانو كه از زيبايى چهرهاش بهشت نورانى گشته، كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد صلي الله عليه و آله و سلّم پيامبرى از نسل تو است كه در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: اين تاجى كه بر سر دارد، چيست؟ پاسخ داد: شوهرش على بن ابيطالب عليه السلام است. گفت: اين دو گوشواره كه بر دو گوش اوست چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسين مىباشند. آدم گفت: حبيبم! آيا اينان پيش از من آفريده شدهاند؟ گفت: بلى، اينان در علم مكنون خداوند چهار هزار سال پيش از آن كه تو آفريده شوى، وجود داشتند."(19) فاطمه عليها السلام از نگاه امام مهدى (عج) حضرت بقيه الله(عج) فرمودند: "دختر رسول خدا فاطمه عليها السلام براى من سرمشق و الگوى نيكويى است."(20) امام مهدى عليه السلام كه با ظهور خويش عالم را متحول مىسازد، حضرت فاطمه عليها السلام را الگوى عملى و حكومتى خويش مىشمرد و اين، حكايت از مقام عظماى بانوى عالم، حضرت زهرا عليها السلام دارد. آنچه مطرح شد، قطرهاى از درياى وجود فاطمه عليها السلام بود. به اين اميد كه در قيامت ما را مشمول عنايت و شفاعت خود قرار دهد. پىنوشتها: 1 ـ فاطمة الزهرا من المهد الى اللحد، ص 609 و 610 / روضة الواعظين، ص 151. 2 - نهج البلاغه، نامه 28. 3 ـ ديوان امام على ابن ابى طالب عليه السلام ، محمدعبدالرحمن عوض، ص 65. 4 ـ بحارالانوار، ج 43، صص 81 و 82، حديث 3. 5 ـ همان، ج 45، ص 9. 6 ـ همان، ج 43، ص 123، حديث 31. 7 ـ عوالم العلوم . 8 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 64. 9 ـ همان، ص 105. 10 ـ مدينه المعاجز به نقل: فاطمة الزهرا بهجة القلب المصطفى، ص 86. 11 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 65، حديث 580. 12 ـ مرآة العقول، ج 5، ص 315. 13 ـ سفينة البحار، ج 4، ص 295. 14 ـ مسندالرضا، ج 1، ص 119، حديث 81 . 15 ـ همان، ج 1، ص 141، حديث 177. 16 ـ اصول كافى، ج 4، ص 314، حديث 2. 17 ـ بحارالانوار، ج 50، ص 59. 18 ـ لسان الميزان، ج 3، ص 346. 19ـ بحارالانوار، ج 53، ص 180. 20 ـ بحارالانوار، ج52، ص179. منبع: ماهنامه كوثر شماره 41 " معصومه شيرى" لينک مقالات مرتبط: - وصيت حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام - واپسين روزهاي فاطمه عليهاالسلام - فاطمه عليها السلام در انديشه امام خميني |
||||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 9:47 توسط مجید غفوری
|
|
||||||
|
|
|
|
|
«فتوریسم» (fotorism) یعنی اعتقاد به دوره آخر الزّمان، و انتظار ظهور منجی، عقیده ا ی که در کیشهای آسمانی یهودیّت (جودائیسم)، و زردشتی (زوراستریانیسم)، و مسیحیّت (در سه مذهب عمده آن: کاتولیک، پروتستان، و ارتدوکس) و مدّعیان نبوّت عموماً، و دین مقدّس اسلام خصوصاً، به مثابه یک اصل مسلّم قبول شده است. و درباره آن در مباحث تئولوژیک مذاهب آسمانی، رشته تئولوژی بیبلیکال، کاملاً شرح و بسط داده شده است. («خورشید مغرب»، ص 52) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 23:17 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
طامه الكبري: لحظه اي كه به طور ناگهاني بر انسان فرود مي آيد و همه چيز را دگرگون مي كند. يوم تجد كل نفس ما عملت: روزي كه انسان هر آنچه كه كرده مي يابد. (سوره آل عمران، آيه۳۰ ) يوم لحمي عليها في نار جهنم: روزي كه كافران در آتش دوزخ تفتيده شوند. يوم يقول نادوا شركايي الذين زعمتم: روزي كه منادي خداوند جار مي زند كه اي مشركان كجايند شريكاني كه براي من برگزيديد. (كهف، ايه ۵۲) يوم عقيم: روزي كه عذابش رشته حيات لذت بخش را عقيم مي گذارد و پاره مي كند. يوم الفزع: روزي كه از شدت سختي هر كس در آسمان و زمين است به فزع و فرياد آيد. يوم لامرد كه من الله: روزي كه راه فراري از حكومت پروردگار وجود ندارد. (سوره روم، ايه۴۳ ) يوم كان مقداره الف سنه: روزي كه مقدار آن به حساب ما هزار سال است. يوم شيب الولدان: روزي كه بچه ها از ترس پير مي شوند. (سوره مزمل، آيه۱۷ ) يوم الصدعك: روزي كه كافران از شدت ترس از هم شكافته شوند. يوم لايوخذ من احد فديه: روزي كه از هيچكس فديه و عوضي براي نجات از آتش قبول نمي شود. يوم السحب: روزي كه زنجيرها در گردن كفار نهاده شده و كشيده مي شوند. يوم