تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً مذهبی - فرهنگی و اجتماعی
عمومی

 

امام علي بن ابي طالب(ع)،نخستين امام شيعيان و جانشين منصوب پيامبر خدا(ص)، پس از هجرت به مدينه منوره، با فاطمه زهرا(س) دختر رسول گرامي اسلام(ص) ازدواج كرد و خانواده پاك و پاكيزه اي را در جهان هستي پايه گذاري نمود.

در باره تاريخ ازدواج آن دو،نظرواحدي ازمورخان سيره و نويسان بدست نيامد؛بلكه آنان تاريخ هاي متعددي بيان كرده اند.

برخي ربيع الاول سال دوم قمري، برخي روز اول ذي حجّه سال دوم،(1)برخي روز ششم ذي حجّه و برخي نوزده ذي حجّه(2)،عده اي محرم سال سوم قمري و گروهي هم ماه صفر سال سوم را بيان كرده اند.(3)

ممكن است علت اختلاف اقوال،به خاطر مراحل ازدواج باشد. مثلاً ان حضرت در اول ذي حجّه سال دوم خواستگاري كرده باشد و در روز ششم، پيامبر(ص) پس از مشورت با دخترش فاطمه زهرا(س) به وي پاسخ مثبت داده باشد و در نوزدهم ذي حجه، عقد نكاح خوانده شود و در محرم سال سوم براي جهيزيه اقدام كرده باشد و هكذا.

البته اين نظر،صرفاً يك احتمال است و آن چه كه بسياري از علماي شيعه،از جمله علامه مجلسي(ره)و شيخ عباس قمي(ره)ترجيح دادند، وقوع ازدواجشان در شب بيست و يك محرم سال سوم هجري بوده است.(4)

منابع:

1- مسار الشيعة[شيخ مفيد]،ص17

2- وقايع الايام [شيخ عباس قمي]،ص 106،109و 126

3- بحار الانوار [علامه مجلسي]،ج 91، ص192

4- بحار الانوار،ج 43،ص92 و ج98،ص196 ؛وقايع الايام،ص160

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 8:30  توسط مجید غفوری  | 

 

امام محمد بن علي(ع)، معروف به "تقي" و "جوادالائمه" و مكني به ابي جعفر ثاني، در نوزدهم ماه مبارك رمضان و به قولي در دهم رجب سال 195 قمري، در مدينه منوره ديده به جهان گشود.

پدرش امام رضا(ع)، امام هشتم شيعيان و مادرش خيزران [سبيكه] از بانوان پاكيزه سرشت و پارساي عصر خود و از خاندان ماريه قبطيه [همسر رسول خدا-ص-] بود.(1)

امام محمد تقي(ع)، پس از شهادت پدر گرامي اش امام رضا(ع) در سال 203 قمري در طوس خراسان به دست مأمون عباسي، امامت شيعيان را بر عهده گرفت.

با اين كه وي، در آن أيام خردسال بود و بيش از هشت سال از عمر شريفش نگذشته بود، سكان كشتي امت را بر عهده گرفت و آن را به نيكي، امامت و هدايت نمود.

نويسنده كتاب گرانسنگ "كشف الغمه" به نقل از كمال الدين محمد بن طلحه [از بزرگان شافعي مذهب اهل سنت] درباه امام جواد(ع) گفت: فهو و ان كان صغير السّن، فهو كبير القدر و رفيع الذّكر.(2)

يعني: او [امام جواد(ع)] گرچه كم سن و سال بود، وليكن داراي شخصيت والا و بلند آوازه بود.

امام محمد تقي(ع)، بنا به درخواست مأمون عباسي در محرم سال 215 قمري وارد بغداد شد و مأمون از نزديك با دانش، معرفت و شخصيت بي همتاي وي آشنا گرديد و بنا به قولي كه به پدرش امام رضا(ع) در خراسان داده بود، دختر خود "ام الفضل" را به عقد ازدواج امام محمد تقي(ع) در آورد و منزلت وي را در نزد تمامي نزديكان و اقرباي خويش، اعم از عباسيان و علويان، گرامي شمرد و براي وي احترام ويژه اي قائل گرديد.(3)

هنگامي كه مأمون در برابر خرده گيري هاي عباسيان كينه توز، نسبت به ازدواج امام محمد تقي(ع) با دختر خويش روبرو گرديد، در پاسخشان گفت: و أما ابوجعفر محمد بن علي(ع)، قد اخترته لتبريزه علي كافه أهل الفضل في العلم و الفضل مع صغر سنه، و الأعجوبه فيه بذلك.(4)

يعني: اما از اين كه ابوجعفر محمد بن علي(ع) را به همسري دخترم برگزيدم، بدين جهت است كه وي با كمي سن و سالش، سرآمد تمامي صاحبان فضل در دانش و دانايي است. او نابغه و شگفتي دوران است.

