|
|
|
||||||
|
|
|||||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384ساعت 22:19 توسط مجید غفوری
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
به جاي اين که بر آنچه انجام مي دهيد متمرکز شويد، به «چگونه انجام دادن کار» بينديشيد. خيلي ها تصورمي کنند رضايت کامل کاري زماني به دست مي آيد که کاري ايده آل داشته باشيم، اما اين فرضيه چند اشکال دارد. اول از همه، براي انجام دادن کاري که دوست داريد لازم است شخصي باشيد که در اين کار بخصوص موفق خواهد بود. دوست داشتن يک شغل دليل بر مناسب بودن شما براي آن نيست. حالا صفاتي را که در شما موجودند و در پيشبرد شغل رؤيايي تان مفيد خواهند بود نام ببريد. ممکن است شما بسيار لايق و مشوق خوبي براي ديگران باشيد. خوب، چرا از اين صفات در پيشبرد شغل فعلي خود استفاده نکنيد؟ اين صفات و قابليت ها کمک مي کنند تا در شغل فعلي خود همانقدر موفق شويد که مي خواهيد در شغل رؤيايي تان موفق باشيد. يک راهنماي خوب پيدا کنيد. در صورتي که تنها کار نمي کنيد، اين احتمال وجود دارد که در محل کارتان شخصي وجود داشته باشد که مورد احترام شما باشد و شما بتوانيد چيزهاي زيادي از او بياموزيد. اين حالت حتي علي رغم تفاوت هاي کارتان با يکديگر مي تواند صادق باشد. ممکن است کسي را در خارج از بخش خودتان پيدا کنيد؛ در هر حال بايد بدانيد که يافتن يک حامي يا راهنما به نفع شماست. يک حامي خوب کاري بيش از تقويت روحيه شما انجام خواهد داد. او کسي است که به شما کمک مي کند تا به اهداف و شيوه رسيدنتان به آنها نگاهي نقادانه داشته باشيد. فکر نکنيد که اين راهنما لزوماً بايد شغل مورد علاقه شما را داشته باشد. بلکه اين چگونگي کار انجام دادن اوست که اهميت دارد. پس مطمئن شويد راهنمايي را انتخاب مي کنيد که در کارش موفق است و آن را با رضايت انجام مي دهد. استعدادهاي خود را در مسير اهداف شرکت به کار ببريد. بسياري از ما خود را در شرايطي مي يابيم که در آن از توانايي هاي ما استفاده نمي شود. اگرشما هم در چنين موقعيتي هستيد، سعي کنيد راهي را براي ارتباط دادن استعدادهاي خود و نيازهاي شرکت پيدا کنيد. اولين قدم، شناختن اين توانايي هاست. بعد بايد کمي تحقيق کنيد و ببينيد شرکت شما در حال حاضر يا در آينده نزديک به چه چيزي نياز دارد و شما چگونه مي توانيد در کسب آن مؤثر باشيد؟ سپس مي توانيد قابليت ها و پيشنهادات خود را با حوصله به شخص ذي نفع توضيح دهيد. طبيعتا به دست آوردن يک نقش جديد که در انجام آن مهارت داريد و در راستاي اهداف شرکت هم هست، يک پيوند کامل حرفه اي خواهد بود. لااقل به يک نقطه ضعف خود پي ببريد و در رفع آن بکوشيد. در صورتي که قبول کنيد کارمند نمونه نيستيد (چه کسي هست؟) انجام عمليات بهينه سازي کاري با آرامش بيشتري پيش مي رود. هميشه تقصير را به گردن ديگران انداختن ساده است. براي پايان دادن به اين روش، به دنبال مورد خاصي باشيد که تصحيح آن موجب مي شود کارتان را بهتر انجام دهيد؛ رابطه خود را با مديران و همکاران بهتر کنيد يا اين که فقط اوضاع را براي خودتان قابل تحمل کنيد. مثلاً اگر در يک جلسه چند دقيقه تأخير داشته ايد سعي کنيد بعد از اين همواره چند دقيقه زودتر برسيد. اگر رابطه پر تنشي با رئيس خود داريد، به سهم خود در اين مشکل بينديشيد؛ آيا شما به اندازه کافي به خواسته هاي او توجه کرده ايد؟ آيا او را در جريان پيشرفت پروژه خود قرار داده ايد؟ يک نقطه ضعف لزوماً به اين معنا نيست که شما کار اشتباهي انجام داده باشيد، بلکه ممکن است فقط کمبود تجربه يا اعتماد به نفس در کار باشد. مشکل هرچه باشد، سعي در بهبود آن به شما کمک مي کند تا از مقام فعلي به مقامي بالاتر برسيد. از خودتان قدرداني کنيد همانطور که گاهي از قابليت هاي شما در مسير صحيح استفاده نمي شود، زماني هم ممکن است شما موفق شده باشيد توانايي هاي خود را در مسير صحيح به کار ببريد، اما آنقدر که انتظار داريد به کوشش شما توجه نشود. در واقع، عدم قدر شناسي کارفرما، دليل اصلي عدم رضايت شغلي در بسياري موارد است. اما در بسياري از موارد هم شما تا زماني که توانايي خود را به معرض توجه کارفرما يا مدير خود نگذاشته ايد، به اين قدرداني دست نخواهيد يافت. اين کار مهارت زيادي مي خواهد اما آموختن آن به نفع شماست. کساني که در کار خود موفق هستند تمام روز منتظر نمي نشينند تا کسي به دستاوردهاي آنها توجه کند و آفرين بگويد، بلکه خودشان موفقيت خود را اعلام مي کنند. از آموزش هاي رايگان ضمن خدمت بهره مند شويد بسياري از شرکت ها براي پيشبرد مهارت هاي شغلي کارکنان خود مانند استفاده از کامپيوتر يا موارد ديگر تکنيکي يا مديريتي، کلاس هاي گروهي رايگان تشکيل مي دهند. حتي اگر به موضوع کلاس ارائه شده براي شغل فعلي خود احتياج نداريد، به نفع شماست که مهارت هاي خود را براي دستيابي به موقعيت هاي ديگر افزايش دهيد. اگر شرکت شما چنين امکاني را ارائه نمي کند خودتان در خواست تشکيل کلاس ها را بدهيد. شايد باور نکنيد که گاهي مديران تا چه حد در انجام اين کار مشتاق و موافق هستند. بخواهيد و به دست آوريد بيان کردن خواسته هايتان، ساده ترين و مؤثرترين راه براي رسيدن به چيزي است که مي خواهيد. در بسياري موارد، مسئله اين نيست که مديريت نمي خواهد چيزي که به آن نياز داريد، فراهم کند. مسئله اين است که آنها فراموش مي کنند. چرا که شما تنها مشغله فکري آنها نيستيد؛ بايد پيشقدم شويد و خواسته هاي خود را عنوان کنيد. به اين ترتيب به مدير خود نيز کمک مي کنيد. براي خود پروژه هاي مربوط به کار به وجود آوريد براي کساني که احساس دلزدگي يا سَرخوردگي مي کنند، انجام يک کار تازه يا برنامه مفرح در محيط کار مي تواند روحيه بهتري به آنها بدهد. بهترين کار اين است که قبل از انجام هر کار بزرگي مانند راه اندازي شرکت خودتان، به کارهاي کوچک مانند مرتب کردن و تغيير دادن مدل اتاق يا ميز کارتان بپردازيد. اين روش فقط يک نوع مشغوليت موقت براي فرار از فشار کار نيست. شما در حال به دست آوردن مهارت هاي پر ارزشي هستيد که با انجام کارهاي ابتکاري کوچک و بزرگ به دست مي آيد و شما را سرشار از اعتماد به نفس خواهد کرد. کار کردن بر روي موضوعي که به آن علاقه داريد، تمرکز شما را از موضوع بي علاقگي به شغلتان، معطوف به انجام هرچه بيشتر ابتکارات سرگرم کننده براي پيشبرد کار خواهد شد. اگر با به کار بردن اين پيشنهادات همچنان هر صبح شنبه را با غصه آغاز مي کنيد، وقت آن است که به دنبال کار جديدي باشيد. اما اين بار خوشحال خواهيد بود که تمام کوشش خود را براي کنار آمدن با موقعيت به کار برده ايد و در اين ميان به قابليت ها و استعدادهاي خود بيشتر پي برده ايد. اين بار با آمادگي بيشتر به سوي کار تازه خواهيد رفت. منبع: اينترنت |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 11:49 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
(این سایت همگام با همه مسلمانان جهان انتشار 12 تصوير موهن از پيامبر اكرم (ص) در روزنامه يولند پوستن چاپ دانمارك در تاريخ سيام سپتامبر را محكوم مي نمايد . )
سايت CNN اقدام به نظرسنجي درباره چاپ تصاوير موهن از پيامبر اكرم (ص) نموده است . از كليه كاربران سايت تبيان دعوت مي شود با مراجعه به سايت CNN و انتخاب گزينه No انزجار خود را از اين حركت حساب شده به جهانيان اعلام دارند . براي شركت در نظرسنجي اينجا را كليك كنيد . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 14:24 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 11:20 توسط مجید غفوری
|
|
||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
قيام 15 خرداد 1342 ▫ تلاش روحانيان ومردم به رهبري امام در برابر آثار منفي انقلاب سفيد ▫ رهبري حركت هاي مخالف رژيم پهلوي به بخش مذهبي جامعه منتقل شد. ▫ كشتار مردم در قيام فوق، چهره شاه را كه تا آن زمان تقصيرها را به گردن نخست وزيران مي انداخت، افشا نمود. ▫ طرد همه نيروهاي بيگانه از ايران مورد توجه قرار گرفت. ▫ اين قيام نقطه آغاز بازگشت به خويشتن در كشور شد.
1-روند حوادث و رخدادها الف: مصوبه انجمن هاي ايالتي و ولايتي ▫ با كودتاي 28 مرداد، راه براي ظــهور استبــداد در مخرب ترين و مخوف ترين شكلي كه ايران تجربه كرده است، باز شد. ▫ در 1961 (1339)، جان فيتز جرالد كندي، كانديداي حزب دمكرات به رياست جمهوري آمريكا رسيد. او اهداف خود را پيشبرد حقوق مدني و برنامه هاي اصلاحات اجتماعي معرفي كرد. ▫ با رحلت آيت الله بروجردي در فروردين 1340، مرجعيت مطلق در جهان شيعه از ميان رفت. ▫ در ارديبهشت 1340، علي اميني به نخست وزيري منصوب شد. شعار اصلاحات اداري و اقتصادي بويژه اصلاحات ارضي را با حمايت آمريكائي ها آغاز نمود. ▫ شاه در سفري به آمريكا، به واشنگتن قول داد كه اصلاحات مورد نظر آنان را خود راسا انجام دهد. ▫ اميني در 27 تيرماه 1341 استعفا داد و اسدالله علم به جاي او نشست. ▫ در 16 مهر 1341، دولت علم لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي را به تصويب رساند. واژه اسلام از شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان حذف شده، انتخاب شوندگان قرار بود بجاي بجا آوردن مراسم تحليف با قرآن، اين كار را با ?كتاب آسماني? انجام دهند. به زنان نيز حق راي داده شده بود. ▫ امام خميني از علماي طراز اول قم دعوت نمود تا در منزل فرزند موسس حوزه علميه قم گرد هم آيند تا در برابر اقدام دولت تصميم گيري نمايند. ارسال تلگرام به شاه مبني بر مخالفت مراجع با لايحه مزبور، آگاه نمودن علماي ديگر شهرها و جلسات مشورتي هفتگي ميان مراجع از تصميمات اين جلسه بود. ▫ در 22 آبان 1341 اسدالله علم طي تلگرافي به سه نفر از مراجع ?به جز امام- موافقت خود را با خواسته هاي آنان اعلام كرد و در آذرماه همان سال رسما اين لايحه لغو شد. ▫ دو هدف از طرح اين لايحه و تصويب آن مد نظر بود: 1-تضعيف روحانيت و تقويت عمال بيگانه: امام احساس مي كرد كه برداشتن شرط سوگند به قرآن براي اعضاي انجمن ها، راه را براي مشاركت بهائيان در حيات سياسي كشور فراهم مي سازد. 2-گسترش بي بند و باري در پوشش اعطاي حق راي به زنان: مخالفت با مصوبه دولت در مورد انجمن هاي ايالتي و و لايتي، مخالفت با آزادي زنان نبود بلكه به گفته امام، "در اين بيست و چند سالي كه كه از كشف حجاب مي گذرد، چه چيزي عايد زن ها شده است؟"
ب: انقلاب سفيد و پيامدهاي آن ▫ در 6 دي ماه 1341، شاه اعلام كرد كه قصد دارد اصول ششگانه اي را به رفراندوم بگذارد. اين اصول كه بعدا به انقلاب سفيد شهرت يافت عبارت بودند از -الغاي رژيم ارباب و رعيتي -ملي كردن جنگل ها -فروش سهام كارخانجات دولتي بعنوان پشتوانه اصلاحات ارضي -سهيم كردن كارگران در سود كارخانجات -اصلاح قانون انتخابات ايجاد سپاه دانش ▫ در 2 بهمن 1341، امام طي اعلاميه اي، رفراندم را تحريم كرده و آن را رفراندوم اجباري ناميد. ▫ شاه براي جلب نظر علماي قم در 4 بهمن 1341 وارد قم شد، اما علما به استقبال او نرفتند و او پس از يك سخنراني تند عليه روحانيت به تهران بازگشت. ▫ در 6 بهمن 1341 رفراندوم مربوط به اصول ششگانه برگزار و بنا بر اعلان دولت بيش از پنج ميليون نفر از جمعيت ايران به آن راي مثبت دادند. ▫ اكثر مقامات خارجي و داخلي به شاه تبريك گفتند. ▫ روحانيون به پيشنهاد امام در ماه رمضان همان سال كه از 8 بهمن شروع مي گشت، از رفتن به مساجد به عنوان اعتراض خودداري كردند.