السوال من النعيم: روزي كه خداوند از نعمت ها سوال مي كند. يوم الامن: روزي كه مومنين از هر نوع خوفي و حزني در امانند يوم تقرين المجرمين في الاصفار: روزي كه مجرمين و تبه كاران در زنجيرهاي آتشين در بند مي شوند. يوم الصعق: روزي كه صاعقه اش بقدري شديد است كه كسي زنده نمي ماند. يوم ضحك المومن من الكافر: روزي كه مومن به كافر مي خندد همانطور كه كافر در دنيا به مومن مي خنديد و مسخره مي كرد. يوم الخلود: روزي كه كافر و مومن به طور جاويدان در جهنم يا بهشت به سر مي برند. يوم الدع الي النار: روز رانده شدن كافران به سوي آتش. يوم سعي النور المومن بين يديه: روزي كه نور مومن پيشاپيش او در حركت است. يوم تقلب وجوههم في النار: روزي كه كافران و فاسقان صورت هاشان در آتش دگرگون مي شود. يوم تشقق السماء بالغمام: روزي كه خداوند آسمان ها را به وسيله ابرهاي مخصوص (عذاب آفرين) از هم مي شكافد و ملائك از آسمان به سوي زمين مي فرستد. يوم تبدل الارض غير الارض و السموات: روزي كه زمين دنيا، به غير از زمين و آسمان، تبديل شود (نه زميني وجود خواهد داشت نه آسماني). يوم محيط: روزي كه به همه چيز احاطه مي يابد و چيزي را فروگذار نمي كند. يوم التغابن: روزي كه چه مومن و چه كافر احساس غبن و خسارت مي كنند . |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 23:15 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در روایات اسلامی وارد شده است که پس از ظهور حضرت قائم (عج)، حضرت عیسی علیه السّلام از آسمان فرود می آید، و پشت سر مهدی (عج) نماز می گذارد، و فریاد می زند که: «در بیت المقدّس را باز کنید». در را باز می کنند. در این میان، دجّال با هفتاد هزار یهودی مسلّح پدیدار می شود ... و چون عیسی علیه السّلام آهنگ کشتن دجّال می کند، او می گریزد. عیسی علیه السّلام می گوید: من تو را با یک ضربت می شکنم و چنین می شود (او را می گیرد و می کشد)». یهودیان در گوشه و کنار، و در پناه هر سنگ و درخت و جانور و چیز دیگری پنهان می شوند. امّا همه چیز، به سخن می آید و بانگ بر می دارد «ای بنده مسلمان خدا، اینجا یک یهودی است بیا و او را بکش». و اینچنین جهان از وجود یهود پاک می گردد. («خورشید مغرب»، ص 32) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 21:53 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
شش ماه قبل از عمليات كربلاي پنج با شهيد «داود توكلي» در منطقه بوديم. برادر بزرگ او قبلا به شهادت رسيده بود. داود در خانه مثل يك دختر براي مادرش كار مي كرد و در صحرا براي پدرش حكم يك مرد را داشت. خواب ديده بود كه پيرمردي به او گفته «اگر مي خواهي به برادرت بپيوندي با سپاهيان حضرت محمد(ص) اعزام شو». وقتي آن را براي من تعريف كرد، قول گرفت تا شهيد نشده آن را براي كسي بازگو نكنم. به نقل از همرزم شهيد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 21:11 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
مدت كوتاهى پس از به خلافت رسيدن امام على)عليه السلام( و بيعت مردم با آن حضرت، طلحه و زبير از ياران قديمى پيامبر اسلام)صلى الله عليه وآله( كه به دست آوردن سهمى از حكومت ناكام مانده بودند، بيعت خود را شكستند و به سوى مكه رهسپار شدند. آنان در مكه با عايشه همسر رسول خدا)صلى الله عليه وآله( ملاقات كرده و با همدستى يكديگر، مردم را به خونخواهى عثمان عليه امام على)عليه السلام( فرا خواندند. از آن طرف، چون امام از ماجرا آگاه شد، تجهيز قوا فرمود و در صدد دفع فتنه ى ناكثين بر آمد. چون پيروان طلحه و زبير شهر بصره را تصرف كرده و عليه امام شوريدند، سپاه حضرت نيز در مقابل آنان قرار گرفت. امير المؤمنين قبل از آغاز جنگ به ميان هر دو صف لشكر آمد و به نصيحت عايشه و طلحه و زبير پرداخت و عايشه را به خاطر بيرون آمدن از حريم حرم و طلحه و زبير را بر شكستن بيعت ملامت فرمود، امام چون ديد كه صلح امكان پذير نيست. با آنان اتمام حجت كرد و از آن پس، آتش جنگ شعله ور گشت، سر انجام پس از كشته شدن طلحه و زبير و شانزده هزار نفر از ناكثين و شهادت بيش از هزار ياور على)عليه السلام(، اين جنگ با پيروزى امام پايان پذيرفت، اين جنگ به دليل سوار بودن عايشه بر شتر نر، به جمل شهرت يافت. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 19:33 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