به هر روي، امام محمد تقي(ع) پس از ازدواج با ام الفضل، مدتي در بغداد زندگي كرد ولي چون آن حضرت، تمايلي به معاشرت و هم نشيني با عباسيان غاصب را نداشت و روحيات او با تجملات و زندگي اشرافي سازگار نبود، به بهانه زيارت خانه خدا، از بغداد حركت كرد و عازم مكه شد و پس از زيارت خانه خدا، به مدينه منوره رفت و در همان جا، مجدداً ساكن گرديد.(5)

اما بار ديگر، امام محمد تقي(ع) در عصر معتصم عباسي [هشتمين خليفه عباسيان] به بغداد دعوت شد و با اكراه و اجبار خويش و اصرار همسرش ام الفضل، عازم عراق گرديد و در محرم سال 220 قمري وارد بغداد شد و مورد استقبال معتصم و ساير درباريان و عباسيان قرار گرفت.

وليكن، معتصم و ساير بزرگان عباسي كه با ازدواج آن حضرت با دختر مأمون از قبل ناراحت بودند و وجود وي را در جمع خويش نمي توانستند تحمل كنند، نقشه قتل وي را پي ريزي كردند.(6)

آنان، به واسطه جعفر بن مأمون، خواهرش ام الفضل را به قتل همسرش امام محمد تقي(ع) تحريك و تشويق نمودند و آن نادان و بي خرد، فريب اغوائات و وسوسه هاي شيطاني آن ها را خورد و آن حضرت را در آخرين روزهاي ذي قعده سال 220 قمري مسموم نمود و بر اثر شدت زهر، آن حضرت در 25 سالگي، در آخرين روز ذي قعده همان سال، غريبانه و مظلومانه در بغداد به شهادت رسيد.(7)

بدن مطهر امام جواد(ع) در مقابر قريش بغداد، در كنار قبر مطهر جدش امام موسي كاظم(ع)، كه هم اكنون معروف به كاظمين است، به خاك سپرده شد.(8)

منابع:

1- الارشاد (شيخ مفيد)، ص 614؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج3، ص 186؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 324

2- كشف الغمه، ج3، ص 186

3- الارشاد، ص 619

4- همان، ص 621

5- همان، ص 628

6- همان، ص 629؛ منتهي الآمال، ج2، ص 347

7- منتهي الآمال، ج2، ص 347

8- همان، ص 350 و بحارالانوار (علامه مجلسي)، ج5، ص 1 و ص 7

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 8:29  توسط مجید غفوری  | 

 

با نام رضا (ع) به سینه ها گل بزنید         با اشـک به بارگاه او پل بـزنید

فـرمـود که هـر زمـان گرفتار شـدید         بر دامن ما دست توسل بزنید

نام مباركش: علي بن موسي الرضا(ع) و نسب پدری اش عبارت است از: امام موسي كاظم(ع)، بن امام جعفر صادق(ع)، بن امام محمد باقر(ع)، بن امام زين العابدين(ع)، بن امام حسين(ع)، بن امام علي بن ابي طالب(ع)، كه همگي از امامان معصوم بودند.

شايان ذكر است كه از ميان امامان معصوم (عليهم السلام)، چهار تن از آنان به واژه زيباي "علي" ناميده شده اند و آنان عبارتند از امام اول (علي بن ابي طالب(ع)، امام چهارم (علي بن الحسين(ع)، امام هشتم (علي بن موسي الرضا(ع) و امام دهم (علي النقي بن محمد تقي(ع).

كنيه آن حضرت، ابوالحسن است و چون كنيه امام موسي بن جعفر(ع) نيز ابوالحسن بود، كنيه امام رضا(ع) را ابوالحسن ثاني مي گويند.

لقب هاي شريفش عبارتند از: رضا، صابر، رضي، وفي، فاضل و صديق.