ج: اعلام عزاي عمومي در فروردين 1342 ▫ در 23 اسفند 1341، شاه در سخناني در دزفول از مراجع و روحانيون به زشتي ياد كرده و نسبت به سركوب آنان هشدار داد. ▫ امام در مقابل، جشن هاي نوروز سال 1342 را تحريم نموده و آن را عزاي عمومي اعلام كرد. ▫ در 2 فروردين 1342، در مجلس سوگواري به مناست شهادت امام صادق (ع) در مدرسه فيضيه، ماموران دولت وارد مدرسه شده و با طلاب به زدوخورد پرداختند. ▫ امام در مورد اين حادثه سخنراني ها و اطلاعيه هاي متعددي صادر نمودند.
د: قيام پانزدهم خرداد 1342 ▫ ايام محرم آن سال كه مصادف با ماه خرداد بود، موقعيت پرتنشي را ميان رژيم و مخالفان بوجود آورده بود. ▫ از يكطرف ساواك از سخنرانان مذهبي تعهد گرفته بود كه عليه شاه و اسرائيل سخني نگفته و نگويند كه اسلام در خطر است. ▫ از طرف ديگر امام در نشستي با مراجع و علماي قم، پيشنهاد كردند كه در روز عاشورا هر يك از آنان براي مردم سخنراني كرده و در مورد جنايات رژيم پهلوي سخن گويند. ▫ در 13 خرداد 42 (عاشورا) امام خود به مدرسه فيضيه رفتند و حمله ماموران شاه به مدرسه فيضيه در 2 فروردين را به واقعه كربلا تشبيه نموده و ايجاد آن فاجعه را به تحريك اسرائيل خواندند. همچنين ايشان از ترس رژيم در مورد سخن گفتن در مورد اسرائيل اظهار شگفتي كردند. ▫ در 15 خرداد 1342، ماموران رژيم، امام را در منزل مسكوني خود در قم دستگير نموده، به تهران منتقل كرده و سپس در يك سلول انفرادي زنداني و بعدا به يك پادگان نظامي منتقل نمودند. ▫ بدنبال انتشار خبر بازداشت امام، اعتراضات گسترده اي در قم، ورامين، مشهد و شيراز برگزار شد. ماموران نظامي بر روي مردم آتش گشودند، در نتيجه تعدادي از مردم كشته و مجروح شدند. مهمترين برخورد با مردم ورامين صورت گرفت كه با پوشيدن كفن در پشتيباني از امام راهي تهران شده بودند. ▫ دو روز بعد، اسدالله علم در مصاحبه اي عنوان نمود كه امام و برخي ديگر از علما محاكمه و ممكن است اعدام شوند. شاه نيز طي يك سخنراني، فعاليت هاي امام و مردم را به تحريك جمال عبدالناصر رئيس جمهور مصر دانست. ▫ چندروز پس از دستگيري امام، برخي از مراجع و علما به پشتيباني از امام به تهران آمدند. ▫ پس از دوماه بازداشت، در 11 مرداد 1342، امام به منزلي در شمال تهران منتقل و تحت نظر قرار گرفتند. ▫ شاه در 17 اسفند 1342، اسدالله علم را بركنار ساخت و حسنعلي منصور به نخست وزيري رسيد. او از اسلام تمجيد نموده و بر مراحم و عطوفت خاص شاه به مقامات روحاني تاكيد نمود. ▫ در 18 فروردين 1343، امام به قم بازگشتند. ▫ همان روز روزنامه اطلاعات در مقاله اي از همگامي روحانيت با انقلاب شاه و مردم تمجيد نمود. امام در 21 فروردين طي سخناني مطالب روزنامه اطلاعات را بشدت تكذيب نمودند.
ه: كاپيتولاسيون و تبعيد امام خميني ▫ در مهرماه 1343، قانوني از مجلس گذشت كه به نظاميان آمريكايي مامور در ايران و وابستگانشان مصونيت سياسي اعطا مي شد. بطوري كه اگر آنان مرتكب جرمي در ايران مي شدند، بايد مطابق قوانين آمريكا محاكمه مي شدند. اين مورد به كاپيتولاسيون مشهور است. ▫ در 4 آبان 1343، كه سالروز تولد شاه بود، امام طي يك سخنراني، با ذكر آيه انا لله و انا اليه راجعون (استرجاع)، از فروخته شدن استقلال كشور به آمريكا توسط حكومت سخن گفته و دولت و مجلسيان را نوكران آمريكا ناميدند. ▫ امام طي يك اعلاميه نيز تصويب لايحه كاپيتولاسيون را افشا و محكوم نمود و آن را سند بردگي ملت ايران ناميدند. ▫ در 13 آبان 1343، منزل امام در قم محاصره شده و ايشان دستگير و به تهران منتقل شدند و همان روز با يك هواپيماي باري به همراه دو مامور امنيتي به تركيه تبعيد شدند. ▫ مدتي بعد، فرزند امام، حاج آقا مصطفي نيز به همان تبعيدگاه فرستاده شد. ▫ 11 ماه بعد، امام از تركيه به عراق منتقل شدند و 13 سال و 5 ماه در آن كشور بسر بردند.
و: از فرجام كاپيتولاسيون تا آغاز بحران ▫ با دريافت خبر تبعيد امام، مردم دست به اعتصاب و تظاهرات زدند. ▫ مراجع و علماي ايران با صدور تلگراف و اعلاميه، ضمن تقبيح تبعيد امام، پشتيباني خود را از اهداف ايشان اعلام داشتند. ▫ در اول بهمن 1343، حسنعلي منصور، نخست وزير توسط محمد بخارايي، يكي از اعضاي هيئت موتلفه اسلامي به اتهام تهيه و تصويب لايحه كاپيتولاسيون ترور و بقتل رسيد. حكم ترور وي توسط آيت الله ميلاني در مشهد تائيد شده بود. ▫ در 21 فروردين 1344، حمله مسلحانه به شاه در كاخ مرمر توسط رضا شمس آبادي، يكي از هواداران امام انجام شد، اما شاه جان سالم بدر برد. ▫ در پس از تبعيد امام، برخي از كساني كه اميد به پيروزي نهضت داشتند و آن را نيافتند، در فكر راه هاي ديگري براي مبارزه با رژيم افتادند. گروه هاي مسلح اسلامي تشكيل شد. علاوه بر هيئت موتلفه اسلامي به مسئوليت حبيب الله عسگر اولادي، حاج صادق اماني و مهدي عراقي، حزب ملل اسلامي نيز توسط حجت الاسلام محمد جواد حجتي كرماني و سيد كاظم موسوي بجنوردي تشكيل شد كه در 24 مهر 1344 توسط ساواك كشف و متلاشي گرديد. ▫ سازمان هاي ديگري نيز همچون سازمان مجاهدين خلق ايران توسط محمد حنيف نژاد، سعيد محسن و علي اصغر بديع زادگان در سال 1344 تشكيل گرديد. همچنين جبهه آزادي بخش ملي ايران (جاما)، توسط حبيب الله پيمان و دكتر كاظم سامي تشكيل شد. سازمان چريكهاي فدايي خلق نيز از تلفيق دو گروه چريكي ماركسيست برهبري بيژن جزني و مسعود احمدزاده در 1349 تشكيل شد و در فروردين 1350 اعلام موجوديت نمودند. ▫ امام در دوره اي كه در عراق بودند، ابتدا تلاش براي تغيير دادن طرز تلقي سنتي حوزه علميه نجف از اسلام داشتند و تلاش براي آشنا ساختن طلاب به ابعاد اجتماعي، سياسي و حكومتي اسلام را در برنامه خود قرار دادند. ▫ امام به مناسبت هاي ديگر از جمله جنگ اعراب و اسرائيل خرداد ماه 1346 (ژوئن 1967)، برگزاري جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي مهر ماه 1350، جشن هاي پنجاهمين سال شاهنشاهي پهلوي 1355 و جشن هنر شيراز در سال 1356 اطلاعيه هاي متعددي صادر نمودند كه در ايران در سطح گسترده اي نشر و توزيع شد. ▫ امام در بهمن 1348، 13 سخنراني در مورد ولايت فقيه نمودند كه اين سخنان بازتاب وسيعي در آن روز داشت. اين مجموعه، دكترين سياسي امام براي تشكيل حكومت اسلامي را نشان مي دهد.
ز: آغاز بحران 56 تا پيروزي انقلاب اسلامي ▫ از 1350 در حاليكه دولت بخاطر بالا رفتن قيمت نفت داراي درآمد و نهايتا قدرت بيشتري شد، اما در عين حال از آزادي خبري نبوده و هرگونه فعاليت اجتماعي با شدت تمام سركوب مي شد. ▫ دو حزب فرمايشي ايران نوين و مردم در سال 1350 در آخرين انتخابات مجلس قبل از انحلال شركت كردند. در 1353، حزب رستاخيز تشكيل شده و هر دو حزب موصوف منحل شدند. امام خميني اين حزب را تحريم نمودند. ▫ گروه هاي زيرزميني، طي جنگ و گريزها بارها پاسگاه هاي پليس را مورد حمله قرارداده و خود نيز كشته مي شدند. حمله به پاسگاه سياهكل (1349)، پاسگاه پليس قلهك (1350)، كشته شدن سپهبد فرسيو دادستان ارتش (1350)، يك سرمايه دار بنام فاتح (1353)، فرمانده گارد دانشگاه صنعتي (1354)، كشته شدن تعدادي از آمريكائي ها از جمله سرهنگ لوئيس هاوكينز (1352)، دو سرهنگ نيروي هوايي (1354)، سه مستشار نظامي آمريكا (1355) از جمله فعاليت هاي گروه هايي بود كه به مشي مسلحانه براي مبارزه با رژيم روي آورده بودند. ▫ دفاعيات خسرو گلسرخي در بهمن 1352 در دادگاه و در پس از دستگيري وي به اتهام تلاش براي قتل فرح پهلوي، عكس العمل شديدي عليه رژيم در افكار عمومي داشت. ▫ امام خميني از تبعيد عراق با نوشته ها، گفته ها و پيام ها مردم را به مقاومت هرچه بيشتر وا مي داشت. ▫ از سال 1973 (1352)، تهران مقر اداره مركزي سيا در خاورميانه گرديد و از همان سال ريچارد هلمز رئيس پيشين سيا سفير آمريكا در تهران گرديد. ▫ در 1355، دوره چهارساله جرالد فورد رئيس جمهور آمريكا از حزب جمهوري خواه پايان يافت. در دوره رقابت انتخاباتي رقيبش از حزب دمكرات يعني جيمي كارتر به موضوع حقوق بشر توجه ويژه نمود. ▫ شاه در انتخابات آمريكا از كانديداي جمهوري خواهان حمايت مالي نمود، اما كارتر در انتخابات آمريكا برنده شد. ▫ در شهريور 1354، شاه در مراسم افتتاح مجلس از نمايندگان خواست تا فرهنگ ايراني را از عوامل بيگانه اي كه در اين فرهنگ راه يافته نجات دهند. مجلس شوراي ملي و سنا در يك اجلاس مشترك در پايان 1354 تصويب كردند كه مبدا تاريخ به آغاز سلطنت كورش بنيانگذار شاهنشاهي هخامنشي انتقال يافته و آغاز سلطنت محمد رضا پهلوي را كه مصادف با 1320 هجري شمسي بود، به سال 2500 شاهنشاهي تغيير دادند. ▫ درباره زمان شروع بحراني كه سرانجام به انقلاب اسلامي منجر گرديد توافقي به چشم نمي خورد. اما مجموعه تحولاتي كه در سال 1356 اتفاق افتاد عبارتند از -در فروردين 1356، زندانيان سياسي در زندان ها به اعتصاب غذادست زدند. -در خرداد 1356، دكتر علي شريعتي پس از تحمل سالها زندان در ايران، در لندن درگذشت. -در خرداد، سه تن از رهبران جبهه ملي نامه سرگشاده اي خطاب به شاه انتشار دادند. -جمشيد آموزگار، نخست وزير در شهريور 1356 قول داد كه دولت به آزادي بيان و قلم ارج نهد. -كانون نويسندگان ايران در مهر 1356 شب هاي شعري در انجمن ايران و آلمان به مدت ده شب ترتيب داد. اين گروه سپس در آبان 1356 در دانشگاه صنعتي جلسات سخنراني تشكيل داد. -شاه در آبان به آمريكا رفت تا با رئيس جمهور جديد آمريكا ملاقات نمايد. تظاهرات ايرانيان مقيم آمريكا در مخالفت با شاه و مداخله پليس به نفع شاه تمام نشد. -درآبان 1356، سيد مصطفي خميني فرزند امام بصورت مشكوكي در نجف درگذشت. مجالس ترحيم او در ايران، همراه با تجليل گسترده از امام خميني و همراهي با مبارزات او گرديد. -و بالاخره در 17 دي ماه 1356، مقاله اي در روزنامه اطلاعات به امضاي مستعار احمد رشيدي مطلق و تحت عنوان "ايران و استعمار سرخ و سياه" منتشر شد. اين مقاله به تمجيد از اصلاحات ارضي و انقلاب شاه و ملت پرداخته و مخالفان انقلاب را حزب توده و مالكان بزرگ دانسته و نهايتا با بكار بردن القاب زشت در مورد امام خميني ايشان را بعنوان همكار خوانين مورد اهانت قرار داده بود. ▫ اولين بازتاب انتشار اين مقاله، در قم در 19 دي ماه 1356 شكل گرفت و مردم در حاليكه شعار عليه حكومت مي دادند، نمايندگي روزنامه اطلاعات و حزب