تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً مذهبی - فرهنگی و اجتماعی
عمومی

خداوند متعال، به وجود مبارك پيامبر صلي الله عليه و آله بر ما منت نهاده است.
چنان كه در قرآن مي فرمايد: «يضع عنهم اصرهم و الاغلال، پيامبر صلي الله عليه و آله غل هاي جاهليت را كه به دست و پا و گردن آنها بود، شكست و باز كرد.» يعني آنان را آسوده خاطر و آزاد كرد و ديني بي هيچ پيرايه و انحراف و كاملا سازگار با فطرت انساني به ارمغان آورد.


برخي سجاياي اخلاقي پيامبر اكرم «صلي الله عليه و آله و سلم:

مهرباني وخوشرويي
پيامبر (ص) بسيار مهربان و خوش رو بود. حضرت را «بسام» وصف مي كنند، يعني بسيار اهل تبسم بود. وقتي در جلسات عمومي حضور مي يافت، آن قدر متواضع بود كه نمي شد او را در ميان جمع تشخيص داد. اشخاص تازه وارد، گاهي فرياد مي زدند: «كدام يك از شما خاتم الانبياء هستيد؟ آن حضرت در برخورد با افراد، چنان صميمي رفتار مي نمود كه هر كس گمان مي كرد محبوب ترين افراد نزد ايشان است. قرآن مي فرمايد: «به لطف و رحمت خداست كه تو با آنها نرم خو هستي، اگر تندخو بودي، مردم از گرد تو پراكنده مي شدند.» پيامبر با مسلمانان مهربان بود، ولي در عين حال «اشداء علي الكفار» بود، يعني با كافران به تندي برخورد مي كرد. اگر ما با كفار به تندي رفتار نكنيم، آنها با ما چنين خواهند بود. چندي پيش رهبر مسلمانان فلسطين «شيخ احمد ياسين» را شهيد كردند، اما رنتيسي جانشين او گفت: «تا آخر ايستاده ايم». او را به قتل تهديد كردند. پس از بيست روز او را هم شهيد كردند. شارون نخست وزير سابق رژيم غاصب صهيونيستي هم تبريك گفت. از اين قضايا مي توان نتيجه گرفت كه بايد در مقابل سخت گير بود.
پيامبر ما هميشه پيش سلام بود. در روايت آمده است كه آن حضرت فرمود: «اگر شما يك صلوات بر من بفرستيد، من ده صلوات بر شما خواهم فرستاد» خداي تعالي به ايشان فرمود: «بر آنان درود فرست. اين درودها، باعث آرامش آنهاست.»
انس مي گويد: «در خدمت رسول خدا(ص) بودم، كه عرب جاهلي وارد شد. جنس عباي مبارك رسول خدا(ص) برد يماني و حاشيه اش بسيار خشن و سخت بود، عرب جاهل، چنان عباي آن حضرت را كشيد كه آثار حاشيه لباس بر گردن پيامبر(ص) ماند اما آن حضرت خنديد. فرمود: «چه مي خواهي؟» گفت: «از آن درهم و دينارهاي زيادي كه داري، مقداري به من بده» پيامبر(ص) فرمودند: «به او عطا كنيد». با اين همه، پيامبر(ص) درباره اجراي احكام خدا، هيچ گذشت نداشت. چون خداوند مماشات در اين امور را نمي پسندد. در قرآن مجيد آمده است:«زاني و زانيه را صد ضربه شلاق بزنيد و درباره آنها در دين خدا رأفت به خرج ندهيد.» حكم خدا هرچه هست بايد عمل كرد. و نيز آمده است: «به ظالمان اعتماد نكنيد كه آتش را لمس خواهيد كرد.» برخي با هر بي ديني كه قصد نابودي دينمان را دارد و تمام افكار، عقايد و احكام اسلامي را زيرپا مي گذارد، دست دوستي مي دهند؛ اما نمي توانند نيروهاي خود را تحمل كنند و به اندك اختلاف سليقه اي، همديگر را طرد مي كنند.