( مادر گرامى حضرت ابا الفضل العباس عليه السلام46 ق)
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 12:25 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
تو خال سيه داری ومن روی سياهی تو چهره مه داری و من بر تو نگاهی تو آبروی عشقی و معشوق دو عالم من آبله رويم دگر از کوه گناهی تو اصل صراطی و حياتی و مماتی من حسرت يک آه که مانده سر راهی تو ساقی شکر شکن محفل مستان من گوشه ميخانه تو ذاکر آهی تو خمره بدوش غمی و باده فروشی من تشنه ام و طالب يک جرعه نگاهی ای کون و مکان بسته بدستان کريمت رزقی بده ای ذوالکرم نا متناهی رزقی بده تا بلکه شود وصل ميسر مقبول فتد من بشوم سوی تو راهی در پاسخ اين صحبت مستانه منظوم يا دست خطی را صله کن يا که شفاهی تو آينه ذاتی و هم جلوه دادا ر من مجرم و شرمنده ز اعمال تباهی ای عشق فروش سر بازار محبت من مشتری عشق تو ام خواه نخواهی |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 11:58 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت رسول اکرم (ص) اتقوا الدنيا فوالذي نفسي بيده انها لأسحر من هاروت وماروت . از دنيا بپرهيزيد ، قسم به آن كس كه جان من در كف اوست كه دنيا ازهاروت و ماروت ساحرتر است . كنز العمال ، ج 3 ، ص 182 ، ح 6063 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 14:20 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
||
|
|
|||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 15:2 توسط مجید غفوری
|
|
|||
|
|
|
|
|
عالم قيامت، آخرين عالمي است كه انسان در آن وارد مي شود و داراي لحظات بسيار هول انگيز است و در پايان محكمه، انسان يا در بهشت و يا در جهنم به صورت جاويدان اقامت مي كند. اما پيش از آن، بايد دو مرحله طي شود: يكي ظهور حضرت مهدي(عج) و ديگري رجعت آل محمد(ص) كه هر كدام از آنها علائم خاص خود را دارد كه ما در اين جا از آنها بحث نمي كنيم و به سراغ خود قيامت و علائم وقوع آن و ساير مباحث مربوط به آن مي رويم. محدثه کاظمی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 14:30 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) به پاكيزگي علاقه فراوان داشت و در نظافت بدن و لباس بي نظير بود. حجت الاسلام شيخ حسين انصاريان |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 11:11 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
اولا: بايد دانست كه همه زنان ارثشان نصف ارث مردان نيست. طايفه هايي از زنان هستند كه ارث آنان با مردان مساوي است. حجت الاسلام علي زاده |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 10:48 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علي(ع) در وصيتي كه به حسن(ع) و حسين(ع) نمود، فرمود: «شما را به تقوا و ترس از خدا سفارش مي كنم و اين كه دنيا را نخواهيد هر چند شما را بجويد و اندوهناك نشويد بر چيزي از دنيا كه از شما گرفته شده باشد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 9:21 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
ساعت 9 بامداد روز 12 تیر 1367" 3 ژوئیه 1988" در حالی که 66 کودک ایرانی همراه خانواده های خود، شادی کنان در صندلی های خود در هواپیمای ایرباس 655 مستقر می شدند از سرنوشتی که در انتظار آنان بود، بی خبر بودند. هواپیمای ایرباس 655 خطوط هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران با 291 مسافر وخدمه درحالی از بندر عباس راهی دبی بود که بیشترسرنشینان آن بویژه کودکان ایرانی به اتفاق خانواده های خود تعطیلات تابستانی را در ایران گذرانده بودند وقصد داشتند نزد پدران خود که در امارات متحده به کار مشغول بودند، باز گردند. خلبان هواپیما کاپیتان شادمهر مشخصات پرواز را برای مسافران بازگو می کرد: سطح پرواز 14 هزار پا ، مقصد دبی مدت پرواز یک ساعت تعداد مسافران 275 نفر. در فاصله 150 مایلی بندر عباس ناو هواپیمابرفوق مدرن "کارل وینسنس " در حالی که در محدوده آبهای بین المللی جمهوری اسلامی ایران در اطراف جزیره ایرانی "هنگام " مشغول گشت زنی بود پیام رمزی از سوی قرارگاه عملیاتی ناوگان پنجم امریکا در منامه دریافت کرد .