رستاخيز را به آتش كشيدند. ارتش به مردم حمله كرد و تعدادي از مدرسان حوزه علميه كه از شاگردان امام بودند به نقاط مختلف تبعيد شدند. ▫ در 29 بهمن در تبريز در جريان بزرگداشت چهلم شهداي قم، مردم از مسجد بيرون ريختند و سينماها، مشروب فروشي ها و مقر حزب رستاخيز به آتش كشيده شد. ارتش به مردم حمله كرد و ده ها نفر شهيد شدند. ▫ در اربعين شهداي تبريز، در 9 و 10 فروردين 1357 در يزد مجددا اعتراض به رژيم در سطح وسيع انجام گرفت. ▫ در 27 مرداد، شاه تظاهرات مردم را در نطق تلويزيوني خود محكوم كرد و از تمدن بزرگ خود (شاه) در برابر وحشت بزرگ ديگران (احتمالا امام) سخن گفت. ▫ در 28 مرداد سينما ركس آبادان آتش گرفت و بين 400 تا 700 نفر در ميان آتش كشته شدند. انگشت اتهام اوليه دولت به مخالفان نشانه رفت و سعي كرد كه اين اقدام را در راستاي همان وحشت بزرگ كه شاه سخن گفته بود، توجيه نمايد. اما بررسي هاي بعدي نشان داد كه درب هاي خروجي سينما از قبل قفل بودند، نبودن آب در شيرهاي آتش نشاني و توضيحات كارشناسان در مورد كيفيت مواد آتش زا مردم را متقاعد نمود كه اين كار توسط ساواك طراحي و اجرا شده است. ▫ پس از فاجعه سينما ركس دولت آموزگار سقوط كرد. ▫ در 21 رمضان (2 شهريور 1357) مردم برخي از شهرها به تظاهرات عليه حكومت پرداختند. ▫ پس از نماز عيد فطر در 13 شهريور، با سازماندهي روحانيت مبارز تهران، يك راهپيمايي از تپه هاي قيطريه به سمت جنوب خيابان شريعتي برگزار گرديد. در اين راهپيمايي، نيروهاي امنيتي و انتظامي غافلگير شدند. ▫ در 16شهريور روحانيت مبارز تهران مجددا مردم را به راهپيمايي دعوت نمود. پس از اطلاع يافتن از تصميم شاه مبني بر استفاده از ارتش براي سركوبي مردم، اين جامعه طي اطلاعيه اي از مردم خواست كه در تظاهرات شركت ننمايند. اما سيل عظيم مردم از گوشه هاي شهر براه افتاد و در ميدان آزادي به هم پيوست. در قطعنامه پاياني اين راهپيمايي كه توسط آيت الله شهيد بهشتي قرائت گرديد بر رهبري امام در نهضت مردم ايران تاكيد شد. عليرغم تكرار اين موضوع كه راه پيمايي ديگري در فرداي آن روز يعني جمعه 17 شهريور نخواهد بود، اما در ميان مردم اين شعار تكرار مي شد: فردا صبح، 8 صبح، ميدان شهدا ▫ در ساعت 6 بامداد 17 شهريور، رژيم مقررات حكومت نظامي به مدت 6 ماه در شهرهاي تهران، قم، تبريز، مشهد، اصفهان، شيراز، آبادان، اهواز، قزوين، كازرون، جهرم و كرج برقرار كرد. از ساعت 8 صبح مردمي كه براي شركت در تظاهرات به ميدان شهدا (ژاله) آمده بودند، به گلوله بسته شدند و تعدادي از مردم شهيد شدند. ▫ با دستگيري برخي از رهبران روحاني و پنهان شدن برخي ديگر از چهره هاي مذهبي و روحاني، تا چند هفته آثار ياس و نااميدي از يك قيام مردمي در ميان جامعه شكل گرفت. در اين ميان نظر برخي از چهره هاي سياسي روي آوردن به تشكيل گروه هاي مسلح و مقابله با نظام بصورت مسلحانه بود. امام خميني اين تغيير روش را نپذيرفتند. ▫ اعتصاب در صنعت نفت ايران -جايي كه براي نظام پادشاهي بعلت تامين بودجه حياتي بود- از 19 شهريور و از پالايشگاه تهران آغاز شد. دو هفته بعد دامنه اعتصابات به حنوب و پالايشگاه آبادان رسيد. ▫ موج دوم اعتصاب از 28 شهريور 1357، راه آهن، شبكه آب و برق، و بانك ملي را فرا گرفت. موج سوم در 15 مهر با اعتصاب سراسري دانشگاهيان و فرهنگيان به اوج خود رسيد. ▫ در مهرماه و در طي مراسم چهلم شهداي جمعه سياه، وابستگان رژيم به مسجد جامع كرمان يورش بردند و بخشي از مسجد را خراب نمودند. ▫ در همين ماه دولت جديد عراق به رهبري صدام حسين از امام خميني خواست كه يا فعاليت هاي سياسي خود را پايان داده و يا خاك آن كشور را ترك گويد. امام ابتدا به سمت كويت رفتند و پس از امتناع اين كشور از پذيرفتن ايشان، بسوي پاريس پرواز نمودند. در پاريس، امكانات ارتباط با تهران و اتصال به رسانه ها بيشتر مهيا بود. ▫ در 13 آبان بخون كشيده شدن اجتماع دانشجويان و دانش آموزان توسط نيروهاي سركوبگر رژيم در دانشگاه تهران، باعث گرديد تا ده ها تن شهيد و مجروح گردند. ▫ كارگزاران رژيم شاه بتدريج مي خواستند كه خدمت امام برسند. امام شرط ملاقات اينگونه افراد را اعلام استعفاي علني از سمت ها و مسئوليت هاي دولتي دانستند. ▫ راه پيمايي هاي تاسوعا و عاشورا در زماني كه دولت نظامي بر سركار بود، اتفاق افتاد كه بزرگترين راه پيمايي ها در تاريخ ايران بود. ▫ 13 دي رابرت هويزر، ژنرال آمريكايي به نمايندگي از طرف دولت آمريكا به ايران آمد. طرح او بعدا مشخص گرديد: شاپور بختيار كه بظاهر چهره اي ملي داشت، به نخست وزيري منصوب شد. شوراي سلطنت تشكيل گرديد و شاه در 26 دي ماه بظاهر براي معالجه رهسپار خارج از كشور شد. ▫ شوراي انقلاب توسط امام خميني شكل گرفت. ▫ عده اي از روحانيون تهران و قم در مسجد دانشگاه تهران بعنوان اعتراض به دولت براي اجازه ندادن به باز شدن فرودگاه براي ورود حضرت امام تحصن نمودند. ▫ در 12 بهمن امام با استقبال بي نظير مردم وارد كشور شدند. ▫ در 16 بهمن، امام حكم نخست وزيري مهندس مهدي بازرگان را صادر كردند. ▫ 19 بهمن، جمعي از همافران نيروي هوايي ارتش با امام بيعت نمودند. ▫ در 21 بهمن، امام به مردم دستور دادند كه با ناديده گرفتن مقررات حكومت نظامي در خيابانها حضور داشته باشند. ▫ 22 بهمن، دولت بختيار فروپاشيد. 2-واكنش قدرت هاي بزرگ در قبال انقلاب اسلامي ▫ استراتژي آمريكا در منطقه خاورميانه در پس از جنگ جهاني دوم چند جنبه داشت: -تحكيم سلطه آمريكا -دسترسي به منابع نفتي خليج فارس -جلوگيري از توسعه طلبي شوروي -حمايت از امنيت اسرائيل ▫ براي تحقق چنين اهدافي دو كشور در خليج فارس، پايه هاي سياست گذاري آمريكا را تشكيل مي دادند: ايران و عربستان سعودي ▫ در برابر تحولات ايران در سالهاي 1356 و 57، آمريكا در عين حال كه مي خواست از شاه حمايت كرده و راه را براي بروز هرگونه انقلابي بسته نگاه دارد، همزمان اطلاعات و تحليل هاي مقامات واشنگتن در مورد ايران، نادرست و ناقص بود. دو دستگي مابين مقامات وزارت خارجه و شوراي امنيت ملي آمريكا نيز به بي برنامگي آمريكا در برابر ايران مي افزود. ▫ شوروي ها تا سالها مبارزه عليه رژيم پهلوي را به زمينداران و فئودال ها نسبت مي دادند، اما در پائيز 1357 به تدريج نشانه هاي كمتر شدن حمايت كرملين از شاه آشكار شد. آنان شاه را به خود كامگي و بلند پروازي متهم نمودند و حزب توده ايران را به تجديد سازمان فرا خواندند. ▫ چين نيز تا اخرين لحظه از شاه حمايت كرد. 3-ويژگي ها و اقدامات حكومت الف: سرشت و اقدامات سياسي حكومت پهلوي 1-پايه هاي اقتدار سلطنت پهلوي: حــكومت پهلوي در بعد داخلي بر پنج ستون عمده قرار گرفته بود: نيروهاي مسلح، ساواك، دربار، ديوان سالاري و حزب رستاخيز ▫ نيروهاي مسلح: حكومت ايران نمونه اي از يك ديكتاتوري نظامي بود. نيروهاي مسلح و واحدهاي امنيتي عمده ترين نهاد حافظ نظام بودند. ارتش بدليل نقش ويژه در كودتاي 28 مرداد، وظايـــف عمده اي در زندگي اقتصادي و اجتماعي ايران داشت. شاه بر ارتش كنترل داشت. او با تشكيل سازمان بازرسي شاهنشاهي، سرسپردگي ارتش را همواره تعقيب مي نمود و همچنين واحد اطلاعات نظامي به نام ركن 2 هرگونه تحرك در داخل ارتش را سركوب مي كرد. دادگاه هاي نظامي نيز وظيفه محاكمات سياسي را به عهده داشتند. ارتش همچنين در بخش اقتصادي فعال بود. بخش مهمي از بودجه دولت صرف ارتش مي گشت. مثلا در سال 1353، 32% كل بودجه به ارتش تعلق داشت. بخشي از نيروي شاغل كشور جذب نيروهاي مسلح مي گشتند. برخي از صنايع مانند توليد وسائط نقليه، نساجي، مهمات و ديگر تداركات ارتش توسط خود ارتش تاسيس گرديد. در كشاورزي، ايجاد مزارع نمونه توسط ارتش صورت گرفت. ايجاد هر پايگاه نظامي جديد بصورت مستقيم در وضعيت اقتصادي منطقه تاثير مي گذارد. ▫ ساواك: سازمان اطلاعات و امنيت كشور از اواخر 1335 كار خود را آغاز نمود. رئيس ساواك عنوان معاون نخست وزير را داشته و رئيس آن را شاه منصوب مي نمود. در شكل گيري ساواك آمريكا و اسرائيل نقشي عمده داشتند. وظائف اين سازمان جمع آوري و كسب اطلاعات لازم براي حفظ امنيت ملي، كشف جاسوسي و كسب اطلاعات در باره افرادي كه قوانين مربوط به اقدامات ضد سلطنت، مخالفت مسلحانه، جنايات نظامي و حمله به شاه را نقض كرده باشند. به تدريج از سال 42 تا 57، نقش مستقيم بدنه ارتش در كنترل سياسي جامعه كاهش يافته و بخش هاي مشخص همچون دژباني، گارد شاهنشاهي، شهرباني، ژاندارمري، ساواك، ركن 2 و دفتر ويژه نظامي مسئوليت گرفتند. از سال 1350، شهرباني، ژاندارمري و ساواك يك كميته مشترك ضد خرابكاري تشكيل دادند. از آن پس بصورت دائمي در اذهان مردم ترس از دستگيري بخاطر مخالفت با شاه را القا مي نمود. القاي ترس مفرط به تنفر عمومي از ساواك انجاميد. بخصوص آنكه به تدريج اعمال ساواك در شكنجه نمودن و كشتن مخالفان آشكار گرديد. هر 4 تن روساي ساواك از ابتدا تا انتهاي كار اين سازمان كشته شدند. يك نفر يعني تيمور بختيار توسط نيروهاي شاه (1340) و سه تن ديگر يعني پاكروان، نصيري و مقدم توسط دادگاه هاي انقلابي در پس از پيروزي انقلاب اسلامي به اعدام محكوم شدند. ▫ دربار: در برگيرنده فرزندان رضاشاه، همسران و فرزندان آنها، ملكه و مادرش مي گرديد. بخش اعظم درباريان در فعاليت هاي اقتصادي دست داشتند. دارايي هاي دربار از 4 راه بدست مي آمد: اراضي كشاورزي كه توسط صاحبان آنها مكانيزه شده بود. پول نفت كه بخشي از آن به نهادهاي مرتبط با دربار واريز مي گرديد. همچنين تجارت كه با استفاده از وام هاي دولتي، درباريان سرمايه گذاري هاي گسترده اي در بخش خصوصي انجام مي دادند. بنياد پهلوي نيز سالانه 40 ميليون دلار كمك مالي دريافت مي كرد. ▫ ديوان سالاري: دولت در دوره آخر زمامداري محمد رضا پهلوي بشدت فربه گرديد. ظرف 14 سال، ديوان سالاري دولتي از 12 وزير و 150 هزار كارمند به 19 وزير و بيش از 340 هزار كارمند رسيد. شمار استان ها از 10 به 32 استان رسيد. ▫ حزب رستاخيز: ابتدا شاه به نظام دو حزبي كه هر دو حزب به او وفادار باشند معتقد بود، اما در سال 1353 هر دو حزب ايران نوين و مردم را منحل نموده و حزب رستاخيز را بعنوان تنها حزب فراگير اعلام نمود. اين حزب به سرعت بدنبال پذيرش اعضا براي ايجاد يك سازمان گسترده براي جايگزيني دولت تك حزبي بجاي ديكتاتوري نظامي بود.