شكر
پيامبر صلي الله عليه و آله نسبت به نعمت هاي الهي، بسيار شكرگزار بود. عايشه مي گويد: «ديدم سحرگاه پيامبر(ص) برخاسته، به نماز مشغول است و با چه حالي استغفار و توبه مي كند و اشك مي ريزد.» گفتم اي رسول خدا، مگر قرآن نفرمود: «ما تقدم من ذنبك و ماتأخر، براي تو هيچ گناهي نيست؟» پيامبر(ص) فرمودند: «افلا اكون عبدا شكورا، آيا بنده شاكري نباشم؟»
آن حضرت آنقدر به عبادت مي ايستاد كه گاه مجبور مي شد روي پنجه پا بايستد شايد به اين علت بود كه پاهاي مباركش، تاول زده بود.

عطوفت و گذشت
پيامبر(ص) با مردم به راحتي سخن مي گفت و آنان در كنار او احساس آسودگي مي كردند. بچه اي را مادر يا پدر او در دامن پيامبر(ص) گذاشتند. شايد مي خواستند كه پيامبر(ص) نوازشش كند. آن بچه ادرار كرد. صاحب فرزند احساس خفت كرد به كودك پرخاش كرد. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: «به كودك پرخاش مكنيد تا از ادرارش جلوگيري نشود» طفل را راحت مي گذاشت تا ادرار نمايد. وقتي پدر و مادر مي رفتند، پيامبر(ص) لباس خود را پاك مي نمود.
انس بن مالك مي گويد: «نه سال خدمتگزار و خادم رسول خدا(ص) بودم، هرگز به خاطر ندارم در اين مدت به من فرموده باشد چرا اين كار را انجام دادي؟ و هرگز در كارها به من عيب و ايرادي نمي گرفت.»
آن حضرت ديرتر از همه از مردم غضبناك مي شد و از همه زودتر راضي مي گرديد.

حيا
شخصي با فرزندش نزد رسول خدا آمد و گفت: «اي رسول خدا، فرزند من بسيار خرما مي خورد، بگوييد نخورد.» آن حضرت فرمودند: «برو فردا بيا.» آن شخص رفت و فرداي آن روز آمد. پيامبر(ص) رو به فرزند كردند و فرمودند: «خرما كم بخور.» آن فرد گفت: «چرا ديروز نفرموديد؟» فرمود: «ديروز خودم خرما خورده بودم؛ نخواستم وقتي خودم خرما خورده ام به كسي بگويم نخور» او از خودش حيا مي كرد. آن زن نمي دانست كه پيامبر خرما خورده است. اگر پيامبر(ص) همان روز مي فرمود: خرما نخور. كسي متوجه نمي شد، اما خداوند مي فرمايد: «لم تقولون ما لا تفعلون، چرا چيزي مي گوييد كه به آن عمل نمي كنيد؟»
بزرگان اخلاق ما هم اين گونه بودند. از آيت الله مصباح شنيدم كه مرحوم احمدي ميانجي فرموده بود: «من چيزي را كه مي گويم، پيش تر خودم به آن عمل كرده ام. محال است خودم عمل نكنم، ولي بگويم عمل كنيد.»
برخي از ما به فرزندان مي گوييم دروغ نگو، اما وقتي تلفن زنگ مي زند، مي گوييم: بگو پدر نيست يا گاه به فرزند خود وعده مي دهيم كه فلان چيز را برايت مي خرم. اما نمي خريم. يا اينكه به كاري كه هرگز آن را انجام نمي دهيم، تهديد مي كنيم. مثلا مي گوييم: مي كشمت يا اينكه خود مي دانيم هرگز او را نخواهيم كشت.