پیام بلافاصله در اختیار کاپیتان" راجرز" فرمانده ناو هواپیمابر وینسنس قرار گرفت.متن پیام این بود :
(بسوی هرنوع هواپیمای ایرانی که بر فراز آبهای خلیج فارس پرواز می کند، شلیک شود)
هواپیمای ایرانی ایرباس درحالی که از کریدورهوائی ازقبل مشخص شده وبه ثبت رسیده درسازمان هواپیمائی بین المللی" ایکائو" پرواز می کرد مسیر خود را به فرودگاه بین المللی دبی اعلام کرد. کلیه کشتی های مسافربری و نفتکش ها که درخلیج فارس تردد می کردند، بر روی شنودهای رادیوئی خود پیام را دریافت کردند . کاپیتان " ویل راجرز" پس از دریافت پیام شوم سر فرمانده ناوگان پنجم فرمان وضعیت اضطراری از نوع "EIFF" را صادر کرد. دردرون هواپیمای ایرباس 655 ایرانی تنها گریه گاه و بیگاه نوزادانی که درآغوش مادران خود خفته بودند، سکوت داخل هواپیما را می شکست. عقربه های ساعت، زمان را 10و24 دقیقیه روز12 تیرماه 1367" 3 ژوئن 1988 " نشان می دادکه کاپیتان راجرز فرمان شلیک بسوی هواپیما ی ایرانی راصادر کرد . پنتاگون به رئیس جمهوری وقت امریکا "رونالد ریگان " پیشنهاد کرد تا به کاپیتان نا وهواپیمابر وینسنس مدال لیاقت اعطا کند. به این ترتیب کاخ سفید امریکا در تاریخ 3 ژوئیه 1988از طریق کشتار کودکان وزنان بیگناه ایرانی بار دیگر نقطه سیاه دیگری بر کارنامه ننگین خود افزود. جمهوری اسلامی ایران نیز بلافاصله موضوع را از طریق شورای امنیت سازمان ملل تعقیب کرد، اما این شورا تنها با صدور قطعنامه 616 از وقوع چنین حادثه ای ابراز تاسف کرد و از محکوم کردن امریکا خود داری نمود. دولت امریکا نیز بدون عذر خواهی رسمی از جمهوری اسلامی ایران تنها اعلام کرد که به خانواده قربانیان مبالغی پرداخت خواهد کرد. در بررسی سانحه مشخص شد که هواپیمای مسافربری برفراز آبهای سرزمین ایران مورد هدف واقع و در حوالی جزیره هنگام سقوط کرده است.در این تهاجم ناو وینسنس به آبهای سرزمین ایران تجاوز کرده بود و قبل از این واقعه نیزتوسط نیروهای آمریکایی به هواپیماهای گشت ایرانی از لحظه برخاستن از باند بندرعباس تا لحظه فرود اخطار داده می شد . معنای این اقدام آن است که نیروهای آمریکایی حتی برفرازخاک جمهوری اسلامی ایران نیزهواپیماهای ایرانی را مورد تهدید قرارمی دادند .در 8 ژانویه 1988 آمریکاییان مرتکب نقض حریم هوایی ایران برای رهگیری شدند. ازدیگرسونیروهای آمریکایی بدون مجوزشورای امنیت در منطقه حضور پیدا کرده و با نقض بی طرفی در خلیج فارس علیه ایران و به نفع عراق ، عملا در کار بازرسی کشتیها از سوی جمهوری اسلامی ایران ممانعت به عمل آوردند و نیز در مقابل تهاجم عراق به کشتی های تجاری ساکت و در برابر عمل متقابل ایران عکس العمل نشان می دادند و تا آنجا پیش رفتند که سکوهای نفتی ایران و کشتی ایرانی « ایران اجر» را مورد حمله قرار داده و به آتش کشیدند . |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 9:59 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
شب مي رسد از راه و شفق سرخ ترين است.. وآن ابر چنان لكه خونش به جبين است تا خون كه تو شد؟ چه كسي را بفروشد..….... اين بار يهودا كه شب باز پسين است پا در ره صبح اند شهيدان و در اين راه ....دژخيم به كين است و كمانش به كمين است جانبازي و عشق آندو حريفان قديم اند ..... «تا بوده چنين بوده و تاهست، چنين است» اي عاشق خورشيد! كه در عشق بزرگت .………. پيراهن خونين تو برهان مبين است هر چند هنوز آن سوي اين ظلمت ظالم...… خورشيد درخشنده ي تو ، پرده نشين است اما دمه آن صبح به زودي كه ببينم …..… عالم همه خورشيد تو را ، زير نگين است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 13:40 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