2-روش هاي استفاده نادرست شاه از قدرت: در زمان شاه تصميمات مهم مانند انتصاب و بركناري نخست وزير، وزرا، استانداران و فرماندهان نظامي بوسيله او گرفته مي شد. در عين حال زماني كه او نياز به تغيير داشت، گناه بي كفايتي و عدم مديريت را به گردن نخست وزير و يا وزرا مي انداخت و با زنداني نمودن آنها سعي در مبرا نمودن خود از رفتارهاي نادرست داشت.
3-استخدام و كنترل نخبگان: در زمان محمد رضا شاه، حدود 40 خانواده ويژه كه از نظر سياسي و اقتصادي نيرومند بودند وجود داشت. روش هاي كنترل نخبگان شامل مجازات براي نخبگان خطاكار، تغيير متناوب افراد براي جلوگيري از بروز حمايت از آنان در جامعه، ايجاد تفرقه مابين آنها و عدم امنيت شغلي براي آنان بود.
4-روابط خارجي: مهمترين ويژگي حكومت پهلوي وابستگي آن به بيگانگان بود. o رژيم شاه عميقا در جنبه هاي مختلف سياسي، اقتصادي و نظامي به آمريكا و ساير كشورهاي غربي پيوند خورده بود. o آمريكا در پس از جنگ جهاني دوم و تشديد جنگ سرد مابين آمريكا و شوروي، كمك هاي سياسي، نظامي و اقتصادي خود را به سوي ايران روانه ساخت. o پيمان نظامي آمريكا و ايران در 1326 (1947) براي رشد كارآيي ارتش ايران، و ورود ايران به پيمان بغداد كه يك پيمان نظامي مابين آمريكا، انگلستان، افغانستان، عراق و تركيه بود از جمله فعاليت هاي همگرايانه ايران و آمريكا بود. o ايران با پاكستان، تركيه، انگلستان و آمريكا در 1334(1955)، سازمان پيمان مركزي (سنتو) را بوجود آورد كه براي دفاع از سه كشور تركيه، پاكستان و تركيه در برابر اقدامات شوروي بود. o بر اساس دكترين نيكسون، ايران به ژاندارم منطقه تبديل شد. بر اساس اين دكترين بهره گيري از قدرت هاي منطقه اي براي حمايت از منافع آمريكا در برابر تهديد شوروي ايران را به مهمترين پايه سياست هاي آمريكا در خليج فارس تبديل نمود. o تصويب و اجراي طرح مصونيت قضايي اتباع آمريكايي در ايران، ورود هزاران متخصص نظامي آمريكايي و سلطه آنها بر ارتش ايران، مداخله ارتش ايران در استان ظفار عمان، ارسال تجهيزات نظامي از سوي ايران به مراكش، اردن و زئير، درگيري نظامي ايران در سومالي، تامين سوخت اسرائيل، همكاري با رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي و... بخش هايي از همكاري ايران در جهت حفظ منافع آمريكا در جهان بود.
ب: سياست ها و اقدامات فرهنگي حكومت ▫ با روي كار آمدن رضا شاه، مبارزه با مذهب و شعائر آن جزو اصول رسمي حكومتي شد. كشف حجاب و ممنوع كردن پوشيدن لباس بومي و ممانعت از برگزاري مراسم مذهبي از جمله اين فعاليت ها بود. ▫ اقدامات ضد مذهبي در دوره محمد رضا نيز در قابل فعاليت هايي نظير تلاش حزب رستاخيز براي نشان دادن شاه همچون رهبر معنوي، تغيير مبداء تقويم تاريخ از هجرت رسول گرامي به پادشاهي 2500 ساله، گسترش مراكز فساد و جذب و تشويق فعاليت هاي مبتذل مانند آنچه كه در جشن هنر شيراز و در كيش انجام مي پذيرفت.
ج: سياست ها و اقدامات اقتصادي حكومت ▫ ايران كشوري كم آب است كه 55% آن را سرزمين هاي خشك و غير قابل استفاده، 30% جنگل و مرتع و 12% قابل زراعت تشكيل مي دهد. در آن زمان تنها در 6% اراضي ايران بطور دائم كشت مي شد. ▫ تا قبل از اصلاحات ارضي، بدليل تسلط ارباب بر 4 عامل از 5 عامل زمين، آب، حيوان، بذر و نيروي كار، 80% از محصول به ارباب تخصيص مي يافت. ▫ ايران تا سال هاي آغازين دهه 1340 در مواد غذايي خودكفا بود. تغيير شيوه زندگي قبائل كوچ نشين، بالا رفتن مصرف مواد غذايي در سايه افزايش بهاي نفت و مهاجرت گسترده روستائيان به شهرها موجب وابستگي كشور به واردات شد. ▫ اصلاحات ارضي نتوانست در بازدهي و ازدياد توليد كشاورزي در ايران موثر افتد، هرچند كه از لحاظ سياسي توانست نفود مالكان عمده را كم نمايد. ▫ در بخش صنعت، عليرغم ازدياد درآمدهاي دولت بدليل بالا رفتن قيمت نفت، توسعه صنعتي به معناي واقعي كلمه انجام نپذيرفت. ▫ در دهه هاي 40 و 50 سرمايه گذاري هاي كلاني در بخش صنعت انجام پذيرفت. نيمي از كل سرمايه گذاري هاي صنعتي در اين سالها توسط دولت انجام پذيرفت. بقيه را نيز بانكها با تسهيلات ويژه، سرمايه در اختيار بخش خصوصي قرار مي دادند. همچنين دولت به كالاهايي كه از خارح وارد مي شد، ماليات هاي سنگين مي بست و توليدات داخلي از معافيت هايي استفاده مي نمودند. زيربناهاي اقتصادي همچون راه ها، بنادر، نيروگاه ها و پالايشگاه ها نيز توسط دولت ساخته مي شد. ▫ در همان حال شاه به اعلام سياست هاي جاه طلبانه اي همچون مسكن ارزان، آموزش رايـگان، ايجاد اشتغال و بهبـتود وضع كاركنـــان مي پرداخت كه سطح توقع عمومي را بالا مي برد. ▫ آزاد كردن پولهاي ناشي از گران شدن بهاي نفت، بالا رفتن هزينه سرمايه گذاري به سبب كمبود امكانات بنادر و انبارها، افزايش بهاي زمين و مسكن، استخدام بيگانگان بدليل كمبود نيروي انساني ماهر و افزايش پرشتاب دستمزدها جامعه را در تورمي شديد فروبرد و زمينه نارضايتي عمومي را فراهم ساخت.
4-ويژگي ها و اقدامات مخالفان رژيم الف: نيروهاي فكري-سياسي تا قبل از كودتاي 28 مرداد ▫ حزب توده در دهه 1320 از اجتماع تشكل هايي مانند حزب سوسيال دمكرات، حزب كمونيست ايران و گروه 53 نفر به رهبري محمدتقي اراني پديد آمد. در پي فعاليت هاي منافقانه اين حزب در جريان نهضت ملي شدن نفت در ايران (طرفداري از شوروي و دادن امتياز نفت شمال به اين كشور) و دستگيري برخي از اعضا، پس از كودتاي 28 مرداد اين حزب نقشي فعال در صحنه سياسي ايران نداشت. ▫ جبهه ملي، ائتلافي از احزاب و جريان هاي سياسي مختلف از چپ تا راست و از مذهبي تا غير مذهبي بود. اما هسته اصلي اين جبهه بر تفكرات دكتر مصدق تاكيد داشت و اكثرا طرفداران او تشكيلات حزب را در دست داشتند. ▫ تشكل هاي مذهبي در قبل از 28 مرداد شامل مجمع مسلمانان مجاهد برهبري آيت الله كاشاني، فدائيان اسلام برهبري نواب صفوي و انجمن هاي اسلامي بودند.
ب: نيروهاي فكري-سياسي پس از 28 مرداد ▫ جبهه ملي دراوائل دهه 1340 محددا در صحنه سياسي ايران حضور يافت و سپس ضعيف گشته تا در سال 1356 اعلام نمود كه تشكيلات جبهه را سازماندهي خواهد نمود. ▫ حزب توده نيز در پس از كودتا تا سال 57 به دلايلي همچون رخنه كردن ساواك در تشكيلات آنها، بهبود روابط رژيم شاه با اتحاد شوروي و انشعابات متعدد از صحنه كنار رفت. ▫ در پي عملكرد ناموفق حزب توده، گروهي از اعضاي سازمان جوانان حزب توده از اين حزب جدا شده و برهبري بيژن جزني گروه جديدي را پايه گذاري نمودند كه به ايدئولوژي ماركسيسم لنينيسم اعتقاد داشت. در 19 بهمن 1349، اين گروه به پاسگاه ژاندارمري سياهكل حمله كرده، اما دو تن از آنان در درگيري با نيروهاي نظامي كشته و 7 تن ديگر اعدام گشتند. اين گروه به همراه گروه ماركسيست ديگري در 1350، سازمان چريك هاي فدايي خلق را به وجود آوردند. آنان سپس تيمسار فرسيو رئيس دادرسي ارتش را كشتند. ▫ برخي ديگر از جوانان كه در سالهاي پس از 1342 به اين نتيجه رسيده بودند كه شيوه مبارزات بايد از روش سياسي به نظامي تغير يابد، سازمان مجاهدين خلق ايران را بنا نهادند. آنان درابتدا تحت تاثير نهضت آزادي و انديشه هاي آيت الله طالقاني و مهندس بازرگان بودند، اما به تدريج انديشه هاي آنان از مباني اسلامي دور شده و به ماركسيسم نزديك شد. ابتدا در اقتصاد، نظريات كمونيستي را مد نظر قرار دادند و سپس علم مبارزه را در ميان افكار ماركسيستي يافتند. با كشته و اعدام شدن رهبران و كادر اوليه سازمان، به تدريج اسلام از سازمان رانده شد تا در 1354 و پس از شهيد شدن محيد شريف واقفي با انتشار بيانيه تغيير ايدئولوژيك، سازمان رسما ماركسيسم را ايدئولوژي رسمي خود معرفي نمود. ▫ هيئت هاي موتلفه اسلامي، برآيند هيئت هاي متعدد مذهبي بود كه امام خميني را بعنوان رهبر نهضت در جريانات 15 خرداد قبول داشتند. با هدف سرنگونگي سلطنت پهلوي و برقراري حكومت اسلامي، اين تشكل فعاليت خود را آغاز نمود و منصور نحست وزير شاه را در 1343 ترور كرد. سه ركن كميته مركزي، شوراي روحاني و كميته نظامي در اين تشكل وجود داشت. ▫ حزب ملل اسلامي در اوائل 1340 با تاكيد بر اسلام و همبستگي ملل اسلامي پا به عرضه وجود گذاشت. اين حزب بدنبال راه اندازي تشكيلات مخفي و جنگ مسلحانه بود. ساواك در 1344 همه اعضاي آن را دستگير كرد. ▫ نهضت آزادي از مشاركت برخي از بازماندگان جبهه ملي در 1339 با نيروهاي مذهبي و بخصوص همكاري مهندس مهدي بازرگان، دكتر يدالله سحابي و آيت الله طالقاني بوجود آمد. حوزه نفوذ اين جريان در ميان تحصيل كردگان و دانشگاهيان بود. پس از بهمن 1341 و مخالفت نهضت ازادي با انقلاب سفيد، رهبران اين نهضت دستگير و روانه زندان شدند. ▫ روحانيت مبارز، نام مجموعه اي از روحانيون بود كه وجه مشترك آنان طرفداري از امام در جريانات سال 1342 بود. اين گروه با آنكه تشكسلات منسجم در ابتدا نداشت، اما با بهره گيري از شبكه گسترده مساجد، تكيه ها و مراسم ديني ارتباط نزديكي با مردم داشت. از 1355 با راه اندازي تشكيلات روحانيت مبارز تهران، فعاليت اين گروه از روحانيون عليه رژيم شديدتر و علني تر شد. آنان جزو اولين كساني بودند كه اعلاميه هايي در انتقاد از رژيم و دعوت از مردم به راه پيمايي با اسم و امضاي خودشان منتشر نمودند. روحانيت مبارز تهران نقش اساسي در شكل گيري فضاي انقلابي، بسيج مردم و پيروزي انقلاب اسلامي داشت. ▫ دكتر علي شريعتي، در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب، يك موج فكري قوي در ميان جوانان براه انداخت. او اسلام را بعنوان يك ايدئولوژي مبارزه كه توانايي ايجاد عدالت احتماعي در جامعه دارد معرفي نمود. او بيشتر به اشاعه افكار اسلامي مي پرداخت و خود به هيچ يك از گروه هاي مخالف رژيم در آن زمان تمايل نشان نداد. او با سخنراني هايش در دانشگاه ها و حسينيه ارشاد و نوشته هايش سهم بزرگي در آشنا ساختن مردم با بخش هاي اجتماعي و سياسي اسلام داشت. ساواك او را دستگير و پس از دو سال با استفاده از نامي ديگر به لندن رفت و در 1356 ديده از جهان فروبست. از او 200 كتاب، سخنراني و مقاله بحا مانده است كه خود وي در وصيتي كار تصحيح و وتنقيح آن را به محمد رضا حكيمي سپرد. اما در دوره انقلاب كتابهاي او با تيراژ ميليوني بدون تصحيح مجدد چاپ و در ايران و ديگر كشورها منتشر گرديد. ▫ آيت الله مرتضي مطهري، طرح گسترده معارف اسلامي و نقد و رد انديشه هاي مادي و التقاطي را مهمترين رسالت خود مي دانست. او از اولين روحانيوني بود كه از حوزه علميه به دانشگاه آمد و از 1332 علاوه بر تدريس با مجامع اسلامي و روشنفكري از جمله انجمن هاي اسلامي دانشگاه ها در ارتباط بود. در دهه 50 كه تفكرات ماركسيستي بعنوان تنها راه مبارزه با رژيم مطرح بود، او با نگارش كتاب و ايراد سخنراني به اشكالات انديشه ماركسيستي و اختلافات جدي اسلام با اين انديشه پرداخت و از همان زمان مورد انتقاد گروه هاي التقاطي قرار گرفت. در سالهاي قبل از انقلاب او نقش اساسي در هماهنگي مابين گروه ها و شخصيت هاي مخالف رژيم و ارتباط با امام خميني داشت. بالاخره در 1359 توسط افراد يكي از گروه هاي افراطي ترور گشته و شهيد شد.