رعايت حال كودكان
در نماز، اگر اطفال از دوش پيامبر(ص) بالا و پايين مي رفتند، حضرت به آرامي با آنها برخورد مي كرد. اين باعث مي شد آنها به نماز خوش بين شوند. نقل است كه رسول گرامي(ص) امام حسن(ع) را در كنار خود قرار داد و به نماز ايستاد. اما سجده نماز را طولاني به جاي آورد. بعد از پايان نماز، مردم از علت طولاني شدن سجده سوال كردند، ايشان فرمود: «فرزندم حسن، بر شانه ام سوار شده بود و دوست نداشتم در پايين آوردنش عجله كنم.» هنگامي كه صداي گريه طفلي را مي شنيد، نماز جماعتش را كوتاه مي كرد تا مادرش به او رسيدگي كند.
خوب است پدر و مادر و ديگر اعضاي خانواده با هم نماز صبح بخوانند. اما اگر هنگام نماز، پدر خانواده به نماز بايستد و مادر به كار ديگر رو كند، فرزند خانواده گمان مي كند كه نماز، چندان ضرورتي ندارد. اما وقتي همه با هم به نماز بايستند، كودك آنها نيز مي بيند و در همان سال ها نمازخوان مي شود. افراد در دوران كودكي گمان مي كنند كه قوانين اخلاقي كه پدر و مادر آنها را بيان مي كنند، همگي حقيقت دارد، تحقيقات روانشناسي هم ثابت كرده كه كودك، رفتار اطرافيان را قانون مي كند. از اين رو اگر ببيند پدر به گونه اي رفتار مي كند و مادر به گونه ديگر، در تعارض مي ماند. اسفبار تر اينكه برخي دعواهاي خانوادگي را در مقابل كودكان انجام مي دهند. اما آيا اين تربيت اسلامي است؟ آيا اين تربيت، موثر است؟ آيا با اين روش مي توانيم در خانه كسي را تربيت كنيم كه فردا به او افتخار كنيم؟

اهميت دادن به نماز
هنگام نماز پيامبر (ص) هيچ كس جز خدا را نمي شناخت. انگار كسي با او آشنا نبود، چرا كه محبوب واقعي اش او را دعوت كرده بود. براي همين سراسيمه به سمت نماز مي رفت.
گاه مي فرمود: «ارحنا يا بلال، (با اذان) روحم را طراوت بده.» برخي اين جمله را اين طور معنا كرده اند. بلند شو اي بلال، راحتم كن اما بايد توجه داشت، كه اين، حال ماست، زيرا دلمان مي خواهد زود اذان بگويند و دو ركعت نماز بخوانيم و راحت شويم. تازه اين حال كساني است كه نماز اول وقت مي خوانند گويي نماز مثل غل و زنجير به گردنمان آويزان است و مي خواهيم از آن خلاص شويم

آراستگي و زيبايي ظاهر
رسول اكرم(ص) ظاهري آراسته و ساده داشتند و نسبت به لباس بي تكلف بودند. وقتي اصحاب خدمت رسول اكرم(ص) مي رسيدند و آراستگي ظاهري را رعايت نكرده بودند، آن حضرت ايراد مي گرفتند و به آنها امر مي كردند كه اين گونه نباشيد. در روايت آمده است كه اگر شخصي دندانهايش را مسواك نمي كرد و دهانش آلوده و كثيف بود، حضرت مي فرمود: «چرا مسواك نمي كني؟»
آن حضرت به ظاهر خودشان مي رسيدند. موها را شانه مي زدند و عطرهاي خوش بو استعمال مي كردند؛ به گونه اي كه راوي مي گويد: پيامبر(ص) از راهي عبور نمي كرد مگر اينكه هر كس بعد از او از آن راه مي گذشت، از عطر خوش عرق پيامبر(ص) متوجه مي گشت كه رسول خدا از آنجا عبور كرده است.