امام خميني در پيامي پس از شهادت شهيد محراب آيت الله صدوقي مي فرمايد: اين شهادت هاست كه به ملت ها وعده پيروزي نهايي مي دهد. آيت الله محمد صدوقي در سال 1287 ش برابر با 1327 قمري در يزد ديده به جهان گشود. خانواده شهيد صدوقي از نوادههاي مرحوم شيخ صدوق ميباشند و پدر او يكي از روحانيون معروف يزد بود. آيتالله صدوقي دورانی از تحصيلات خود را در يزد و اصفهان گذراند و سپس براي ادامه تحصيل به قم مهاجرت كرد. وي به مدت 21 سال در قم به فراگيري علوم اسلامي پرداخت و از محضر عالمان نامداري همچون شيخ عبدالكريم حائري يزدي، سيدصدرالدين صدر، سيدمحمدتقي خوانساري، سيدمحمد حجت كوه كمرهاي و حضرت امام خميني (ره) بهره برد. پس از درگذشت آيتالله شيخ عبدالكريم حائري، مؤسس و مدير حوزة علميه قم، اداره قسمتي از حوزة علميه به شهيد صدوقي واگذار شد. با رسيدن سال 1330 ش. و فوت عالم بزرگ ديني يزد، با درخواست مردم و توصیه حضرت امام و بزرگان به آيتالله صدوقي، ايشان به يزد بازگشت و به انجام وظايف ديني و انقلابي پرداخت. اين عالم رباني از آغاز مبارزات حضرت امام خميني (ره) چه پيش از قيام 15 خرداد و چه پس از آن، همواره از ياران و مروجان افكار متعالي حضرت امام محسوب ميشد. اين شخصيت والامقام پس از پيروزي انقلاب اسلامي، از طرف مردم يزد، براي تدوين قانون اساسي راهي مجلس خبرگان شد و در راه تثبيت اصل ولايت فقيه، تلاش فراواني از خود نشان داد. ايشان همچنين به عنوان نماينده امام و امام جمعه يزد برگزيده شد و به روشنگري و ارشاد مردم همت گماشت. سرانجام آيت الله محمد صدوقی در روز 11 تیر 1361 مطابق با دهم ماه مبارک رمضان سال 1402 قمری، پس از ادای نماز جمعه در حالي كه جايگاه را ترك ميكرد، منافقي با به آغوش كشيدن آن بزرگوار و منفجر كردن نارنجكي كه در دست داشت، ايشان را در خون خود غوطهور ساخت. در اين ترور كه در ادامه سياست و روش پليد منافقان كوردل جهت حذف فيزيكي چهرههاي فعال، مؤثر و شاخص انقلاب اسلامي صورت گرفت آن شهيد بزرگوار كه به حق، شيخ الشهداء و چهارمين شهيد محراب ناميده شده است، به آرزوي ديرين خود رسيد و به معراج خود كه شهادت بود، دست يافت. روحش با اولیاء الله محشور باد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 15:52 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
اميـرمـومنـان علـى عليه السلام مـى فـرمـايند:
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 14:36 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
آية الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي در دوم آبان سال 1307 در محله لومبان اصفهان به دنيا آمد. وی تحصيلات خود را تا پايان سال دوم دبيرستان در آن شهر گذراند، سپس به خاطر علاقه شديدي كه به علوم اسلامي داشت به حوزه علميه اصفهان وارد شد. دروس علمي را تا اواخر سطوح عاليه در همان حوزه خواند و در سال 1325 راهي حوزه علميه قم گرديد. ايشان پس از طي يك سلسله آموزش ها و كسب فيض از محضر اساتيد و مراجع، به خصوص امام خميني (ره) با عده اي از فضلاي حوزه، درس اصول و فقه آية الله داماد را كه مورد علاقه طلاب جوان بود بنيانگذاري كرد. همچنين به همراه دوستان ديگر چون آية الله شهيد مطهري و فقهاي ديگر در درس خارج امام خميني ( ره) حاضر شدند. شهيد بهشتي پس از اخذ ديپلم در سال 1330 ، دوره ليسانس دانشكده الهيات و معارف اسلامي و همچنين در سال 1338 دوره دكتراي اين دانشكده را به پايان رسانيد. وي از سال 1330 تدريس در دبيرستان هاي قم را آغاز كرد و در سال 1333 دبيرستان دين و دانش قم را تأسيس نمود. از جمله خدمات فرهنگي ارزنده شهيد بهشتي، مي توان ايجاد امكانات آموزش زبان و علوم روز را براي فضلاي حوزه علميه قم نام برد. در همين رابطه كانون اسلامي دانش آموزان و فرهنگيان قم را پايه گذاري كرد. شهيد بهشتي در سال 1342 مدرسه علميه حقاني را تاسيس كرد و به كمك جمعي از فضلاي حوزه علميه اقدام به تشكيل گروه تحقيقاتي پيرامون حكومت در اسلام نمود. در همان اوقات توسط سازمان