اما لقب "رضا" شهرت بيشتري دارد و آن حضرت را از اين جهت "رضا" ناميدند، كه پسنديده خدا در آسمان و مورد خرسندي رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ع) در زمين بود و دوستان و دشمنان، به اتفاق از وي خشنود و راضي بودند.

نام مادرش "نجمه" و از بانوان فاضله، پرهيزكار و خردمند عصر خود بود.(1)

از حميده مصفاة، مادر امام موسي كاظم(ع) روايت شد: هنگامي كه "نجمه" را از بازار بردگان خريدم و به خانه آوردم، شبي پيامبر اكرم(ص) را در خواب ديدم، كه به من فرمود: اي حميده! نجمه را به فرزندت موسي كاظم(ع) ببخش و به عقدش درآورد، زيرا به زودي از او فرزندي ديده به جهان گشايد، كه بهترين انسان روي زمين خواهد بود. پس من نيز او را به فرزندم موسي كاظم(ع) واگذار كرده و به عقدش درآوردم و پس از مدتي، علي بن موسي الرضا(ع) از وي ديده به جهان گشود و از آن زمان، حضرت امام موسي بن جعفر(ع)، نجمه را "طاهره" ناميد.(2)

گفتني است كه براي اين بانوي شريف، نام هاي ديگري چون: أروي، سكن، تكتم، ام البنين، شقراء، خيزران، سمانه و صقر، نيز ذكر شده است. ولي معروفترين آن ها، همان "نجمه" مي باشد.(3)

تولد بابركت امام رضا(ع) را برخي از معصومان پيش از وي، پيش گويي كرده و به آن بشارت داده بودند. از امام صادق(ع) در اين باره احاديث چندي وارد شده است. از جمله عبدالله بن فضل هاشمي روايت كرد: مردي از اهالي طوس در محضر امام جعفر صادق(ع) نشسته بود و آن حضرت به وي فرمود: به زودي از صلب فرزندم موسي، مردي به دنيا مي آيد كه مورد خشنودي خداوند سبحان درآسمان و خرسندي بندگانش در زمين خواهد بود. در سرزمين شما از روي ستم و دشمني مسموم و كشته مي گردد و در همان جا غريبانه به خاك سپرده مي شود. آگاه باش! هر كسي وي را در غربتش زيارت كند و بداند كه او امام و پيشواي شيعيان پس از پدرش بوده و از جانب خداوند متعال، مفترض الطاعه مي باشد، همانند كسي است كه رسول خدا(ص) را زيارت كرده باشد.(4)

به هر روي، امام رضا(ع) در يازدهم ذي قعده سال 148 قمري در مدينه منوره ديده به جهان گشود و عالم هستي را با انوار الهي و ذاتي خويش، منور ساخت.(5)

گرچه برخي از مورخان و سيره نگاران تاريخ تولد آن حضرت را در يازدهم ذي حجه سال 153 و برخي ديگر يازدهم ذي قعده سال 151 و يا سال 153 قمري ذكر كرده اند، وليكن معروف و مشهور ميان علماي ما، همان ذي قعده سال 148 قمري، چند هفته پس از شهادت جدش امام جعفر صادق(ع) مي باشد.

نجمه خاتون، مادر امام رضا(ع) در حديثي گفت: هنگامي فرزندم رضا را به دنيا آوردم، پدرش امام موسي كاظم(ع) به من فرمود: او را بگير [و خوب نگه دار] زيرا او بقيه الله در زمين است.(6)

امام رضا(ع) در 35 سالگي، پس از شهادت پدرش امام موسي كاظم(ع) به مقام امامت شيعيان نايل آمد و در 55 سالگي، در خلافت مأمون عباسي و با توطئه وي، در خراسان مسموم و در صفر سال 203 قمري به شهادت رسيد.

منابع:

1- زندگاني چهارده معصوم (ترجمه اعلام الوري)، ص 423

2- همان و اثبات الهداة (شيخ حر عاملي)، ج3، ص 233

3- كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج3، ص 71؛ اثبات الهداة، ج3، ص 233

4- اثبات الهداة، ج3، ص 233

5- زندگاني چهارده معصوم، ص 423؛ الارشاد (شيخ مفيد)، ص 591؛ منتهي الآمال (شيخ عباس قمي)، ج2، ص 256

6- اثبات الهداة، ج3، ص 233؛ وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 90

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 8:8  توسط مجید غفوری  | 

 

تولد: تاریخ تولد حضرت فاطمه معصومه(س) به طور دقیق مشخص نیست ولی کتاب «مستدرک سفینه» تاریخ تولد او را طبق اسناد به دست آمده، در روز ۱ ذیقعده سال ۱۷۳ هجری در شهر مدینه نوشته‌است.