بت شكن بودن
رسول خدا(ص) بت شكن بود. در روز فتح مكه، وقتي وارد شهر شدند، چوبي به دست ايشان بود. ديدند حدود سيصد و شصت بت در كعبه آويزان است. از روي بي اعتنايي با چوبدستي برآنها نواختند. سپس اميرالمومنين(ع) را صدا زدند.
امروز هم ما بايد بت شكن باشيم و نخست بت نفسمان را بشكنيم، چنان كه بزرگان گفته اند: «كل ما شغلك عن ذكرالله فهو صنمك، هر آنچه تو را از ياد خدا بازدارد، بت توست.»

          حجت الاسلام والمسلمين دكتر مرتضي آقا تهراني

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 20:31  توسط مجید غفوری  | 

اي جلوه رخت زده آتش به جان گل...........عشق محمدي(ص) و نشانت نشان گل

آري تو نازداري و نازت كشيدني است...يك جلوه كن كه آن گل رخسار ديدني است

                                                                                     خليل شفيعي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 20:22  توسط مجید غفوری  | 

 

خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فرا گیرد،و چون هدایت شود بپذیرد، دست به دامن هدایت کننده زند و نجات یابد، مراقب خویش در برابر پروردگار باشد ، از گناهان خود بترسد، خالصانه گام بردارد، عمل نیکو انجام دهد، ذخیره ای برای آخرت فراهم آورد و از گناه بپرهیزد. همواره اغراض دنیایی را از سر دور کند  و درجات آخرت بدست آورد. با خواسته های دل مبارزه کند، آرزوهای دروغین و طولانی را طرد کند و تقوا را زاد و توشه روز مردن گرداند. چند روز زندگی دنیا را غنیمت بشمارد و پیش از آن که مرگ او فرا رسد خود را آماده سازد و از اعمال نیکو توشه آخرت برگیرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 22:3  توسط مجید غفوری  | 

پيامبر اعظم (ص) فرمودند :

اَفضَلُ الإِیمانِ اَن تَعلَمَ اَنَّ اللهَ مَعَکَ حَیثُ ما کُنتَ
برترین ایمان آن است که معتقد باشی هر کجا هستی خداوند با توست.

(کنزالعمال، ج1، ح66) 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 20:2  توسط مجید غفوری  | 

پيامبر اعظم (ص) فرمودند :

لَئِن یَهدِی اللهُ بِکَ رَجُلاً واحِداً خَیرٌ لَکَ مِنَ الدُّنیا وَ ما فِیها
اگر خداوند بوسیله تو یک نفر را هدایت کند برای تو  از دنیا و هر آنچه در آن است بهتر است.

(بحارالانوار،ج2ص2)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 23:30  توسط مجید غفوری  | 

 

شب بود و سحر دميدني بود........... آغاز سپيده ديدني بود

از تاك جنوب آسماني........... صد خوشه ستاره چيدني بود

تصوير نماز صبح و شبنم......... بي روي و ريا كشيدني بود

از سينه باور شقايق............. خون از رگ شب جهيدني بود

مرغي ز درون خون و آتش............. از جلگه تن پريدني بود

ز آهنگ سجود و تير تكبير...... رمزي كه «بيا» شنيدني بود

تا تيرك خيمه گاه دلبر................... پيكان دعا رسيدني بود

از خاك شهيد و لاله اما................ بستان غزل دميدني بود

اسرار ازل حواله مي شد.......... فردوس برين خريدني بود

با قدرت عشق و اوج فرياد.........میدانه مین چه دیدنی بود

نورالله مريدي

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 23:13  توسط مجید غفوری  | 

رهبر معظم انقلاب:

ملتي قادر خواهد بود عظمت خود را حفظ كند كه استقامت كند .