اطلاعات و امنيت کشور(ساواك) از قم به تهران انتقال يافت و در سال 1343 در تهيه برنامه جديد تعليمات ديني مدارس شركت كرد و يك سال بعد يعني در سال 1344 به آلمان عزيمت كرد. در آنجا علاوه بر يك سلسله آموزشها و حركتها كه به طور طبيعي ناشي از اصالت فكري و عمق مغز ايدئولوژيك وي بود به بنيانگذاري گروه فارسي زبان در انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا اقدام كرد. شهيد بهشتي در سال 1349 به تهران بازگشت و جلسات تفسير قرآن ايجاد كرد . در همين رابطه با همكاري شهيد دكتر باهنر و ديگران در آموزش و پرورش مشغول تهيه كتاب تعليمات ديني مدارس شدند. در آذرماه 1357، ضمن تلاش گسترده اي جهت ايجاد روحانيت مبارز تهران به اتفاق شهيدان استاد مطهري و دكتر مفتح و آيات عظام مهدوي كني و امامي كاشاني كوشيد و جمعي ديگراز علماي مبارز در سراسر ايران به عنوان يك هسته اساسي از آن حمايت كردند و به آن پيوستند. طي سالهاي 1329 تا 1332 در دفاع از حكومت ملي دكتر مصدق به همراه روحانيت مبارز از چهره هاي فعال و كارسازي بود كه در به راه انداختن تظاهرات ضد رژيم در اصفهان نقش مهمي داشت. «بهشتي» تنها مرد علم و بيان و قلم نبود بلكه در ميدان مبارزه نيز مردانه جنگيد. به ويژه از آغاز قيام امام خميني (ره) در سال 1341، به همكاري با جمعيت هاي مؤتلفه اسلامي برخاست و به عضويت شوراي روحانيت آن انتخاب گرديد. او در برگزاري راهپيمايي هاي عظيم چهارم شوال و تاسوعا و عاشوراي 57 نقشي مؤثر داشت. سخنراني هاي پرشور شهيد مخصوصاً در روز 16 شهريور در مسجد صاحب الزمان (عج) تحرك فراواني به مردم داد. هنگامي كه امام (ره) در پاريس بودند، براي تبادل نظر با امام (ره) به آنجا رفت و سپس به فرمان امام(ره) به عضويت شوراي انقلاب اسلامي ايران برگزيده شد. نقش مؤثر و رهبري كننده ايشان در آن زمان كاملاً محسوس بود. شهيد بهشتي هنگام شهادت علاوه بر رهبري حزب جمهوري اسلامي و عضويت شوراي انقلاب، رئيس ديوان عالي كشور نيز بود. ساعت 30 : 20 روز يکشنبه 7 تير 1360، تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، هيأت دولت و …) به تدريج به سالن اجتماعات دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي ايران واقع در سرچشمه ي تهران وارد شدند. نواي ملکوتي قرآن کريم در فضاي سالن طنين انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعده ي الهي مي داد. پس از پايان قرائت قرآن کريم و اعلام برنامه، آيت الله بهشتي آغاز سخن نمود. بحث درباره ي تورم بود، اما عده اي از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات رياست جمهوري نيز صحبت شود. دکتر بهشتي سخنانش را با اين جملات آغاز کرد: «ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم، استعمارگران براي ما مهره سازي کنند و سرنوشت مردم ما را به بازي بگيرند. تلاش کنيم کساني را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به بازي نمي گيرند، انتخاب شوند.» اين کلمات که از لبان حقگوي ايشان بيرون تراويد. ناگهان برقي جهيد و نوري خيره کننده و صدايي مهيب برخاست. زمين تکان سختي خورد و ديوارها به شدّت لرزيد. در کمتر از ثانيه اي از سالن جز تلي از خاک چيزي باقي نماند. بيش از هفتاد تن از بهترين عزيزان انقلاب، زير خروارها خاک مدفون شدند و روح فرزندان رشيد اسلام و معلمان بزرگ شهادت و ايثار در ملکوت اعلي به پرواز درآمد. همگان ذکر خدا بر لب به سوي وعده گاه الهي رهسپار شدند و بدين ترتيب جنايتي که تاريخ بشري شبيه بدان را در صفحات خود ثبت نکرده و به ياد نداشت، به وقوع پيوست و توحش غربي و نفاق داخلي، همگام با هم به جشن شهادت فرزندان امام خميني (ره) پايکوبي کردند. عامل بمب گذاري، منافق نفوذي به نام «محمّدرضا کلاهي» بود که خود جزء نيروهاي خدماتي حزب به حساب مي آمد و پس از انفجار موفق به فرار گرديد و راهي فرانسه شد.
