|
|
|
|
|
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّريف) أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إلى رُواةِ حَديثِنا (أحاديثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَ أنَا حُجَّةُ اللهِ عَلَيْكُمْ. جهت حلّ مشكلات در حوادث - امور سياسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... به راويان حديث و فقهاء مراجعه كنيد كه آن ها در زمان غيبت خليفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم. ( بحارالأنوار، ج 75، ص 380) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 7:58 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
ولادت ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:19 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
این نقشه متعلق به اسناد کشور عربستان سعودی در سال 1331 (ه.ق) می باشد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 18:0 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
محور این نوشتار، حدیثی است كه علّامه مجلسی آن را با سند مُفَضَّل بن عمر جعفی از قول امام صادق علیه السلام بیان كرده است.(۱)
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 7:13 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در روزگارانی که ملت ایران آماده میشد تا در تلاش و کوششی سراسری، سلطنت و استبداد مطلق شاهنشاهی را مشروط و محدود سازد،( سال 1320 ه.ق مطابق با 1281ه.ش )کودکی در خطه خمین متولد شد که سالیان بعد در اوج ناامیدی ملت ایران برای دستیابی به مردمسالاری و رهایی از استبداد، توانست با نفسی مطمئن و قلبی امیدوار به فضل خدا، روحی تازه در کالبد جامعه ایرانی دمیده و انقلابی را به ثمر رساند که احیاگر عزت، کرامت و حق تعیین سرنوشت ملت بود. پدر سید روحالله، آیتالله مصطفی موسوی، از معاصران مرحوم آیتالله میرزای شیرازی بود که پس از آنکه سالیانی چند در نجف اشرف علوم و معارف اسلامی را فراگرفته و به درجه اجتهاد نایل آمده بود، به ایران بازگشت و در خمین ملجا مردم و هادی آنان در امور دینی بود. روحالله بیشک اصول مبارزه را از پدر آموخته بود چراکه هنوز بیش از پنج ماه از ولادتش نگذشته بود که طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت، پدرش را که مقابل زورگوییها به مقاومت برخاسته بود به شهادت رساندند. بستگان شهید برای اجرای حکم الهی قصاص به تهران (دارالحکومه وقت) رهسپار شدند و بر اجرای عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید. و این بستگان همان کسانی بودند که در تربیت روحالله ملت ایران نقشی بسزا ایفا کردند؛ مادری مومنه به نام بانو هاجر که خود از نوادگان آیتالله خوانساری (صاحب زبده التصانیف) بود و عمهای مکرمه و شجاع به نام صاحبه خانم. برای هوش سرشار دوران کودکی روحالله، بیشک نبوغ سیاسیاش در رهبری مصداق و گواهی بارز است. او در کودکی و نوجوانی، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزههای دینی، از آن جمله ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را نزد معلمین و علمای منطقه نظیر آقامیرزا محمود افتخار العلما، میرزا رضا نجفی خمینی، شیخ علی محمد بروجردی، آقاشیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراکی و بیش از همه نزد برادر بزرگش آیت الله سید مرتضی پسندیده فرا گرفت و در سال 1298 ه.ش عازم حوزه علمیه اراک شد. همین نبوغ، روحالله را از نوجوانی به صحنه مبارزه با خوانین و اشرار ستمگر که در پناه حکومت مرکزی به غارت اموال و نوامیس مردم میپرداختند، وارد کرد. کودتای رضاخان در سوم اسفند 1299شمسی که بنا بر گواهی اسناد به وسیله انگلیسها حمایت و سازماندهی شده بود، دیکتاتوری پدید آورد که سیاست داخلی آن بر سه اصل «حکومت خشن نظامی و پلیسی»، «مبارزه همهجانبه با مذهب و روحانیت» و «غربزدگی» پایه ریزی شده بود و در تمام دوران سلطنتش استمرار داشت. در چنین شرایطی روحانیت ایران برای دفاع از اسلام و حفظ موجودیت خویش به تکاپو افتاد. آیتالله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری به دعوت علمای وقت قم از اراک به این شهر هجرت کرد، اندکی پس از آن هم روحالله خمینی با هجرت به قم عملا در تحکیم موقعیت حوزه نوتأسیس قم مشارکتی فعال داشت. همچنین در شرایطی که با به قدرت رسیدن رضاخان و پس از نهضت