سفر به ایران: پس از آن که مامون خلیفه وقت، برادر حضرت فاطمه معصومه(س) امام رضا(ع) پسر امام موسی کاظم (ع) را در سال ۲۰۰ هجری، از مدینه به مرو خواند، حضرت فاطمه معصومه(س) همچون تعدادی از علویان، درسال ۲۰۱ هجری به ایران روی آورد. وقتی که به ساوه رسید، بیمار شد. در ساوه از همراهان خود پرسید که تا قُم چقدر فاصله است؟ گفتند که نزدیک است. او از همراهان خود خواست تا وی را به قم ببرند.

پسران سعد اشعری که از شیعیان برجسته بودند و نیز دیگر بزرگان شهر قم که از موضوع حرکت حضرت فاطمه معصومه(س) به قم باخبر شده بودند، از وی استقبال باشکوهی به عمل آوردند حضرت فاطمه معصومه(س) به خانه موسی بن خزرج بن سعد اشعری وارد شد.

وفات: حضرت فاطمه معصومه(س) تنها هفده روز در قم زنده ماند و آن گاه در سن ۱۸ سالگی، در حالی که هنوز ازدواج نکرده بود در ۱۰ ربیع الثانی سال ۲۰۱، وفات یافت جنازه او را در جایی که آن زمان به باغ بابلان مشهور بود هم اکنون زیارتگاهی باشکوه مشهور به حرم حضرت فاطمه معصومه(س) است به خاک سپردند. پس از به پایان رسیدن مراسم دفن، موسی بن الخزرج سایبانی از حصیر و بوریا بر قبر او ساخت و این سایبان بر قرار بود تا زمانی که زینب، دختر امام جواد(ع)، بر آن گنبدی بنا کرد.

شفاعت: امام صادق(ع) می‌فرماید: ان للّه حرماً و هو مکه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا وان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الکوفه الا و انَّ قم الکوفة الصغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الی قم تقبض فیها امراة من ولدی اسمها فاطمه بنت موسی علیهاالسلام و تدخل بشفاعتها شیعتی الجنة با جمعهم (معنی:خداوند حرمی دارد که مکه‌است پیامبر حرمی دارد و آن مدینه‌است و حضرت علی (ع) حرمی دارد و آن کوفه (نجف) ‌است و قم کوفه کوچک است که از ۸ درب بهشت سه درب آن به قم باز می‌شود - زنی از فرزندان من در قم از دنیا می‌رود که اسمش فاطمه دختر امام موسی کاظم (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت می‌شوند).

زیارت: زیارت قبر حضرت فاطمه معصومه(س) به شیعیان سفارش شده‌است. برای نمونه امام رضا(ع) در این خصوص فرموده ‌است:

کسی که مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) را با دانایی و معرفت به حق او، زیارت کند، سزاوار بهشت می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 8:12  توسط مجید غفوری  | 

 

25شوال سال148هجري قمري «حضرت امام جعفرصادق (ع)» ششمين ستاره درخشان سپهر ولايت و امامت بدستور منصور خليفه عباسي به شهادت رسيدند. امام صادق (ع) در دامان مادري پرهيزكار بنام «اُمِّ فَروَه» دخت« قاسم بن محمد» و درسايه پدربزرگوارشان امام محمد باقر(ع) پرورش يافتند. ايشان در31سالگي پس ازشهادت امام باقر(ع) عهدهدار مقام امامت شدند. در دوران امامت امام صادق (ع) امويان و عباسيان برسرخلافت درگيريهاي شديد داشتند و همين امر زمينه مناسبي براي امام(ع) فراهم آورد تا به گسترش علوم اسلامي و تربيت شاگردان مكتب خود بپردازند. ازاين رهگذر امام صادق(ع) هزاران فقيه، متكلم و دانشمند براي جامعه اسلامي تربيت كردند و بدين ترتيب مذهب شيعه و فقه جعفري را ازمجموعه ارزشمند احاديث و روايتهاي بشمارخود غنيتر ساختند. عباسيان دراين ميانه همانند امويان از آزار و شكنجه امام صادق(ع) فروگذار نكردند و از ارتباط مردم با آن حضرت جلوگيري كردند. سرانجام امام صادق(ع) اين چشمه جوشان دانش و معرفت اسلامي در65سالگي بدستور منصور عباسي مسموم و شهيد شدند. پيكر مطهر امام صادق(ع) درگورستان بقيع بخاك سپرده شده است.