 ممكن است تهديدات دشمن در مواردي هم عملي شود كه در اينگونه مواقع ملتي قادر خواهد بود عظمت، عزت، هويت و منافع خود را حفظ كند كه بدون هيچگونه عقب نشيني، بايستد و استقامت كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 23:0  توسط مجید غفوری  | 

دوباره وقت دعا شد....................................موقع شرم و حیا شد

صدای الهی العفو......................................ورد لبهای ، ما ها شد

همه با ادب نشستند......................................وقت دیدار خدا شد

همه نامه ها سفیده.........................................امضاء آل عبا شد

یک دونه ، روی سیاهو...............................یک دونه نامه جدا شد

من همون روی سیاهم................................حسابم غیر خوبا شد

بگذار تا بگم چه موقع...................................کارم از خوبا جدا شد

شب حمله دست من از........................... دست مولایم ، رها شد

به خدا که من همونم....................................قسمتم جام بلا شد

دست به این دل نگذارید..........................کشتی ام بی ناخدا شد 

صدای جبهه بلنده.....................................میگه چفیه بی وفا شد

رمز سربند یا زهرا........................................مثل اینکه بر ملا شد

دیگه حالت دو کوهه............................................شبیه کربلا شد

وقت گفتن از شلمچه.....................................جواب ما ناسزا شد

یاد فکه یاد کرخه........................................یاد کوزران چه ها شد

جای خون هر شهیدی.................................مجلس گناه به پا شد

گوئیا سر حسینم .......................................دوباره به نیزه ها شد

قصر شیرین به هویزه................................میگه کعبه بی منا شد

دشت عباس گله داره.................................با وفا چه بی وفا شد

پای نا محرم اسرار......................................به حرم چه آشنا شد

دیگه از عسل شیرین تر .................................مُردن این بینوا شد

زسحر گهم همیشه............................شَفع و وَتر و صُبح قضا شد

کوچه های بی شهید .............................شهر ما چه بی صفا شد

گوش ما جای نیایش.....................................آشنا به هر صدا شد

قلب مولایم دوباره................................خسته از دست ما ها شد

گل یاس ، آل یاسین...................................زیر دست و پا فدا شد

کار زشت ما نگو که................................. از زمین تا به سماء شد

بسیجی خسته نباشید.............................دشمنت حاجت روا شد

رنگ سینه های خسته.................................مثل سرخی حنا شد 

میان لیلی و مجنون.....................................خون دل دادن بنا شد

تهمت و خانه نشینی................................سهم این روز ، جزا شد

توبه کار بیا ،که توبه............................................دلربای دلبرا شد 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 20:34  توسط مجید غفوری  | 

 

 مقام معظم رهبری مقارن با شب اربعین حسینی و همزمان با حلول سال نو پیامی خطاب به ملت ایران فرمودند که متن کامل ‌آن به شرح ذیل می آید.

                                                       بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.

امسال، اول فروردین با ایام اربعین حسینی همراه است، اربعین هم خود یک فروردین دیگر است. اولین شکوفه های عاشورایی در اربعین شکفته شد. اولین جوشش های چشمه ی جوشان محبت حسینی - که شط همیشه جاری زیارت  را در طول این قرن ها به راه انداخته است - در اربعین پدید آمد. مغناطیس پرجاذبه ی حسینی ، اولین دلها را در اربعین به سوی خود جذب کرد؛ رفتن جابربن عبدالله وعطیه به زیارت امام حسین در روز اربعین، سرآغاز حرکت پربرکتی بود که در طول قرن ها تا امروز، پیوسته و  پی درپی این حرکت پرشکوه تر، پر جاذبه تر و پرشورتر شده است و نام و یاد عاشورا را روز به روز در دنیا زنده تر کرده است.

تصادف اول فروردین با اربعین حسینی، در حقیقت تقارن دو فروردین است؛ تقارن دو بهار است. ضمن تسلت به همه مومنین و همه شیعیان و مسلمانان به مناسبت اربعین  حسینی، عید نوروز وآغاز بهار را به ایرانیان و به دیگر ملتهایی که عید نوروز را گرامی می دارند، تبریک عرض می کنم؛ بالخصوص به ایثار گران کشورمان و به خانواده های مجاهد و ایثار گری که با همه وجود و توان خود، در راه اعتلای اسلام وایران تلاش کردند.