ج: زندگي و انديشه سياسي امام خميني ▫ امام روح الله موسوي خميني در 30 شهريور 1281 در خمين بدنيا آمد او در 1289 به حوزه علميه اراك راه يافت و پس از آن بدليل مهاجرت آيت الله شيخ عبدالكريم حائري به قم، به اين شهر رفت. علاوه بر گذراندن دروس سطح، فلسفه، عرفان و رياضيات را نيز آموخت. در دوره مرجعيت آيت الله العضمي بروجردي، امام به تدريس دروس اشتغال داشت و بعدها نيز تدريس را رها ننمود. ▫ امام در زندگي خود شاهد تحولات دوران مشروطيت، ديكتاتوري رضاخان، ورود نيروهاي متفقين به ايران، نهضت ملي شدن صنعت نفت، كودتاي 28 مرداد و تسلط آمريكا به ايران در پس از آن بود. ▫ از لحاظ سياسي، امام در اولين كتاب خود بنام كشف اسرار كه در پاسخ به كتابي بنام اسرار هزار ساله نوشتند، ضمن حمله شديد به رضاشاه، به طرح اجمالي ولايت فقيه پرداختند. عناصر اساسي انديشه سياسي امام، در كتاب ولايت فقيه كه مجموعه اي از سخنراني هاي ايشان در 1348 است، منعكس است. او معتقد است -سلطنت بطور اساسي و بنيادي محكوم است. -قوانين اسلام شامل همه دستورها و احكامي است كه بشر براي سعادت و كمال حود نياز دارد. -اسلام به سبب مرام هاي انحرافي در خطر جدي است و علما وظيفه دارند كه اسلام را از انحراف ها پاك سازند. ▫ روش هاي مبارزاتي امام در جريان مبارزه عليه رژيم پهلوي عبارت بودند از: -اعتقاد به حركت و بسيج مردمي، ايشان به نقش كليدي مردم در سرنگوني نظام شاهنشاهي اعتقاد داشتند و همواره بصورت مستقيم با آنان سخن مي گفتند. -برخورد قاطع و اعتماد به نفس كامل، امام در جريان انقلاب پيوسته وعده پيروزي مي دادند. -جذب نيروهاي مسلح، امام باور داشت كه بدنه ارتش به مردم مسلمان ايران تعلق دارند. -عدم همگرايي با حريان هاي انحرافي، امام به گروه هاي وابسته به بيگانگان هرگز نزديك نشد. -شناخت و خنثي سازي توطئه ها، بعنوان مثال ايشان با شناخت برنامه رژيم براي سركوب مردم از مردم ايران خواست كه در بعدازظهر 21 بهمن 1357 در خيابان ها باقي بمانند.
5- تغيير در روحيه عمومي و وقوع انقلاب ▫ هرچند كه در بين برخي از روحانيون و دانشگاهيان تا قبل از قيام 19 دي 1356، روحيه مبارزه با دستگاه حكومتي وجود داشت، اما از آن پس بود كه مردم عادي به روحيه پرخاشگري و عدم هراس از دستگير شدن و كشته شدن روي آوردند. ▫ دلايل پيدايش، فراگيري، تداوم و شدت روحيه انقلابي از سال 1356 در ميان مردم ايران عبارتست از -نارضايتي از وضع موجود -گسترش آرمان وضع مطلوب و بازگشت به خويش -تكيه نهضت بر آرمان اسلامي و ايدئولوژي تشيع -قاطعيت و اعتماد به نفس رهبري -وجود رابطه مقلد و مرجعيت مابين مردم و رهبري انقلاب -شركت عمومي و همه ساله در مراسم مذهبي مانند عاشورا -مراسم پياپي بزرگداشت شهيدان مانند شب هفتم و چهلم -تاثير سياست حقوق بشر كارتر در ايران -روش هاي مبارزاتي انقلابيون مانند تكبير گفتن بر پشت بام ها، موفقيت در جذب ارتش،.... -عقب نشيني هاي پياپي شاه و دولتمردان رژيم و برخورد انفعالي با نهضت
6-چند نتيجه ▫ انقلاب اسلامي رهآورد تجربه 4 حركت گذشته مردم ايران بود. ▫ انقلاب زماني بوجود مي آيد كه در جامعه بين حكومت و نيروهاي اجتماعي بطور محسوسي تقابل آشتي ناپذيري بوجود آيد. ▫ سرشت و اقدامات حكومت پهلوي، موثرترين عامل بروز دوگانگي بين حكومت و نيروهاي اجتماعي بود. ▫ آنچه باعث نارضايتي هاي انقلابي مي گردد، تقابل بين محتواي ذهني افراد با واقعيات بيروني است. زماني كه شرايط به حد نااميدي از بهبودي وضع مي رسد، چنين نارضايتي پديد مي آيد. ▫ در مورد ايران، ماهيت استبدادي حكومت، وابستگي به خارجيان، سياست توسعه بدون برنامه و شتاب زده و اقدامات فرهنگي رژيم در مجموع موجبات نارضايتي عمومي را فراهم آورد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 10:39 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 14:56 توسط مجید غفوری
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
متن كامل بيانات مقام معظم رهبرى تاریخ 13/11/78 درديدار اقشار مختلف مردم
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم به همه برادران و خواهران عزيز، بخصوص به خانوادههاى معظّم شهدا و جانبازان و آزادگان كه در مجلس حضور دارند، همچنين به عزيزانى كه از راههاى دور و شهرهاى ديگر زحمت كشيدند و تشريف آوردند، خوشامد عرض مىكنم. خداوند شما جوانان مؤمن و انقلابى و بيدار را كه ذخيرههاى اين مملكت هستيد براى كشور و براى اسلام و مسلمين محفوظ بدارد و لطف خودش را روزبهروز بر شما بيشتر كند. دهه مباركه فجر فرا رسيد. اين ايّام براى ملت ايران، روزهاى فراموش نشدنى است. از هنگام ورود امام تا وقتى كه بهكلّى كمر طاغوت به دست اين مردم شكست، اين ملت روزهاى پُرشكوه و پرحماسهاى را گذراند. دهه فجر، مظهر آن شكوه و عظمت و فداكارى ملت ايران است. عزّت ايران و ايرانى، بلكه عزّت اسلام و مسلمين، در اين دهه، بهدست ملت مقاوم و شجاع و قهرمان ايران پايهگذارى شد. با شروع دهه فجر، خاطرات اين ملت از اين بيست سال گذشته تكرار مىشود و چقدر خوب است كه اين خاطرات و اين حوادث، بهوسيله آگاهان، موبهمو به نسل جديد منعكسشود. عزيزان من! اين بيست سالى كه با دهه فجر سال 1357 شروع شد، تا امروز، بيست سال افتخارات و درخشندگيهاى ملت ايران از يك طرف است و رنجهايى كه بر ملت ايران تحميل كردند، از طرف ديگر است. اين رنجهايى كه بر ملت ما تحميل شد - كه يكى از آنها، جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادى و محاصره سياسى و تبليغى و فشارهاى گوناگون در طول اين بيست سال تا امروز بود - براى چه بود؟ استكبار و محافل قدرت طلبِ جهانى و سرمايهداران بزرگى كه بر خيلى از كشورهاى غربى حاكم هستند، از جان ملت ايران چه مىخواهند؟ اين سؤال مهمّى است. من به شما عرض مىكنم كه عامل اصلى اين دشمنيها، عبارت از اين بود كه ملت ايران در عمل و زبان به همه نشان داد و گفت كه مىخواهد زيربار سلطه بيگانگان نباشد؛ چون اين ملت، رنج تسلّط بيگانگان را سالهاى متمادى تحمّل كرده است. خيلى از اين بدبختيهاى امروزِ ملت هم ناشى از همان دوران تسلّط بيگانگان است. وقتى يك دولت و يك قدرت بيگانه بر ملتى مسلّط شود، به هيچ چيز او رحم نمىكند؛ نه به دنيايش، نه به دينش، نه به شرفش، نه به ناموسش، نه به سرمايهها و ذخاير ملىاش، نه به نفتش، نه به نيروى انسانىاش. اينها را، هم غارت و هم تخريب مىكنند. همان تخريبهاست كه امروز ملت ايران رنجِ دنبالههاى آن را مىكشد. ملت ايران در انقلابِ خود يك حرف بزرگ زد و آن حرف اين بود كه ايران و ايرانى نمىخواهد ديگر زيربار سلطه بيگانگان برود - اين بيگانگان، مىخواهد امريكا باشد؛ مىخواهد انگليس باشد؛ مىخواهد شوروىِ آن روز باشد - مىخواهد مستقل بماند. آنها با اين استقلالطلبى ملت ايران كينه مىورزند و دشمنند و مىدانند كه اين استقلال ملت ايران ناشى از روح دينى و از اسلام است؛ پس با اسلام هم دشمنى مىكنند. هركس كه به اسلام نزديكتر و روح استقلال در او قويتر باشد، دشمنى آنها با او بيشتر است. اين دشمنيها، اين بدخواهيها، اين كينهورزيهاى بيست ساله، بهخاطر اينهاست. ولى ملت ايران محكم و استوار ايستاد و به ملتهاى ديگر هم درس داد. اى ملت بزرگ ايران! اى جوانان عزيز! درسى را كه شما داديد، ملتهاى ديگر گرفتند؛ نه فقط آحاد ملتها، بلكه روشنفكرانشان هم گرفتند. امروز حماسه ملت ايران، در شعر و نثر و هنر بسيارى از كشورها منعكس است. چرا؟ چون ملت ايران با ايستادگى و شجاعتِ خود نشان داد كه ابرقدرتها، اينقدر هم كه وانمود مىكنند، قدرت ندارند؛ قدرت آنها، قدرت توپ و تانك است و قدرت توپ و تانك، با دل ملتها، با احساسات ملتها، با ايمان ملتها نمىتواند مبارزه كند. وقتى يك ملتْ محكم ايستاد، همه مراكز قدرت جهانى در مقابل او عاجز مىشوند. ملتها تا امروز اين را ثابت كردهاند. ملت ايران بارها با ايستادگى و با پيشرفت خود، عملاً دشمن را عقب راند و او را ناكام كرد. امروز هم آن چيزى كه هدف اصلى دشمنان و سلطهگران است، همين است. ما امروز بهعنوان ملت ايران، در راه پُرافتخارى قدم بر مىداريم؛ حوادث بزرگ را پىدرپى رد مىكنيم و مقاطع مهمّ تاريخىِ خودمان را بهدست خود شكل مىدهيم. در آينده نزديكى ملت ايران انتخابات مجلس را دارد. من لازم مىدانم در باب انتخابات مجلس، به همه - بخصوص به شما جوانان - نكاتى را بگويم. اگر چه بحمداللَّه ملت ما از خيلى از مسائل آگاه است، ليكن تذكّر اين نكات عيبى ندارد. اين انتخابات مهمّ است؛ هم براى ملت ايران مهمّ است، هم براى دشمن. براى ملت ايران چه چيزى اهميت دارد؟ براى ملت ايران اهميت دارد كه بعد از گذشت بيست سال، در صحنه سياسى كشور، يك حضور قوى، پُرنشاط و پُرشور داشته باشد و با رأى و اراده خود، قوه مقنّنهاش را شكل دهد. براى دشمن چرا مهمّ است؟ دشمن اوّلاً مايل است كه در اين انتخابات، مردم حضور چشمگيرى پيدا نكنند، تا بتواند بگويد كه مردم با انقلاب و نظامشان قهرند! ثانياً مىخواهد كه مردم تحت تأثير غوغاها و تهمتزنيها و هوچيگريها، دچار دهشت شوند و نتوانند نمايندگان حقيقى خودشان را به مجلس بفرستند؛ تحت تأثير تبليغات فريبنده و رنگين قرار گيرند و نتوانند عناصرى را كه به آنها دل مىبندند و اطمينان مىكنند، پيدا كنند و به مجلس بفرستند. لذا اخيراً شنيديد كه يكى از اين حضرات امريكايى، باز اظهار وجود كرده و گفته ما در انتظاريم ببينيم انتخابات مجلس ايران چگونه خواهد شد! خيلى خوب؛ در انتظار باشيد تا ببينيد ملت ايران چگونه يك بار ديگر توى دهن شما خواهد زد! البته من قبلاً هم خبرهايى داشتم كه همينها - عمدتاً امريكاييها و بعضى از دستنشاندگانشان در بعضى جاهاى ديگر - در مجالس خصوصى نشستند و گفتند كه ما منتظر انتخابات ايران هستيم؛ اما حالا اين جناب، باز سادگى كرد و يك بار ديگر مطالب مجالس خصوصى را در مجالس عمومى گفت و در مقابل ملت ايران مشت خود و همكارانش را باز كرد! مىخواهند دخالت كنند؛ چشم دوختهاند و طمع دارند؛ اما بدانند كه ملت ايران هوشيار است. همه بايد هوشيار باشند؛ هم دستاندركاران، هم اشخاص و عناصر سياسى و هم همه آحاد ملت. دستاندركاران انتخابات بايد با هوشيارى تمام، كار خودشان را طورى بهانجام برسانند كه هيچ خدشهاى در كار آنها وارد نشود؛ يعنى قانون را رعايت كنند. من، هم از وزارت كشور دفاع مىكنم، هم از شوراى نگهبان دفاع مىكنم؛ هر دو دستاندركاران نظام اسلامىاند و هر كدام وظيفهاى دارند. وزارت كشور بايد دقيقاً برطبق قانون عمل كند و نگذارد به آراءِ مردم خيانت شود. آراءِ مردم را تا آنجا كه وسع و قدرت دارند، گردآورى كنند و با امانت و دقّت تمام، اين آراءِ را بازخوانى كنند، تا نتيجه معلوم شود. شوراى نگهبان هم با كمال دقّت و امانت بايد مراقب باشد كه هيچگونه تخلّفى در انتخابات نشود. حقّ مردم است كه شوراى نگهبان نگذارد بدخواهان اين ملت به قوّه مقنّنه راه پيدا كنند. شوراى نگهبان بايد حقّ مردم را ادا كند و مانع شود از اينكه بدخواهان اين ملت، بدخواهان اين انقلاب، بدخواهان امام، وارد قوّه مقنّنه كشور امام شوند؛ آن هم در مجلسى كه در سال امام تشكيل مىشود. هر دو موظّفند؛ هم شوراى نگهبان، هم وزارت كشور. بايد همه دعا كنيم و توفيق آنها را از خدا بخواهيم و به آنها كمك كنيم. در مورد آحاد مردم و چهرهها و شخصيتهاى سياسى، آنچه مهمّ است، اين است كه انتخابات بايد در فضايى انجام گيرد كه هم پُر شور و زنده و با نشاط باشد، هم آرام و متين باشد؛ يعنى شور و نشاط باشد، اما تشنّج نباشد؛ متانت و آرامش و اطمينان و استقرار باشد. اين فضاى مطلوب انتخابات است. هركس اينطور عمل كند، خدمت كرده است؛ هركس عكس اين عمل كند، يا مردم را نسبت به انتخابات بدبين كند، يا آنها را از نتايج انتخابات نااميد كند، يا فضا را با شايعهپراكنى و تهمتزنى و درگيريهاى دروغين ملتهب كند و از آرامش بيرون بياورد، خيانت كرده است؛ هركس مىخواهد باشد؛ اين را همه بدانند. مردم با دقّت نگاه مىكنند و در اين قضايا، دوستان و دشمنان و خيرخواهان و بدخواهان خود را مىشناسند. خيرخواه آن كسى است كه فضا را با نشاط و با شور نگه مىدارد و در عين حال با حرفهاى آرامشبخش خود، فضا را براى انتخابات آماده مىكند تا مردم بيايند و در انتخابات شركت كنند. انشاءاللَّه اين انتخابات، از انتخاباتهاى قبلى هم بالاتر و پُرشورتر باشد و تعداد شركت كنندگان بيشتر باشند. آدمِ بدخواه و بددل كسى است كه اوّلاً نيش مىزند كه مردم را بدبين كند، بعد هم فضا را ملتهب مىكند؛ يعنى فضاى تهمت، فضاى بدبينى و فضاى تشنّج سياسى درست مىكند؛ اينها بسيار بد است. بعضى طرفدار اين هستند كه هميشه دعوا وجود داشته باشد! چرا بايد دعوا باشد؟! يك ملت در سايه دعواى بين خود، به جايى نمىرسد. يك ملت هرچه مىخواهد و هر آرزويى كه دارد، با اتّحاد، با وحدت، با همدلى و با همدستى، به آن آرزوها مىرسد. چرا بعضى همه تلاششان اين است كه دلها را با هم بد كنند؛ دلها را پُر از كينه از هم بكنند و دائماً عليه يكديگر جوّ تهمت بهوجود آورند؟! چه چيزى براى مملكت و ملت و آينده و نظام بهدست مىآيد، جز اينكه دستشان از حقايق و از صفا و امانت و صداقت خالى است؟! مىخواهند چيزى گفته باشند؛ اينطورى حرف مىزنند؛ اينطورى مىنويسند! بايد فضاى كشور را به سمت همدلىِ پُرنشاط و پُرشور پيش ببرند؛ وظيفه همه است. مردم هم بايستى بگردند و در همين فرصتى كه تا انتخابات باقى است، بهعنوان يك وظيفه شرعى و اخلاقى، نامزدهايى را پيدا كنند كه وقتى در محضر خدا از آنها سؤال مىشود كه چرا تو اين آقا يا اين خانم را به قوه مقنّنه فرستادى، بتواند جواب بدهد و بگويد براى اين مصلحت. انتخابات، وظيفه است. انتخابات، يك كار بزرگ و يك اقدام شرعى و يك اقدام خدايى است؛ بگرديد آدمهاى مناسب را براى اين كار مهم پيدا كنيد. آدمِ مناسب چطور آدمى است؟ بايد كارآمد باشد؛ اين تجربه بيستساله ماست. كارآمدىِ تنها هم كافى نيست؛ بايد متديّن هم باشد. آدم متديّن، احتمال خيانتش كم است. آن متديّنهايى كه يك وقت دچار لغزش مىشوند، اوّل تقواى خودشان را از دست مىدهند؛ بعد اين لغزش به سراغ آنها مىآيد. پس، بايد متديّن و باتقوا هم باشند تا بتوانيد براى كارهاى اين كشور به آنها اعتماد كنيد. همچنين بايد در مقابل توپ و تشر اين و آن - خارجى، داخلى، زورگويان، قدرتمداران - شجاع باشد و دل خود را نبازد. كسى كه دل خود را در مقابل توپ و تشر باخت، دستش هم براى امضا مىلغزد؛ پايش هم براى جلو رفتن مىلرزد؛ نمىشود به او اعتماد كرد. نماينده بايد شجاع و باشرف و امين و طرفدار ضعفا و قشر ضعيف باشد. قانون بايد بتواند از حقوق ضعفا دفاع كند، والاّ قانونى كه پولداران را پولدارتر كند، قانون مملكت اسلامى نيست. قانون بايد بتواند گرهها را باز كند و به دردِ دل قشرهاى محروم برسد. نماينده بايد آدمى باشد كه اين چيزها را بفهمد؛ آدمى باشد كه حتّىالمقدور با تجربه باشد. در اين كارهاى بزرگ، تجربه خيلى مهمّ است. بگرديد اين خصوصيات مهم را در اشخاص پيدا كنيد. انسان متديّن، عفيف، كارآمد، شجاع، داراى قدرت مقاومت در برابر اين و آن، اگر به قوّه مقننه برود، طبق تجربهاى كه ما در اين بيست سال داريم، مىتواند در نقاط حسّاس، به نفع مردم و به نفع كشور كار كند. اينطور انسانهايى مهمّند. البته از هر جاى كشور كه نماينده به مجلس برود، نماينده همه ايران است، نه نماينده آن محلِّ بخصوص كه از آنجا انتخاب شده است. لذا بايد به فكر مصالح همه كشور باشد؛ اين را هم توجّه داشته باشيد. بگرديد و چنين اشخاصى را بشناسيد. اگر خودتان نتوانستيد درست شناسايى كنيد، از آدمهاى امين و متديّن كه نسبت به آنها خاطرجمع هستيد، سؤال كنيد. من به فضل الهى اميدوارم و مىدانم كه در طول مدّت انقلاب تا امروز، دست خداى متعال هرگز اين ملت را رها نكرده است؛ همچنان كه امام يك وقت به من فرمودند و خود من هم بارها تجربه كردهام كه دست قدرت پروردگار و كنف حمايت او متوجّه ملت ماست. اين اخلاصها، اين صفاها، اين نورانيّتهايى كه در دل همه قشرها - بخصوص جوانان - در همه جاى كشور هست، اينها رحمت الهى را جلب مىكند و خداى متعال با نظر و عنايت و دعاى حضرت بقيةاللَّه الأعظم ارواحنافداه، در اين انتخابات هم انشاءاللَّه طورى پيش خواهد آورد كه به نفع اسلام و مسلمين تمام خواهد شد و مايه سربلندى ايران و در خدمت اهداف انقلاب اسلامى خواهد بود و انشاءاللَّه مجلسى خوب و قوى تشكيل خواهد شد. آنچه مهمّ است، اين است كه همه حقيقتاً احساس تكليف كنند و در صحنه حضور داشته باشند. آحاد مردم در همهجاى كشور، انشاءاللَّه در اين انتخابات، نداى انقلاب و نداى اسلام و نداى امام را پاسخ دهند تا خداى متعال به بركت ارواح طيّبه شهدا و خونهاى پاك اين عزيزان، اين ملت را به راه صحيح و مرضىِ خودش هدايت كند. والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 15:8 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|||
ما در اين مدت مصيبتها ديده ايم . مصيبتهای بسيار بزرگ و بعضی پيروزيها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده ، مصيبت زنهای ، جوان مرده ، مردهای اولاد از دست داده ، طفلهای پدر از دست داده . من وقتی چشمم به بعضی از اينها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد ، سنگينی بر دوشم پيدا می شود كه نمی توانم تاب بياورم . من نمی توانم از عهده اين خسارات كه بر ملت ما وارد شده است بر آيم . من نمی توانم تشكر از اين ملت بكنم كه همه چيز خودش را در راه خدا داد ، خدای تبارك و تعالی بايد به آنها اجر عنايت فرمايد . من به مادرهای فرزند از دست داده ، تسليت عرض می كنم و در غم آنها شريك هستم . من به پدرهای جوان از دست داده ، تسليت عرض می كنم . من به جوانهايی كه پدرانشان را دراين مدت از دست داده اند ، تسليت عرض می كنم . خوب ما حساب بكنيم كه اين مصيبتها برای چه به اين ملت وارد شد ، مگر اين ملت چه می گفت و چه می گويد كه از آن وقتی كه صدای ملت در آمده است تا کنون ، قتل ، ظلم ، غارت و همه اينها ادامه دارد ؟ ملت ما چه می گفتند كه مستحق اين عقوبات شدند ؟ ملت ما يك مطلبش اين بود كه سلطنت پهلوی از اول كه پايه گذاری شد ، بر خلاف قوانين بود . آنهايی كه در سن من هستند ، می دانند و ديده اند كه مجلس مؤسسان كه تاسيس شد ، ملت هيچ دخالت نداشت در مجلس مؤسسان ، مجلس مؤسسان را با زور سر نيزه تاسيس كردند و با زور ، وكلای آن را وادار كردند به اينكه به رضا شاه رای سلطنت بدهند . پس ، اين سلطنت از اول امر باطلی بود ، بلكه اصل رژيم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است . برای اينكه ما فرض می كنيم كه ملتی تمامشان رای دادند كه يك نفر سلطان باشد ، بسيار خوب ، اينها از باب اينكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان ، رای آنها برای آنها قابل عمل است ، لكن اگر چنانچه ملتی رای دادند ( ولو تمامشان ) به اينكه اعقاب اين سلطان هم سلطان باشد ، او به چه حقی ، سرنوشت ملت بعد را معين می كند ؟ سرنوشت هر ملتی به دست خودش است ما در زمان سابق ، فرض بفرماييد كه زمان اول قاجاريه نبوديم ، اگر فرض كنيم كه سلطنت قاجاريه به واسطه يك رفراندمی تحقق پيدا كرد و همه ملت هم فرض كنيم كه رای مثبت دادند ، اما رای مثبت دادند بر آغا محمد خان قاجار . در زمانی كه ما بوديم و زمان سلطنت احمدشاه بود ، هيچ يك از ما زمان آغا محمد خان را ادراك نكرده ، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاريه ، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد ؟ سرنوشت هر ملت دست خودش است . ملت در صد سال پيش از اين ، صدو پنجاه سال پيش از اين ، يك ملتی بوده ، يك سرنوشتی داشته است و اختياری داشته ولی او اختيار ماها را نداشته است كه يك سلطانی را برما مسلط كند . ما فرض می كنيم كه اين سلطنت پهلوی ، اول كه تاسيس شد به اختيار مردم بود و مجلس مؤسسان را هم به اختيار مردم تاسيس كردند ، اين اسباب اين می شود كه بر فرض ، اين امر باطل ، صحيح باشد . فقط رضاخان سلطان باشد آن هم بر اشخاصی كه در آن زمان بودند ، اما محمدرضا سلطان باشد بر اين جمعيتی كه الان بيشترشان بلكه الا بعض قليلی از آنها ادراك آن وقت را نكرده اند ، چه حقی داشتند ملت آن زمان که سرنوشت ما را در اين زمان معين كنند ؟ بنابراين سلطنت محمدرضا اولا” كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و سرنيزه تاسيس شده بود مجلس ، غير قانونی است ، پس سلطنت محمدرضا هم غير قانونی بوده ، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت ، معين كنند ؟ هر كسی سرنوشتش با خودش است ، مگر پدرهای ما ولی ما هستند ؟ مگر آن اشخاصی كه در صد سال پيش از اين ، هشتاد سال پيش از اين بودند ، می توانند سرنوشت ملتی را كه بعدها وجود پيدا می كند ، تعيين بكنند ؟ اين هم يك دليل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نيست . علاوه بر اين ، اين سلطنت كه در آن وقت درست كرده بودند و مجلس مؤسسان هم ما فرض كنيم كه ، صحيح بوده است ، اين ملتی كه سرنوشت خودش با خودش بايد باشد ، در اين زمان می گويد كه ما نمی خواهيم اين سلطان را . وقتی كه اينها رای دادند به اينكه ما سلطنت رضا شاه را ، سلطنت محمدرضا شاه را ، رژيم سلطنتی را نمی خواهيم ، سرنوشت اينها با خودشان است . اين هم راهی است برای اثبات اينكه سلطنت او باطل است ... من بايد عرض كنم كه محمد رضای پهلوی ، اين خائن خبيث رفت ، فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد . مملكت ما را خراب كرد . تمام اقتصاد ما آلان خراب و از هم ريخته است كه اگر چنانچه بخواهيم اين اقتصاد را به حال اول برگردانيم . سالهای طولانی با همت همه مردم نه يك دولت به تنهايي می تواند اين كار را بكند و نه يك قشر از اقشار مردم اين كار را می توانند بكنند ، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند اين به هم ريختگی اقتصاد را از بين ببرند . شما ملاحظه كنيد ، به اسم اينكه ما می خواهيم دهقانها را دهقان كنيم ، تا حالا رعيت بودند و ما می خواهيم حالا دهقانشان كنيم ، اصلاحات ارضی درست كردند ، اصلاحات ارضيشان بعد از اين مدت طولانی به اينجا منتهی شد كه به كلی دهقانی از بين رفت . به كلی زراعت ما از بين رفت و الان شما در همه چيز محتاجيد به خارج ، يعنی محمدرضا اين كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمريكا و ما محتاج به او باشيم در اينكه گندم از او بياوريم ، برنج از او بياوريم ، همه چيز را ، تخم مرغ از او بياوريم يا از اسرائيل كه دست نشانده آمريكا است ، بياوريم . بنابر اين كارهايی كه اين آدم كرده به عنوان اصلاح اين كارها خودش فساد بوده است . قضيه اصلاحات ارضی ، لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده كه شايد تا بيست سال ديگر نتوانيم جبرانش بكنيم ، مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سالهايی بگذرد و جبران شود. فرهنگ ما را يك فرهنگ عقب نگهداشته درست كرده است ، به طوريكه الان جوانهای ما تحصيلاتشان در اينجا تحصيلات تام وتمام نيست و بايد بعد از اينكه مدتی در اينجا يك نيمه تحصيلی كردند آن هم با اين مصيبتها ، بروند در خارج تحصيل كنند . ما پنجاه سال است ، بيشتراز پنجاه سال است دانشگاه داريم و قريب سی و چند سال است كه اين دانشگاه را داريم . لكن چون خيانت شده است به ما ، از اين جهت رشد نكرده و رشد انسانی ندارد . تمام انسانها و نيروی انسانی ما را از بين برده است اين آدم .
اين آدم به واسطه نوكری كه داشته ، مراكز فحشا درست كرده ، تلويزيونش مركز فحشاست راديواش بسيارش فحشاست ، مراكزی كه اجازه دادند برای اينكه باز باشد ، مراكز فحشاست . اينها دست به دست هم دادند . در تهران مركز مشروب فروشی بيشتر از كتابفروشی است ، مراكز فساد ديگر الی ما شاء الله است . برای چه ؟ سينمای ما مركز فحشاست . ما با سينما مخالف نيستيم ، ما با مركز فحشا مخالفيم . مابا راديو مخالف نيستيم ، با فحشا مخالفيم . ما با تلويزيون مخالف نيستيم ، با آن چيزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نيروی انسانی ماست ، مخالفيم . ما كی مخالفت كرديم با تجدد و مراتب تجدد ؟ مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پايش را در شرق گذاشت خصوصاً در ايران ، با چيزی كه بايد از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده اند . سينما يكی از مظاهر تمدن است كه بايد در خدمت اين مردم و تربيت اين مردم باشد ، شما می دانيد كه جوانهای ما را ازاينها به تباهی كشيده اند و همين طور ساير اين جاها . ما با اينها در اين جهات مخالف هستيم . اينها به همه معنا خيانت كردند به مملكت ما . و اما نفت ما ، تمام نفت ما را به غير دادند ، به آمريكا و غير از آمريكا دادند . آنی كه به آمريكا دادند ، عوض چه گرفتند ؟ عوض ، اسلحه برای پايگاه درست كردن برای آقای آمريكا . ما هم نفت داديم وهم پايگاه برای آنها درست كرديم . آمريكا با اين حيله كه اين مرد هم دخالت داشت ، با اين حيله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پايگاه درست كرد يعنی اسلحه آورده اينجا كه ارتش ما نمی تواند اين اسلحه را استعمال بكند ، بايد مستشارهای آنها باشند ، بايد كارشناسهای آنها باشند . اين هم از ناحيه نفت كه اين نفت ما که اگر چند سال ديگر خدای نخواسته اين عمر پيدا كرده بود عمر سلطنتی پيدا كرده بود ، مخازن نفت مارا تمام كرده بود . زراعتمان را هم كه تمام كرده ، اين ملت به كلی ساقط شده بود و بايد عملگی كند برای اغيار . ما كه فرياد می كنيم از دست اين ، برای اين است . خون جوانهای ما برای اين جهات ريخته شده ، برای اينكه آزادی می خواهيم ما . ما پنجاه سال است كه در اختناق به سر برديم ، نه مطبوعات داشتيم ، نه راديوی صحيح داشتيم ، نه تلويزيون صحيح داشتيم ، نه خطيب می توانست حرف بزند ، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند ، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد ، نه هيچ يك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند ، در زمان ايشان هم همين اختناق به طريق بالاتر باقی است و باقی بود . الان هم باز نيمه حشاشه او كه باقی است ، نيمه حشاشه اين اختناق هم باقی است . ما می گوييم كه خود آن آدم ، دولت آن آدم ، مجلس آن آدم ، تمام اينها غير قانونی است و اگر ادامه به اين بدهند اينها مجرمند و بايد محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنيم ... |
||||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 14:56 توسط مجید غفوری
|
|
||||
|
|
|
|
|
سايت CNN در اقدامي کاملا جهت دار اقدام به نظر سنجي در مورد لغو حضور تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني 2006 آلمان به علت فعاليتهاي هسته اي نموده است . از کليه کاربران عزیز دعوت مي شود با شرکت در اين نظرسنجي و انتخاب گزينه No يک بار ديگر عشق خود را به ايران و ايراني نشان دهند . براي شرکت در نظرسنجي اينجا را کليک کنيد . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 14:29 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
(این واقعه هولناك در فاصله زمانی بعد از ظهور حضرت مسیح (ع) و قبل از بعثت پیامبر اسلام (ص) در یمن اتفاق افتاده است) «ذونواس» پادشاه یهودی یمن در جایگاه مخصوصی كه برای او تدارك دیده اند، نشسته است و خاخام های یهود، اطراف او به احترام ایستاده اند، مقابل جایگاه گودال های خندق مانند و عمیقی در زمین حفر شده و آتش سوزان و پرحجمی كه در گودال برافروخته اند تا چند متر بالاتر از سطح زمین زبانه می كشد. آن سوی میدان، جمع انبوهی از مردان، زنان و كودكان در حالی كه غل و زنجیر بر دست و پا و گردن آنها زده اند در محاصره سربازان و صاحب منصبان مسلح سپاه ذونواس به زانو نشسته اند. شیون زنان، ناله دردناك مردان و گریه سوزناك كودكان فضا را آكنده است. خاخام بزرگ یهود با اشاره «ذونواس» فرمان او را برای آخرین بار و با صدای بلند به اسرا كه جمع انبوهی از مردان و زنان و كودكان یمنی هستند، ابلاغ می كند... زمان واقعه قبل از ظهور اسلام است، مردم یمن آن روزگار از سال ها قبل به دین مسیح گرویده اند و اكنون «ذونواس» پادشاه یمن كه چندی است به آئین یهود درآمده، فرمان هولناك خود را از زبان خاخام بزرگ دربار خویش اعلام می كند؛... اسرا تنها دو راه پیش روی دارند، یا از مسیحیت اعلام انزجار كرده و به دین یهود درآیند و یا در آتش سوزان و پرلهیب بسوزند. اسرا، اما كه از پیروان پاكباخته مسیح (ع) هستند، دست از ایمان خویش برنمی دارند و بعد... به فرمان پادشاه یهودی، تمامی آنان را زنده زنده به درون آتش انداخته و می سوزانند... كودكان نیز، به جرم آن كه پدران و مادران آنها مسیحی مومن و خداپرست بوده اند، از زنده سوختن در آتش خشم پادشاه و خاخام های یهود در امان نمی مانند... ماجرای این واقعه هولناك در سوره مباركه بروج اینگونه آمده است: «والسماء ذات البروج... سوگند به آسمان كه دارنده برج هاست و سوگند به روز موعود و سوگند به گواهی دهنده و آنچه به آن گواهی دهند، كه «اصحاب اخدود» به هلاكت رسیدند. ]آنان كه[ آتشی از هیزم ها افروخته و درحالی كه بر كناره آتش نشسته بودند، بر آنچه بر سر مومنان می آوردند، نظاره می كردند، (اصحاب اخدود) تنها به این علت از مومنان انتقام گرفتند كه آنان به خدای عزیز و حمید ایمان آورده بودند...» «اخدود» به معنی شكاف زمین و گودال است و... این واقعه هولناك و جنایت شرم آور یهودیان سنگدل، اولین سند مكتوب از زنده سوزی دسته جمعی انسان هاست. واژه «هولوكاست » (HOLOCAUST) كه ریشه یونانی دارد، امروزه به معنای قتل عام از طریق سوزاندن دسته جمعی انسان ها در آتش، به كار می رود و برخی از زبان شناسان این واژه را برگرفته از همان جنایت یهودیان در یمن باستان می دانند كه به تدریج و در گذر ایام مفهوم عام تری یافته و به سوزاندن زنده زنده انسان ها اطلاق شده است. از نیمه دوم قرن 19 میلادی و چند سال بعد از پایان جنگ جهانی دوم، واژه «هولوكاست» در فرهنگ سیاسی، مفهوم و معنای ویژه ای یافته و تقریباً به یك اسم خاص بدل شده است. از آن هنگام به بعد، ماجرای كشتار 6 میلیون یهودی در جریان جنگ جهانی دوم از سوی نازی ها كه یك داستان ساختگی است را «هولوكاست» می نامند. در اوایل دهه 80 قرن نوزدهم، تعدادی از اعضای آژانس بین المللی صهیونیست ها، از جمله، «پی