امام جعفر صادق (ع) می فرمایند:

ليس بين الايمان و الكفر الا قلة العقل قيل : و كيف ذاك يا ابن رسول الله ؟ قال : إن العبد يرفع رغبته الي مخلوق فلو أخلص نيته لله لأتاه الذي يريد في أسرع من ذلك .

ميان ايمان و كفر فاصله اي جز كم عقلي نيست . عرض شد : چگونه اي پسر پيغمبر ؟ فرمود : بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق مي شود ، در صورتي كه اگر با خلوص نيت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزديكتر از آن وقت به او رسد.

(اصول كافي ، ج 1 ، ص 32 – 33)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 8:13  توسط مجید غفوری  | 

"عيد" در لغت از ماده "عود" به معني بازگشت است، لذا روزهايي را که مشکلات قوم و جمعيتي برطرف مي شود و به پيروزي ها و راحتي هاي نخستين باز مي گردند، عيد مي نامند. مانند عيد فطر و قربان به مناسبت اين که در پرتو اطاعت يک ماهه رمضان يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاکي فطري نخستين به روح و جان ، باز مي گردد، و آلودگي هايي که بر خلاف فطرت است ، از ميان مي رود .

"عيد فطر" يکي از دو عيد بزرگ در سنت اسلامي است . مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را روزه به پا داشته و از خوردن ،آشاميدن و بسياري از کارهاي مباح ديگر امتناع ورزيده اند ، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مي طلبند ، اجر و پاداشي که خداوند ، خود به آنان وعده داده است .

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده اند که در اين روز، امر امساک از خوردن و آشاميدن برداشته مي شود و مؤمنان رخصت مي يابند در روز، افطار کنند و روزه خود را بشکنند.

 

عيد فطر صحنه اي از قيامت

حضرت علي (ع)  به مناسبت عيد فطر خطبه اي قرائت کرده و در آن ، اين روز را به قيامت تشبيه فرموده است :

اي مردم! اين روز شما ، روزي است که نيکوکاران در آن پاداش مي گيرند و زيانکاران و تبهکاران در آن مأيوس و نا اميد مي گردند.

دنيا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جايزه برندگان اين مسابقه و جهنم جزاي بازماندگان است .

(عيد فطر) شبيه ترين روز به روز قيامت است. -  چون در قيامت عده اي که زيان کارند ، تأسف مي خوردند و غضبناک مي گردند و عده اي که نيکوکارند رستگار و متنعم به نعمت هاي الهي مي شوند . -

وقتي از منازلتان براي خواندن نماز عيد خارج مي شويد ، به ياد آوريد زماني را که از منزل بدن خود خارج شده و به سوي خداي خود خواهيد رفت .

وقتي در جايگاه نماز خود مي ايستيد به ياد آوريد زماني را که در محضر عدل الهي مي ايستيد و از شما حسابرسي مي کنند. وقتي از نماز به منازلتان بر مي گرديد به ياد آوريد زماني را که به منازل خود در بهشت خواهيد رفت .

اي بندگان خدا! کمترين چيزي که به زنان و مردان روزه دار داده مي شود اين است که فرشته اي در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مي دهد:

"هان! بشارتتان باد، اي بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزيده شد، پس به فکر آينده خويش باشيد که چگونه باقي ايام را بگذرانيد ."

 

روز و نماز عيد فطر

از سخنان معصومين عليهم السلام چنين برداشت مي شود که روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. لذا در اين روز مستحب است که انسان بسيار دعا کند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلي نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.

مناسبت هاي مختلف اسلامي ، زمينه توجه به خداي متعال و زنده کننده ياد او در زندگي و فکر مسلمانان است و براي بسياري از اين مناسبت ها، اعمال و دعاهاي ويژه اي از جمله "نماز" بيان شده است . بر خلاف اغلب جشن ها و اعياد ، که آميخته به غفلت ها، هوسراني ها و شهوات است، اعياد اسلامي، همراه با نماز، دعا، انفاق، صدقه ، غسل ، طهارت و ... است .