خوشبختانه کشوربا قطع نظر از بهار طبیعت، دربهار امید و حرکت و نشاط است. روی کار آمدن یک دولت مردمی، و حماسه  خدمت رسانی وشورو نشاط جوانان درعرصه های مختلف، کشور را در فروردینی از امید و نشاط قرار داده است و عید واقعی برای همه ملت، چنین وضعیتی است. اینها همه از برکات مشارکت عمومی و همبستگی ملی است که ملت ایران در سال 84 آن را سرلوحه کار وتلاش خود قرارداد. موفقیت های ملت -چه در زمینه حضور مردمی و مشارکت عمومی، چه در نشان دادن شاخص های همبستگی ملی- در سال 84 درخشان بود. انتخابات پرشکوه و حضور مردمی پرشور و تشکیل یافتن یک دولت برخاسته از مردم و متعهد به خدمت رسانی؛ و پیشرفت ها و موفقیت هایی در زمینه های گوناگون در کشور، از موفقیت های بزرگ ملت ما در سال 84 بود.

درست است که درکنار این موفقیت های بزرگ، تلخی و سوانح و فقدان های دردناک و جفاهایی هم داشتیم -چه به حرمت پیامبر اکرم، چه به قداست حریم عسکریین،چه به یاد شهیدان گرامی، چه به عزت ملت ایران- که آنها را درسال گذشته ملت ایران آزموده ؛ اما عزم انقلابی برآن است که به حول وقوه الهی، از تلخی ها، پلکانی به سوی شیرینی ها بسازیم و سختی ها را به سختکوشی ها تبدیل کنیم؛ این درس اسلام و درس پیامبر عظیم الشان اسلام است.

دراین مقطع زمانی، یاد و نام مبارک پیامبراعظم از همیشه زنده تر است؛ و این یکی از تدابیر حکمت والطاف خفیه ی الهی است. امروز امت اسلام و ملت ما بیش ازهمیشه به پیغمبراعظم خود نیازمند است؛ به هدایت او، به بشارت و انذار او، به پیام و معنویت او و به رحمتی که او به انسانها درس داد وتعلیم داد. امروز درس پیغمبر اسلام برای امتش و برای همه بشریت، درس عالم شدن، قوی شدن، درس اخلاق و کرامت، درس رحمت، درس جهاد وعزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبیعی ، نام مبارک پیامبر اعظم است. در سایه ی این نام و این یاد، ملت ما درس های پیغمبر را باید مرور کند و آنها را به درسهای زندگی و برنامه های جاری  خود تبدیل کند. ملت ما به شاگردی مکتب نبوی و درس محمدی (صلی الله وعلیه واله) افتخار می کند. ملت ما پرچم اسلام را در میان امت اسلامی با استقامت و استحکام برافراشته است؛ سختی ها را تحمل کرده است و کامیابی های حضور دراین میدان شرف و افتخار را دیده است و به فضل الهی، کامیابی های بیشتر در راه است.

ما دراخلاق پیغمبر، درس عزت پیامبر اعظم، درس علم آموزی و درس رحمت و کرامت و درس وحدتی را که ایشان به ما داد و درس های زندگی ماست، باید دربرنامه زندگی خودیمان قرار بدهیم.

امروز دولتی مصمم و خدمتگزار در وسط میدان، با مردمی آماده به کار و سرشار از امید وبا جوانانی پرشور و با استعداد، در این سرزمین حضور دارند و این نوید بزرگی برای آینده کشور وملت ماست.

از خداوند متعال خواهانیم که روح مطهر پیامبر اعظم را از ما خشنود کند و برکات خود را به آن پیامبر رحمت و عزت و به امت او روزبه روز افزون فرماید؛ و قلب مقدس ولی عصر (ارواحنا فداه) را از ما شاد کند و ما را در پیمودن این راه دشوار موفق و موید بدارد و روح شهیدان عزیز وروح مطهر امام بزرگوار ما را در جوار اولیاء و بندگان صالحش، سرشار از نعمت خود قرار دهد.

                                                                         والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 20:21  توسط مجید غفوری  |