یر ویدال ناكه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براریدا» تحت سرپرستی «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگی كشتار 6 میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم و به عنوان پیشگیری از فراموش شدن مظلومیت این قوم! پیش نویس قانونی را تهیه كرده و در ژوئیه سال 1990 میلادی در فرانسه به تصویب رساندند كه براساس آن «هرگونه تردید در باره «هولوكاست»، اعم از تردید درباره كشتار -مورد ادعای- یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاق های گاز و حتی كمترین تردید در رقم 6 میلیونی یهودیان كشته شده، جرم تلقی می شود! و هركس در فرانسه از این قانون تخلف كرده و در سه موضوع یاد شده تردید كند به یك ماه تا یكسال زندان و پرداخت 2هزار تا 300هزار فرانك جریمه محكوم می شود.» بعدها با فشار آمریكا، انگلیس، فرانسه و آژانس صهیونیستی، این قانون در سایر كشورهای اروپایی نیز به تصویب رسید. به طوری كه امروزه هرگونه تردید درباره هولوكاست مورد ادعا و ابعاد و اجزاء آن در اروپا جرم تلقی می شود! اخیرا آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محترم طی مصاحبه ای، ماجرای كشتار 6 میلیون یهودی به دست نازی ها و در جریان جنگ جهانی دوم را یك داستان جعلی نامیده و اظهار داشته است كه اگر دولت های غربی این داستان ساختگی را قبول دارند و درپی دلجویی از یهودیان هستند می توانند برای جبران این قتل عام، بخشی از خاك كشورهای خود، مخصوصا یك یا چند ایالت از دو كشور آلمان و اتریش را برای تشكیل دولت یهود در اختیار آنها بگذارند و پرسیده است كه چرا باید هزینه جنایات غربی ها علیه یهودیان را مردم مسلمان و مظلوم فلسطین بپردازند؟ اظهارات آقای احمدی نژاد بلافاصله با واكنش شدید آمریكا، رژیم صهیونیستی، كشورهای اروپایی و حتی دبیركل سازمان ملل متحد روبرو شد و دولت های آلمان و اتریش، سفرای كشورمان را احضار كردند و سازمان ملل قرار است در اعتراض به اظهارات احمدی نژاد بیانیه ای صادر كند و این واكنش ها همچنان ادامه دارد... متاسفانه برخی از افراد و گروه ها در داخل كشور نیز سخنان رئیس جمهور را نسنجیده دانسته و اینگونه اظهارات را باعث افزایش خصومت غرب با ایران اسلامی ارزیابی كردند! واكنش خصمانه دشمنان بیرونی و عكس العمل برخی از غفلت زدگان داخلی نسبت به اظهارات آقای احمدی نژاد، درحالی است كه اولا؛ اظهارنظر ایشان درباره جعلی بودن ماجرای قتل عام 6 میلیون یهودی در جریان جنگ جهانی دوم، ریشه در اسناد قطعی و غیرقابل تردید تاریخی دارد و ثانیا؛ پیشنهاد او برای واگذاری بخشی از خاك كشورهای غربی به صهیونیست ها، نتیجه منطقی دروغ بزرگ آنان درباره هولوكاست- قتل عام و سوزاندن 6 میلیون یهودی- است و چنانچه این دروغ را باور ندارند، نباید با تكیه بر آن اشغال سرزمین فلسطین را موجه جلوه دهند و اگر این دروغ بزرگ را قبول كرده اند، باید تاوان جنایتی را كه علیه 6 میلیون یهودی مرتكب شده اند، خود بپردازند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 14:24 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 14:21 توسط مجید غفوری
|
|
|||
|
|
|
|
|
اطلاعیه شرکت ارتباطات سیار در خصوص ثبت نام تلفن همراه
شرکت ارتباطاتسیار با هدف تأمین هر چه بیشتر نیاز هموطنان ارجمند به تلفنهمراه طی سالهای اخیر بهطور مستمر به توسعه این شبکه ارتباطی همت گماشته و در نظر دارد با ادامه این سیاست ضمن تلاش برای بهبود كيفيت خدمات علاوه بر توسعه شبکه ارتباطی شهرهای دارای تلفنهمراه سایر شهرهای ایران اسلامی را نیز پوشش دهد. برهمین اساس ثبت نام از متقاضیان جدید تلفن همراه در سراسر کشور از ساعت 8 صبح روز شنبه مورخ 1/11/84 آغاز و تا ساعت 6 بعدازظهر روز پنج شنبه مورخ 27/11/84 ادامه خواهد یافت . الف) شرايط ثبتنام: 1- ثبتنام در کلیه نقاطی که براساس تعریف وزارت کشور وقانون تقسیمات کشوری «شهر» نامیده میشود صورت میگیرد و برای هر شهر فقط در همان شهر، ثبتنام انجام شده و تلفن با پیششماره همان شهر تحویل میشود. تبصره 1: ثبتنام متقاضیان سایر نقاط کشور در هر يك از نقاط ثبتنام با توجه به تبصره 2 امكانپذير بوده و سیمکارت ثبتنامی با کد محل ثبتنام قابل تحویل خواهد بود. تبصره 2: نظر به اينكه طبق تعرفههاي مصوب فعلي به مکالمه با تلفنهمراه یک شهر در شهر دیگر 20% هزینه جابجایی اضافه ميشود، توصیه میشود متقاضیان محترم در شهر محل اقامت خود ثبتنام نمایند. 2- کلیه وزارتخانهها، مؤسسات و شرکتهایدولتی و مؤسسات عمومی غیردولتی در صورت نیاز به تلفنهمراه الزاماً باید از طریق ثبتنام اقدام نمایند. 3- استرداد وجوه پرداختی متقاضیاني كه قصد انصراف داشته باشند از 15 روز پس از قرعه کشی آغاز و تا یک ماه قبل از تاریخ اعلامي جهت تحويل سيمكارت، در واحدهاي مركزي مناطق و ادارات كل پست استانها و ادارات پست شهرستانها انجام خواهد شد. 4- ثبت نام بیش از یک سیم کارت برای هر متقاضی با یک فیش واریز نقدی بلامانع است. 5- فیش رایانهای ثبت نام برای هر سیمکارت و بهنام پرداختکننده مندرج در فیش بانکی صادر میشود. 6- تهیه گوشی تلفنهمراه به عهده متقاضی میباشد. 7- نقل و انتقال فیش ثبتنامی تا یک ماه قبل از تاریخ اعلام شده «اين تاريخ پس از قرعهكشي اعلام خواهد شد» جهت تحويل سیم کارت در دفاترخدماتارتباطی مجاز خواهد بود. ب) مدارک مورد نياز: 1- تصویر خوانای صفحه اول شناسنامه و در صورت داشتن توضیحات تصویر صفحه مربوطه برای اشخاص حقیقی؛ تصویر آگهی تأسیس در روزنامهرسمی با آخرین تغییرات برای اشخاص حقوقی غیردولتی وتقاضای کتبی مقام مجاز دستگاه متقاضی برای وزارتخانهها، مؤسسات و شرکتهای دولتی و مؤسسات عمومی غیردولتی. · برای اتباع بیگانه ارائه تصویر خوانای گذرنامه معتبر دارای پروانه اقامت و یا تصویر خوانای دفترچه پناهندگی و پروانه اقامت معتبر الزامي است. 2- فرم تکمیل شدهي ثبتنام «فرمخام در دفاتر پستی سراسر کشور موجود میباشد». ضمنا اصل و یا تصویر فرم ثبتنام که در نشریات کثیرالانتشار نیز درج شده است قابل استفاده میباشد. · آن دسته از متقاضیانی که قصد ثبتنام بیش از یک سیمکارت را دارند میتوانند وجوه خود را با یک فیش بانکی پرداخت نمایند، لیکن لازم است با ارائه تصویر از: «فیش واریزی»، «فرم ثبتنام تکمیلشده» و«شناسنامه» به تعداد سيمكارت درخواستي، فیش رایانهای جداگانه برای هر تقاضا دریافت نمایند. · هر گونه اشکال واشتباه در درج: «شماره کدپستی و عدم انطباق آن با نشاني»، «اطلاعات فرم ثبتنام» و نيز «فيش واريزي» تعویق نوبت واگذاری سیمکارت را بهدنبال خواهد داشت. 3- اصل فیش واریز نقدی به حساب شرکت ارتباطاتسیار نزد بانکهای: «ملی به شماره حساب سيبا 2174769001005» «ملت به شماره حساب جام 2476900138» «صادرات به شماره حساب سپهر 2194769001000» «سپه به شماره حساب جاريطلايي 5154769001008» «تجارت به شماره حساب 208104853 شعبه خيابان ونك» (قابل پرداخت درکلیه شعب سراسر کشور) به مبلغ کل تعداد سیمکارتهاي درخواستی (به ازای هر سیمکارت سه ميليون و600 هزار ریال) و تصوير خواناي آن به تعداد سيمكارت مورد درخواست. تذكرمهم: ضروري است فرم ثبتنام و فيش واريزي با خودكار آبي يا مشكي تكميل شود. ج) روش ثبت نام: * متقاضیان درمهلت مقرر می توانند همه روزه (به استثناء روزهای تعطیل رسمی) از ساعت 8 صبح تا 6 بعدازظهر با در دست داشتن مدارک موردنیاز(مندرج در بند ب) به دفاترپستی، دفاترخدمات ارتباطی و آژانسهاي پستي مراجعه نمایند. * شرکت پست جمهوری اسلامی ایران، در قبال دریافت مدارک از متقاضیان، فیش رایانهای ثبتنام را تحویل خواهد داد. تذكرمهم1: از متقاضيان محترم تقاضا ميشود پس از دريافت فيشثبتنام نسبت به كنترل صحت اطلاعات مندرج در آن اقدام و هر گونه مغايرت احتمالي را بلافاصله به باجه ثبتنام منعكس نمايند. تذكرمهم2: نظر به عدم امكان صدور المثني براي فيش ثبتنام، تأكيد ميشود متقاضيان محترم نهايت دقت را در حفظ و نگهداري آن مبذول نمايند. * ثبتنام در مراکز پستی و دفاترخدماتارتباطی بصورت رایگان خواهد بود و دریافت هر گونه وجه از متقاضي با هر عنوان خلاف ميباشد. تذكرمهم3: عدم مراجعه واريز كنندگان وجه در موعد مقرر به نقاط ثبتنامي، به منزله انجام نشدن ثبتنام تلقي خواهد شد. د) روش واگذاری: 1- قرعه کشی : واگذاری تلفنهمراه طي يك مرحله و بر اساس اولويتهاي قرعه کشی كه همزمان با میلاد باسعادت حضرت رسولاكرم(ص) «روز 27 فروردین 1385» و با حضور نمایندگان رسانههای جمعی به طور متمركز در تهران و براي كل كشور انجام خواهد شد، تعيين ميگردد. تذكرمهم: تاریخ ثبت نام تأثیري در اولویت واگذاری نخواهد داشت. 2- زمان و ظرفيت واگذاری: در روز قرعهکشی اعلام خواهد شد. تبصره1: آن دسته از متقاضیانی که تحويل سیم کارتهای ثبتنامی آنان بیش از یکسال به طول انجامد (متقاضياني كه سيمكارت ثبتنامي خود را از اسفند 85 و بعد از آن دريافت ميكنند) به ازای هر ماه مازاد بر یکسال انتظار، مبلغ 36 هزار ریال به میزان سالانه12% (معادل نرخ تقریبی سپرده میانمدت بانکی) پاداش مشارکت در طرح توسعه شبکه تلفن همراه کشور در قبوض کارکرد آنان به عنوان بستانکاری منظور و از محل کارکرد مستهلک خواهد شد. تبصره 2: به آن دسته از متقاضیانی که تحت هرعنوان ودر هرزمان فیش ثبتنامی خود را مسترد مینمایند پاداش مشارکت تعلق نخواهد گرفت. ﻫ) نظارت وبازرسی طرح: متقاضیان محترم که در ایام ثبتنام به مراکز ثبتنام مراجعه مینمایند در صورت مشاهده هرگونه تخلف مراتب را به دفتر بازرسیوپاسخگوییبهشکایات شرکت ارتباطاتسیار با شماره تلفنهای ((8 -88641057)) و در استانها، به دفتر بازرسی شرکت مخابرات همان استان اعلام نمايند. دفاتر بازرسی موظفند نتیجه بررسیها را به محض حصول به تماسگيرنده اطلاع دهند. و) اطلاع رسانی: متقاضیان محترم میتوانند سؤالات و ابهامات خود را در ساعات اداری با شماره تلفن 09990 مرکزارتباطاتمردمی درمیان گذاشته و رفع ابهام نمایند. روابط عمومی شرکت ارتباطات سیار |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 8:57 توسط مجید غفوری
|
|
||