در حديث شريفي از امام رضا عليه السلام آمده است :

" خداوند ، روز فطر را بدين سبب "عيد فطر" قرار داد تا مسلمانان ، اجتماع و مجمعي داشته باشند که در آن روز، گرد هم آيند و در برابر خداوند ، به خاطرمنت ها و نعمت هايش، به تمجيد و تعظيم بپردازند، پس آن روز، روز عيد و تجمع ، روز زکات و رغبت و روز نيايش است. "

 

در قنوت نماز عيد  چه مي خوانيم؟

بارالها! به حق اين روز، که آن را براي مسلمانان عيد و براي محمد صلي الله و عليه و اله ذخيره و شرافت و کرامت و فضيلت قرار دادي از تو مي خواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستي و مرا در هر خيري وارد کني که محمد و آل محمد را در آن وارد کردي و از هر بدي که محمد و آل محمد را خارج ساختي ، ما را نيز از آن خارج ساز، درود و صلوات تو بر او و آنها. خداوندا! از تو مي طلبم، هر آنچه را که بندگان شايسته ات از تو خواستند و به تو پناه مي برم از هر آنچه که بندگان خالصت به تو پناه بردند .

 

جايزه الهي

عمده ترين چيزي که در اين نماز، از خدا خواسته مي شود، آمرزش و مغفرت الهي و مبارک ساختن اين عيد، با قبولي طاعات است و اين، بهترين جايزه اي است که خداوند به نمازگزاران روزه دار، عطا مي کند .

امام باقر عليه السلام از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت مي کند که فرمود :

هر گاه روز اول ماه شوال (عيد فطر) فرا مي رسد ، منادي از سوي خداوند ندا مي دهد :

" اي مؤمنين : بشتابيد به سوي جايزه هايتان."

آنگاه امام باقر عليه السلام رو به جابر کرد و فرمود : اي جابر! جوايز خدا، مثل جايزه هاي اين پادشاهان نيست! امروز ، روز جايزه هاست!

از "سويد بن غفله" نقل شده است : در روز عيد بر اميرالمؤمنين علي عليه السلام وارد شدم و ديدم که نزد او نان گندم و خطيفه

(خوراکي از آرد و شير) و ملبنة (غذا يا حلوايي که با شير تهيه مي شود ) موجود است . پس به آن حضرت عرض کردم : روز عيد و خطيفه؟!

حضرت فرمود : اين عيد کسي است که آمرزيده شده است.

 

منابع:

1- تحف العقول، ص 170.

2- وسائل الشيعه، ج 5، ص141.

3- همان ، ص 140.

4- بحار الانوار، ج40، ص 74

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 9:34  توسط مجید غفوری  | 

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

به یقین فرشتگان به محبت او - علی علیه السلام - به خداوند تقرّب می جویند .

( بحارالأنوار جلد 39 صفحه 93)

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 12:31  توسط مجید غفوری  | 

 

امام در عصر روز 21 ماه رمضان سال 40 هجری بر اثر عمق زخم وزهری که وارد بدن وی بوسیله شمشیر شده بود در حالی که با خدای خویش در راز ونیاز ودر حال نماز بود ، جان به جان آفرین تسلیم کرد .

پیکر شریفش را به نجف اشرف برده وهمان جا بخاک سپردند .

در سال چهارم هجری جماعتی از خوارج در مکه جلسه ای تشکیل دادند ومسئول تمامی اختلافات موجود در جامعه را یه نفر دانستند  که قرار شد که هر سه را اعدام بنمایند که بدین منظور عبدالرحمن بن ملجم مرادی مسئولیت بشهادت رساندن امام علی (ع) را به عهده گرفت ودومی مسئولیت بهلاکت رساندن معاویه در شام را وسومی کشتن عمروبن عاص را در مصر .

عبدالرحمن بن ملجم راهی کوفه میشود، در کوفه با دختری بنام قطامه که دو برادرش در جنگ نهروان بدست امام علی (ع) کشته شده بود، برخورد کرده وعاشق وی میشود، قطامه، مهریه خود را کشتن امام علی (ع) قرار می دهد، عبدالرحمن بن ملجم در سحرگاه 19 رمضان سال 40 هجری، هنگامی که امام در محراب عشق مشغول راز ونیاز بامحبوب خود بود، با ضربت شمشیر زهرآلود فرق امام را میشکافد و...  امام در لحظه ای که ضربت بر فرق مبارکش وارد شده ( با حالی که حاکی از به نتیجه رسیدن بارسنگینی را از دوش بر زمین گذاشتن وراحت شدن است ) فریاد برآورد : "فزت و رب الکعبه "بخدای کعبه که رستگار شدم .