مشروطه، روحانیت دچار انزوا شده بود، امام خمینی(س) با ایفای نقشی تاریخی به افشای اهداف پشت پرده و مخالفت با آن برخاست و در هنگامه تعطیلی تدریس و تدرس رشتههایی چون عرفان و فلسفه از سوی مقدسمآبان، به تدریس مخفیانه پرداخت و با پرورش شخصیتهایی چون علامه آیتالله مطهری، حلقهای از اندیشمندان و متفکرانی را تشکیل داد که در آینده حلقه اصلی انقلابیون را تشکیل دادند. امام خمینی (س) که پس از رحلت آیتالله العظمی حائری، از اصلیترین دعوتکنندگان از آیتالله بروجردی برای هجرت به قم بود، پس از رحلت آیت الله بروجردی، خود به محور شکست طرح رژیم برای انتقال مرجعیت به خارج از ایران تبدیل شد و با آغاز علنی مبارزات خود در ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی، مسیری خطیر را تا 15 خرداد 1342 و پس از آن تا 22بهمن 1357 را بنیاد نهاد و رهبری کرد. عارف کامل، فیلسوف، رهبر سیاسی دینمدار و فقیه و مرجع عالیقدری که انقلاب اسلامی ایران را رهبری کرد و 10 سال ملجأ و پناهگاه ملت ایران در همه سختیها، دشواریها و مصایب بود؛ در حالی در 14 خرداد 1368 عمر گرانمایه به پایان برد و به لقاءالله شتافت که همه دغدغههایش را در دو متن منشور روحانیت و وصیتنامه سیاسی- الهی خود به عنوان متن مقدس انقلاب با ملت در میان گذاشت؛ گویا که او خود به خوبی از آینده خبر داشت و به حق مرد فرداها بود. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 7:0 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّريف) (تفسير عيّاشى: ج 1، ص 16، بحارالأنوار: ج 89، ص 96، ح 58) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 9:11 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:39 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در سال 64 هجري حضرت ام البنين سلام الله عليها همسر اميرالمومنين عليه السلام و مادر قمر بني هاشم عليه السلام از دنيا رحلت فرمودند. نام مبارك آن حضرت فاطمه و كنيه شريفش ام البنين است, و آن حضرت به همين كنيه معروفند. پدر آن حضرت حزام بن خالد و مادرشان ليلي دختر شهيد بن ابي عامر است. اميرالمومنين عليه السلام آن حضرت را به همسري برگزيد و خداوند چهار پسر به آن حضرت عنايت فرمود: حضرت قمر بني هاشم عباس عليه السلام, عبدالله, جعفر و عثمان عليهم السلام, كه هر چهار پسر در كربلا شهيد شدند. بانواني كه از كربلا به مدينه مراجعت كردنددر خانه ام البنين سلام الله عليها عزاداري ميكردند. آن حضرت اگر چه در كربلا نبود ولي از ناله و گريه قرار نداشت و همه روزه به بقيع ميرفت و آنقدر جانسوز مرثيه ميخواند كه مروان با آن قساوت قلب گريه ميكرد. هنگامي كه مردم او را ام البنين خطاب ميكردند و تسليت ميدادند, ميفرمود: ديگر مرا ام البنين نخوانيد. اين گريه و زاري حضرت ادامه داشت تا بدرود حيات گفت. منابع: ۱-ام البنين سلام الله عليها سيده نساء العرب: ص84 ۲-رياحين الشريعه: ج3 ص294 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:15 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
امام صادق علیه السلام الا تمنیا لقوة القائم المهدی و شدة اصحابه. و هم الركن الشدید، فان الرجل منهم یعطی قوة اربعین رجلا، و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحدید. لومروا بالجبال لتدكدكت، لایكفون سیوفهم حتی یرضی الله عزوجل. آرزویی است بر قدرت قائم ما " مهدی(ع)" و استواری یارانش كه همان اركان محكم می باشند. هر كدام از مردان و یاران مهدی(ع) دارای قدرت چهل مرد هستند، دلهای آنها از پاره های فولاد محكم تر است، اگر بر كوهها بگذرند كوهها در هم فرو ریزند، دست از شمشیرهای خود(در پیكار با دشمنان دین) باز نمی گیرند تا آنكه خدای تعالی راضی شود. (ینابیع المودة، صص 9-5، چاپ نجف)
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 7:40 توسط مجید غفوری
|
|
||
|
|
|
|
|
در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن میپردازیم. سلیم بن قیس میگوید: زماني كه حضرت زهرا(س)از دنيا رفتند مردم سراسيمه به خانه زهرا(س)ميآمدند و منتظر بيرون آمدن جنازه بودند كه علي (ع) به ابوذر گفتند: برو و با صداي بلند اعلام كن كه برگردند چرا كه تشييع جنازه دختر رسولخدا امشب صورت نميگيرد و به تأخير افتادهاست. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 8:42 توسط مجید غفوری
|
|
||