اسامي شهداي انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي 1- آيت الله دکتر سيد محمد حسيني بهشتي – رئيس ديوان عالي کشور 2- رحمان استکي – نماينده ي مردم شهرکرد 3- دکتر سيد محمد باقر حسینی لواساني – نماينده ي مردم تهران 4- دکتر سيد رضا پاک نژاد – نماينده ي مردم يزد 5- عليرضا چراغ زاده دزفولي – نماينده ي مردم رامهرمز 6- حجة الاسلام غلامحسين حقاني – نماينده ي مردم بندرعباس 7- حجة الاسلام محمد علي حيدري – نماينده ي مردم نهاوند 8- حجة الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبايي – نماينده ي مردم زابل 9- عباس حيدري – نماينده ي مردم بوشهر 10- دکتر سيد شمس الدين حسيني ناييني – نماينده ي مردم نايين 11- سيد محمد کاظم دانش – نماينده ي مردم شوش و انديمشک 12- علي اکبر دهقان – نماينده ي مردم تربت جام 13- دکتر عبدالحميد ديالمه – نماينده ي مردم بوشهر 14- حجة الاسلام دکتر غلامرضا دانش آشتياني – نماينده ي مردم تفرش و آشتيان 15- حجة الاسلام سيد فخرالدين رحيمي – نماينده ي مردم ملاوي لرستان 16- سيد محمد جواد شرافت – نماينده ي مردم شوشتر 17- ميربهزاد شهرياري – نماينده ي مردم رودباران 18- حجة الاسلام محمد حسين صادقي – نماينده ي مردم درود و ازنا 19- دکتر قاسم صادقي – نماينده ي مردم مشهد 20- حجة الاسلام سيد نور الله طباطبايي نژاد – نماينده ي مردم اردستان 21- حجة الاسلام حسن طيبي – نماينده ي مردم اسفراين 22- سيف الله عبدالکريمي – نماينده ي مردم لنگرود 23- حجة الاسلام عبدالوهاب قاسمي – نماينده مردم ساري 24- حجة الاسلام عمادالدين کريمي – نماينده ي مردم نوشهر 25- حجة الاسلام محمد منتظري – نماينده ي مردم نجف آباد 26- عباسعلي ناطق نوري – نماينده ي مردم نور 27- مهدي نصيري لاري – نماينده ي مردم لارستان 28- حجة الاسلام علي هاشمي سنجاني – نماينده ي مردم اراک 29- دکتر حسن عباسپور – وزير نيرو 30- دکتر محمد علي فياض بخش – وزير مشاور و سرپرست سازمان بهزيستي کشور 31- دکتر محمود قندي – وزير پست و تلگراف و تلفن 32- موسي کلانتري – وزير راه و ترابري 33- دکتر جواد اسداله زاده – معاون بازرگاني خارجي وزارت بازرگاني 34- عباس ارشاد - معاون دفتر آموزش سازمان بهزيستي 35- مهدي امين زاده – معاون بازرگاني داخلي وزارت بازرگاني 36- محمد صادق اسلامي – معاون پارلماني و هماهنگي وزارت بارزگاني 37- مهندس محمد تفويضي زواره – معاون وزارت راه و ترابري 38- دکتر هاشم جعفري معيري – معاون امور مالي وزارت بهداري 39- ايرج شهسواري – معاون وزارت آموزش و پرورش 40- عباس شاهوي – معاون وزارت بازرگاني 41- دکتر حسن عضدي – معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالي 42- حبيب الله مهمانچي – معاون امور پارلماني و هماهنگي وزارت کار 43- غلامعلي معتمدي – معاون رفاه تعاون وزارت آموزش و پروش 44- سيد کاظم موسوي – معاون وزارت آموزش و پرورش 45- حسن اجاره دار (حسني) – عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي و سردبير نشريه ي عروة الوثقي 46- عباس ابراهيميان – عضو حزب جمهوري اسلامي 47- حجة الاسلام علي اکبر اژه اي – عضو دفتر سياسي حزب جمهوري اسلامي 48- علي اصغر آقا زماني – عضو حزب جمهوري اسلامي 49- محمود بالاگر – عضو حزب جمهوري اسلامي 50- حسن بخشايش – عضو حزب جمهوري اسلامي 51- محمد پور ولي – عضو حزب جمهوري اسلامي 52- رضا ترابي – عضو حزب جمهوري اسلامي 53- مهندس مهدي حاجيان مقدم – مسؤول آموزش واحد مهندسين حزب جمهوري اسلامي 54- محمد خوش زبان – عضو حزب جمهوري اسلامي 55- علي درخشان – عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي 56- جواد سرافراز – عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي 57- حجة الاسلام حسين سعادتي – عضو حزب جمهوري اسلامي (مسؤول آموزش شهرستان ها) 58- حبيب الله مهدي زاده طالعي – عضو حزب جمهوري اسلامي 59- سيد محمد موسوي فر – عضو حزب جمهوري اسلامي 60- محسن مولايي – عضو حزب جمهوري اسلامي 61- جواد مالکي – عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي 62- حجة الاسلام عبدالحسين اکبري مازندراني ساروي – عضو هيأت پنج نفره ي کشاورزي منطقه مازندران 63- مهندس حسين اکبري – مديرعامل بانک کشاورزي 64- مهندس هادي اميني – عضو واحد مهندسين حزب مهندسين اسلامي 65- سيد محمد پاک نژاد – عضو هيأت مديره ي چوب و کاغذ 66- محمد رواقي – مدير شرکت فرش ايران 67- مهندس توحيد رزمجو – عضو هيأت مديره ي گروه صنعتي ملي 68- علي اکبر سليمي جهرمي – دبير کل سازمان امور اداري و استخدامي 69- جواد سرحدي – مديرعامل سازمان تعاون مصرف شهر و روستا 70- محمد حسن محمد عيني 71- حبيب مالکي – فرماندار ايرانشهر 72- مهندس محمد علي مجيدي – مشاور عمراني وزارت کشور 1- علي اصغر باغاني – نماينده ي سبزوار 2- بهرام تاج گردون – نماينده ي گچساران و کهکيلويه 3- ايرج صفاتي دزفولي – نماينده ي آبادان 4- مرتضي فضلعلي – نماينده ي گرمسار 5- اسماعيل فردوسي پور – نماينده ي فردوس و طبس 6- سيد محمد کياوش – نماينده ي اهواز 7- محمد مروي سماورچي – نماينده ي طرقبه و چناران 8- مرتضي محمودي – نماينده ي قصر شيرين 9- قدرت اله نجفي – نماينده ي شهرضا 10- حسين کاظم زاده اردبيلي – وزير بازرگاني 11- سيد جلال سعادتيان – معاون وزارت بهداري 12- مسعود صادقي – معاون وزارت بهريستي 13- محمد حسن اصغرنيا – استاندار سمنان 14- حجة الاسلام والمسلمين مسيح مهاجري – (سردبير روزنامه جمهوري) 15- مسعود موسوي – کارمند حزب جمهوري 16- علي موسوي – کارمند حزب جمهوري 17- محمود جمالي – کارمند حزب جمهوري 18- زين العابدين رئیسي – کارمند حزب جمهوري 19- حيدرعلي عليزاده – کارمند حزب جمهوري 20- هدايت عبدي – کارمند حزب جمهوري 21- دانش مهر – کارمند حزب جمهوري 22- مسعود صادقي آزاد – کارمند نخست وزيري 23- ابراهيم عبدي – واحد دانشجويي حزب جمهوري 24- محمد غريب – واحد دانشجويي حزب جمهوري 25- مهدي فاضلي – واحد دانشجويي حزب جمهوري 26- ابراهيم فردوسي - واحد دانشجويي حزب جمهوري |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 11:2 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
گرچه قبر حقيقي انسان، عالم برزخ اوست كه در آنجا متنعم و يا معذب است، اما علقه مادي عالم ارواح به طور كامل قطع نمي گردد يعني همواره با قبر خاكي خويش ارتباطي نامرئي دارند و بازماندگان را در سر قبر مي بينند و از دعا و نفرين آنان در صورت استحقاق، متاثر مي گردند و متقابلا دعا و نفرين آنها نيز در سرنوشت اولاد ممكن است تاثير بگذارد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 14:30 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
يكي از خبرنگاراني كه به همراه رئيس جمهور به چين رفته بود، در وبلاگ خود نوشت: احمدي براي شركت در اجلاس سران همكاري هاي شانگهاي به چين سفر كرد كه حضور وي بازتاب هاي فراواني در رسانه هاي گوناگون دنيا يافت. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 14:13 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 15:33 توسط مجید غفوری
|
|
||||||||
|
|
|
|
|
احتياجي به اين آب ندارم! (حسين) شب عمليات بيت المقدس در دعاي كميل آن قدر گريه كرد و اشك ريخت كه توجه همه را به خود جلب كرد.وقتي عمليات شروع شد، قمقمه اش را از كمر باز كرد و به يكي از بچه ها داد. دوستش با تعجب به او گفت: حسين! براي چه اين كار را مي كني؟ راه زيادي بايد برويم و تو بي قمقمه تشنه مي شوي. حسين به او گفت:« نه، من ديگر احتياجي به اين آب ندارم» به نقل از همرزم شهيد )حسين شاه ميري( |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 14:5 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
||
|
|
|||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 15:51 توسط مجید غفوری
|
|
|||