دادو فریاد، یا علی را کشتند شروع میشود، ا بن ملجم که فصد فرار داشته در خارج از مسجد بوسیله مردم دستگیر میشود.

برای امام به تجویز طبیب شیر می برند، امام میفرماید که بر ای ابن ملجم هم از همین شیر ببرید وبه او کاری نداشته باشید ، اگر زنده ماندم خود میدانم واگر نه، با همان ضربه او را قصاص کنید .

گذری کوتاه بر وصایای امام علی (ع) :

از خدابترسید وپیروان دنیا نگردید ، هر چه در قرآن است عمل کنید، قبل از آنکه دیگران بر شما سبقت بگیرند .

وضو را شاداب بگیر .

خدا را در قرآن بنگرید .

خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید .

خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:23  توسط مجید غفوری  | 

 

گوشه ای ار زندگینامه حضرت امیرالمومنین علی (ع)

علی ، پسر ابوطالب (۲۴ رجب قبل از هجرت، ۲۱ رمضان ۴۰ ه.ق.) پسرعمو، داماد و نزدیکترین اصحاب محمد ابن عبدالله، (پیامبر اسلام) و از اهل بیت پیامبر است. بنا بر روایات محمد او را به برادری خود برگزید و با او پیمان برادری بست. او از دیدگاه اهل سنت چهارمین خلیفه مسلمانان و از نظر شیعیان بنابر وصیت و سفارش‌های محمد جانشین پیامبر و امام اول می‌باشد. دو کنیه‌ معروف او «ابوالحسن» و «ابو تراب» است و بین گروه‌های مختلف با لقب‌های گوناگونی (به مانند امیرالمومنین، اسدالله و حیدر کرار) خوانده می‌شود. مدت خلافت وی ۵ سال (از ۶۵۶ م تا ۶۶۱ م.) بود.

او در مکه به دنیا آمد، پدرش ابوطالب و مادرش بنت اسد بود. در خانه محمد پرورش یافت و در حالی که حدود ده سال بیشتر نداشت، اولین مردی گشت که اسلام پذیرفت. علی زمانی که پیامبر در مکه اسلام را تبلیغ می‌کرد و مورد آزار و اذیت مشرکان قرار می‌گرفت، یار و مددکار او بود. هنگام هجرت محمد، علی به جای وی در بسترش خوابید تا نقشه قتل پیامبر را خنثی کند و او بتواند از مکه بگریزد؛ سپس امانات وی را ادا نمود و به همراه فاطمه زهرا، مادرش و زنی دیگر به مدینه هجرت کرد. در سال دوم پس از هجرت محمد گفت که به فرمان خدا وی را به همسری دخترش فاطمه در می‌آورد که حاصل این ازدواج چند فرزند از جمله حسن و حسین بود. در طول دورانی که پیامبر اداره جامعه مسلمانان در مدینه را بر عهده داشت علی او را یاری می‌کرد و در تمام جنگ‌ها به جز جنگ تبوک شرکت داشت. همچنین وی حامل پیام‌ها و دستورات او بود. محمد هنگام بازگشت از آخرین حج خود در غدیر خم، او را "مولای مسلمانان" معرفی کرد و مردم با او بیعت کرده و تبریک گفتند و این از دید شیعیان به معنی معرفی علی به جانشینی پیامبر است.

پس از درگذشت پیامبر در ماجرای انتخاب جانشین پیامبر بین او و ابوبکر اختلاف رخ داد. وی مدتی پس از درگذشت فاطمه زهرا با ابوبکر بیعت کرد. علی در دوران خلافت سه خلیفه اول جز در انتخاب خلیفه سوم فعالیت سیاسی نداشت و در جنگ‌ها شرکت نمی‌کرد و تنها در امور دینی، قضایی و سیاسی به خلفا مشورت می‌داد.. پس از قتل عثمان، خلیفه سوم، علی با اصرار مردم خلافت را پذیرفت و از سال ۳۵ تا ۴۰ هجری قمری این منصب را بر عهده داشت. وی با مخالفت برخی از بزرگان قریش و عایشه مواجه شد. این امر منجر به بروز سه جنگ جمل، صفین و نهروان در دوران خلافتش شد. نهایتا ابن ملجم مرادی یکی از بازماندگان خوراج نهروان در مسجد کوفه به هنگام نماز صبح با شمشیر زهرآلود فرق او را شکافت و دو روز پس از آن در ۲۱ رمضان سال ۴۰ هجری به شهادت رسید.

در خصوص چگونگی شهادت و ضربت خوردن حضرت اختلاف نظر است. بعضی عقیده دارند امام هنگامی که وارد مسجد شد و به نماز ایستاد و تکبیر افتتاح گفت و پس از قرائت به سجده رفت در این هنگام ابن ملجم در حالی که فریاد می زد: "لله الحکم لا لک یا علیّ" با شمشیر زهر آلود ضربتی بر سر مبارک حضرت وارد آورد. ضربت بر محلی اصابت کرد که بیشتر شمشیر "عمر بن عبدود" بر آن وارد شده بود. و فرق مبارک حضرت تا پیشانی شکافت.
مرحوم شیخ طوسی در "امالی" حدیث دیگری از علی بن موسی الرضا (ع) از پدر گرامیش از امام سجاد (ع) نقل می کند که ابن ملجم در حالی که علی (ع) در سجده بود، ضربتی بر فرق حضرت وارد ساخت.
دانشمند معروف اهل سنت سبط ابن جوزی می نویسد: "هنگامی که امام در محراب قرار گرفت، چند نفر به او حمله کردند و ابن ملجم ضربتی بر حضرت فرود آورد. خون از سر علی (ع) در محراب جاری شد و محاسن شریفش را رنگین کرد. در این حال حضرت فرمود: "فزت و رب الکعبه"؛ به خدای کعبه سوگند! رستگار شدم".
علی (ع) وقتی ضربت خورد ، فرمود : "او را بگیرید". مردم از پی ابن ملجم شتافتند اما هر کسی به او نزدیک می شد، وی را با شمشیر می زد. چون او را نزد علی (ع) آوردند، وقتی حضرت ضارب را شناخت، به فرزندش حسن (ع) فرمود : "مواظب دشمنت باش، شکمش را سیر و بندش را محکم کن. پس اگر مردم ، او را به من ملحق کن تا نزد پروردگارم با او احتجاج کنم و اگر زنده ماندم، او را می بخشم و یا قصاص می کنم".
هنگامی که امام علی (ع) ضربت خورد ، طبیبان کوفه بر بالین وی گرد آمدند، در بین آنان از همه ماهرتر "اثیر بن عمرو" بود که جراحات را معالجه می کرد. وقتی که او زخم را دید، دستور داد شش گوسفندی را که هنوز گرم است، برای او بیاورند ، پس رگی از آن بیرون آورد و در محل ضربت قرار داد و آن گاه آن را بیرون آورد و گفت : یا علی، وصیت های خود را انجام بده، زیرا ضربت به مغز رسیده و معالجه مؤثر نیست. در این هنگام امام وصیت خود را خطاب به دو فرزندش حسن و حسین (ع) فرمود. امام در پایان وصیت از هوش رفت، و چون چشمان خود را باز کرد فرمود : "ای حسن، با تو سخنی چند دارم. امشب شب آخر عمر من است. چون در گذشتم، با دست خود مرا غسل بده و کفن کن و بر جنازة من نماز بخوان و در تاریکی شب جنازة مرا دور از شهر کوفه مخفیانه به خاک بسپار تا کسی از آن با خبر نشود".
علی (ع) دو روز زنده بود و در شب جمعة نخستین روز از دهة آخر رمضان ( شب بیست و یکم سال 40 هجری) در 63 سالگی به شهادت رسید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 8:25  توسط مجید غفوری  | 

 

شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.
در تمام سال، شبی به خوبی و
فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و
روح نیز نام گرفته است.
عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب،
مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود
.
ملائکه در
این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام
زمان علیه السلام  می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند.
شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه
و تأکید شده است
.
در بعضی از تفاسیر آمده است که روزی پیامبر اکرم فرمود:«یکی
از بنی 
اسرائیل  لباس جنگ پوشید و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود.»
یاران پیامبر تعجب کردند و آرزو کردند
چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود؛ در این هنگام بود که سوره قدر نازل شد و بیان شد که «شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است.»


منابع
:
1-تفسیر نمونه ج 27 ص 181

2- مجمع البیان ج 10 ص 405

3- مفاتیح الجنان

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 11:22  توسط مجید غفوری  |